20
Jan
2004
دوستانی که توی ایران هستند خواهشن اگر ممکن هست یک نگاهی به این صفحه بیندازند ببینند آیا اینها همان پراکسی سرورهای مخابرات هستند یا نه، همان هایی که سانسور را برای مخابرات ممکن میسازند، و اگر کسی اطلاعات بیشتری دارد لطف کند به من اطلاع دهد تا اطلاعات بیشتری را در این صفحه جمع کنیم، دنیا را چه دیدی شاید یک کسی دلش بحال ملت ما سوخت و این سرورها را حک کرد یا چمیدانم به یک طریقی از خط خارجشان کرد.
در بخش: بدون دسته بندی
19
Jan
2004
امروز این نامه را به قاصبین خانه ملت به این آدرس ( sitin@hotmail.com) فرستادم، همانها که به گمان خود دارند با تحصن در مجلس ملت را فریب میدهند.
نامه ای به متحصنین در خانه ملت
خانمها و آقایان متحصن! شما مستحق هر آنچه که رژیم اقتدار گرای خمینی برسرتان میآورد هستید. میدانید چرا؟
برای اینکه به ملتی که بشما رای اعتماد داده بود پشت کردید. نمک خوردید و نمکدان شکستید. شاید بپرسید چگونه؟ اجازه بدهید تا گوشههایی هرچند کوچک از این خیانت بزرگ را برایتان توضیح دهم گرچه میدانم که شما بهتر از من به گناهان خود آگاهید.
شروع مجلس زمانی که ملت با رای کم به کروبی به اطلاع شما رساند که او را برنمیتابد شما برعکس رای ملت او را به ریاست مجلس برگزیدید. وحتی پس از اینکه مخالفت ملت را با این عمل خود دیدید دوباره از روی عافیتطلبی برای دومین بار او را به ریاست مجلس برگزیدید تا او بتواند باخیانت به ملت برای رهبر خوش رقصی کند.
ملت نجیب ایران برای اینکه دست خاتمی خائن را برای پشبرد اصلاحات!! باز کند به شما رای داد وشما را به مجلس فرستاد ولی شما پس از اینکه خاتمی برای دومین بار با انتخاب وزرای بی لیاقت و خائن به مجلس آمد دوباره در برابر ناباوری ملت به تمام وزرای بیکفایت و سرسپرده او رای اعتماد دادید. با این همه باز هم ملت وفادار ایران از شما پشتیبانی کرد و شما بیخردان باز هم بدون درنظر گرفتن این همه ارفاق و وفاداری و نجابت از جانب ملت به موکلین خود پشت کردید. این پشت کردن های پیاپی شما به ملت در تاریخ پر فراز و نشیب ایران بی سابقه است. شما در اولین روزهای مجلس با اینکه به ملت قول تغییر قانون مطبوعات را داده بودید با خیانت به ملت (موکلین خود) و برای خوش رقصی در درگاه رهبر خودکامه تان قول به ملت را پشیزی ارزش نگذاشتید و راه خود و رهبر را رفتید و حالا که نابخردیتان گریبان خودتان را گرفته روی به تحصن آوردهاید. آیا اجازه میدهید به عنوان یکی از اعضای ملت رنج دیده ایران از شما بپرسم که “چرا و به کدام مجوز از قولهایی که به موکلین خود داده بودید رویگرداندید؟چرا روی گرداندید؟
آیا پاسخی برای این پرسش ساده دارید؟ چرا از روز نخست بجای چاپلوسی برای رهبر و دیگر منفورین رژیم آخوندی روی به درگاه ملت نیاوردید و راهکارهایی را که ملت درمقابل شما گذاشته بود برنگزیدید تا امروز نیز همچون طول تاریخ پر افتخار ایران زمین، ملت غیور ایران از شما حمایت کند، وبرای اهدافش خونها فداکند. آیا به شعور و شهامت موکلین خود شک داشتید؟
فراموش نکنید که مجازات شما هم مثل کسانی که خیانت به قیام 57 را مرتکب شدند بس گران خواهد بود ملت ایران شما را هم به سزای اعمالتان خواهد رساند. فریبکاری بس است دیگر حنای شما رنگ باخته. ملت راه خود می داند و شما را هم همراه باقیمانده رژیم منفورتان به زباله دان تاریخ ایران خواهد سپرد.
در بخش: بدون دسته بندی
19
Jan
2004
این مطلب رو امروز توی صندوق میلم یافتم متاسفانه بخاطر مسافرت میل خُسن آقا را در این مدت باز نمی کردم. نامه مربوط است به 15 ژانویه با عرض پوزش از هم وطن عزیز بخاطر تاخیر در منعکس کردن مطلب ایشان.
دوستان عزيز وسروران گرامي حسن آقاي ميهن دوست و بزرگ انديش و هاله بزرگ انديش و مهربان كه از سرزمين آفتاب و از مهر بي كران سخن مي گوييد متاسفانه بايد بگويم كه مردم بم در فاجعه اي عظيم غرقند و مسئولين حكومت جمهوري اسلامي! همچنان در فكر پر كرد جيبشان و استفاده از اين حادثه تلخ براي بقاي حكومت پوسيده شان هستند .اساتيد گرام تا كنون بيش از 70 ميليون دلار كمكهاي خارجي و داخلي از بهر هم ميهنان آسيب ديده مان ارسال شده اما متاسفانه روال كمك رساني به غايت بي موالاتي پيش مي رود .براي نمونه بايد عنوان كنم كه در دو روز گذشته دوست من به بم رفته بود و آنچه كه در آنجا مشاهده كرده بود چنين بود :ويراني ،فقر ،وجود نيروهاي ضد شورش سپاه و چادرهاي سوراخ و مردمي بهت زده از عمق فاجعه . اساتيد گرام از شهر چيزي نمانده جز تلي از خاك و ويراني و بويي كه انگار مي خواهد تا قيامت بماند. اين بوي مرگ نيست. بوي زندگي هايي است كه خاكستر شده، بوي مردگاني است كه به ظاهر زنده اند، راه مي روند، حرف مي زنند، و غذا مي خورند. اما آنان كي به زندگي بر خواهند گشت. آناني كه حالا مقابل خود آوار دارند و آواري بزرگ تر بر دل.زمين لرزه فقط معادله فقر را قوت بخشيد. معادله اي كه تا ساليان سال گريبان را در دستان خود خواهد داشت.اساتيد گرام به جرات مي توانم بگويم كه از كمكهاي ملي و خارجي كه براي مردم بم ارسال شده عملا شايد 20% به دست مردم آسيب ديده منطقه بم رسيده و باقي كمكها در انبار ها و حسابهاي آقايان مانده است.من به عنوان يك ايراني كه بر اين خاك عشق مي ورزم و ديريست در نماز عشق بر اين ميهن بر خاك افتاده ام از شما بزرگان تقاضا دارم كه با صداي رسايتان در پي احقاق حقوق مردم آسيب ديده بم بر آييد .حسن آقاي انديشمند من به عنوان عضوي كوچك از خانواده وبلاگشهر كه در وبلاگ آينده مطلب مي نويسم از شما تقاضا دارم كه شما با صداي رسايتان از گروههاي حقوق بشر تقاضضاي استمداد براي پي گيري امور كمك رساني را نماييد براستي مي توان گفت كه مسووليت اصلي بر خاك نشستن 70000 نفر از هم ميهنانمان بر خاك ،رژيم پوسيده جمهوري اسلامي مي باشد و من اكنون از شما بزرگان تقاضا دارم كه براي زندگان كاري بزرگ و به ياد ماندني را انجام دهيد .هاله عزيز و انديشمند مي دانم كه شما نيز هماره در فكر مردم محروم شهر بم هستيد از شما تقاضا دارم كه اگر موافق با اين نظر باشيد با تهيه لوگويي به نجات جان هم ميهنان آسيب ديده مان بشتابيد كه گاه، گاه كمك و امداد است هاله عزيز شما با تهيه لوگوي نجات براي افسانه نوروزي و احمد باطبي كاري بزرگ را انجام داديد و اكنون از شما كه نويسنده اي بزرگ و اهورايي از ميهن پاكان هستيد تقاضاي كمك براي نجات جان هزاران انسان و كودك آسيب ديده را دارم .حسن آقاي عزيز من از شما نيز كه با بزرگمردي و تهيه پتيشن براي نجات جان افسانه عزيز و احمد بزرگ گام برداشتيد عاجزانه تقاضا دارم كه با تهيه پتيشني براي دبير كل سازمان ملل .براي ايجاد گروههاي حافظ حقوق بشر خارجي براي ايفاي حقوق پايمال شده مردم شهر بم اقدام نماييد .با تشكر از بزرگي فكر و پايمريديتان
در بخش: بدون دسته بندی
18
Jan
2004
یکی از کارهای اساسی که توی این مدتی که توی ایران بودم کردم گوشدادن به بحثهای اطرافیانم در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات بود. نتیجهای که از این بحث ها گرفتم این بود که:
1. حتی یک نفر هم در این بحثها حاضر به شرکت در انتخابات نبود. این را که میگویم حقیقت محض است حتی یک نفر هم نگفت که طبق شرایطی حاضر به شرکت در انتخابات خواهد بود.
2. نکته دیگهای که در این بحثها تونستم استخراج کنم این که، مردم شدیدآ در حال منفعل شدن هستند ( اشتباه نخونید! هنوز منفل نیستند در حال منفعل شدن هستند) دلیل منفل نبودن مردم را هم میتوانید در کمکهایی که به زلزله زدگان کردند ببینید. به یکی گفتم چرا به زلزله زدگان کمک میکنی! زمانی که میدونی که رژیم در حال لفت و لیس کردن کمکهاست. نامبرده در جوابم گفت چه کنیم! به هموطنانی که محتاج ما هستند کمک نکنیم!؟
3. نکته سوم این که شدیدآ نسبت به طبقه روشنفکر بیاعتماد شدهاند.
در مورد عدم شرکت در انتخابات همه به اتفاق میگفتند که حضور آنها در انتخابات یا عدم شرکت آنها تاثیری بر روند اداره جامعه نخواهد داشت. دلیل آن را هم بی ثمر بودن انتخاباتهای چند سال گذشته ذکر میکردند (از دوره روی کار آمدن خاتمی) نکته دیگر اینکه همه خاتمی را مقصر اصلی، و او را انسانی خائن میدانستند. یکی میگفت: “خاتمی تا قبل از انتخبابات دوره اول حرف از جامعه مدنی میزد بعد از اتمام انتخابات دوره دوماش تبدیل شد به جامعه مردم سالاری دینی! حالا این مردم سالاری دینی چه مزخرفاتی ست هنوز کسی نمیداند”.
یکی از دوستان میگفت: “فقط روشنفکران، منفعت طلبان و سرسپردگان رژیم به پای صندوقهای رای گیری خواهند رفت”. روشنفکران بخاطر اینکه خیلی روشنفکرهستند و نور باعث کوری آنها شده و خوب را از بد تشخیص نمیدهند. منفعت طلبان بخاطر اینکه هنوز رژیم به درد آنها میخورد و سرسپردگان رژیم هم از بیم انتقام مردم است که به پای صندوقها خواهند رفت.
درمورد بی اعتمادی مردم به روشنفکرها بگم که همه بحثها دور این محور دور میزد که، مگر چندبار به دستور روشنفکرها به خاتمی و اصلاح طلبها رای ندادیم؟ چه چیزی را توانستند عوض کنند که دوباره به آنها رای بدهیم!؟
برای خاتمه دادن به بحث انتخابات و اینکه تا چه حد شرکت در انتخابت به نفع و ضرر ملت ایران است کافی است نگاهی به ترجمه مقاله لیبراسیون بیندازید تا متوجه شوید که دیگر نباید به هیچ گروهی که وابستگی به حکومت ملاها را دارد رای داد و دلبست. اینها همگی به دنبال همان چیزی هستند که خاتمی میگوید “حفظ نظام”.
روشنفکرانی!! که هنوز خیال میکنند با رفتن به پای صندوقهای رای خواهند توانست رژیم ملاها را اصلاح کنند یا بر اثر روشنی زیاد در مغز دچار مشکلات شدهاند یا از اصل مغزی برای آنها باقی نمانده که با آن بتوانند فکر کنند.
با رای دادن به رژیم چه به اصلاح طلبها و چه به اقتدار طلبها نتیجه یکی خواهد بود، حفظ بیضه اسلام و حتمآ آقای روحانی را هم بعنوان رئیس جمهور آینده به شما قالب خواهند کرد.
برای اینکه بعضی ها را از توهم خارج کنم اشاره میکنم به سخنان حجاریان که در آخرین مصاحبهاش زمانی که از او پرسیده میشود که “فكر ميكنيد ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم در شهرهاي بزرگ از جمله تهران چقدر باشد؟
” میگوید “در شرايط فعلي ۱۰ تا ۱۵ درصد خواهد بود مگر آن كه اتفاقاتي خاص بيفتد! ”
*********************
نکتهای که درباره متحصنین در مجلس باید گفت این است که اگر دوستان تحلیل آقای باقر معین را در بیبیسی شنیده باشند (گمان میکنم دوشنبه همین هفته بود) که در تحلیلش به اشاره و کنایه به متحصنین گوشزد کرد که تندروی را کنار بگذارند و بطور ضمنی به ایشان تفهیم کرد که مردم را برای حمایت به خیابانها نکشند و … (لابد از آن بیم دارند که دیگر نتوانند مردم را کنترل کنند و باعث شود که دست دولت فخیمه از ایران کوتاه شود و آقای باقر معین و شرکای ایشان در مجلس هم از نان و آب بیفتند) درست بعد از این تحلیل بود که متحصنین از اجتماعاتی که بنا داشتند در حمایت از مجلس برگزار کنند چشم پوشیدند و راه تندروی!! پیشه نکردند!
مجلسی که به دستور آقای باقر معین عمل کند همان بهتر که نباشد و مردم هم نیاز به چنین مجلسی ندارند. برعکس مردم مجلسی میخواهند که صدای مردم را بشنود و به دستور ملت به اعتراض بپردازد و به دستور ملت سکوت پیشه کند. نه مجلسی که به دستور سیدعلی گدا لایحه مطبوعات را مسکوت میگذارد و با یک تشر
رهبر چلاق، لال میشود. چنین مجلسی را آیت الله بیبیسی بهتر است که در لندن تشکیل دهد. چنین مجلسی بجز ننگ چیزی برای ملت ایران ندارد و همان بهتر که به توپ بسته شود.
برای اونایی که هنوز دوزاریشون نیفتاده خواهشن یک نگاهی به این عکس روزنامه شرق در باره روزه سیاسی مجلسیون بیندازند تا مبارزات اصلاح طلبها را با چشمان خود ببینند (با تشکر از شبح بخاطر لینک خبر)
در بخش: بدون دسته بندی
17
Jan
2004
دوستان سه هفته گذشته را در ایران گذراندم و امروز بعد از ظهر خسته و کوفته به نروژ بازگشتم آنقدر خستهام که نای فکرکردن را هم ندارم، فردا حتمآ گزارش مسافرتم را برایتان شرح خواهم داد.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Jan
2004
Persian Music Channel یا همان PMC این کانال تلوزیونی رو میدونید چه گروهی راه انداخته و از نظر مالی حمایت می کنه؟ بی خود نیست که در ایران مدام شایعههایی شنیده میشود که مثلآ هاشمی صاحب این یا آن کانال تلوزیونی است. برکسی پوشیده نیست که دایر کردن چنین کانالهای تلوزیونی مخارج هنگفتی را میطلبد، پس در نتیجه باید پرسید چه کسی مخارج چنین کانالهایی را می پردازد. این یکی گویا به گفته هموطنان تبلیغات چندانی را هم در لابلای برنامههایش پخش نمیکند و تقریبآ یک سره موزیک پخش میکند.
یکی از اساسیترین اهداف امروز حکومت گران جمهوری اسلامی در ایران غیر سیاسی کردن جوانان است تا با این روش بتوانند حکومت خود را چند صباحی در قدرت نگه دارند. این یکی شگردشان بگمان من که یکی از اساسی ترین و موثر ترین نوع آن است. با تنگناهایی که جوانان در ایران امروز دارند و محدودیتهایی که همه میشناسیم، دایر کردن یک کانال تلوزیونی که شبانه روز موزیکهای لس انجلسی و غربی مد روز را بی وقفه پخش میکند، دیگر به جوانان بریده از سیاست مجال فکر کردن نخواهد داد تا در فردای تحریم انتخابات بتوانند خود را به تحرک درآورند. از این رو وظیفه خود میدانم که در افشاگری چنین روندهایی در حد امکان از اینگونه دسیسهها پرده بردارم تا شاید کسانی که دل به حال ایران میسوزانند هشیارتر در مقابل دسیسههای شیاطین کوچک و بزرگی که حکومتگر در ایران هستند بایستند.
یک نکته دیگر:
خُسن آقا امضا کرد شما چطور؟ دوستانی که با تحریم انتخابات موافقند خواشمندم با امضا این فراخوان در گسترده تر کردن تحریم بکوشند.
در بخش: بدون دسته بندی
14
Jan
2004
ردصلاحیت کردن عدهای از نمایندگان مجلس و اعضای مشارکت را نباید به حساب مردمی بودن این گروه گذاشت این تنها یک ترفند جدیدی است که ملاها بکار بستهاند تا با تهیج مردم رونقی به انتخابات بدهند و چند ماهی دیگر بر عمر ننگین خود اضافه کنند.
اینها به این امید هستند که مردم پیش خود حساب کنند که اگر بپای صندوقهای رای نروند رژیم با فرستادن نیروهای اقتدارگری خود به مجلس دوباره جو جامعه را تنگ و غیرقابل تحمل کند. درست این چیزی است که مردم نباید به آن بها دهند و با قدمهایی استوار به تحریم کامل انتخابات و کل رژیم بروند و به جهانیان نشان بدهند که دیگر فریب این فریبکاران را نخواهند خورد و نکتهای را که در این دسیسه باید در نظر گرفت این است که دیگر رژیم حتی با زنده کردن خمینی (مج) هم نخواهد توانست آن اقتداری را که در دهه 60 داشت بدست بیاورد و هر کاری را خواست در جامعه به اجرا بگذارد.
اگر ملت این بار نیز مثل دو انتخابات گذشته فریب چنین ترفندهایی را بخورد کارش تمام است و ملاها با نشان دادن بیلان مثبت انتخابات حتی با یک مشارکت 50 درصدی هم خواهند توانست بر سر میز مذاکره با آمریکا بنشینند و رژیم خود را تثبیت کنند. و برعکس چنانچه در این انتخابات مردم با هشیاری بجای رفتن به پای صندوقهای رای، خود را برای یک قیام بعد از زلزله انتخابات بکنند و درست پس از اعلام نتیجه انتخابات به خیابانها بریزند خواهند توانست هم به اروپا که در این چندسال حمایتهای بسیار خود را از رژیم کوتاهی نکرده و هم به آمریکا که تلاش دارد با این رژیم به توافق برسد نشان دهند که مالک آن سرزمین فقط ملت است. آنگاه دولت مردان غربی در روش و منش خود تغیراتی را به اجبار خواهند داد و رژیم بدون خون ریزی از اریکه قدرت به پایین کشیده خواهد شد.
