31
May
2004
اگر نمیدانید که از چه جهت است که این را (http://www.hoder.ir/) مارمولک 3 مینامم بهتر است به مارمولک 1 و مارمولک 2 یک نگاهی بیندازید.
دومیناش IR است. آنهایی که که به روابط و ضوابط در قمهوری اسهالی آشنایی دارند به خوبی آگاهند که این دومین چه معنی میدهد و نیازی به خواندن باقیمانده مطلب ندارند. آنها که نمیدانند بهتر است بدانند که این دومین در زیر بیرق رهبر چلاقمان اداره میشود و برای ثبت چنین دمینی باید حداقل صاحب آن به یک حداقلهایی از شهادت طلبی برسد تا به اجازه ثبت دمینی با این مشخصات نایل آید.
حالا این که هیچ، تازه طرف باید جزو اولین نوشتههای چنین دمینی هم به سبک مارمولک (بصورت مارپیچ) بیضههای مبارک اسلام ناب محمدی را یک چند مدتی با زبان تطهیر شده با گلاب بلیسد.
شناخت سبک جدید مارمولکی کار همه کس نیستها! برای درک هنری که در مارمولک 3 عرضه میشود باید حتمآ سالها جزو ضد انقلاب فریب خورده بوده باشی تا درک کنی این نثر نوین را. اینها هم از کرامات قمهوری اسلامی است، هی نگویید این حکومت کاری برای ایران و ایرانی نکرده چشمتان کور شود پس این کارهای مهم چیست!؟ چنین سبکهایی که به زلالی لجن است در هر حکومتی پا نمیگیرد که جانم! مگر کشک است آقا جان یک سبک نوشتاری جدید خلق کردن. اینها همه از کرامات 25 سال زحمت کشیدن های فرهنگی بزرگانی مثل حداد عادل است که میسر میشود.
البته عدهای ممکن است بگویند که این سبک نوشتاری چیز جدیدی نیست و پیشتر چنین نثری در بین بچه بازاری ها مرسوم بوده ولی من بر این امر پافشاری میکنم که نه خیر این سبک جدیدی است چون مبتکرین این سبک پا را از بازار تهران فراتر نهادهاند و نه فقط به شهرهای دیگر که بلکه به کانادا هم سفرهایی کرده اند تا توانایی خلق چنین سبکی را بدست آورند.
نمونه ای از این سبک در دوران قدیم هم مرسوم بوده و به آن سبک بازاری میگفتند. شگردی که در سبک قدیم بازاری به کار برده میشد تا جنس بنجلی را به ماتحت مشتری خر بچپانند هنوز در رگه هایی از این سبک نوین دیده میشود ولی مهارتی که در سبک مارمولک بکار میرود بسیار پیشرفته تر و از پیچیدگی خاص خود برخوردار است. گفته میشود که این سبک جدید را بزرگان ادیبی مثل شمسالوازلینها شروع کردند ودر دورههای بعد اشخاصی همچون ابول بلاگر آن را قوام بخشیدند. در این سبک برای چپانده یک جنس بنجل نم کشیده بازاری که حتی در بازار تهران هم دیگر قابل فروش نیست آنرا با مهارت خاصی با شگردهای مدرن بیزنس وازلین میمالند و با سرعت به ماتحت جماعت از همه جا بیخبر فرو میکنند.
در بخش: دیگران
30
May
2004
دو نظر در نظرخواهی صفحه مربوط به قطعه 33 بود که فقط جهت اطلاع در اینجا منعکس میکنم تا همگی آگاه باشید که حزب الله دست بردار نیست و دروغ گویی را از حد گذرانده. بقول معروف شرم را خوردهاند حیا را غی کردهاند. اینها آنقدر احمقاند که نمیدانند چیزی بنام IP وجود دارد که هویتشان را برملا میکند. باور کنید اول نوشته زیرنام محمد آقا را خوانم بعد که نوشته راحمی پور را خواندم مشکوک شدم که دونفر در مدت کمتر از پنج دقیقه به یک شکل نظر میدهند با کنترل IP این دو دریافتم که هر دو یک زباله هستند. این هم دو نظر یادشده:
Nr.: 46 راحمي پور [ | ]
بهيچ وجه اين مو ضوع صحت ندراد – ترا به خدا با كشته اين عزيزان بازي نكنيد – هدف انها مقدس بود و ازادانه از خون خود گذشتند و امروز شما انها را به بازي گرفته ايد – اگر قبول نداريد بروي و بهشت زهرا سري بزنيد صد در صد اين شايعه اي دروغ و كذب است –
[Ban] [delete]IP: 217.24.144.34
May 29 2004, 11:14 pm [+]
Nr.: 45 محمد آقا [ | ]
بنام آنكه نامش بر ترين است .
بنده نيز يكي از خانواد ه هايي هستم كه عزيزم مثل شما در قطعه ۳۳ دفن است – با مسئولين سازمان بهشت زهرا جلسه اي باتفاق تعدادي ديگر از شهداي رژيم شاه داشتيم – بهيچ وجه چنين مواردي را كه شما در سايتتان اورده ايد صحت ندارد و صد در صد دروغ است انها هم رسما تكذيب كرده اند آنها به روال معمول قصد بازسازي و بهسازي اين قطعه را دارند – و از همه بهتر انكه طبقه دوم اين قبور را به خودمان واگذار ميكنند و ما بعد از سالها از كشتن فرزندمان ميتوانيم در كنار ان ارام بگيريم و اين ارزوي قلبي ما بوده است – شما را به خدا دست از اين كارهاي سياسي بازي خود بر داريد و اجازه دهيد اين ارزوي ما پس از سالها تحقق يابد – شما به فكر سياسي كاري خود هستيد و ما سالهاي سال است فرزندمان رفته و لا اقل اين قرصت را با اين حجم تبليغات سياسي كه راه انداخته ايد از ما نگيريد ما نحقيق كرد هايم و اصلا اين مباحث صحت ندارد ترا به خدا دست بر داريد
خانواده ترگل – مادر دو شهيد زمان شاه خسرو و هوشنگ تر گل
[Ban] [delete]IP: 217.24.144.34
May 29 2004, 11:10 pm [+]
در بخش: گوناگون
30
May
2004
گویا لرزش زمین لرزه شمال ایران بر خطوط مخابرات نروژ هم تاثیر گذاشته!! از دیروز اینترنت ما شده کش تنبانی یک دقیقه هست یک دقیقه نیست.
آیا صحت داره که در بم هم دوباره زلزله آمده یا اینکه این خبرنگارهای گیج نروژی خبر رو اشتباهی خوندند!؟ تا اونجایی که من شنیده بودم زلزله در شمال ایران آمده و ربطی به جنوب ایران نداشته.
در بخش: گوناگون
29
May
2004
بخش دوم
من و برادرم در آن زمان بیشتر از دوازده سیزده سالی نداشتیم روزی او دلیل برتری خوش را با زبان بچه ها برایم توضیح داد و اینکه چرا او با اینکه از نظر فیزیکی خیلی از من کوچکتر بود قادر بود بر من غلبه کند. دلیلش در برتری روانی او بود برمن. از آن روز به بعد دیگر پیروزی درکار نبود چون دیگر من دلیلش را فهمیده بودم و همین باعث شده بود که ضعف روحیام را برطرف کند.
کسانی که با بازی پوکر آشنایی دارند میدانند که در این بازی داشتن برگهای خوب به تنهایی دلیل پیروزی نیست یک پوکرباز خوب با دست بد هم برنده خواهد شد دلیلش همین برتری روحی و اعتماد به نفس است.
مثال دیگری میزنم. شخصی در همسایگی ما زندگی میکند (چند خانه آن طرفتر) بنام (Børge Ousland بُرگه اوستلاند) او را کسانی که با سفرهای قطب شما آشنایی دارند حتمآ میشناسند. ناماش عالم گیر شده. این شخص را اگر مشاهده کنید از خودتان میپرسید او چگونه قادر است با یک جفت اسکی پای پیاده ماهها در برف و یخ بندان به تنهایی به قطب شمال یا جنوب برود.
از لحاظ فیزیکی شاید قدرتاش کمتر از یک کشتی گیریا یک دونده معمولی باشد ولی از لحاظ قدرت روانی حتی از یک تیم کشتی هم قویتر است. دلیل موفقیت او نه در قدرت فیزیکی اش بلکه در قدرت روحی روانی او است.
اینکه نوشتم چیزی بنام غیر ممکن وجود ندارد از این نظر بود. اینکه خواستن توانستن است، نکته اصلی است. وقتی چیزی را تا سرحد مرگ خواستی حتمآ یا مرگ را بدست خواهی آورد یا آن خواستهات را.
اگر چیزی را خواستی اولین قدم برای بدست آوردناش قبل از هر چیز ایجاد محرکه لازم روحی روانی است که باید فراهم شود. باید به خود بقبولانی که خواستار آن چیز هستی. وقتی که نوشتم برای غلبه بر دشمنت (در این مورد خاص جمهوری اسلامی) باید از نظر روحی برتری در مقابل رژیم بدست آورد. اینکه مدام به خودت و من تلقین کنی که ما قویتریم عاقبت قویتر خواهیم شد. این یک مساله روانی است. سخن آخر اینکه، این بیشتر یک جنگ روانی است تا یک جنگ فیزیکی.
در بخش: گوناگون
29
May
2004
آخه بیخود نیست ملت موندن تورو آیت الله بنامند یا حجت الاسلام!؟ با این فتواهایی که تو میدی باور کن درجه طلبه گی هم از سرت زیاده! آقا جان نماز وحشت باید خوند نه نماز آیات!!
در بخش: دیگران
29
May
2004
من همیشه بر این باوره بودهام که انسان اگر بخواهد میتواند. نه یک کلام کمتر نه یک کلام بیشتر.
تصورش را بکنید قبل از اینکه فکر پرواز به مغز برادران رایت برسد مسله پرواز برای انسان یکه مساله غیر ممکن مینمود. حالا فکرش را بکنید امروز یکی بشما بگوید پرواز غیر ممکن است. آیا به ریش طرف نمیخندید؟
نکتهای که انسانها را از هم متمایز میکند بلند پروازی، جاه طلبی (ambition) آنهاست. این واژه جاه طلبی یا بلندپروازی در زبان فارسی کمی گنگ و دارای بار منفی است، درصورتی که جاه طلبی بنظر من کلید پیشرفت انسانهاست. فکرش را بکنید اگر برادران رایت این جاه طلبی پرواز را نداشتند شاید انسان هیچوقت قادر به پرواز نمیشد. دقیقآ این نکتهای که نوشتم کاملآ غلط است، میدانید چرا؟ چونکه اگر برادران رایت چنین بلندپروازی را نداشتند یقینآ کس دیگری این بلند پروازی را روزی میداشت و همان کاری را که انها کردند میکرد.
این مقدمه را نوشتم تا برسم به مشکل همیشگی خودمان، قدرتِ قدرت مداران و معضل جامعه ایران.
چرا کسی مثل خامنه ای میتواند بر 70 میلیون ایرانی حکومت کند و زورگویی کند؟ آیا فکر این موضوع را کرده اید!؟ مگر او کیست؟ ابرانسان است؟؟؟ خیر او ضعیف تر از خیلی از ما هاست، فقط چیزی که او را از ما متمایز میکند در درجه اول بلندپروازی اوست. البته یک مقدار هم حرامزادگی است ولی برای اینکه به بالا ترین نقطه قدرت در یک سیستم رسید نیازی به حرامزادگی نیست، بلندپروازی کفایت میکند.
من وقتی میخواهم بر مشکلی یا شخصی فایق آیم مشکل یا شخص مقابلم را کوچک میکنم، درست خواندید همیشه نیاز آن نیست که خود را بزرگ کرد گاهی اوقات میتوان قدرت مقابل خود را کوچک کرد. مساله این است که همیشه قدرت بزرگتر(برتر) برنده است مهم نیست که این قدرت چقدر بزرگتر است مهم فقط بزرگتر بودن قدرت است حتی اگر این قدرت (نیرو) یک گرم بزرگتر باشد، بر اساس قوانین فیزیکی پیروز است.
برای فایق آمدن بر نیرویی یا باید نیروی خودتان را افزایش دهید یا نیروی مقابل را تقلیل، فرقی نمیکند در هر دو حالت پیروزید. حالا میخواهم توجه شما را به نکته دیگری جلب کنم.
برادری دارم دوسال از من کوچکتر است. من و او در دوران کودکی مثل تمام برادران دائم با هم زدو خورد داشتیم و مدام مثل سگ و گربه به پروپای هم میپیچیدیم با اینکه او از نظر هیکل و قدرت فیزیکی از من ضعیف تر بود ولی همیشه در جنگ های ما او بود که پیروز از مبارزه بیرون میآمد. (ادامه دارد)
در بخش: گوناگون
28
May
2004
*
اول اينکه اگر از بچههای تورنتو کسی فيلم شرک دو را ديده، شماره تلفنش را برايم ايميل کند تا برای برنامهی روز هفتم اين هفته چند کلمه باهاش صحبت کنم.
کی میره این همه راه رو!! منظورم تا تورنتو هست بابا سخت نگیرید!
دوم اينکه قيمتهای آگهی را کمی پايين آوردهام. همزمان آگهیها هم در صبحانه و هم در همين وبلاگ نمايش داده میشود که اين مساله آمار بازديدهايش را به ماهی حدود ۴۰۰هزار میرساند که در ومقايسه با وبسايتهای ايرانی عدد قابل توجهی است. به اضافهی اينکه خوانندگان اين دو وبسايت اصولا با خوانندگان وبسايتهای دامبولی ايرانی خيلی فرق دارند. هم از نظر تحصيلات بالاترند و هم از نظر نفوذ اجتماعی. اگر میخواهيد قيمتها را ببينيد يا اينکه درجا يک آگهی يک هفتهای برای آزمايش بدهيد، صفحهی سفارش آگهی را ببينيد.
بشتابید که غفلت حرام شرعی است
سوم اینکه صبحانه آرام آرام دارد تبديل به يک وبسايت معتبر خبری میشود که هر موقع به آن سر بزنيد، چيز به درد بخوری در ان هست که احتمالا در خيلی از جاهای ديگر هم نيست. يک جورهايی مثل يک روزنامهی دستهجمعی شده که خود خوانندگانش مطالبش را هر روز تهیه میکنند. اگر دوست داريد لوگوی آن را در وبلاگتان بگذاريد میتوانيد از کد پايين استفاده کنيد:
سلف سرویس است آقاجان، خودتان بنویسید، خودتان بخوانید، فقط سهم امام یادتان نرود.
* برای جوانترها (ما هم خودمان جوانیم آقاجان متلک نگویید) عینالله کاراکتری بود در یک سریال تلویزیونی زمان شاه که پرویز صیاد آنرا ساخته و بازیگر آن هم بود. یک بچه کدخدایی بود توی اون ده بنام عینالله که بخاطر اینکه چند روزی رفته بود شهر و در شهر به او پیشنهاداتی شده بود از این رو بدش میآمد که صمدآقا او را عینالله خطاب کند و مدام هرگاه صمدآقا او را عینالله مینامید عینالله خان با عصبانیت تکرار میکرد “باقرزاده”.
در بخش: دیگران