23 Jan 2004
شعار دوستان: انفعال آغازِ فاشیسم
شعار دوستان:
انفعال آغازِ فاشیسم است، کوشیدیم از انفعالِ حاکم خارج شویم
شعار خُسن آقایی:
سردرد داشتیم، با سر خودمان را زدیم به کوه
23 Jan 2004
شعار دوستان:
انفعال آغازِ فاشیسم است، کوشیدیم از انفعالِ حاکم خارج شویم
شعار خُسن آقایی:
سردرد داشتیم، با سر خودمان را زدیم به کوه
23 Jan 2004
دوست عزیز و گرامیمان امید علمدار میلانی صفحهای را برای جمع آوری امضا و حمایت از متحصنین در مجلس درست کرده با عنوان “حمایت از تحصن نمایندگان برایِ انتخابات آزاد “.
تا اینجای کار به عنوان یک ایرانی خواهان دموکراسی مشکلی وجود ندارد ” هر کس آزاد است عقایداش را نشر دهد”. ولی متاسفانه عیب کار از آنجا شروع میشود که امید عزیز یا کسانی که این صفحه را طراحی کردهاند با تیتر زدن “حمایت از تحصن نمایندگان برایِ انتخابات آزاد ” میخواهند این مساله را القاء کنند که انتخابات آزاد است. دوستان عزیز انتخابات در ایران دوران خمینیسم هیچگاه آزاد نبوده که امروز باشد. انتخاب زمانی آزاد است که انتخاب کنند به سلیقه خود هرکه را خواست انتخاب کند.
فقط برای اینکه دستگیرتان بشود که این آقایان تا چه انداز خود را نماینده مردم میدانند به سوگندنامه ایشان توجه کنید:
“ما نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي به نام خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنيم با تكيه بر شرف انساني خويش پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي و مباني جمهوري اسلامي ايران باشيم “ سوگندنامه
حالا ما نفهمیدیم پاسداری از حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی و مبانی جمهوری اسلامی چه ربطی به ملت دارد!؟ این بیچارهها هنوز نفهمیدهاند که درست برعکس برای از بین بردن همین مبانی و دستاوردهاست که مردم مبارزه میکنند.
گناه این دوستان زمانی فاحشتر میشود که در طراحی این صفحه با بکار گرفتن تصویر مصدق لوگویی را درست کردهاند که انسان را به گریه میاندازد. این دوستان با سوء استفاده از نام و جایگاه مصدق میخواهند در اذهان مردم این تحصن را با تحصن مصدق ویاران فداکاراش یکسان جلو دهند و با این فریب مردم را به حمایت از متحصنین دعوت کنند. سوء استفاده از تاریخ را دیگر نمیتوان بعنوان یک عمل “آزادی بیان” قبول کرد.
دوستان آن دوازده رادمردی که در اقلیت کامل توانستند کشتی شکسته ایران را در بدترین دوران سیاسی ایران در آبهای پر تلاطم آنزمان به سلامت به مقصد برسانند و پیر استعمار را به زانو در آورند هزاران فرسنگ از این متحصنین بی عرضه، سالوس و خایه مال فاصله دارند و با سوء استفاده از عکس مصدق به هیچ وجه نخواهید توانست گِل بر روی گوهی که این خایه لیسان مقام! معظم! رهبری! در این دوره مجلس خوردهاند کنید.
اینها بیلیاقت ترین نمایندگانی بودند که مردم به مجلس فرستادند وگرنه با اکثریتی که این رجالهها در 3 سال و اندی داشتند میتوانستند خاک گور ولایت را هم توبره کنند ولی متاسفانه تنها خواست این رجالگان چیزی بجز دریافت حقوق مکفی مجلس و حفظ بیضه اسلام و ولایت نبوده و نیست.
اینها هم به زودی به همان گورستانی فرستاده خواهند شد که دیگر سرسپردگان فرستاده شدند.
22 Jan 2004
دوستان عزیز دیروز میلی را از یک وبلاگ نویس در ایران دریافت کردم. نامه ایشان را با کمی تغییر (نامهایی را با علامت x ) برای حفظ جان این عزیز در زیر میخوانید :
حسن آقای عزیز
من xxxx از دوستان شما هستم و از این که با نوشتن این نامه مزاحمتان می شوم عذر می خواهم. باور کنید به اندازه ای ناراحت و عصبی هستم که می خواهم مستقیم به اصل مطلب بپردازم و امیدوارم شما دوست بزرگوار بتوانید کاری انجام دهید. طبق اخباری که از دوستان مورد اعتماد خود از شهرستان سراب واقع در آذربایجان شرقی دریافت کرده ام ماه گذشته دو تن از دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی واحد سراب که عبارتند از اقایی که دانشجوی رشته دامپزشکی است و خانمی متاهل که دانشجوی رشته زبان انگلیسی میباشد با گزارش مردمی و بوسیله پلیس 110 در منزلی حین برقراری رابطه جنسی دستگیر شده اند. خانم مورد اشاره که زهرا احمدی شربیانی نام دارد و همسرشان دبیر و عضو شورای شهر شربیان می باشد از سوی دادگاه انقلاب شعبه سراب به سنگسار محکوم شده اند و حکم رجم پس از تایید در دیوان عالی کشور اجرا خواهد شد. با نوشتن این نامه از شما تقاضا می کنم که در صورت امکان با من مکاتبه کنید تا با هم فکری بتوانیم در مقابل این جنایت هولناک بایستیم و اجازه ندهیم انسان بی گناهی بدور از دید نهادهای بین المللی به مسلخ برده شود. لطفا این خبر را به هر نحو که امکان دارد در وبلاگ خودتان درج کنید و به سایر دوستانمان نیز خبر دهید. من متاسفانه نمی توانم در این مورد در وبلاگ xxxx چیزی بنویسم زیرا می ترسم که از سوی عمال جمهوری اسلامی شناسایی شوم ولی به هر شکل دیگر با شما همراهی خواهم کرد. ضمنا لطف کنید و هنگام ذکر منبع خبر از نوشتن نام بنده خودداری فرمایید. منتظر جواب شما هستم.
دوستان گرامی اگر اطلاعات بیشتری از این موضوع دارید در اختیارم بگذارید تا به شکلی بتوانیم مراجع بین المللی را از این جنایت باخبر کنیم و تا دیر نشده برای پیشگیری این عمل غیر انسانی فعالیتی را شروع کنیم.
من منتظرم
22 Jan 2004
من در عجبام که چگونه دوستانی مثل این رفیق با دوستان قهر میکند موقعی که از دست اوباشان رژیم کلافه میشوند. آخر عزیزجان درست این همان چیزی است که اوباشان میخواهند . عزیز نگذار دشمن شاد شوی، که این بهترین لذت است برای عقدهای های خایه لیس مقام! معظم! رهبری!
هرگز گمان نکن که دل ما هم در رنج نیست. باور کن شبهایی بوده که من هم مستاصل شدهام و با اشک شب را به صبح رساندهام ولی این آرزو را دشمنان من و تو به گور خواهند برد که ضعفی از من ببینند، حتی اگر آخرین نفس هایمان را در گلو خفه کنند آرزوی شادیشان را باید به گور ببرند.
برای من چه فحشها که در این سیستم نظر خواهی ننوشتند ولی عاقبت رویشان سیاه شد من برای حتی یک دوست هم که شده این سیستم را باز نگاه خواهم داشت. حتی اگر هزار هزار نوکر خایه لیس روزانه به فحاشی با من بپردازند برای یک دوست همه این نامردمیها را تحمل خواهم کرد.
با آرزوی اینکه هرچه زودتر به روال گذشته بنویسی و به روال گذشته نوشتههای دوستان را بخوانی و نقد کنی و این پویایی است که عمله ولایت را از روی زمین محو خواهد کرد. فراموش نکن که ما برای مبارزه وسیله دیگری نداریم. همین انگشتان رنج دیدهمان هست و چشمان پراشک و قلبهای پاکمان که برای خاک وطن میتپد.
20 Jan 2004
یک سر هم بزنید به این (بلوچ) وبلاگ ببینید چه طنزی داره، بجان خودم این یکی دیگه بدجوری بند کرده به آخوندا.
20 Jan 2004
20 Jan 2004
بیا جانم این را هم بخوان، بدجوری کرده توی پاچه اصلاح طلب و تحصن نشین.
با کی مبارزه کرده ايد؟ با شورای نگهبان خودتان؟ چرا همان زمان که تمام امکانات خبری و تحليلی و نقد را از شما می گرفتند و مجلس را برای سرکوب مطبوعات به توپ بستند، تحصن نکرديد؟ چرا آن زمان که قدرت داشتيد مبارزه نکرديد؟ … [ادامه مطلب]