Jun 30 2002

در چند سده گذشته در

نوشته:     :::       Comments Off on در چند سده گذشته در

در چند سده گذشته در كشورمان شاهد تحولات و دگرگونيهاي متعددي بوديم كه متا‎ْسفانه تنها معدودي از آنها تا حدي راه به مقصود بردند ولي همه آنها بي نتيجه ماندند. انقلاب مشروطيت، نهضت دكتر مصدق و انقلاب بهمن پنجاه و هفت مشخص ترين آنها بودند، گرچه هركدام هدف خود را دنبال ميكردند ولي با وجود اين هركدام نيز بيانگر اين واقعيت بود كه مردم ايران به درد خود پي برده و فقط در يافتن درمان بيچاره مانده است.
يكي از علل به نتيجه نرسيدن اين قيامها ميتواند. نداشتن برنامه يا برنامه هاي بعدي بوده باشد. براي مثال بيست و چهار سال پيش همگان در مورد رفتن شاه و رژيم سلطنتي همزبان بودند ولي هيچكس بدرستي نميدانست كه چه برنامه اي را بايد پس از آن پياده كرد. هيچ چيز به بحث و مذاكره گذاشته نشده بود. هر گروه خود را وارث بلا منازع رژيم سلطنتي ميدانست و ميزان حقانيت خود را تعداد كشتگان و مجروحين خود در مناقشات خياباني ميدانست. به زبان عاميانه به اين كار مرده خواري ميگويند. و دومين چيزي كه همه گروهها متفقاْ به آن معتقد بودند اين بود كه پس از رفتن شاه ديگر كسي نيست كه بتواند سر ملت كلاه بگذارد و ملت خود به همه چيز واقف گشته و با وجود احتمال اشتباهات و خطاهاي اوليه، حتماْ راه خود را پيدا خواهد كرد. اين دومين همفكري و همزباني ناگفته ولي آشكار، همزمان دومين اشتباه فاحش و تاريخي كشورمان در اين برهه از تاريخ بود. زمان ثابت كرد كه ملت ناراضي بود، اين درست، ولي ملت دقيقاْ نميدانست كه به چه چيز راضي خواهد شد، چونكه برنامه اي دقيق براي رسيدن به مقصودات خود نداشت. ملت سرش كلاه رفت زيرا كه باز هم حكومتي از خارج و ظاهراْ براي نجات حال و آينده و تشريح و به كرسي نشاندن مصالح ملي ولي در باطن براي تحميق بيشتر مردم و استثمار منابع ملي، خواه به صورت معادن يا افكار و مغزها و يا هر صورت ديگري به مردم حقنه شد. بمن نگوييد كه مردم خميني را ميخواستند چونكه ميدانم اين نوع خواستنها از همان نوع خواستن مردم افغانستان از ارتش سرخ براي ورود به كشورشان بود. از همان نوع خواستن مردم افغانستان براي آوردن كرزاي و بردن طالبان بود.
رندان پيش از آنكه چيزي را كه ميخواهند به كرسي بنشانند، چنان اوضاع را قمر در عقرب ميكنند كه مردم خود داوطلبانه به پيشواز آن بشتابند. اين نيز از نيرنگهاي جديد اينان است.
براي همين است كه ميگويم ، بايد با هم صحبت كنيم، بايد براي نظرات يكديگر احترام قايل شويم، بايد كه قبول مسئوليت نماييم و نيز جوابگو باشيم، زيرا كه از سكوت و عدم اعتماد بين ما به اندازه كافي سوء استفاده شده است. بايد مشخص كنيم كه چه چيز ميخواهيم و چه را نه. بايد نيز بيان نماييم كه تا چه اندازه حاضر به همگامي و نه تنها همقولي هستيم. بايد كه همچنين به مذاكرات پشت پرده نيز پايان دهيم.
رژيم ايران ديگر بار راه مذاكرات پشت پرده را با كشورهايي كه بظاهر از ديد او قابل نكوهش و شايسته پرهيز هستند در پيش گرفته است. چه ميگويند؟ چه ميدهند؟ چرا ميدهند؟ چه پيامدهايي اينگونه نشستهاي پشت پرده براي ملت ايران خواهد داشت؟ چه كساني از طرف چه كساني با چه كسان ديگري وارد مذاكرات ميشوند؟ آيا اين مذاكرات جهت منافع عمومي دو كشور با راستاهاي عادلانه و منصفانه ميباشند يا براي رهايي گروهي مشخص از بن بستي مشخص ميباشد يا از طرف واسطين رسمي دو دولت با تعهد انجام ميگيرد؟ پرسش بسيار است و پاسخ اندك. قدر مسلم اينست كه گروههايي در درون كشور با سرسپردگي به منافع شخصي و گروهي خويش و خوار شمردن و بي اهميت شمردن مشغله مردم سعي در بر جاي ماندن بيشتر خود را دارند و اين بهترين فرصت براي كشورهايي ميباشد كه از قدرت تهديد و ارعاب استفاده ميكنند تا بتوانند با پشتيباني از اين گونه افراد بهتر به كارهاي خود در مناطق ديگر ادامه دهند و اگر هم كار به جاهاي باريك كشيد، از نظر قانوني گناهي متوجه آنها كه نيست هيچ، در پي بازخواست نيز بر ميآيند.
آريوبرزن

نوشته: در ساعت: 2:55 am در بخش: اجتماعی

Comments Off on در چند سده گذشته در  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر