17
Jul
2003
امروز مینویسد:
يك تحليل مهم
ما داراي ابزارهاي اصلي حكومت (نيروهاي مسلح، اطلاعات، دادگاه، دستگاه قضايي، تبليغاتي، بودجه) هستيم و از حمايت حدود پانزده درصد مردم برخورداريم. بنابر اين براي تداوم حكومت نگران مخالفت هشتاد و پنج درصد مردم متفرق و بدون سازمان نيستيم. كافي است مشكلاتمان را با آمريكا حل كنيم (در باره عراق، افغانستان و فلسطين) اروپا و مسائلي مانند حقوق بشر مهم نيستند، به خصوص وقتي آمريكا راضي باشد، كسي نميتواند به ما فشار بياورد. يك مقام عاليرتبه با بيان تحليل فوق در جمع خصوصي دوستان افزود: اگر بتوان اكثريت مردم را در انفعال و سرگرداني نگهداشت، ما خواهيم توانست در انتخابات آينده مجلس (زمستان هشتاد و دو) مانند انتخابات شوراها پيروز شويم و به اين ترتيب با رأي مردم، اصلاحطلبان را شكست خواهيم داد و دوگانگي حكومت را برطرف خواهيم كرد. مهم آن است كه هشتاد و پنج درصد مردم به ميدان نيايند و از طرح و برنامه واحدي حمايت نكنند.
این اصلاح طلبها چقدر خوشباورند گمان میکنند با این حربه میتوانند دوباره ملت را به پای صندوقهای رای بکشانند، و از همه مهمتر اینها هنوز باور دارند که تا انتخابات بعدی رژم ملاها برسر کار خواهد بود تا انتخاباتی انجام دهد. اجازه دهید به زبان خمینی که مرشد ایشان هست به ایشان پاسخ بگویم.
آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و روزی که فقط %15 ملت در انتخابات شرکت کنند آمریکا سگ کی باشد که با چنین رژیمی مذاکره کند در آن صورت بشما قول خواهم داد که اعتصابات و کارشکنیهای داخلی شروع خواهد شد و چیزی که از چنین توافقی بین آمریکا و آقای رفسنجانی باقی خواهد ماند یک مملکت درهم ریخته و یک روسیاهی ابدی برای آمریکا خواهد بود گرچه روی آمریکا همیشه سیاه بوده ولی اکنون با اشغال عراق و افغانستان و همچنین مسائل فلسطین و … دیگر برای آمریکا اعتباری در جهان باقی نخواهد ماند تا بتواند با آن بر جهان حکومت کند.
خیالتان راحت باشد امسال کسی رای در صندوق این اراذل نخواهد ریخت. این مرتبه حتی ممکن است شرکت کنندگان کمتر از %15 درصد هم بشوند که در آن صورت دیگر ملاها باید سوراخ موش بخرند یک میلیارد برای قایم شدن.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Jul
2003
یک حساب سر انگشتی بدون استفاده از رایانه و حساب رسی حرفهای هم نشان میدهد که چه بروز مملکت دارد میآید.
نگاه به این لیست امضاء کنندگان بکنید ببینید چه نیروهایی از مملکت دارند خارج میشوند و مفت و مجانی چنین ثروتی را در اختیار آمریکا قرار میدهیم. نفت پیش کششان ولی ازدست دادن این ثروتها قابل جبران نیست.
هر نفر از این اشخاص دست چین شده از بین هزاران نفر است و بعد از فارق شدن از تحصیل باز هم نخبگان آنهاست به کلامی دیگر نخبهی نخبگان مملکت را میبرند و ما نشستهایم و هیچ نمیکنیم.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Jul
2003
به گزارش رسيده شهردار تهران با ارسال نامهاي براي يكي از مقامات عالي كشور، سؤال كرده كه آيا شرعاً ميتواند از غذاي شهرداري تهران، نهار ميل كند يا خير!
نقل میکنند که آقایی آمد خانه دید دختراش خوابیده زیر یک مرد ناشناس و در حال دادن است با عصبانیت گفت خوب دختر پس سیگار هم بکش دیگه.
حالا حکایت کار این آقایان دزد شده ممکت را به چپاول بردند و حالا نامه نگاری میکنند که بپرسند آیا خوردن نهار شهرداری شرعی است یا خیر. باید در پاسخ گفت کوفت بخوری نهار را بخور ولی سعی کن نمک دان را ندزدی.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Jul
2003
بسم تعالی چه کرده ای تا حالا!
پس از مشاهده و مطالعه زجرنامه ستون پنجم و ششم انقلآب آقایان عبدی و سروش من هم بر آن شدم که زجرنامهای را به حضور ملت همیشه در صحنه بنویسم تا شاید در نجات انقلاب عزیزمان قدمی هرچند کوچک برداشته باشم.
سالها پیش زمانی که انقلاب بوقوع پیوست از اینکه بگفته آیت الله خمینی (م.ج.) بنا بر آن بود که پول نفت تقسیم شود و گیر همه یک نون و بوقلمونی بیاید احالی شهرنو هم مثل دیگر اقشار ملت خوشحال و من هم مثل دیگران از هیچ فداکاری در راه انقلاب کوتاهی نکردم.
همگام و همراه با آقایان سروش و عبدی که این یکی به انقلاب فرهنگی مبادرت و آن دومی در انقلاب دوم یعنی به خاک مالیدن پوزه آمریکا و شرق و غرب من هم پا به پای این دو اسطورههای انقلاب به انقلاب فرهنگی در شهرنو مشغول شدم.
بعد از اینکه به مرور زمان اصغر قاتل و دیگران که در اداره امور شهرنو فعال بودن یکی پس از دیگری به عضویت سپاه پاسداران درآمدند و اوضاع بر وفق مرادشان شد، همان زمانها که آقای عبدی و دیگر دانشجویان پیرو خط امام (م.ج.) به پابوسی امام رفتند و امام هم با کشیدن دست بر سر ایشان و تایید کارشان و رهنمود دادن فعالیتهای آقای عبدی و شرکا برای به ثمر رساندن انقلابی در زمینه حقوق بینالملل به سبک اسلامی آن، من هم تصمیم گرفتم به پابوس امام امت(م.ج.) بروم و از ایشان رهنمودهای لازم بگیرم و به کار فرهنگی در زمینه شهرنو مشغول شوم.
بخاطر می آورم همان روزی که به پابوس امام رفتم چون بدستور رئیس جمهور منتخب امام امت نمیتوانستند دست برسر من بکشد چون از موهای ما امواج خطرناکی بیرون میآمد با کشیدن دست محبت بر سینه بلورین اینجانب با نور ایمان به من گفتند:
“اقدس پتیاره برو و مشت محکمی به دهان شرق و غرب بزن” من هم رفتم و به رهنمودهای امام امت (م.ج.) جامه عمل پوشاندم و رفرمهای لازم را در شهرنو به انجام رساندم.
اما حالا در دوران رهبر چلاق وضع بر سریر دیگری میچرخد و دیگر از دست محبت خبری نیست چون همانطور که میدانید دست امام چهاردهم چلاق میباشد.
صبح روز 13/8/81 در حالي كه خواب بودم با صداي درب آپارتمان بيدار شدم كه تعدادي مأمور با دوربين فيلمبرداري پشت در بودند كه علاقهاي به طرح مسائل آن روز صبح ندارم و اهميت چنداني هم در مقايسه با آنچه كه بعداً گذشت ندارد.
بد نیست گوشزد کوچکی از آن روز بکنم که اگر خدای نکرده این فیلمهایی که گرفتن سر از پلی بوی Play boy و اینجورجاها در آورد فردا درپیشگاه ملت شرمنده نباشم.
پس از جمع آوری وسائل به زندان اوين در بخش تازه تأسيس انفرادي جنب بند 325 منتقل شدم.
پس از غروب مرا براي بازجويي احضار كردند، نميدانم چند نفر بازجو حضور داشت، چون همواره با چشم بسته بودم، ولي حدس ميزنم بخاطر دستمالیهایی که بازجوها میکردند 3 يا 4 نفر بودند، پس از رد و بدل كردن مطالب اوليه صريحاً گفتم، واضح است كه بنده را به دلايل حقوقي و قانوني اينجا نياوردهاید، ولي در هر حال پيشنهاد ميكنم ميان دو سطح قضايي و سياسي تفكيك كامل صورت گيرد و به همان شکلی که برادر عبدی در اوایل انقلاب نسبت به آقای امیرانتظام بروش انقلابی تفکیک قائل شد شما هم مثل ایشان در مورد من تفکیک قائل شوید.
و به آنها گفتم در سطح سياسي به هر شكل كه بخواهيد انجام خواهم داد، ولي در حوزه حقوقي كاملاً در چارچوب قانون بايد رفتار كرد و حداقل باید از کاپوت استفاده کنید وگرنه من در نماز شب شکایت به پیش خدا خواهم برد و همچنین گوشزد کردم من هيچگونه بازجويي خلاف قانون را پاسخ نخواهم داد و البته هر اتهامي كه هست وارد كنيد ولی حتمآ تف بزنید چون درد میگیرد.
بازجويان كه فكر ميكنم از اطلاعات يك نهاد نظامي بودند، چون من قبلآ آنها را در سالهای قبل از انقلاب در محدوده شهرنو دیده بودم وشاید چند گاهی هم باهم همکاریهایی داشتیم محترمانه و خوب برخورد كردند و تا پايان بازجوييها هم اين روال كمابيش ميان ما برقرار بود، و اگر انحرافاتي هم وجود داشت در حدي است كه قابل فهم و درك بود و درد چندانی نداشت چون این عزیزان با روشهای فروکردن آگاهی کامل داشتند و بخاطر حرفه شان حرفهای عمل میکردند.
در شب اول فقط به درمالی های سیاسی عبادی گذشت، بنده نيز ديدگاههاي خود را بسيار صريح و شفاف(صريحتر از آنچه كه در بيرون زندان ميگويم) گفتم
روز دوم قبل از ظهر مرا به دادگاه بردند تا عليالقاعده تفهيم اتهام كنند. آقاي مرتضوي ابتدا شروع كرد به درمالی و خلاصه خیلی ملایم قصد دخول داشت و با زبانهاي مختلف تهديد نمود و از همه بدتر اين كه به طور شفاهي اعضاي خانوادهام را در مسائل شهرنو نيز متهم مينمود از جمله اينكه در كنار يك نامه دولتي كه به شهرنو آمده جملاتي به طنز نوشته شده و كارشناسان ما گفته اند كه خط همسرتان است!
پس از شروع بازجويي و طرح چند سؤال به صفحه شماره 9 اوراق بازجويي رسيديم كه وي پرسيد در تعقيب و مراقبت يا گزارشهاي امنيتي معلوم شده كه چندي قبل ماشين سفارت اكراين جلوي پای شما در خیابان توقف و شما با چهار نفر اکراینی با هم به لاس خشکه زدن مشغول شدهاید و حتی گفته شده که پول زیادی برای اینکار گرفتهاید.
من هم درپاسخ گفتم که اصلآ چنین نبوده و آن افراد هم ميهمان وزارت ارشاد بوده و رئيس روزنامهنگاران اكراين بودهاند و اگر کاری هم کردم فقط برای نجات انقلاب بود و پولش را هم به حساب صد امام ریختهام.
با پوزش از خوانندگان در این قسمت از مطلب بخاطر پارازیتهایی که حکومت بر روی فرستندها میفرستد این قسمت از رنج نامه شهید زند اقدس پتیاره را نتوانستیم ضبط کنیم و به محض دریافت کپی آن در آیند این قسمت را هم به عرضتان خواهیم رساند.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Jul
2003
همان صفحهای که برای عبور از فیلترها میتوان از آن استفاده کرد را در این آدرس قرار دادهام تا با افزایش اینگونه صفحهها کار رژیم را برای فیلتر کردن مشکل ترکنیم. از شما دوستان گرامی هم خواهش میکنم چنانچه فصایی بر روی شبکه اینترنت در اختیار دارید با کپی کردن این فایل به آن مکان و دادن آدرس آن به هموطنان داخل کشور در شکستن صد سانسور کوشا باشید.
برای استفاده (انتقال) این صفحه به فضای اینترنتی خود با تقه راست زدن روی این لینک آن را بر روی هارد خود Save کنید و بعد فایل سیو شده را که از نوع html هست به آنجا منتقل کنید و آدرس (URL) آنرا در اختیار هموطنان داخل کشور قرار دهید.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Jul
2003
مگر پاسخی از این صریحتر و دندانشکنتر هم میتوان داد، افسوس و صد افسوس که گیرندههای علمای اسلام سالهاست که از کار افتاده و بجز خریت چیزی در چنته ندارند. گویا پارازیتهایی که برای فرستندههای لسانجلسی بکار انداختهاند اول از همه گیرنههای خودشان را از کار انداخته
در بخش: بدون دسته بندی
12
Jul
2003
اگه میخوایت بدونید چطور میشه کار روزهخونها رو تموم کرد و فرستادشون لادست امام حسین برین مثل بچهآدم این مطلب رو بخونید و روش فکر کنید و پند و اندرزهاشو اجرا کنین
در بخش: بدون دسته بندی