و از تازهها اینکه سایت خبری رادیو بی بی سی هم که حمایت اش در این 25 سال از حکومت ملاها بر کسی پوشیده نیست امروز با تابلو کردن سخنان خاتمی رئیس جمهور سعی در تهیج بیشتر جو موجود دارد. بی خود نیست که این سایت که همیشه بعنوان مرکز سخنپراکنی استعمار پیر شناخته شده هیچگاه در ایران سانسور نشده درصورتی که رژیم حتی از بستن چند وبلاگ با خوانندگانی کمتر از هزار عدد را سانسور می کند.
آقای خاتمی و شرکای رژیم رادیو بی بی سی به خیال خود می خواهند در این آخرین روزهای حیات ننگین سیاسی خاتمی به او یک چهره مردمی بدهند و او را همگام با ملت به تصویر بکشند زهی خیال باطل ملت دیگر نه گول سایت بی بی سی را خواهد خورد و نه گفتار و کردار خاتمی را در این شش سال حکومت ش فراموش خواهد کرد. به سخنانان این فریبکار توجه کنید:
وی در يک سخنرانی شديدالحن برای استانداران، که آنها نيز تهديد به استعفا کرده اند، اين موضوع را روشن ساخت که دولت اصلاح طلب او يا بر سر کار باقی می ماند يا به اتفاق کناره گيری خواهد کرد.
وی گفت: “يا با هم می رويم يا با هم می مانيم. معتقديم که همه بايد محکم بايستند و اگر روزی از ما بخواهند صحنه را ترک کنيم، اين کار را به اتفاق می کنيم.”
اما آقای خاتمی افزود: “ما کاملا مايوس نيستيم و اميدواريم که با ادامه رايزنی ها، نتايجی حاصل شود.”
وی گفت گفتگوهای مفصلی با آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی داشته است. آيت الله خامنه ای تنها مرجعی است که می تواند با دخالت در امور بحران را فرونشاند.
آقای خاتمی گفت او مطمئن است که اگر شورای نگهبان معيارهای رهبری را به کار بندد، در آن صورت نگرانی های اصلاح طلبان برطرف خواهد شد و افزود وی انتظار و اميد دارد چنين وضعی پيش آيد. منبع خبر
بگمان من این همه سروصدا برای ردصلاحیت یا تایید، چیزی جز یک خیمه شب بازی ملایی نیست و این نمایش را از آن جهت بروی صحنه آوردهاند تا مشارکت مردم را افزایش دهند وگرنه همگی آگاهند که این یا آن جناح رژیم فرقی باهم ندارند. فراموش نکردهایم که “اصلاح طلبان!!” امروزی همان جلادان دهه 60 هستند که با حمایت امام جاکششان عزیزترین فرزندان ما را به جوخههای اعدام سپردند و امروز بنا به جو موجود اصلاح طلب شدهاند.
به شما قول می دهم که شورای نگهبان اینبار حتی چندتایی از گروه ملی مذهبی را تایید صلاحیت خواهد کرد تا با این ترفند عده ای را به پای صندوقهای رای بکشد ولی مردم هم به سهم خود این حقه بازی را دیری است که درک کردهاند و به هیچ عنوان گول شیادان را نخواهند خورد و همه را به زباله دان تاریخ خواهند سپرد.
آقای خاتمی! حنای شما دیگر رنگی ندارد. فریب چهره خندان شما را دیگر کسی نخواهد خورد. این بار نه فقط شما بلکه کل سیستم ملازده و ملاهای کراوت پوش شما خواهند رفت و آن هم چه رفتنی با تیپا و اردنگی.
در بخش: بدون دسته بندی