06 Nov 2003

پاسخی به امید

نوشته:     :::       Comments Off on پاسخی به امید

مطلب قبلی رو که مشاهدات نانا از ایران است را امید با یک جمله کوتاه به زیر سوال برده که بد ندیدم خودم هم با مشاهداتی که در ایران در این چند سال گذشته داشته‌ام مقایسه کنم. امید در پاسخ به نوشته نانا می‌نویسد:

البته این‌قدری هم بد نیست…

در پاسخ به جمله امید نانا درنظرخواهی می‌نویسد:

اميد ميلانی عزيز شما که نوشته ايد اينقدرها هم بد نيست اگه يه مورد از چيزهائی که من نوشته ام غير واقعی و يا حتی غلو است خواهش ميکنم بنويس در ضمن چيزهای زياد وحشتناک ديگری هست که من ترجيج ميدهم برای شمر بطور خصوصی ايميل کنم تا اگه خودش صلاح ديد با اندکی تغيير بنويسه چون پای افراد ديگر و بنوعی خودم در ميان است .

من با گفته نانا بطور کامل موافقم، و در این باره باید گوشزد کنم که در بعضی مواقع مشاهدات من بسیار غم‌انگیزتر از چیزی بوده که نانا نوشته و تازه نکته دیگری را که باید درنظر گرفته شود این مشاهدات بیشتر از شهرهایی مثل تهران یا شیراز نوشته شده است که بنظر من زیاد هم از نظر آماری تصویر واقعی ایران را نمایش نمی‌دهد و با آگاهی که نسبت به اختلاف طبقاتی مابین این دوشهری که ذکر شد با مناظقی از ایران مثل سیستان و بلوچستان و یا کردستان داریم وضع از این هم به مراتب اسفناک‌تر است که مشاهدات نانا مطرح می‌کند.
همانطور که شمر هم در توضیح‌اش در این باره در نظرخواهی نوشته زمانی که در محیط لجن‌زار جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم، به طریقی به اینگونه نا هنجاری‌ها عادت می‌کنیم و بسادگی از مشکلاتی مثل کودکان بی‌سرپست و خیابان‌گرد چشم پوشی می‌کنیم. دانسته یا ندانسته درضمیر ناخودآگاه ما یک نوع شرم از این ناهنجاری‌ها باعث می‌شود که اینگونه تصاویر را با رنگهای زیباتر بر آن بپوشانیم و تصویر بهتری را برای فرار از حقیقت در ذهن خود قرار دهیم.
عزیزان، برای دانستن عمق ناهنجاری‌های اجتماعی در ایران نیاز به مطالعه چندانی نیست. کافیست حقوق یک کارگر با درآمدهای نجومی دست اندرکاران رژیم را با هم مقایسه کنیم و این دو را با اجاره یک اتاق خواب محقر بسنجیم تا دریابیم که فقر و نابرابری در ایران حتی از حد قابل تصور و جنون هم گذشته.
نکته دیگری را که در این زمینه باید در نظر داشت این است که ایرانیان مقیم خارج از کشور معمولآ متعلق به خانواده‌های مرفه جامعه ایران هستند و در بازگشت به ایران، بیشترین تماس را با همین طبقه برقرار می‌کنند، پس امید جان قبول کن که وضع موجود از مشاهدات نانا بمراتب نگران کننده‌تر و تراژیک‌تر است.

Comments Off on پاسخی به امید   |    |     |     

04 Nov 2003

هدیه‌ای از ایران

نوشته:     :::       Comments Off on هدیه‌ای از ایران

من سه‌شنبه و چهارشنبه در خدمتان نخواهم بود بهمین خاطر این هدیه را که نانا از ایران آورده اینجا میگذارم تا دوستان که سر میزنند بی نسیب نروند. بخوانید و گریه کنید به حا مام وطن:
منبع نظرخواهی شمر
1. شمر عزيز درود چند ساعت پيش از ايران برگشتم ميليونها کار عقب افتاده دارم وقتی سر و صورت دادم گزارشی از سفرم برايت خواهم نوشت . وبلاگ تو وديگر دوستان را در هر کافی نتی ميتوان ديد ( خوشبختانه ) تنها چيزی که الان ميتونم بگم اينه که شايد استقرار دموکراسی در ايران بزودی انجام پذير باشه ولی متاسفانه ان جامعه با مدنيت صدها سال فاصله داره .
2. در باره شیرین عبادی هم باید بگم که بیشتر مردمی که من دیدم نه از بردن جایزه نوبل توسط ایشان خیلی به هیجان امدند و نه از حرفهائی که بعدش زد خیلی ناامید شدند چون بنظر میرسه از این ماجراها کلی جلوتر هستند و او را کلک تازه رژیم برای شرکت مردم در انتخابات میدونند و خوشبختانه انچنان اگاه به منافع خود هستند که کلیه ترفندهای حاکمان را به سرعت برق بین خودشان افشا میکنند و الان شیرین خانم تبدیل به عضوی از اعضا رژیم شده و بالطبع پوسیده و کنار گذاشته شده .
3. ( در تهران چه ديدم )
گر از بساط زمين عقل منعدم گردد       به خود گمان نبرد هيچکس که نادانم
شمر عزيز پس از ده سال دوری سفری کوتاه به تهران داشتم . با دردی در قلب تصميم گرفتم چيزهائی را که ديدم بدون هيچ تحليلی برای تو و دوستان خارج از ايران بنويسم شايد تصوير کوچک و محدودی از انچه ميگذره بهتون بدم . ميخوام برات از شبی که با حدود هشتصد مسافر ديگر با چهار خط هوائی ديگر به فرودگاه غبار گرفته مهراباد رسيدم بگم که برای اين عده فقط چهار مامور کريه و عبوس که گويا ارث پدرشان را از ما ميخواهند در چهار دکه شيشه ای جوابگو بودند.
4. و دو سه تا لاشخور جمهوری اسلامی در سطح سالن رفت و امد ميکردند و هر از گاهی يه حزب الهی کثافت را که تسبيح در دست داشت و پشت سرش چند زن بقچه پيچ در چادر سياه راه ميرفتند از دری خصوصی خارج از نوبت بيرون ميبردند و اعتراض من که توسط ايرانيان خارج از کشور در گلو خفه شد که با گفتن ای خانم دردسر درست نکن که بيشتر معطل ميشويم . و بعد خايه مالی اين ايرانيان که برادر خسته نباشی و وطن بهشته و از اين قبيل شرو ورها. و بعد بيرون و شب تهران با دود گازوئيل.
5. و تنديس هائی زشت که نمونه کامل هنر تخمی اسلامی و مث قارچ سر از زمين بر اورده بود .و اولين شعاری که روی ديوار ديدم و خنده بر لبم اورد شعار اين بود ( دامپزشکی ضامن سلامت جامعّه است ) . ميخوام برات از صندوقهای صدقه بگم که در سراسر شهر نصب شده و گداها که رژيم را نفرين ميکنند که حتی به پول گدائی انها دست درازی کرده اند بگم . برات از فاحشه های جوانی بگم که در ميادين شهر اگه چهار تا ماشين براشون واسته بدون نگاه کردن به قيافه راننده ها به سوی ماشينی ميدوند که از همه گرونتره .برات از زنانی بگم که پس از پايان نماز نيم ساعت سر سجاده ها برای سرنگونی رژيم اسلامی به درگاه خدا دعا ميکنند.
6. برات از دو دختر جوانی که مثل هنرپيشه ها ارايش کرده و لباس پوشيده و مشغول شمع روشن کردن و گذاشتن پول در يک سقاخانه بودند و وقتی که من ازشون پرسيدم شما ديگه چرا !!! جواب دادند که حساب اینها را از دین جدا کن بگم . میخوام برات از صحنه غم انگیز کودکان معصومی بگم که در گروههای چهار پنج نفره با سنین بین ده تا هفده سال اخر شبها زباله ها را برای یافتن چیزی برای فروش زیر و رو میکنند و چون هنوز غروری دارند به رهگذران حتی نگاهی نمیکنند .
