12
Sep
2002
کس شعر ماه
از امروز تصمیم دارم یک مطلب رو از بین مطالبی که خوانده ام بعنوان کس شعر ماه برگزینم تا شاید عده ای که از صبح تا شام مشغول گفتن اینگونه کلمات بی سرو ته هستند بخود آیند و به کار بهتری روی بیاورند نه نوشتن کس شعر.
این هم کس شعر اول:
وبلاگ بیداری مطلبی داره با این تیتر “آيا ميدانيدقرآن حادثة 11 سپتامبر را پيشگويي كرده بود ؟! ” که واقعآ مستحق جایزه اسکار در زمینه ی کس شعر گویی وبلاگنویسان است.
در بخش: بدون دسته بندی
11
Sep
2002
روزه و نماز در قطب شمال
چند وقت پیش برای اینکه یکی از دوستان که کمی گرایش مذهبی دارد را گوز پیچ کنم سوالی از او کردم به اینصورت(اصل سوال را ندارم ولی چیزی بود در این حدود):
برای یک مسلمان که در نروژ زندگی میکند وقصد گرفتن روزه رادارد به چه روش باید اینکار را انجام دهد. همگی میدانیم که در نروژ و بطور کلی قسمت های شمالی و جنوبی کره زمین در مدتی از سال فقط روز است یا فقط شب، یعنی خورشید طلوع وغروب نمیکند و حتی در قسمتهای جنوبی نروژ هم غروب و طلوع مثل ایران وجود ندارد و شب به معنای واقعی اتفاق نمی افتد. تجسمش را بکنید یک بیچاره ای که میخواهد روزه بگیرد، اگر فصل تابستان باشد یعنی تمام یک ماه را باید گرسنگی بکشد که این غیر ممکن است. این دوست ما جوابی بمن نتوانست بدهد و بگمان خود خواست که راهی برای این مشکل پیدا کند امروز از او میلی دریافت کردم با این محتوا:
بسم الله الرحمن الرحيم
:: بعد التّحية والسلام؛
جواب : مطابق وقت يكي از كشورهايي كه با كشور شما هم افق و معتدل است عبادات خود را انجام دهيد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاتة
دفتر آيت الله العظمي مکارم شيرازي / بخش استفتاءات
گویا بیچاره بخاطر من به دردسر افتاده و به یک آیت الله مراجعه و سوال مرا مطرح کرده. ای کاش اینکار را نمیکرد، چون من این پاسخ را قبلآ از دیگران دریافت کرده بودم و مرا قانع نکرده بود. خودتان میتوانید قضاوت کنید. اگر من بخواهم زمانبندی نماز و روزه ام را با یکی از کشورهایی که با نروژ هم افق هستند تنظیم کنم، خوب نتیجه همان میشود که من باید به زمان نروژ روزه بگیرم و در آن صورت اولین و آخرین سال خواهد بود که روزه خواهم گرفت چون دار فانی را وداع خواهم گفت.
در حقیقت اینگونه سوالها شیطانی است و من نباید تا این درجه بد طینت باشم که مسلمانان را در باورشان سست کنم، ولی چه کنم گویا شیطانی در من منزل گزیده!.
در بخش: بدون دسته بندی
10
Sep
2002
این مطلب را همین حالا از وبلاگ امید کپی کردم. کل مطلب نیست ولی این قسمتش را که از همه مهمتر بود کپی کردم که درصورتی که او را هم مجبور به پاک کردن کنند و او را هم به همان دردی دچار کنند که هیس را کردند. همانطور که پیشتر هم گفتم مثل اینکه امید زده به سیم آخر. این را هم برای امید مینویسم: دوست عزیز این گونه نوشتن تو مایه افتخار است ولی در شرایط امروز ایران بهتر این بود که اینگونه اطلاعات را در کانال های بدون اسم مینوشتی نه اینکه خود را بخطر بیندازی، اثر اینکار تقریبآ یکی است.
این هم قسمتی از مطلب:
این نوشته در واقع قرار نبود هیچ ربطی به نوشآذر داشته باشد، بلکه دربارهیِ موضوعی بود که در دانشگاه شنیدم. پروژهیی در دانشکدهیِ ما وجود دارد، با نامِ «امنیتِ شبکه» (هرچند نباید اینچیزها را در اینجا و با این صراحت بیان کنم.)، که بعضی از دانشجویانِ قوی که میشناسم (دورادور اکثراً) در آن فعالیت میکنند یا کردهاند، دیروز برایم گفتند که قسمتِ عمدهیِ این پروژه نوشتنِ نرمافزارهایِ مناسب برایِ فیلتر کردنِ منابعِ اینترنتی و کنترلِ کاربران است، و اکنون فیلترهایِ نوشته شده به دستِ آنان در دانشگاه استفاده میشوند، و اگر نتیجه مناسب باشد، برایِ فیلتر کردنِ اینترنتِ کشور از حاصلِ کارِ این افراد استفاده خواهد شد. نمیدانم چهگونه ممکن است انسانی بپذیرد در کاری با چنان هدفی همکاری کند، ولی میبینیم که هستند، و جمعی کثیر نیز هستند، و اگر راه دهند، کثیرتر نیز هستند، و تنها چیزی که موردِ توجه قرار نمیگیرد، همان مردمیست که بمبِ اتم قرار است بر سرِشان بیفتد. البته موضوع آنقدرها هم جدید نیستند، پیشترها هم دیده بودیم کسانی را که به خاطرِ پول برایِ سپاه کار میکنند، یا برایِ آنکه سربازییِ خود را در نقطهیی خوشآبوهواتر بگذرانند، یا افرادی را که با وزارتِ اطلاعات همکاری میکنند، یا آنان که بلاگر و یاهویِ فارسییِ سفارشی مینویسند.
در بخش: بدون دسته بندی
09
Sep
2002
دیروز یکشنبه بود و طبق معمول روز تعطیلی، تصمیم گرفتم یک سرکی به مدارک، نامه ها و اشیاء عتیقه ام بکشم. در این کنکاش 2 ساعته به یک رسید بانکی برخوردم که خیلی جالب بود تصمیم گرفتم داده های این رسید بانکی را به اطلاعتان برسانم.
زمانی که از ایران برای تحصیل میخواستم به فرانسه برم پدر بزرگوار یک مقدار پول ناقابل داد حُسن آقا و گوشزد کرد که: “حواسته جمع کن رندان کلاه سرت نذارن چون من تا یک سال دیگه پولی نمیفرسم”. گمان میکنید که اون مبلغ چقدر بود؟
گمان نکنید خودم بهتون میگم. اون مبلغ ناقابلی بود درحدود 12600 فرانک فرانسه، خوب حالو فکرمیکنین چند تومن من داده باشم خوبه برای تبدیل این همه پول چیزی در حدود 15000 تومن، زیادحساب نکنین چون کلتون سوت میکشه، فقط همینو بهتون بگم که من اون موقع 400 فرانک در ماه میدادم اجاره ی یک اطاق زیر شربانی توی ناف پاریس، 120 فرانک میدادم کلاس فرانسه، یک نیم لیتر آبجو بود 90 سانتیم (یک فرانک 100 سانتیم است) و یک قهوه اکسپرسو بود 60 سانتیم، یی نون بگت بود 70 سانتیم. البته اون موقع هنوز سارتر زنده بود و خمینی تازه رسیده بود ایران و هنوز عرق راهش خشک نشده بود که بتونه برینه تو اون مملکت. آقا جان، من با اون پول یک سال زندگی کردم البته هر از گاهی یک شغل حمالی چیزی پیدا میکردیم یک 100 ، 200 فرانکی به دارایمون اضافه میکردیم ولی نه بیشتر. یک چز دیگه هم بگم که بتونید بهتر مقایسش کنید این عددها رو. من چند ماه قبلش سرباز بودم (گروهبان 3 ) حقوق میگرفتم 790 تومن در ماه، حقوق یه معلم بود بگمانم 5000 تومن در ماه. حالو فهمیدین ملاها چه بروزمون آوردن!؟
در بخش: بدون دسته بندی
09
Sep
2002
بشتابید
آقا جان اگه فکر میکنید حُسن اقا کس شعر میگه برین اینو بخونین و مخصوصآ کامنتهای ملت رو بخونید، البته از قبل به اونهایی که دندون مصنوعی دارند هشدار میدم با دهن بسته بخندند.
در بخش: بدون دسته بندی
09
Sep
2002
سخنان گوه هربار حجتالاسلام والمسلمين حسيني بوشهري:
مدير حوزهي علميهي قم يكي از تهديدات روحانيت را خطر روشنفكرزدگي ذكر كرد و گفت: هر وقت كه روحانيت به اين آفت دچار شده، هم خود را از دست داده و هم از مردم جدا شده است.
حُسن آقا: ای آقا مگه میشه جونه شما روحانبت تا آنجایی که ما میدانیم از کون حضرت محمد افتاده بیرون پس اصلآ امکان نداره روشنفکر و تجدد طلب باشد.
حاج آقا میفرمایند: روحانيت همچنان در قلب مردم جاي دارد و روحانيون و علما هميشه در كنار مردم بودهاند و خواهند ماند.
حُسن آقا: بیخود نیست مردم دائم سکته ی ناقص میکنن ، در ضمن به ملت هشدار میدم مواظب باشید جیبتون رو نبرن چون نزدیک شدن ملا همانا و بریدن جیب شما همان.
در بخش: بدون دسته بندی
09
Sep
2002
چه ميكنيم، چه ميخواهيم ، چرا ميخواهيم ،با كه و چگونه؟
(قسمت چهارم) (قسمت اول) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
اروپا ، اتحاديه اروپا با برداشتن گامي بزرگ در زمينه يگانه و منسجم ساختن كشورهاي اروپايي چهارمين حلقه را در اين زنجير تشكيل ميدهد. كشورهاي اروپايي در حاليكه در بسياري از زمينه ها مانند واحد پول مشترك، اخذ تصميمات مشترك در زمينه هاي كشاورزي و ماهيگيري ، هماهنگ ساختن نسبي سياست اروپايي به اتحادي كمابيش با قوام دست يافته اند ولي هنوز خصوصيات ملي خود را كاملاْ به كنار نگداشته و منافع ملي خود را مد نظر دارند. اين اتحاديه را كه راهي طولاني پيموده و راهي بس طولاني تر براي اتحاد كامل در پيش رو دارد نميتوان با ايالات ابتدايي آمريكا در برهه زماني استقلالشان مقايسه نمود. از ويژگيهاي منحصر بفرد اتحاديه اروپا يكي متقبل شدن فوري پس از پيدايش نقشي جهاني ميباشد كه چندان هم به مزاج آمريكاي دوست خوش نميآيد بخصوص اينكه اين نقش هميشه با سياستهاي جهانشمول و اقتصادي آمريكا نه تنها همگامي ندارد، كه خود از رقيبان بلاواسطه اش بشمار ميرود.
اروپا در زمينه نفت به ميزان شصت در صد و در زمينه گاز به مقدار سي درصد به كشورهاي حوزه خليج پارس و كشورهاي شمال آفريقا وابسته ميباشد و با افول ميزان ذخاير نفت درياي شمال و رشد بيشتر اقتصادي، اين وابستگي افزايش نيز ميابد و اكنون كه با وجود كشورهاي حوزه حزر، صادر كنندگان تازه اي به بازار جهاني انرژي وارد شده اند، مسير واردان انرژي خام ميتواند كه تغيير يابد. رهبري سياسي اروپاي متحد هنوز فاقد يك ديدگاه مشترك سياسي است و اين دقيقاْ همان چيزي است كه تا كنون از اتحاديه اروپا تنها شريكي اقتصادي در ايفاي سياست جهاني ساخته است كه از اعمال نفوذ سياسي و بعضاْ نيز اقتصادي باز داشته ميشود. با در نظر گرفتن اينكه يك سياست امنيتي و دفاعي اروپايي روزي كامل ميگردد، ميتوان تصور نمود كه اين اتحاديه نقشي فعالتر را در زمينه اعمال نفوذ بعهده بگيرد ولي پيش از آن بايستي كه مواضع كشورهايي نظير انگلستان كه نقش رفيق دزد و شريك قافله را در آن اجرا ميكنند ( بدين معني كه هم عضوي از اتحاديه اروپا ميباشند و هم پشتيباني كامل و بلا منازع از سياستهاي آمريكا ميكنند) كاملاْ روشن و مشخص گردد. اما مجموعاْ سياستهاي امنيتي و خارجي اتحاديه اروپا در حال شكل گيري است و اين سياستها با سياست آمريكا در همه زمينه ها همسو نيستند. براي مثال ايران را ميتوان نام برد كه اروپا به آن به عنوان شريكي كليدي اقتصادي و سياسي كه مابين دو حوزه خليج فارس و درياي خزر نشسته است مينگرد و شايد به خاطر همين نيز باشد كه چندان با آمريكاي مايل به حمله به عراق همنفسي نميكند زيرا از اين بيم دارد كه اين كشور در بين دو نوك گازانبر افغانستان آمريكايي و عراق آمريكايي تنها بماند و به مرور ايام خود به كام ديگران فرو رود، به خصوص كه قدرتمداران ايران بارها نشان دادند كه براي ماندن بر سرير قدرت با هركس حاضر به همكاري هستند و اين را مذاكرات غير رسمي و غير دولتي پيدا و نهانشان با آمريكائيها نشان ميداد. فقدان رهبري كاردان، اينده نگر، دلسوز و متمايل به درون در ايران ، اروپائيان را نيز آزار داده و نگران ميسازد.
اروپا همچنين با اين سياست آمريكا كه ميخواهد از تركيه بعنوان محرك اصلي در آسياي ميانه استفاده كند همنظر نيست و از برداشت آمريكا كه ميخواهد از تركيه بعنوان كشور اصلي براي حمل نفت و گاز استفاده كند، پشتيباني نمينمايد.
نتيجه گيري دروني : اين است كه اين بازيهاي برونمرزي بر قدرتمداران ايران پوشيده نيست، هرچند كه شايستگي آنرا از خود نشان نداده اند تا در اين ميان منافع ملي و آينده ما را حفاظت و پشيباني نمايند. پرسش ديگر اينستكه ، تا چه حد مخالفين رژيم با اين بازيها آشنايي دارند و چه نقشي را ميتوانند در زمينه استقلال ملي و اقتصادي ايران بازي نمايند ، ضمن اينكه ايران را از گردونه جهاني باز ندارند و مصيبتهاي داخلي را نه تنها گسترش نداده بلكه با سرعت بكاهند.
آريو برزن
در بخش: بدون دسته بندی