07
Sep
2003
دو هفته پیش مهمانهایی از آمریکا داشتم، البته ایرانی. این دوستان گویا در شیراز اقدام به خریدن آپارتمانی کردهاند تا بتوانند در دوران پیری (بازنشستگی) به شیراز بروند و در آپارتمان خود اقامت کنند. خوب تا اینجای موضوع که یک چیز عادی است. چیزی که خیلی غیر عادی مینماید این است که قیمت مسکن در شیراز از پارسال تا امسال حداقل %150 افزایش نشان میدهد، و مخصوصآ از همه مهمتر این است که املاکی که قابلیت آپارتمان سازی بیشتری دارد گران تر به فروش میرسد.
نکته دیگری را هم که باید در این رابطه در نظر گرفت این است که گویا اکثر خریداران املاک کلنگی (املاک قدیمی/مخروبه) از تهران میآیند و املاک را میخرند و ….
در همین رابطه باید فعالیتهایی را هم که در دوبی و کانادا میشود زیر نظر گرفت شاید بتوان تصویری بهتر از ماجرا ترسیم کرد. گویا روضهخوانی دیگر منفعت ندارد و حرامزادگانی از این ناندانی به ناندانی جدیدی نقلمکان کردهاند
در بخش: بدون دسته بندی
07
Sep
2003
بر اساس نوشته امروز حکم اعدام آقاجری تایید شده است.
این گونه برخوردها را بایستی مواظب بود که آقایان دوباره نتوانند جو ارعاب را مستقر کنند وگرنه تمام رشتههای بافته شده در این چند سال برباد خواهد رفت. اعتراضها در چنین شرایطی بایستی سرسام آور باشد به حدی که آخوندهایی همچون مسباح و شاهرودی عراقی دیگر جرعت چنین مانورهایی را نداشته باشند.
به این نوشته گلکو نگاهی بیندازید. اینها شاید نشانههایی از بازگشت به عقب را تداعی کند.
مواظب باشید.
در بخش: بدون دسته بندی
05
Sep
2003
آقای سردار ذوالقدر در سخن پراکنیهایشان فرمودهاند: شمارش معكوس فروپاشي آمريكا آغاز شده است
ایشان همچنین در ادامه در پاسخ به سوال “احتمال حملة نظامي آمريكا به جمهوري اسلامي ايران” میفرمایند:
آمريكا ضعيفتر از آن است كه بتواند به ايران قدرتمند كه تمام عوامل و مؤلفههاي دفاع پيروزمندانه از خود را در اختيار خود دارد و طي 25 سال تاريخ نوين خود به يكي از قدرتمندترين و اثرگذارترين كشورهاي جهان تبديل شده است حمله كند
اینکه ذوالقدرالدوله این اراجیف را گفته به کنار، چون هیچکس در حماقت این افراد شکی ندارد، ولی اینکه یکی پیدا نشده از آقا بپرسد که: این چگونه حکومت قدرتمندی است که آمریکا همچون یک لاشخور در حال محاصره ایران است، در حال که چه عرض کنم محاصر تکمیل شده فقط آریکاییها لاشخوروار نشستهاند و انتظار میکشند تا ببینند که این حکومت منفور کی آخرین نفساش را میکشد، تا با استفاده از استیصال ملت ایران به منابع ایران بیکس و کار هجوم بیاورند.
دیگر شکی وجود ندارد که دوران حکومت آخوندیسم تمام شده، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز خیر.
در بخش: بدون دسته بندی
04
Sep
2003
این آقای مرتضوي آدم جالبی است! انگار مرغابی میماند که هرچه در آب بماند وقتی که از آب در میآید باز هم خشک است. ایشان هرکاری بکند باز عزیزکرده رهبر و هاشمی عراقی است. استدلالهایاش هم مثل همین دو تا میماند. به این یکی استدلال آقا توجه فرمایید.
در خصوص سؤال اول كه موضوع فاقد مجوز لازم بودن فعاليت خانم كاظمي را سؤال نموده ايد توجه جنابعالي را به صفحه دوم گزارش هيئت محترم رياست جمهوري كه به امضاء 5وزير محترم رسيده جلب مي نمايم در سطر 11و 12 صفحه سوم گزارش مذكور چنين آمده است «خانم كاظمي در اين اقدام، برخلاف مجوز اعطاء شده به وي عمل كرده و همچنين از محلي عكس گرفته كه با علامت «عكس برداري ممنوع» مشخص بوده است.»
ایشان در این پاسخگویی میخواهند به جامعه زورچپان کنند که ای ملت این خانم بدون اجازه عکس گرفته پس هر بلایی سراش آوردهایم حقاش بوده. حتی اگر از هستی ساقطاش کردیم فقط برای اینکه چهار عدد عکس گرفته بود، به این میگویند عدل اسلامی.
اینکه قاضی کاراش عدالت است همه میدانند، ولی چه کسی ایشان را غاضی کرده عاقلان دانند.
هرچه بگندد نمکاش میزنند وای به روزی که بگندد نمک!
در بخش: بدون دسته بندی
02
Sep
2003
زمانی که ما 18، 19 ساله بودیم، کسانی که انقلابی بودند از جون خودشون مایه میگذاشتن چه برسه به مال و منالشون. چگوارا داشت آمریکا رو توی آمریکای لاتین به زانو در میآورد، اسپانیاییها برعلیه فرانکو مبارزه میکردند. چریک فدایی و مجاهد در راه سرنگونی شاه خون میدادند، در اروپا دانشجوها برعلیه حکومتهاشون مبارزه میکردند، زنها برای آزادی جنس خودشون تلاش میکردند و خلاصه همه در جنب و جوش تغییر دادن شرایط اجتماعی سیاسی مملکت خودشون و جهان اطرافشون بودند و همه این کارها رو مفت و مجانی میکردند که هیچ، بیشتر اوقات مزد کار و زحمت خودشون رو هم بین فقرا تقسیم میکردند تا وجدانشون راحت باشه. ولی امروز دیگه هیچ اثری از اون همه فداکاری و از خود گذشتگی نیست.

انقلابها هم شده آمریکایی و برای مخارج انقلابهای! نوین! باید تیشرت و شورت فروخت تا مخارج انقلاب! نوین! را تهیه کرد.
ما که دیگه نه انقلابی هستیم و نه نیازی به آینده بهتر داریم! چون دیگه تقریبآ آیندهای نمونده که بهترش یا بدترش رو بخواهیم. ولی بیچاره جوانان امروز که حتی برای سازمانهای رهایی بخششان هم باید تیشرت بخرند و هزار و یک حقهی دیگه بزنند تا بتونند انقلاب!! کنند.
در بخش: بدون دسته بندی
31
Aug
2003
همگی میخواهند درمورد پروندهی زهرا(زیبا) کاظمی حرف بزنند و گزارش بنویسند ولی هیچ کدام یک مثقال خایه در تنبان ندارند که حتی یک کلمه در مورد این موضوع حرف بزنند یا یکی از تحدیدهایشان را عملی کنند به این میگویند خایهی اسلامی.
[1 2 3 4 5 6 7 8 9 10]
در بخش: بدون دسته بندی
31
Aug
2003
در زمانهایی که من در ایران زندگی میکردم، برای مردگان ختمی را در مسجد محله برپا میکردند و سومی بود هفتهای و سیام و چهلم و سرسال. در این مراسم معمولا ملایی میآمد و ارجیفی میخواند و صد یا دویست تومانی میگرفت و گورش را گم میکرد و میرفت. با همین صد یا دویست تومان بهشت مردگان تضمین میشد!!
اما امروز از تصدق سر جمهوری آخوندی چند روز دیگر به این روزها اضافه شده و پنجم ونهمی را هم میگیرند و مراسم هم بجای یک بار در مسجد به سه یا چهار بار افزون شده و ملایی هم که برای خواندن همان اراجیف میآید بجای صد یا دویست تومان بیست تا چهل هزار تومان میگیرد و باجگیری مساجد هم که جای خود دارد. حقوق کارگر بدبختی که از صبح تا شام کار میکند به سختی به پنج هزار تومان در روز میرسد، درصورتی که ملای مفتخور با کمتر از یک ساعت وراجی، خز عبلاتی را به خورد ملت نا آگاه میدهد و مبلغی معادل سی چهل برابر حقوق کارگر مفلوک را دریافت میکند و میرود.
با دادههای بالا اگر کسی در این گمان است که این زالوصفتان به این راحتیها مراکز قدرت را رها میکنند و مملکت را دودستی تحویل مردم میدهند! باید گفت که خوشباوری بیش نیست.
در بخش: بدون دسته بندی