7. میخوام برات از پسران جوانی بگم که سر چهارراه ها گل مریم سفید میفروشند و لایه ای از دود گلهای مریم سفید و صورتهای معصوم این بیگناهان را خاکستری کرده. میخوام برات از دو تا درخت زیبای خرمالو که در حیاط خانه قدیمی مادرم بو د و حالا سر پا خشک شده اند درست مثل روح و جسم مادرم بگم .میخوام برات از بخش مبارزه عجیب زنان ایران بگم و ان خالکوبی ارایش بروی صورتهاشون است یعنی دور لبها را خالکوبی قرمز و دور چشمها و ابروهایشان را خالکوبی سیاه میکنند و در واقع ارایش را برای همیشه بصورت خودشون حک کرده اند و همه از دور زیبا بنظر میرسند ولی
8. وقتی از نزدیک بهشون نگاه میکنی یه چیز کافکائی غریبی میبینی مثل ماسکی که تمام احساس را زیر لایه ای مصنوعی مخفی میکنه . میخوام برات از کوچه های لجن الودی بگم که برای نیمه شعبان با کاغذ رنگی و چراغ رنگی تزئین شده بود و در گوشه و کنارش سرنگ های خالی معتادین بچشم میخورد و اعتقاد عمومی مردم این بود که رژیم جوانان را برای به انفعال کشیدن معتاد کرده چون قیمت یه بسته سیگار ششصد تومان است ولی یه بسته هروئین را در هر پارک و چهار راهی میتوان با دویست تومان به اسانی خرید. میخوام برات از
9. صاحبان یه نمایشگاه اتومبیل بگم که همشون مثل زالو میمونن ولی برا ی نیمه شعبان شیرینی و غذا پخش میکردند و هجوم مردم برای گرفتن غذای مجانی و زیر دست و پا رفتن دو سه تا زن وبچه و یه کوچه پائین تر پیرمرد پینه دوزی که پشت بساطش نان و انگور میخورد و به امام زمان و نایبانش فحش میداد. میخوام برات از تهران بگم که هیولائی شده عظیم همه چا ساختمانهای بلند که بدون هیچ گونه قواعد شهر سازی بیقواره کنار هم درست شده . میخوام برات از سیستم سرمایه داری غیر مولد دلالی — بساز بفروشی بگم که داره بیداد میکنه نه تنها پانزده در صد ثروتمند را به مسابقه جنون پول در اوردن کشانده بلکه
10. خورده ریزه هایش افراد طبقه متوسط را هم تبدیل به جانورانی کرده که در این مسابقه جنون با بیرحمی حتی نسبت به سرنوشت خودشون شرکت میکنند . خانم دکتری به من گفت که ملکی که داشته در عرض یکسال چنان قیمتش بالا رفته که دیگه به سختی حاضره بره مطبش چون جساب کرده اگه پانزده سال کار کنه نمیتونه این همه سود ببره . لازم نیست برات از مافیای اقتصادی بگم همین بس که سپاه باسداران تمام زمینهائی را که طی سالها اشغال کرده بوده تبدیل کرده به اپارتمان سازی و دو سه تا اسکله خصوصی در جنوب داره که با کشتی همه چیز وارد میکنه بازار پر است از اجناس قاچاق .
11. .دولت به تازگی عرق گندم را بعنوان الکل صنعتی به داروخانه ها میده و مردم میخرند و بعنوان عرق میخوردند و کاملا قانونی و سالم است حتی در این مورد هم داره به پول ارامنه دست درازی میکنه . در کل جامعه فقط چهار گروه کار میکنند کارگران نفت – کشاورزان – کارگران ساختمانی – پلیس مخفی . رژیم احتمالا از ترس سقوط نزدیک تقریبا انچنان مشغول چپاول و دزدی است که دیگه کاری بکار جامعه نداره و جامعه در حال انفجاره هیچ پیچ و مهره ای سر جای خودش نیست . همه منتظرند .
12. و دست اخر میخوام از زیبا ترین چیزی که دیدم برات بگم و اون کوه البرز بود که همچنان با ابهت و عظمت در ضلع شمالی تهران پا بر جا ایستاده و به این همه زشتی و بیدادگری نگاه میکنه و من در حیرتم که چرا بغضش نمیترکه . باقی بقایت نانا
13. اريای عزيز خيلی ممنونم که ياد من بودی ظاهرا تو تنها کسی بودی که متوجه غيبت من شدی ازت تشکر ميکنم .
14. شمر عزيز اگه دلت خواست چرت و پرتهای مرا در باره سفر ميتوانی در شمر نامه بياوری .

Comments Off on هدیه‌ای از ایران   |    |     |     

04 Nov 2003

عدلیه‌ی سید علی گدا

نوشته:     :::       Comments Off on عدلیه‌ی سید علی گدا

آخه به حرامزاده‌ای مثل مرتضوی چه باید گفت! مگر اینکه سکوت کرد تا روزی که بتوان دادگاه حرامزادگان را تشکیل داد و برعکس زورگویی‌های این حرامی به جرائم او و دیگر اوباش هم‌فکراش با روشی عادلانه رسیدگی کرد و حق واقعی‌اش را کف دستش گذاشت.
مردک در آخرین تلاش خود چه اراجیفی می‌نویسد و از همه بدتر زمانی است که به مباحثی واهی همچون حق، عدالت و کوفت و زهرمار در حکومت نگینشان اشاره می‌کند.نمی‌دانم بنویسم گریه کنید یا بخندید! یقینآ به حال و روز ملت باید گریه کرد و به ریش گربه مرتضی علی و رهبرش باید خندید یا بهتر بگویم باید رید.
جفنگیات متضوی را بخوانید:

در تاييد بيانات نايب رييس محترم كميسيون اصل 90 به استحضار مي‌رساند نظر به اينكه مطابق مفاد قانون نحوه‌ي اجراي اصل نود، اين كميسيون يك مرجع قضايي نيست و دخالت و اعلام نظر آن در پرونده‌اي كه مراحل رسيدگي و محاكمه را مي‌گذراند و هنوز منتهي به اعلام نظر و راي دادگاه نشده، تخلف آشكار از اصول قانون اساسي است زيرا مطابق اصل 159 قانون اساسي، مرجع رسمي رسيدگي به شكايات و تظلمات مردم قوه‌ي قضاييه است و مرجع نظارت بر حسن اجراي قوانين در محاكم دادگستري نيز به موجب اصل 161 قانون اساسي ديوان عالي كشور تعيين گرديده كه مستقل از دو قوه ديگر، به همه شكايات رسيدگي و حكم مربوطه را مطابق موازين قانوني و طي تشريفات خاص صادر مي‌نمايد.

گریه کنید به حال ملتی که این حرامی دادستان پایتخت شان هست. به تیتر ایشان دقت کنید: دادستان ای وای به روز ملتی که چنین حرامی داد ستان اش باشد.

Comments Off on عدلیه‌ی سید علی گدا   |    |     |     

03 Nov 2003

٭ حقارت و وقاحت رژيم اسلامي در برخورد با خانواده فروهر

نوشته:     :::       Comments Off on ٭ حقارت و وقاحت رژيم اسلامي در برخورد با خانواده فروهر


در شب تاريک وطن ، سعيد امامي و همکارانش به امر بت اعظم ، به خانه فروهرها هجوم بردند و در متهای قساوت و بيرحمي فروهر و همسرش پروانه را کاردآجين کردند و خون اين فرزندان پاک ايران زمين را بر خاک ميهن افشاندند.
گفتند نميخواهيم
نميخواهيم که بميريم
گفتند دشمنيد
دشمنيد
خلقان را دشمنيد
چه ساده ، چه بسادگي گفتند
وايشان را
چه ساده ، چه به سادگي کشتند

بعد از قتل ناجوانمردانه فروهرها توسط مزدوران ولايت فقيه ، فرزندان فروهر با نصب شيشه ای بر روی فرش خونين و حفظ اسباب و اثاثيه صحنه قتل آنجا را بدل به نمايشگاهي برای نمايش عمق فساد و جنايتکاری رژيم اسلامي کرده بودند.صندلي خونين فروهر که وی را بر آن رو به قبله نشانده بودند تا در پيشگاه جهالت و استبداد نظامي ضد مردمي قربانيش کنند به همان وضعيت شب واقعه پذيرای دوربينهای خبرنگاران سراسر دنيا و دوستداران فروهرها و وطن بود .عاشقان ايران زمين با وجود همه تهديدها و مامورين مخفي و آشکار رژيم که در محله های اطراف خانه پرسه ميزدند و راه بر هر عابری ميبستند خود را به آنجا ميرساندند تا بر آن صحنه فجيع نظر بيفکنند و کينه شان را برای مبارزه با حکومت ظالمان متشرع ذخيره کنند.
ادامه نوشته وبلاگ نت پد ایرانی

Comments Off on ٭ حقارت و وقاحت رژيم اسلامي در برخورد با خانواده فروهر   |    |     |     

03 Nov 2003

بدو که داغه! دموکراسی فرد اعلا داریم!

نوشته:     :::       Comments Off on بدو که داغه! دموکراسی فرد اعلا داریم!

محمد خاتمي در ديدار با مشارکتی‌ها : معلوم نيست با تشديد روند سكولاريزه شدن جامعه و استقرار دموكراسي بر اين مبنا، جايگاه كساني كه معتقد به مردمسالاري ديني هستند در كجا قرار خواهد گرفت؟
خُسن آقا: زباله دان تاریخ.
البته چیزی رو که ایشون فراموش کردن توضیح بدن اینه که، این دمورکراسی چه مزه‌ای میده که بناست مستقر بشه. متفکرانی که رابطه تنگاتنگی با آقای خاتمی دارند توضیح می‌دهند که دمورکراسی مورد نظر خاتمی یک چیزی است شبیه شلغم ولی یک کمی بجای شیرینی تلخی دارد و بوی چندان خوبی هم نمی‌دهد. همچنین این متخصصین می‌گویند که ژنتیک این دموکراسی شباهت زیادی به دموکراسی تولید کارخانجات شلغم سازی حزب جمهوری خواه آمریکا دارد.
همچنین حدس و گمان‌ها بر این است که حقوق بشر خانم عبادی هم از همین نوع می‌باشد.

Comments Off on بدو که داغه! دموکراسی فرد اعلا داریم!   |    |     |     

02 Nov 2003

پیروان خط الاغ

نوشته:     :::       Comments Off on پیروان خط الاغ

خبری رو امروز خوندم که نمی‌شود بدون هیچ عکس‌العملی از کنارش گذشت. خبر رو باهم بخونیم تا توضیحی در موردش بدم:

«هشدار به خبرنگاران آمریکایی داخل ایران»
اين هشدار برای درج به سايت های اينترنتی ارسال شده است :
دهها روز از دستگیری سعید ابوطالب و سهیل کریمی دو فیلمساز ایرانی داخل خاک عراق توسط رپیم اشغالگر آمریکا می گذرد .
دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران هیچ کار جدی ای در این رابطه صورت نداده و بی تفاوت است !
بدینوسیله به دولت آمریکا هشدار می کنیم در صورتیکه تا روز 13 آبان ماه دو فیلمساز ایرانی آزاد نشوند هیچ ضمانتی برای آزادی خبرنگارانشان در خاک ایران وجود نخواهد داشت .
مطمئن باشید ما تا آخر ایستاده ایم.
دانشجویان پیرو خط امام تهران

اولین توضیح این که، سالهاست من پیروان خط امام را “پیروان خط الاغ لقب داده‌ام”. اگر خاطرتان باشد زمانی که خبرنگار در هواپیما از خمینی پرسید حالا که دارید می‌رید ایران چه احساسی دارید؟ ایشان نه زیر گذاشت نه رو گفت: “هیچی” به چینین انسانی مگر می‌توان لقب دیگری بجز “الاغ” را داد؟ مردک یک کشور 40 میلیونی با این همه منابع طبیعی و تاریخی 2500 ساله را در اختیارش گذاشته‌اند، نه زیر می‌گذارد نه رو و احساسش را با یک کلمه “هیچی” بیان می‌کند به چنین انسانی اگر بتوان اسمش را انسان گذاشت، باید گفت الاغ.
توضیح بعدی اینکه جمله‌ای را که در خبر آمده دوباره بخوانید “بدینوسیله به دولت آمریکا هشدار می کنیم” این پیروان خط الاغ یا خیلی بیسوادتر از من هستند یا اینکه اصلآ ایرانی نیستند وگرنه کسی هشدار را “نمی‌کند”. هشدار دادنی است نه کردنی.
نگفتم اینها پیروان خط الاغ‌اند.

Comments Off on پیروان خط الاغ   |    |     |     

01 Nov 2003

Hilfe!!

نوشته:     :::       Comments Off on Hilfe!!

Die Frau will die Ganse Flashe Wein trinken!

Comments Off on Hilfe!!   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی