25 May 2004

سگ هار رژیم را دیده

نوشته:     :::       Comments Off on سگ هار رژیم را دیده

سگ هار رژیم را دیده بودید؟ اینجا می توانید او را ببینید.

Comments Off on سگ هار رژیم را دیده   |    |     |     

25 May 2004

تکرار تاریخ

نوشته:     :::       Comments Off on تکرار تاریخ

داشتم نگاهی به عکسهای مربوط به قطعه 33 می‌انداختم. چشمم به یکی از عکسها افتاد که بر روی نت قرار نگرفته بود. به فکر فرو رفتم دیدم عجب دنیایی است. تکرار تاریخ هم بما نمی‌آموزد. گویی جملگی ما کوردلانیم. با تغییر کوچکی در عکس که یقینآ می‌توانید تغییر داده شده را به راحتی مشاهده کنید، تاریخ درحال تکرار است نه به همان نرمی آن زمان که بسیار دهشتناک‌تر و مخوف‌تر حتی روزی نامه همان روزی نامه است فقط مجریان عوض شده‌اند نمی‌دانم سردبیر کیهان در آن زمان چه کسی بوده ولی بگمانم که فرق چندانی نمی‌کند. اوهم کسی بوده کم و بیش مثل این یکی، حقوق بگیر و جیرخوار.

Comments Off on تکرار تاریخ   |    |     |     

23 May 2004

نمی‌گذارند آقا جان تا می‌آید

نوشته:     :::       Comments Off on نمی‌گذارند آقا جان تا می‌آید

نمی‌گذارند آقا جان تا می‌آید یک حرکتی شکل بگیرد یک خود فروخته مواجب بگیری می‌آید وسط و وظیفه نوکری‌اش را انجام می‌دهد. چه شده، بنا است دوباره عده ای شمشیر را از رو ببندند؟ خیلی احمق تشریف دارید گمان می‌کنید ما از شمشیر چوبی شما می‌ترسیم؟ افسوس چنان در حماقت خود گرفتارید که هنوز بعد از این همه سال درک نکرده‌اید که عده‌ای ترجیح میدهند بمیرند و زیر بار زورگویی‌های شما نروند.
این مطلب را بخوانید تا توضیحات بیشتر را در پی آن بدهم:
متن از زوزه کپی شده:
شمر بهترين دوست مرتضوی است (عمومی)
با چيزهايی که از جلسه‌ی مرتضوی با آی.اس.پی‌داران درز کرده است، کسانی که با تعطيل شدن شرکت‌های کامپيوتری بيکار شده‌اند، بايد مديون برادر عزيز خسن‌اقا، شمر يا هر حرامزاده‌‌ی ناشناس ديگری باشند که يک‌تنه به اندازه‌ی تمام ما روی هم در شکل دادن ذهن آدم‌هايی مثل مرتضوی که فقط اينترنت را از روی بولتن‌های محرمانه می‌شناسند، تاثير گذاشته‌اند. کمکی که شمر و خسن‌اقا و پست‌فطرت‌های ديگر شبيه به آنها به دشمنان اينترنت در ايران کرده‌ و می‌کنند، هيچ کس نکرده است. شرم بر کسانی که به اين وطن‌فروشان پست کمک می‌کنند. نکند اصلا خود اين شمر و خسن‌آقا و دوستانش، درست مثل کمونيست‌های کارگری از روسای مرتضوی پول گرفته‌اند که مثل برلين بيايند همين کارها را بکنند؟ از اين حرامزاده‌های مفت‌خور بی‌پرنسيپ هيچ چيز بعيد نيست. با عصبانيت فراوان و آماده‌ی فحش خوردن، – حسين درخشان

من زوزه نمی خوانم بهمین خاطر مطلب را تا امروز نخوانده بودم، مطلب روز چهارشنبه نوشته شده امروز یکی از دوستان لینکش را برایم فرستاد.
اولآ ما دیروز به دنیا نیامده‌ایم که به همین سادگی بپذیریم که این نوشته دست خط حسین درخشان است، حتی با اینکه او را نوکر آقا می‌دانیم ولی باید از خود سوال کرد که چه کس و کسانی می‌خواهند با گل آلود کردن آب ماهی بگیرند. در زیر سناریوهایی را مطرح می‌کنم تا شاید بتوانیم مشخص کنیم که این حیله از کدام لجنزاری سرچشمه می‌گیرد.
این کار کار بروبچه‌های زوزه است. به این دلیل: هیتشان پایین رفته می‌خواهند با راه انداختن جنگ زرگری هیت جمع کنند، به همین سادگی.
کار کسان دیگری است که با این کارشان می‌خواهند به نوکر مفلوکی بنام حسین درخشان ضربه بزنند.
کار بزدلی بنام حسین درخشان است و در زوزه نوشته تا فردا بتواند بگوید که “کی بود کی بود من نبودم”. آقای درخشان اگر پاسخ این نوشته را ندهید از فردا صبح در تمام نظرخواهی‌های ملت وبلاگ نویس این نوشته شما را منعکس خواهم کرد تا همه بدانند با چه لجنی طرفند.
اگر سناریو دیگر سراغ دارید ما را هم با خبرسازید.
حالا برای روشن شدن موضوع چه باید کرد.
اول از همه سردمداران زوزه یا وظیفه خود را انجام می‌دهند و ما را در پیدا کردن مسول این نوشته یاری میدهند و او را به همه معرفی می‌کنند یا زیر سبیلی این مساله را در می‌کنند که آنزمان ما خود میدانیم با زوزه.
دوم آقای حسین درخشان در لجن نامه خود یا این نوشته را تکذیب میکنند یا مسولیت آنرا به عهده می‌گیرند.
جایگاه خُسن آقا در بین وبلاگ نویسها مشخص است و نیازی به توضیح بیشتر در این باره نیست. آنهایی که در جایگاه مشکوک ایستاده‌اند باید پاسخگو باشند.

Comments Off on نمی‌گذارند آقا جان تا می‌آید   |    |     |     

23 May 2004

بشتابید که غفلت جایز نیست

نوشته:     :::       Comments Off on بشتابید که غفلت جایز نیست

می گویند وقتی که آب که توی جوی سربالا می رود غورباغه هم ابوعطا می خواند. حالا حکایت کار ما بیچارگان وبلاگ نویس ایرانی نسب شده. کار ما به کجا کشیده که این غورباغه برای ما ابوعطا خواندن که چه عرض کنم غرغره می کند. ایشان می فرمایند:

هديه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به وبلاگرها
احمد معتمدی: سرويس هاستينگ ايرانی ظرف يک سال آينده ارايه خواهد شد.
وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات از راه اندازی و ارايه سرويس هاستينگ ايرانی ظرف يک سال آينده خبر داد. [ادامه خبر]

اونهایی که توی کار وبلاگ نویسی قدیمی هستند یادشان هست زمانی که پرشین بلاگ افتتاح شد و یک شبه همگیمان بدون اینکه اطلاع داشته باشیم به کمک ماموران زبده صاحب وبلاگ شده بودیم. آنها آنقدر با معرفت بودند! که حتی نام شناسه و رمز آنرا هم خودشان برایمان تهیه کرده بودند و بدون هیچ زحمتی برایمان با میل ارسال کردند.
حالا هم حتمآ آقای وزیر همین کار را خواهند کرد و یک فضای مجانی برای همه مان در نظرخواهند گرفت.
راستی آقای وزیر عزیز اگر مرحمتی دارید سانسور را از اینتر نت بردارید که این اواخر دارد جوانان را خفه می کند هاستینگ پیش کشتان.

Comments Off on بشتابید که غفلت جایز نیست   |    |     |     

22 May 2004

تلفن همراه

نوشته:     :::       Comments Off on تلفن همراه

زنگ زد از ایران احوال پرسی کنه ازش پرسیدم اوضاع کاروبارت چطوره گفت: آقا همه چیز خرابه. گفتم مگه چیطور؟ گفت آخه قبل از عید حکومت برداشته پنج میلیون تلفن همراه پیش فروش کرده به مبلغ هر دستگاه 450 هزارتومن، یک دفعه ماشین حساب من شروع کرد به بوق زدن. دیدم ای داد بیداد میشه 2.250.000.000.000 راستی این عدد رو بهش چی‌چی میگن ترلیارد یا ترلیون یا شاید بهتر باشه یک تریلی بیاریم صفراشو بار بزنه بببره دم خونه حاج آقا رسمنجانی.
بهش گفتم خوب پس بیخود نیست که کاروکاسبی تخته شده از قرار معلوم هرچی پول تو بازار بوده با یک چنین مانوور اقتصادی جمع کردن دیگه! بهم گفت تازه این اولش هست بعدش هم باید ملت احمق برن یک دستگاه تلفن همراه بخرند چون این فقط خط تلفن هست. گفتم ای داد بیداد اینجا دستگاه تلفن رو به ما مجانی می‌دن تا بلکه بریم یک خط تلفن مجانی هم ازشون بگیریم تا تازه بعدش اگر فلانمون بلند شد و یک تلفنی به یکی زدیم یک کورون (14 سنت)ازمون بگیرند، حالا شما ملت عاقل این همه پول بی‌زبون رو دادید دست آخوند مفت خور، به این امید که بهتون یک سال دیگه یک خط تلفون بدن!؟ بیخود نیست آخوند هنوز از شما سواری می‌گیره.
گفتم آخه ملتی که داره از گشنگی می‌میره تلفن همراه می‌خواد چیکار!؟ گفت اخه اگه نداشته باشن کلاسشون میاد پایین!؟ گفتم مگه تلفن هم کلاس داره؟ گفت پس چی! گفتم آقا جان اینجا ملت برای اینکه کلاسشون خراب نشه زنگ تلفن همراه‌شون رو قطع می‌کنند تا کسی صدای زنگشو نشنوه. گفت ای آقا اینجا تازه وقتی تلفن رو دم گوششون می‌گذارن آرنج شون رو هم می‌برند بالا تا همه متوجه بشن که یارو تلفن همراه داره. گفتم تو چیطو، تو هم تلفن همراه داری!؟ گفت اقا ولمون کن تلفن همراه مال جواد هاست ما کلاسمون از این چیزا بلاتره.

Comments Off on تلفن همراه   |    |     |     

21 May 2004

مارمولک شماره دو به بازار

نوشته:     :::       Comments Off on مارمولک شماره دو به بازار

مارمولک شماره دو به بازار آمد منتظر مارمولک های بعدی هم باشید.

Comments Off on مارمولک شماره دو به بازار   |    |     |     

21 May 2004

دیلوگ

نوشته:     :::       Comments Off on دیلوگ

– پاشو خُسن اقا که دکونت تخته شده!
٭ چی شده حتمآ دوباره مامورا ریختن کله خرا رو تو مغازه پیدا کردن!؟
– نه کاکو کاسبی جدیدو میگم، یکی میخاد رو دست ما بلندشه دکه لگوسازی راه بندازه.
– پاشو تا زنت طومار رو ندیده
٭ کی میخاد کاسبی مارو تخته کنه کی میخاد لوگو بسازه؟ چرا چرت و پرت میگی! کدوم زن مرتیکه باز دوباره رفتی تو زیرزمین هرچی بطری شراب بود خالی کردی؟
٭ کدوم طومار؟ باز دوباره زد به سرت مرتیکه؟
– نه والله بلندشو خودت بیبین توطئه کردن دوباره، تازه یک جایی توی همون توطئه خوندم نوشته بودن که تو آقازاده هستی. و قرار طلاقت بدن و لوگو برات دُرُس کنن.
٭ خدایا مارو از دست آدموی دل و دیونه نجات بده اینم شاگرد بود گیر ما اومد؟
٭ مردک مگه آقازاده بده؟ خوب بگن آقازاده!
– نه اوسا آخه این آقازاده ای که اینا نوشتن فرق داره با آقازاده یی که تو فکر میکنی.
٭ بابا ولمون کن بخوابیم سر جدت قسم تو دوباره مالیخولیایی شدی؟
– چی چی رو بخوابی دنیارو آب برده تو رو خواب! بلندشو اوسا اگه فکر زندگی خودت نیستی به فکر من بدبخت باش که از فردا بی نون و آب میشم!

Comments Off on دیلوگ   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی