04
Feb
2005
عسگراولادی مسلمان را همه میشناسند. او که یکی از ارکان قدرت در جمهوری اسلامی است بدون عمامه قادر است به اندازه یکی از عمامه داران پر قدرت اعمال نفوذ کند. فقط جهت اطلاع جوانترها که در جریان انقلاب نیستند و از آن دوران کمتر میداند باید گفت که انقلاب ایران بدون پول بازاریها و از جمله همین عسگراولادی میسر نمیشد، بهمین دلیل هم هست که اینها (بازاریها) در این بیست و پنج سال بیشترین منفعت را بردهاند.حالا وقتی آیت الله بدون عمامه عسگراولادی مسلمان در باره آمدن یا نیامدن هاشمی در انتخابات با شفافیت کامل میگویند که “ايشان گفتند بنا را بر نيامدن من بگذاريد” یا “اصلا به مصلحت ایشان نیست كه وارد رقابتهای انتخاباتی شود” باید منتظر جنگ قدرت شدیدی در ارکانهای چندگانه حکومت ملاها بود. برای اینکه قدرت و نفوذ عسگر خان را بدانید کافی است به شفافیت سخن گفتن ایشان در باره هاشمی دقت کنید تا متوجه شوید که این پیر مرد بد ترکیب چقدر قدرت در بازو دارد. حالا اگر محاسبات را جمع بندی کنیم داریم:
1. اختلاف شدید بین دم و دستگاه رهبری با اصلاح طلبها، این اختلاف که تقریبآ هشت ساله است ودیگر میتوان آنرا مرض مزمن نامید.2. اختلاف بازاریها با گروه هاشمی و دار و دسته او، این اختلاف را میتوانید از همین سخن پراکنیهای عسگر خان به خوبی مشاهده کنید.3. اختلاف دستگاه خلافت امام چهاردهم با همین آقای عسگر خان و جماعت بازاری.4. اختلاف امام چهاردهم با هاشمی و ایل و تبار او.5. اختلاف اصلاح طلبها با هاشمی. این اختلاف از حذف هاشمی در مجلس ششم سرچشمه میگیرد.
حالا به این اختلافات اختلافات جهان را با همه این دسته بندیها بیفزایید و بعد از آن علاقه ملت ایران به نگهداشتن دولت عمامه و عبا و نعلین در راس قدرت را هم در این جمع بندی منظور کنید. همه این کارها را که کردید به من بگویید آیا این حرامزادگان جان سگ ندارند که هنوز زندهاند!؟ با پوزش از رستم سگ هاله جان، هاله جان این یک اصطلاح است تقصیر من نیست و اصلا قصد توهین به سگ محترم شما و بطور کلی سگ جماعت را ندارم.منبع خبر ایسنا
در بخش: بدون دسته بندی
04
Feb
2005
از حرکت زندانیانی که اعتصاب غذا کرده اند حمایت کنید. اگر اسم خُسن آقا را در لیست نمی بینید به این دلیل است که من اینگونه حرکت ها را با نام حقیقی ام امضا می کنم.
شما هم تا آنجا که برایتان مقدور است با نام حقیقی امضا کنید.
درصورتی که به خاطر سانسور قادر به خواندن متن بیانیه نیستید آنرا در زیر می آورم و باری حمایت کافی است میلی را به این آدرس با نام و نام خانوادگی خود ارسال نمایید
طومار امضا در حمايت از اعتصاب غذای زندانيان سياسی در رجايی شهر کرج
( اطلاعيه شماره ۲) 4 فوریه۲۰۰۵ برابر ۱6 بهمن ۱۳۸۳!!
آزاديخواهان !!
در دهمين روز از اعتصاب غذای زندانيان سياسی در رجايی شهر کرج ، جان زندانيان اعتصابی در خطر است ، برای دفاع از جان بينا داراب زند ، دکتر فرزاد حميدی ، فعال اعتصابی آریو سراجی که از تبریز به تهران آمد و خود را با زنجير به میله های درب دفتر سازمان ملل متحد بسته بود ، توسط ماموران اطلاعاتی دستگیر شد و دست به اعتصاب غذا زده است ، و همینطور دستگیری عباس خرسندی از فعالین مشهد و همچنین اعتصاب غذای ولی فیض مهدوی به همراه شش زندانی رجایی شهر کرج و همراهی مهرداد حیدر پور از بند 350 اوین در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان ، و سیعا پشتیبانی نماییم !!
درنگ لازم نيست ، بايد يک صدا آزادی بی قيدو شرط تمامی زندانيان سياسی را سر داد و فرياد دادخواهی و مظلوميت خانواده های زندانيان را همصدا بگوش جهانيان رساند . لازم می نمايد ازهر اقدام مشترکی در سراسر جهان بهره گیریم و افکار عمومی جهان را در جریان رویداد ها قرارداد!!
فراخوان عام شخصيت ها ، نهاد ها و انجمن های فرهنگی _ اجتماعی اروپا ، کانادا و آمريکا در محکوميت نقض حقوق بشر و وضعيت اسفناک زندانيان سياسی در ايران !
به نهادها و مجامع بين المللی و گزارشگر ويژه کمسيون حقوق بشر سازمان ملل خانم ياکين ار تورک !
خانم ها و آقايان:
در ايران روزی نيست که مطبوعات و رسانه های خبری اخبار دستگيری ها ، زندانی شدن ها ، شکنجه ، محاکمات در دادگاههای در بسته و بدون هئيت منصفه ، فوج دستگيری فعالين اجتماعی ، دانشجويان و فعالين کارگری ، وبلاگ نويسان و صدور احکام اعدام را گزارش ننمايند.
از جمله : حکم ضد انسانی برای حشمت الله طبرزدی به ۱۴ سال و تبعيد به برازجان ، تجديد محاکمات فعالين کارگری سقز که با اعتراض جان مانکس ، دبير اول کنفدراسيون اتحادیه های سراسری اروپا و فعالین کارگری مستقل و سازمانها و احزاب روبرو شده است ۰
همچنين نامه ها و گفتگوی افشاء گر خانم صبح ناز داراب زند ، شیوا نظر آهاری ، تقی حمیدی ، پدر دکتر فرزاد حمیدی با راديو برابری و گزارشا ت « کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی » ، « کميته پيگيری وضعيت زندانيان سياسی زندان رجايی شهر » مبنی بر اینکه ، ۶ تن از زندانيان سياسی زندان رجایی شهرکرج از روز دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۳ ، آقايان : بينا داراب زند ، ارژنگ داوودی ، حجت زمانی ، مهرداد لهراسبی ، فرزاد حميدی ، جعفر امامی در اعتراض به عدم تفکيک جرايم و اجراء طرح طبقه بندی زندانيان سياسی از زندانیان عادی ، دست به اعتصاب غذا زده اند۰
گفتنی استکه : ترفند تازه رژيم در برخورد فعالان سياسی دانشجويان ، روزنامه نگاران ، وبلاگ نويسان ، نگهداری آنها در بند های غير سياسی در کنار زندانيانی با جرايمی چون قتل _ سرقت مسلحانه و شرارت است.
زندان رجايی شهر از مخوف ترين زندان های ايران است ۰ اين زندان اعدام های سال ۶۷ را نيز به خود ديده است ! در اکثر بند های اين زندان خريد و فروش مواد مخدر و تجاوز به جوانان کم سن و سال که توان دفاع از خود را ندارند ۰ توسط افشاء گری بينا داراب زند و ياران او به بيرون زندان رسيده است ۰
ما امضاء کننده گان اين فراخوان ، بار ديگر توجه تمامی نهادهای حقو ق بشری ، گزارشگر ويژه کمسيون حقوق بشر سازمان ملل خانم يا کين ار تورک ، تمامی آزاديخواهان جهان و مردم شرافتمند ايران را به نقض گسترده حقوق اين زندانيان اعتصابی جلب نموده و آنها را به حمايت از خواسته های به حق تمامی زندانيان سياسی فرا می خوانيم و يکصدا ، ضمن همبستگی با اعتصاب غذا کننده گان زندان رجايی شهر کرج ، اعلام می داريم :
۱ _ ضمن محکوم کردن هر گونه دستگيری فعالين سياسی ، زندان ، شکنجه ، خواهان پايان بخشيدن محاکمات دربسته و صدور احکام سنگسار واعدام در سراسرايران می باشيم!
۲_ ما خواهان آزادی بی قيد و شرط تمامی زندانيان سياسی می باشيم !
۳_ اعزام يک هئيت از جانب نهاد های بين المللی ، جهت باز ديد زندان ها ، گفتگو با زندانيان سياسی و ملاقات با خانواده های زندانيان سياسی و ارائه گزارش به افکار عمومی جهان ، خواست ما می باشد!
ما شما را فرا می خوانيم تا در صورت همراهی با اين فراخوان عام ، حمايت خود را از طريق آدرس زير اعلام نماييد:
Kanon_anjoman@yahoo.com
در بخش: بدون دسته بندی
02
Feb
2005
همانطور که همگی میدانند این اواخر آقائی بنام جان بولتون در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج پارس به ملاقات رهبران شیخ نشینان شتافته و نظر ایشان را در مورد ایران و خطر سلاحهای هسته ای که ایران ندارد و اسرائیل دارد جویا شده.
نامبرده ضمن دلسوزی از این خطر هسته ای بزرگ (فکر کنم که اندازه هسته از هسته خرما بزرگتر بوده که چنین دلها را سوزانده است) پیشنهاد همکاری به ایشان داده است.
اگر درست بخاطر داشته باشم پس از اینکه صدام حسین پس از اینکه با گرفتن چراغ سبز آمریکا به کویت حمله نمود, پدر آقای جرج بوش به اقدامات انتقامجویانه از جانب اعراب مبادرت ورزید و ضمن بازپس گرفتن کویت، شیخ نشینها را از خطر صدام حسین برحذر داشته و در آنزمان نیز به نامبردگان پیشنهاد همکاری نظامی را داد و از آنجمله 350 چرخ بال نظامی به یکی از شیخ نشینان فروخت. شیخ نشین بیچاره که آشیانه برای جای دادن این چرخ بالها نداشت دوباره به ناجی بزرگ روی آورد و از ایشان پاسخ شنید که آمریکا حاضر است تا ناوهای هواپیمابر خویش را بعنوان پارکینگ و برسم کرایه ای (یعنی حقوق و مزایا و خرج ناو و سوخت و غیره) در اختیار اعراب قرار دهد ولی موضوع به اینجا خاتمه نیافت. کشور بیچاره باز دریافت که برای این چرخ بالها خلبان نیز ندارد، ولی باز هم آمریکائیهای از جان گذشته حاضر شدند تا خلبانهای خویش را با قیمتی نازل ( چند برابر حقوق خود خلبانها) به ایشان اجاره دهند. آخرش شد ناو آمریکائی در خلیج پارس با چرخ بالهای آمریکائی که توسط آمریکائیها پرواز میکردند برای صد البته حفظ حقوق حقه اعراب در برابر صدام حسینی که با آمریکائیها در رابطه تنگاتنگ بود که به خواست کشورهای منطقه به خلیج پارس آمده بود. درست همانطور که روسها به خواست دولت قانونی وقت افغانستان به این کشور وارد شده بودند. یکجورهائی شبیه فیلمهای جیمز باندی شد. این پسر همسایه ما هم از وقتی که اینرا شنید مرتب شعر زیر را زمزمه میکند که نه معنا دارد و نه قافیه.
داشت جرج بوش قلی بک خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری
نام او بود جانی بولتون خان
کوندولیزام ز دستش به امان
گفت بولتون به همه شیخ عرب
مانده ام من ز شماها به عجب
که به همسایگی تان بمب کنند
دوحه را نیز همی تنب کنند
ببرند و بنهند ایران نام
جایتان یکسره در شیر کنام
نه از آن بمب بسازند که تو
بنهی نام بر آن گندم و جو
نه چو گندم نه چو جو بل هسته
بکنند شیخ از آن لب بسته
همه اشیاخ همه زرد شدند
برخی مردان بده نامرد شدند
جان بگفتا که همی راه علاج
باشد آنکه همه پندم به ملاج
اندرون کرده مرا گوش دهید
لشکرم را همه سرپوش دهید
تا نمایم کمک از بهر دفاع
ننمائی، بکن از تاج وداع
ناگه از جمع یکی داد نمود
بولتون را همه بر باد نمود
که نبینید نفاق اندازد
جفت دست آرد و تاق اندازد؟
همه از بهر حقوق ایران
شده اندر ره خود بس حیران
بنماید همه پند و اندرز
بسته خواهد بنماید همه درز
جان بولتون عصبانی شده است
وارد معرکه خوانی شده است
در بخش: بدون دسته بندی
02
Feb
2005
دهه زجر که شروع شد با خواندن نوشته آخر علی (هزار حرف نگفته) به فکر یک ایده افتادم که مثلا بیاییم ما وبلاگ نگارها در این مدت دروغهای خمینی و دست نشاندگانش را منتشر کنیم. متاسفانه بچههای وبلاگ نویس به اندازه اون اوایل کار با هم هماهنگی ندارند. یادم میآید اون اوایل یکی که یک حرکتی را شروع میکرد یک مرتبه میدیدی در عرض چند روز صد، صد و پنجاه وبلاگ نویس با قرار دادن لوگوی حرکت مربوطه حمایت میکردند حرکتها به اندازهای سریع بود که رژیم را مجبور به عقب نشینی میکرد. نکتهای رو که شاید خیلی از ما ها در این زمینه در نظر نمیگیریم این هست که ما با این نوشته هامون داریم تاریخ رو نگارش میکنیم بعضی از این نوشتهها میتونه تا دهها سال بعد یا شاید هم بیشتر بر روی نت در دسترس نسل آینده باقی بمونه. فکرش را بکنید پس از سالها ممکنه عدهای بتونند به نوشتههای ما دسترسی داشته باشند و از این نظر نسل امروز خیلی خوش شانس تر از نسلهای قبل از ماست. تاریخ رو دیگه نمیشه به آسانی گذشته تحریف کرد.
اینکه ایرانیها در استفاده از این پدیده جدید در بین پیش روها هستند حتی با اینکه از امکانات کمتری نسبت به باقی جهان برخوردارند و حتی علی رغم سانسور شدید رژیم باز با این وجود تولیدات ما ایرانیها بر روی نت بسیار وسیع هست از مقاله ها و تحلیل های سیاسی گرفته تا شعر و هنر و خلاصه در هر زمینهای که فکرش را بکنیم بچههای ایرانی سنگ تمام میگذارند. بیایید از این ابزار استفاده بیشتر و بهتری ببریم.
در بخش: بدون دسته بندی
01
Feb
2005
این خبر را مدتها بود که انتظار میکشیدم، امروز اعلام شد. مدتها بود که بر سر مساله معتادین که در سطح شهر اسلو پراکنده بودند بحث هر روز عده زیادی بود. عدهای بر این عقیده بودند که نباید به معتادین اجازه داد در سطح شهر پراکنده باشند و باید با نیروی پلیس با آنها مقابله کرد بدون اینکه راهحلی برای این معضل اجتماعی ارائه بدهند درعوض عده دیگری بر این عقیده بودند که برای اینکه بتوان آنها را از خیابانهای مرکزی شهر جمع کرد باید برای آنها مکانی را در نظر گرفت. من هم بر همین عقیده بودم و با مقابله بدون دادن راهحلی عملی مخالف بودم. امروز عاقبت جامعه نروژ مثل همیشه راه درست را انتخاب کرد.
تازه این پایان ماجرا نیست بعد از اینکه این خبر اعلام شد همزمان سندیکای معتادین، درست شنیدید سندیکای معتادین، آخر میدانید مملکتی که همه چیزاش سر جایش باشد معتادین هم سندیکا (NGO) دارند. سندیکای معتادین اعتراضی کرده بود، متاسفانه خبر را که تلویزیون نروژ پخش کرد من خبر را دقیق نشنیدم سعی میکنم خبر را پیدا کنم و بعدا به اطلاع تان برسانم.
فاصله را مشاهده میکنید در مملکت گل و بلبل ایران اسلامی نویسندگان هم در امان نیستند در صورتی که در یک مملکت دموکراتیک حتی معتادین هم که در حقیقت مجرم محسوب میشوند حقوقی دارند که باید رعایت شود.
در بخش: بدون دسته بندی
31
Jan
2005
این مطلب را یک دوست ارسال کرده
در میان اخباری که در دو روز گذشته توسط خبرگزاریها پخش گردیدند دو خبر توجه مرا بیش از دیگر خبرها بخود جلب کردند.
خبر اول مربوط به اعتراض آمریکا به سهمی از معدن اورانیوم در آفریقا میباشد که در زمان شاه توسط نامبرده برای ایران خریداری شده بود و مالکیت این سهم از دیدگاه حقوقی هنوز هم بقوت خود باقی مانده و ظاهرا ایران هنوز صاحب بخشی از این معدن میباشد.
خبر دوم اقرار آقای بیل کلینتون رئیس جمهور سابق آمریکا میباشد که طی آن آقای کلینتون اقرار کرده بود که حکومت قانونی آقای دکتر مصدق توسط سازمانهای جاسوسی آمریکا سرنگون گردید. البته مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آقای کلینتون نیز این امر را پیشتر از این بیان کرده بود. همگان می دانند که آقای کلینتون شیپور را از دهانه گشادش نمیزند و بسیاری از ایرانیان اینرا بمنزله پیروزی معنوی برای خود گرفتند.
همگان میدانند که یکی از جناحهای شرکت کننده در جریان سرنگونی حکومت مردمی دکتر مصدق , جناح وابسته به آیت الله کاشانی میباشد که در کنار حزب توده و دربار با کودتاگران همکاری نزدیک داشت.
بنظر من با توجه به جریانهای حاضر در ایران و منطقه اعم از انتخابات عراق ، تلاشهای بحق هسته ای ایران ، نارضایتی روزافزون مردم، بروز ضعفهای بارز مدیریت در ایران و انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران این پیامی مخفی از طرف آمریکائیها برای برخی گروههای داخله میباشد که بگونه ای به سر نخ دادن بیشتر شباهت دارد. این پیام را میتوان بدینگونه تعبیر کرد که آمریکا با رژیمی که در ایران باشد ولی مطابق میلش رفتار نماید کنار آمده و همانند زمان شاه حتی فعالیت های هسته ای را اعم از خریدن نیروگاه و سهیم شدن در معادن اورانیوم خارجی ( و نه داخلی که کنترل و هدایتش برای آمریکائیها مشکل آفرین باشد) تحمل مینماید و برای آمریکا هیچ فرقی نمیکند که این رژیم در داخل ایران چه بر سر مردم بیاورد و چه محدودیتهائی را به پیش بکشد. مهم اینستکه با آمریکا کنار آمده باشد. شبیه این گونه درخواستها را آمریکائیها در افغانستان و عراق نیز مطرح کردند و عناصری را که از دید خودشان پاک بودند به کرسی رساندند.
بخاطر دارم، زمانیکه فرمانده انگلیسی نیروهای مسلح حافظ صلح و حاضر در افغانستان پس از موعد شش ماهه دوره ی ماموریتش میخواست کشور افغانستان را ترک کرده و مقام را به گروه دیگری واگذار نماید آقای حامد کرزای در مراسم وداع گفته بود که در واقع این حق این آقای نیمسار انگلیسی است که رئیس جمهور منتخب افغانستان باشد نه من. انگلیسها چنانچه همگان دانند از رفیقان دزد و شرکای قافله سیاستهای اخیر آمریکا و اتحادیه اروپا بوده و هستند.
حال خود پیدا کنید پرتقال فروش را.
در بخش: بدون دسته بندی
30
Jan
2005
همین دیروز تلفنی با برادرم روی موضوع حمله آمریکا به ایران صحبت میکردم و نظر من بر این بود که امکان حمله آمریکا به ایران زیاد شده با اینکه من قبلآ معتقد بودم حمله آمریکا بخاطر مشکلاتی که آمریکا در عراق گرفتار آن شده غیر محتمل به نظر میرسه ولی امروز این امکان را بیشتر میدانم. برادرم معتقد بود که بخاطر مشکلات آمریکا در عراق حملهای صورت نخواهد گرفت.
همه این بحث ها بر اساس منطق پیریزی شده و نه اطلاعات پیچیده مخفی و افکار سیاست مداران آمریکا، ملاهای ایران. همانطور که میدانید در مورد عراق هم عده زیادی بر این نظر بودند که حمله انجام نخواهد گرفت، مخصوصا پس از اعتراضهای بسیار زیاد بینالمللی که قبل از حمله صورت گرفت.
امروز صبح میلی از والد بمانعلی دریافت کردم که نوشته بود
Khosen Agha Jan,
In tahlil beh khondanesh miarzeh. Hatman shenidi keh ajsameh nourani dar asman iran peyda shodeh. Shayad inha dalilesh basheh.
Tasadoghat
والد همراه این نامه یک فایل word ارسال کرده بود که تحلیلی بود از ریچارد سیل (Richard Sale) در باره همین فعالیتهای نیروی هوایی آمریکا بر فراز مرزهای ایران. متن فایل بصورت html در این آدرس قابل دسترسی است.
خلاصه این تحلیل این است که پروازهای هوایی آمریکا بر روی ایران میتواند یک جنگ خطرناک را دامن بزند و در این تحلیل از اطلاعاتی از سیاست مداران آمریکایی که خواستهاند نامشان فاش نشود نقل شده که همگی دال بر این دارد که فعالیت نیروی هوایی آمریکا در ایران برای جمع کردن اطلاعات از قوهی دفاعی ایران است تا در یک حمله احتمالی آینده اگر نیاز باشد از آن استفاده شود.
اینکه بتوان با خواندن اینگونه تحلیلها پیدا کرد که آیا حملهای رخ خواهد داد یا نه کار چندان سادهای نیست و فقط با دسترسی به محتویات مغز بوش، کندولیزا رایس و دیگر دست اندرکاران سیاست آمریکا و همچنین محتویات مغز سران جمهوری اسلامی قابل حدس زدن ست. ولی به همان روشی که این تحلیل گران مسائل را تحلیل میکنند میتوان گفت که هنوز مشخص نیست که آیا جنگی یا حتی حمله محدودی انجام میشود یا نه.
اگر مذاکرات اروپا با ایران را وارد این معادلات کنیم و روابط انگلیس با امریکا را در این اواخر مدنظر قرار بدهیم میتوانیم به این نتیجه برسیم که حملهای انجام نخواهد گرفت، دلیل این مدعا : آمریکا فشار را بر ایران افزایش داده تا حکومت ملایان را مجبور به قبول خواسته اروپاییها کند (توقف کامل غنی سازی). البته اگر حکومت ایران در مقابل خواستههای اروپا سماجت به خرج ندهد و غنی سازی را متوقف کند یقینآ جنگی در نخواهد گرفت ولی اگر آقایان ملاها به خیال باطل تصور کنند که با حقه بازی میتوانند از این خطر هم فرار کنند و با این استدلال به ادامه غنی سازی ادامه دهند یقین بدانید که هم آمریکا و هم اروپا جنگ را اجتناب ناپذیر خواهند یافت و دیر یا زود وارد چنین مقابلهای خواهند شد. حالا گیرم این بار آمریکا مجبور شود در معاملات پشت پرده سهم بیشتری برای اروپا در نظر بگیرد.
نکته دیگری را که در این بحث باید در نظر گرفت حماقت عدهای در ایران است که ممکن است به یک باره به این خیال باطل دچار شوند که مثلا می توانند با سرنگون کردن یک هواپیمای تجسسی آمریکایی برفراز ایران عضلات خود را به آمریکا نشان دهند و از یک جنگ احتمالی جلوگیری کنند که در چنین شرایطی مطمئن باشید که حکومت آمریکا حتی برای حفظ نام خود (قلدر محله) مجبور خواهد شد در مقابل چنین حرکتی ایستادگی کند و در چنین شرایطی امکان اینکه حملات دوجانبه افزایش یابد و عاقبت به یک جنگ واقعی و تمام عیار تبدیل گردد دور از واقعیت نیست.
در همین زمینه نگاهی هم بیندازید به این خبر
در بخش: بدون دسته بندی