11 Jul 2003

این را هم بخوانید و

نوشته:     :::       Comments Off on این را هم بخوانید و

این را هم بخوانید و بخندید، مردک فراموش کرده خودش چه به روز علم و دانش آورد حالا با نوشتن اراجیفی از نوع شریعتی دوباره قلم به تعمیق خلق الله کشیده می دانید چرا چون دیگر شمشیر در دست ندارد، وگرنه شمشیر بدست این مردک اوباش دست کمی از قاضی خون آشام مرتضوی ندارد

Comments Off on این را هم بخوانید و   |    |     |     

11 Jul 2003

دیروز دوستان هموطن در نروژ

نوشته:     :::       Comments Off on دیروز دوستان هموطن در نروژ

دیروز دوستان هموطن در نروژ آبروی ما را خلاصه حفظ کردند و نشان دادند که اگر لازم باشد با چماقداران و اوباشان رژیم با همان روش خودشان برخورد خواهند کرد. پس همانطور که قبلآ هم گفته بودم زمانی که یکی از دوستان نگران اعدام دانشجویان دستگیر شده بود، نوشتم که اگر لازم شد افرادی در نروژ هستند که سفارت و منافع ایران در نروژ را به آتش خواهند کشید. فعلآ این تتمه را سفیر ایران در نروژ داشته باشد تا بقیه‌اش برسد، البته ناگفته نماند که این سفیرجان از همشهری‌ها است و اگر لازم شد می‌شود منافع ایشان را در شیراز هم تحدید کرد، همانطور که آگاهید این اوباشان همگی فقط دنبال منافع شخصی هستند پس زمانی که منافع شخصی‌شان تحدید شود ممکن است که سریعتر کوتاه بیایند.
در مورد سانسور وبلاگها و خصوصآ بلاگ اسپات چنین که شنیده می‌شود و اخبار حکایت دارد عملی شده، حالا تا چه حد دوستان در ایران بتوانند مطالب من را بخوانند نمی‌دانم ولی همانطوری که پیش بینی کرده بودیم لازم بود که فیلتر شکنهایی در دسترس داشته باشید تا در زمان لازم از آنها استفاده کنید. اگر کسی از ایران این مطلب را میخواند خواهشآ یک چراغ سبزی برای من توی نظر خواهی روشن کند تا در جریان باشم.
همانطور که گفتم برای ما که خارج از ایران هستیم مشکل است که کنترل کنیم ببینیم فیلتر در ایران اعمال می شود یا نه پس اگر شماها که از ایران مطالب دوستان در بلاگ اسپات را میخوانید یک توضیحی بدهید بد نیست.
درضمن صفحه‌ای که قبلا برای مبارزه با سانسور دایر کرده بودم هنوز پابرجاست و به محض برگشتن به نروز فعالانه آن را بروز خواهم کرد و سعی خواهم کرد تا رابطه دوستان پابرجا بماند.
آدرس دیگری را هم که فضول توی
وبلاگ‌اش داده بود سربزنید گویا کارساز است، این هم آدرسی که فضول داده بود:
http://www.space.net.au/~thomas/quickbrowse.html
این مطلب را هم از سایت اینتر نتی صدای آمریکا بخوانید، البته توضیحی لازم است، چون مطلبی را که این هموطن نوشته اند شامل Cached گوگل می شود و در نتیجه یک چند روزی قدیمی است یگمان 8 تا ده روز قدیمی باشد یعنی اینکه شما همیشه به اخبار با هشت ده روز تاخیر دسترسی دارید.
توضيحی تکميلی درباره استفاده از گوگل برای دور زدن سايت های بسته شده
من سيامک هستم و مطلبی خواندم در رابطه با از بين بردن فيلترهای اينترنتي.
از انجايی که ممکن است بعضی ها درست متوجه نشده باشند انرا بطور ساده در پايين توضيح می دهم. کافی است که اسم سايت مورد نظر را که بطور عادی نميتوان از ان استفاده کرد داخل line جستجوی google تايپ کنيدوسپس بروی google search کليک کنيد . مثلا : www.voanews.com يا voanews خواهيد ديد که در جلوی هر کدام از نتايج جستجو کلمه ای با عنوان Cached وجود دارد. با کليک کردن بروی ان شما از طريق google وارد سايت مورد نظر می شويد.

Comments Off on دیروز دوستان هموطن در نروژ   |    |     |     

11 Jul 2003

رابطه حسن آقا هميشه ميگويد

نوشته:     :::       Comments Off on رابطه حسن آقا هميشه ميگويد

رابطه
حسن آقا هميشه ميگويد كه براي امت وبلاگ خوان بلند ننويس كه نميخوانند و حوصله شان سر ميرود ولي من نميتوانم. شايد يكي از عللهايش بقول معروف گذشت عمر ميباشد كه بر اثر آن هر انساني تجاربي را كسب ميكند و بطور نسبي كمابيش ريشه ها را ميبيند و اين خود باعث ميشود كه از مسائل براحتي جوانترها گذر نكند. پس، پيش از هر چيزي از خواننده براي اين كه مطلب ممكن است كه بدرازا بكشد، پوزش ميخواهم.
پس از انجام بدفرجام عمل جراحي بر روي دوقلوهاي بهم چسبيده ايراني، در محافل و خبرگزاريهاي مختلف صحبت از مطالعه ناكافي در مورد شيوه ها و طرزالعمل ميشود كه گويا به گفته ارباب نظر كاملاْ نسنجيده و بدور از احتياط بود. قدر مسلم اينستكه تا زمانيكه احتمال موفقيت در اين عمل در ديگاه لاله و لادن قرار نگرفته بود، ايشان نيز با سرنوشت دردناك خويش ساخته و تحمل ميكردند و يا اينكه منتظر ميماندند تا زمان براي انجامش فرا رسد و زمينه آماده گردد. يعني بعبارتي ميتوان تصور نمود كه موج تبليغات و بقول حسن آقا نماياندن در باغ سبز گمراهشان كرد و هيجان زده. البته فراموش ننمائيد كه پس از اتفاق، نظر دادن افراد و منجمله خود من آسانتر است تا اتخاذ تصميم براي انجام كاري در بحبوهه جريان. شايد هر كس ديگر كه ميبود پس از تحمل رنجهاي فراوان و مشكلات ناشي از فرد نبودن بلكه افراد بودن آنهم براي يكنفر تنها، همين تصميم را ميگرفت. اينرا بعنوان فرض يك قضيه فراموش نكنيد تا احياناْ به اثبات مسئله ديگري برسيم.
فرض دوم قضيه جريان تظاهرات دانشجوئي چند سال پيش در چين ميباشد كه در آن دانشجويان چيني، بحق و بدور از تاءثيرات خارجي و تنها و تنها بر اساس تكيه بر اصل انسان آزاد و مستقل الراي بودن بر حقوق شهروندي خويش پاي ميفشردند و سرانجام نيز جنبش ايشان توسط زمامداران چيني در هم شكسته و رهبر آن زنداني شد. در تمامي دوران جنبش دانشجوئي چين كه بيواسطه از تحريكات خارجي انجام گرفت و منشاء آن تنها كمبودها ، فساد اداري و دولتي و تضادهاي دروني ناشي از عواقب بدكاريهاي دولت در خود جامعه چين بود، اين جنبش توسط زمامداران آمريكا كه خرده حسابي با چين داشتند پشتيباني شديد ولي لفظي ميگرديد. اين پشتيباني هرگز جنبه عملي جدي بخود نگرفت و در حد يك مشاجره لفظي تبليغاتي مابين دو كشور باقي ماند. و بدتر از همه آنكه دولت چين، بلافاصله پس از سركوب خشونت آميز جنبش دانشجوئي، نزديكي با آمريكا را جويا گرديده و به اين صورت هر دو دولت متخاصم يك روح در دو بدن گرديدند كه گوئي بي يكديگر زيست نتوانند كرد.
مطمئن هستم كه از اينجا ببعد را اگر حسن آقا حضور ميداشت با مشكلات فراوان متوانستم كه تحرير كنم زيرا بيدرنگ ميگفت كه باز هم دارم تئوري بندي و بدبيني ميكنم اما خوشبختانه هنوز اختيار قلم بدست خودم هست پس بادا باد مينويسم.
در فرض اول قضيه يعني روانشادان لاله و لادن بيژني، اگر همه چيز بخوبي پيش ميرفت از نگاه عمومي نامبردگان پس از مدتي فراموش گشته و احياناْ با عوارض بعدي ناشي از عمل تنها مانده اما سرشناسي و شهرت و گيتي نامي براي ديگران باقي ميماند و در صورت ناكامي هم، همانطور كه اتفاق افتاد، نامبردگان جان باختند و ديگران آرزوي شهرت. كه حداقل از ديد من قياس نامتعادلي است.
در فرض دوم نيز بهمينگونه دانشجويان چيني سر نخ را از دست دادند و اما پشتيبانان چندان ضرري هم كه نكردند هيچ، برد موضعي نيز نصيبشان گشت. شبيه اين ماجرا در عراق چند سال پيش هم با كردها و شيعيان عراقي انجام گرديد. اگر بردي در كار ميبود كه ديگران براي بهره برداري آماده بودند و در صورت باخت ( كه اين نيز خواست خودشان بود) شيعيان و اكراد به باجه وصول وجوه فراخوانده شدند.
شگفت دنيائي است اين جهان ما. جمع اضداد و تناقضات و حيل.
با نقل قولي از حسن آقا، نوشته را بپايان ميرسانم او ميگويد در شيراز شهر ما در مواقعي كه مشكلات و مسائل از هر طرف به انسان حمله ميكنند، گويا شيرازيها براي تعمق بيشتر و گيج نشدن، ميگويند اين طرفم را لر گرفته، اون طرف را بختياري و سپس سر در گريبان فكر و چاره جوئي فرو ميبرند تا چاره درد خويش را خود يافته و وابسته و منتظر كسي نمانند. و اين توهين به هيچ اقليتي نبوده بلكه بازگوكننده حال يك ستون ارتشي ميباشد كه زماني بدون آمادگي و تداركات لازم براي سركوب اعزام گرديده بود و بناگاه از هر طرف با دو طايفه مذكور روبرو گرديدند و حيران در كار خويش كه چه بكنند تا رهائي يابند چون بخوبي ميدانستند كه نبايد اميد به كمكهاي خارجي داشته باشند.

Comments Off on رابطه حسن آقا هميشه ميگويد   |    |     |     

10 Jul 2003

قبل از هرچیز باید گوشزد

نوشته:     :::       Comments Off on قبل از هرچیز باید گوشزد

قبل از هرچیز باید گوشزد کنم که به علت دسترسی کمتر به اینترنت در این چند روزه ممکن است که در تحلیل‌هایم هم کمی به بیراهه رفته باشم
وقایع اخیر را مدتی است که با شک و تردید دنبال می‌کنم، چه چیزی در حال رخ دادن است یا بهتر است بگویم رخ داد. اول اینکه چرا وقایع امسال زودتر از 18 تیر آغاز شد؟ آیا برای این بود که دکمه استارت آن را خود رژیم زد!؟ تا با آمادگی بیشتر بتواند رهبران احتمالی جنبش 18 تیر را از پیش شناسایی و دستگیر کند و یک قیام مردمی را خنثی سازد یا اینکه استارت را نیروهای شاه‌الهی زدند تا کنترل خود را بر اوضاع ایران به رخ واشنگتن بکشند، و خود را بیشتر در مرکز توجه و درنتیجه محاسبات کاخ سفید قرار دهند!؟
رفت و آمدهای آقای استرا برای چه منظور است!؟ چه چیزی آنقدر اهمیت دارد که دولت فخیمه بلندپایه ترین مقام خارجه‌اش را این اواخر دوباره و چندباره به پابوس ملاها می‌فرستد. با آگاهی از اینکه ملت زجر کشیده ایران دیگر خیال آن را ندارد که از سرنگونی رژیم ملاها دست بردارد شاید بهتر می‌بود که آقای استرا یک دفتر دائم برای خودشان در تهران دست وپا می‌کردند تا دیگر نیازی به این همه رفت و آمدها نباشد و مستقیمآ امور را از تهران اداره می‌کردند تا سوگلی‌هایشان مجبور نباشند دائم ایشان را به تهران فراخوانند.
این گفته های آقای بلر که “از جنبش دانشجویان حمایت میکند” و بعد فرستادن آقای استرا به تهران معنایی بجز “یا با ما یا برما” ندارد و اینها به زبان سیاسی یعنی یا بی‌چون و چرا ایران را در اختیار ما می‌گذارید و به حکومت خود ادامه می‌دهید یا چنان می‌کنیم که از هستی ساقط شوید.
نکته دیگری که ابهام‌ها را بیشتر می‌کند این دوپهلو حرف زدن‌های دانشجویان است، البته اگر شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه تهران را نمایندگان برحق دانشجویان بدانیم(دانشجویان تهران).
دلیل این جمله‌ها چیست : “عده‌‏‌‏اي خيلي علاقه‌‏مند هستند كه دانشجو را پشتوانه‌‏ نظام نبينند. در حالي كه به نظر ما دانشجويان پشتوانه اصلي نظام هستندعده‌‏‌‏اي خيلي علاقه‌‏مند هستند كه دانشجو را پشتوانه‌‏ نظام نبينند. در حالي كه به نظر ما دانشجويان پشتوانه اصلي نظام هستند”
آقای امير حسين معتمدي که این جملات گهربار!! را در نشست مطبوعاتی شان میگویند آیا به عواقب گفته‌های خود واقف‌اند!؟ یا از روی بی تجربگی!! این حرفها را می‌زنند البته امیدوارم که از روی ترس یا چیزهای دیگر نباشد. امیدوارم که باز عده‌ای این نغمه‌ی همیشگی را سر ندهند که : “باز از بیرون گود می‌گوید لنگ‌اش کن” پاسخ من از پیش به این افراد این است که کسی که وارد گود می‌شود باید بداند که این گود عواقبی دارد و اگر کسی مثلآ مثل من لیاقت داخل گود بودن را نداشته باشد در بیرون گود نظاره می‌کند ولی این دلیل نمی‌شود که داخل گودی‌ها مماشات بخرج دهند و از جانب کلیه دانشجویان بیانیه صادرکنند و خود را جزئی از رژیم قلمداد کنند زمانی که می دانیم در جامعه جوی دیگر حاکم است.
به این بهانه که در داخل گود خطرناک است نمی‌توان جنبش را به بیراهه کشید، همیشه کسانی هستند که حاظر باشند وارد گود شوند و هزنیه آن را هم با جان و دل بپردازند، این را تاریخ مبارزات ملت ایران به نمایش گذاشته نیازی به توضیح ندارد.
نکته دیگری که باید به آن نگاه کرد و آن را بررسی کرد بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز است که از شهامتی بی‌نظیر برخوردار است و بدون سیاست بازی حقایق جامعه را آنچنان که هست منعکس می‌کند.
چه خواهد شد؟ کجای کاریم، آیا باز باید تا 18 تیری دیگر منتظر شد! یا واشنگتن را رها کرد تا با رژیم ملاها وارد معامله شود و آقای استرا یا یک سرخر دیگری را به تهران بفرستند و ملت را به هیچ انگارند و معاملات نفتی‌شان را ادامه دهند و همچون گذشته به چپاول بی دردسر خود بپردازند؟ یا شاید برعکس گفته آقای امير حسين معتمدي، دیگر ملت تصمیم خوداش را گرفته و هیچ کس خود را در خط رژیم نمی‌داند و فقط اوباش و مزدوران هستند که خود را در خط ولایت استسمار می‌دانند و دیری نخواهد پایید که ملت کل رژیم را از اصلاح طلب‌اش تا غیر اصلاح طلب‌اش را به زباله دان تاریخ خواهد سپرد

Comments Off on قبل از هرچیز باید گوشزد   |    |     |     

09 Jul 2003

مرگ بر آخوندیسم

نوشته:     :::       Comments Off on مرگ بر آخوندیسم

مرگ بر آخوندیسم

Comments Off on مرگ بر آخوندیسم   |    |     |     

09 Jul 2003

چندساعت اول‌اش شبیه به این

نوشته:     :::       Comments Off on چندساعت اول‌اش شبیه به این

چندساعت اول‌اش شبیه به این میمونه که یک گمشده‌ای چیزی داری مدام دنبال گمشده‌ات می‌چرخی بدون اینکه پیداش کنی، بعد به خودت میگی یک سرگرمی چیزی بری خودم پیدا کنم تا شاید از یادت بره که دنبال چیچی می‌گردی. باز هم می‌بینی انگار نه انگار بعد می‌بینی که نه خیر این لامصب ول کن نیست هیچ چیزی نمی‌تونه تورو از فکرش بازداره. تازه می‌فهمی که باید یک راهی برای بدست آوردن‌اش پیدا کنی می‌زنی تو خیابون هیچ کجارو هم بلد نیستی سردرگم از چپ می‌ری به راست باز مثل خرعصاری برمی‌گردی جای اولت، از این می‌پرسی از او ن می‌پرسی، خیر! هیچ احدی نمی‌دونه کجا میتونی یک همچین زهرماری رو بخری .
موسیو سیلوپله: می‌دونید کجا میشه اینترنت خرید ، فرانسوی‌هارو اگه بشناسید می‌دونید که این عجوبه‌ها برای هرچیزی که سر درنیاورند یک شیشکی جانانه نثار طرف می‌کنن بعدش هم میگن “شه پا موا!!” یعنی من چمی‌دونم.
انگار از اش پرسیدی جن رو کجا می‌شه گیرآورد. اصلآ الاغعلی نمی‌دونه اینترنت خوردنی ِ یا پوشیدنی! شیش ماه پیش که شیراز بودم توی هر خراب شده‌ای که می‌رفتی و می‌پرسیدی آقا اینترنت کجا میشه پیداکرد یارو صدا میزد شاگردشو میگفت “بچه برو بیین توی انبار اینترنت مونده یا تموم شده. یک کیلو که چه عرض کنم خروارش رو هم اگه میخواسی بقال سرکوچه در عرض چند دقیقه برات تهیه می‌کرد حالا توی ناف اروپا می‌پرسی آقا اینترنت کجا میشه گیرآورد شیشکی می‌بنده به شکمت!. به این میگن پیشرفت!! نامردا اگه یه چیزی سرشون می‌شد آدم دلش نمی‌سوخت! هیچی حالیشون نیست بر دنیا هم دارن حکومت می‌کنن. مواد خامش رو که از خودمون می‌دزدند، متخصص‌اش رو هم که همگی در جریان‌اش هستید! اول نسل جهان سومی رو تحت فشار قرار میدن بعد که طرف طاقت‌اش تموم شد و از مملکت‌اش فرار کرد مثل ماهی گیری که از آب گل‌آلود ماهی می‌گیره پناهنده می‌گیرند و رشد اقتصادی‌شون رو از این راه تامین می‌کنن. من خار این دنیای نامرد رو گاییدم.

Comments Off on چندساعت اول‌اش شبیه به این   |    |     |     

09 Jul 2003

پايان غم انگيز دوقلوهاي بهم

نوشته:     :::       Comments Off on پايان غم انگيز دوقلوهاي بهم

پايان غم انگيز دوقلوهاي بهم چسبيده ايراني
امروز تمامي خبرگزاريهاي معتبر جهان از پايان غم انگيز دوقلوهاي بهم چسبيده ايراني گزارش دادند. چيزي كه تاءسف همگان را برانگيخت. در ايران نيز اكثريت مردم اوضاع لاله ولادن بيژني را با جديت دنبال ميكردند و جويا ميشدند. چند صباحي همگان با خوشبيني به اين ماجرا نگريسته و پايان ديگري را تصور ميكردند ولي گذشت سالها چنان تار و پود اعضاي ايندو را بهم پيوسته بود كه جدائي جز با مرگ ميسر نگرديد. لاله و لادن كه تحصيلات حقوق را به اتمام رسانيده بودند و در زندگي شخصي موفق مينمودند لحظاتي را در زندگي خود درك كردند كه داوطلبانه حاضر به انجام اين عمل خطير گرديدند. روانشان شاد باد.
آقاي خاتمي ضمن اظهار تاءسف خود بر ماوقع از طرف دولت ايران پذيرا گرديدد تا مخارج اين عمليات را كه بالغ بر سيصد هزار دلار ميشود،پرداخت نمايد. سخنگوي وزارت امور خارجه ايران نيز ضمن قدرداني از دست اندركاران مراتب تاءسف خويش را از انجام ماجرا ابراز نمود.

Comments Off on پايان غم انگيز دوقلوهاي بهم   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی