11
May
2005
خواستم لینک بدم گفتم بهتره بدون لینک باشه اونی که باید متوجه بشه میشه.
عزیز جان اینگونه نیست که میگویی. این مسائل پیچیدهتر از این صحبتها ست که میکنی.
نکته اول اینکه وقتی پایههای میزی را بُریدی میز سرنگون میشود، باور نداری امتحان کن!
نکته دوم اینکه اگر دست یا پای کسی غانقاریا گرفت حتما بدون تعلل قطعش کن، باور کن به نفع او است. باور نداری؟! بگذار باشد. از ما گفتن بود.
در بخش: دیگران
10
May
2005
هشیار باشید اینبار گویا تصمیم دارند با شوی جدیدتری مردم را مثل انتخابات خرداد و پروژه اسهال طلبی به طریقی دیگر بفریبند.
چنین که بنظر میرسد فاز اول این پروژه شامل تخریب هرچه بیشتر خامنهای مفلوک است (گرچه از قبل به اندازه کافی این فرد منفور است) و در فاز دوم با القاء چرندیاتی از این نوع که در زیر میخوانید، میخواهند این بار نه فقط رئیس جمهور اسهال طلب به خورد مردم بدهند بلکه هدفشان تعویض رهبر و جایگزین کردن هاشمی عراقی بجای اوست، باور ندارید این جملات را مقایسه کنید و یقین بدانید که از این ببعد از اینگونه سناریوها زیاد خواهید دید. این دو بخش را که در زیر میخوانید یکی را از داخل متنی زیر این عنوان “درباره سازمان اطلاعات موازی (قسمت اول)، امضا محفوظ” که در گویا نیوز منتشر شده و دومی را از نوشته چند روز پیش الپر برایتان کپی کردهام:
در تابستان 1383 چندین نفر از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان به بهانه های امنیتی و اخلاقی دستگیر شدند. تعیین مسیر این پرونده و تمام دستگیری ها و بازجویی های آن توسط سازمان اطلاعات موازی انجام می گرفت.
سازمان اطلاعات موازی با دستگیری این جوانان فعال در اینترنت قصد داشت آخرین حلقه از زنجیره اقدامات خود برای سرکوب اصلاح طلبان را تکمیل کند. این فشار همه جانبه قرار بود در ماههای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری تشدید شود و احتمالا شامل برخی از نمایندگان سابق مجلس و نیروهای سابق دولتی هم می شد. اگرچه با هشیاری دلسوزان نظام از جمله رییس محترم قوه قضاییه، توطئه عقیم ماند.
این یکی را هم حضرت الپر مجری آن بودند:
رئیس قوه قضاییه با این سخنان اخیرش نشان داد که جدا از اندیشهها و افکار و روابط و سیستمی که در او قرار دارد، انسان آزادهای است و از گفتن و شنیدن حرف حق بایی ندارد. حرفهایش را در وبلاگ امید بخوانید. این حرفها شوخی نیست؛ رئیس یک قوه مملکت اینها را گفته، آنهم درباره مجموعه زیر دست خودش. این کار شجاعتی میخواهد که کمتر کسی دارد. این صداقت همراه با شجاعت هم هیچ ربطی به ایدئولوژی و تعلقات آدم ندارد، اصلاحطلب و محافظهکار هم ندارد، شاید تا حد زیادی شخصی و شخصیتی است.
شباهت جملات را میبینید؟ یقینا این پروژه را (رئیس جمهور اصلاح طلب بعلاوه رهبر اصلاح طلب!!) اگر هشیار نباشیم تا چند ماه دیگر با سلام و صلوات به ماتحتمان فرو خواهند کرد.
رهبری دلسوز!! و رئیس جمهوری اسهال طلب با آرء چند ده میلیون نفری ملت از همه جا بیخبر!! چه چیز دیگری بهتر از این نیاز داریم!!؟
البته در این پروژه ممکن است رهبر عظیم الجثه را هم مجبور بشوند واجبی خور کنند. مرتضوی را هم!؟ من چمی دانم اینرا دیگر باید از رئیس با محبت!! قوه غذاییه بپرسید. الپر تو می دانی؟؟
پ. ن.: گویا واجبی خوران سعید آقا در حال شروع شدن است.
باز هم پ. ن.: باور کنید آدم بجای گریه از این رژیم خندهاش میگیرد نگاه کنید به کاندیداهای ریاست جمهوریاش ببینید خندهدار نیست؟ مضحکهای بنام انتخابات ریاست جمهوری
در بخش: انتخاباتی
10
May
2005
در واپسین روزهای دولت اصلاحات، شاهد وضعیت مطلوبی از فضای سیاسی کشور نمی باشیم. کارنامه سیاسی دولت جمهوری اسلامی پس از گذشت هشت سال از حماسه دوم خرداد روشن نمی باشد.
بستن مطبوعات با تعطیلی مطبوعات و برخورد غیرانسانی با وبلاگنویس ها، محبوس نمودن فعالان سیاسی و روزنامه نگاران، برخورد بی امان با دانشجویان فعال، و تشکیل پرونده های قطور و روزافزون برای آنها، تشدید فشار بر دانشجویان منتقد و ممانعت از سخن گفتن آنها، عدم صدور مجوز برای فعالان سیاسی جهت سخنرانی در محافل دانشگاهی، تقسیم امکانات اطلاع رسانی بین باندهای رانت خوار حکومت، مهیا نبودن شرایط شرکت همه شهروندان در انتخابات ریاست جمهوری، تبدیل کمیته های انضباطی و هیات های نظارت دانشگاه ها به مرکزی برای کنترل و سرکوب دانشجویان و شکل گیری باندهای اطلاعاتی- امنیتی موازی با وزارت اطلاعات در مراکز دیگر، بخشی از سیمای فعلی فضای سیاسی کشور می باشد. تهدید افراد و شخصیت های سیاسی به منظور جلوگیری از اظهارنظر درباره حقیقت های نهفته در انتخابات از سوی مسئولین دولتی، وضعیت تیره ای از اوضاع حاکم به نمایش گذاسته است.
از سوی دیگر مجلس شورای اسلامی که قانونا باید انعکاس دهنده و مدافع خواسته های مردم باشد، با روندی کاملا غیرقانونی و فرمایشی شکل گرفته است و همین مجلس در آینده نزدیک باید به وزرای رئیس جمهور منتخب رای دهد. مجلسی که با رای اقلیتی ناچیز و به شیوه ای کاملا انحصارطلبانه شکل گرفت.
اینک که گروه های سیاسی نیز در حال دعوت از مردم برای حضور در انتخابات می باشد. در واقع با دعوت خود به جایگاه مخدوش مجلس هفتم، مشروعیت می بخشند. همه وزرا باید مورد تایید آن قرار گرفته و تمام طرحها و لوایح به تصویب آن برسد.
در عمل نیز جز آنچه که از این مجلس انتظار می رفت، سر نزده است و طرح های شتاب زده آن موجب ضربه های اساسی بر ملت شده است.
قوه قضاییه نیز به جای اینکه پناهگاه مظلومان و جایگاه عدالت باشد فقط مبدل به ابزار برخورد حاکمیت با روشنفکران و فعالان سیاسی کشور شده است.
در شرایط کنونی نیز اعضاء محترم شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که نماینده بخش اعظم دانشجویان کشور می باشند، دست به تحصن زده اند تا بدین شیوه صدای اعتراض خود را اعلام نمایند.
ما، اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی اصفهان، ضمن حمایت قاطع از این حرکت اعلام می داریم که ما نیز چون اعضاء شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، شاهد مرگ عدالت و آزادی بوده و به امید احیای این ارزش های اصیل در جامعه، از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد.
انجمن اسلامی دانشحویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
در بخش: مبارزه با رژیم
09
May
2005
بحثهایی که در نظرخواهی شبح در گرفته باعث نوشتن این مطلب شد. نکته دیگر اینکه این مواضع من است و ربطی به کانون ندارد مواضع کانون در وبلاگ کانون منتشر میشود.
موضوع مدیار (مجتبا) و جبهه بندیهای وبلاگ شهر را من و ما بچههای پنلاگ ماههاست که میشناسیم و بارها سعی کردهایم با آن برخوردی منطقی داشته باشیم. بارها با تهمتهای ناروا از سوی عدهای و مخصوصا آنها که دل در گرو عشق رژیم بستهاند مواجه شدهایم.
آزادی بیان برای ما (پنلاگ) یک مساله اساسی است، برای همین موضوع است که گرد هم جمع شدهایم، اگر کسی غیر از این میپندارد یا ادعا میکند باید دلایلاش را ارئه بدهد.
در کانون همه گونه وبلاگ نویس عضو هستند. از مذهبی معتقد گرفته تا لامذهبی مثل من، از اولترا کمونیست تا منتهای راست افراطی، از طرفداران سلطنت در پنلاگ وجود دارد تا جمهوری خواهانی که حتی حاضر نیستند بر سر یک میز با سلطنت طلبها بنشینند. خلاصه مطلب همه طیفهای سیاسی در این کانون وجود دارد. باور ندارید خودتان میتوانید با مراجعه به وبلاگ کانون اسامی اعضا را در قسمت لینک اعضا ببینید و خودتان وبلاگهای اعضا را بخوانید و قضاوت کنید. پس این سخنی که بعضی میزنند مبنی بر اینکه کانون غیر مستقل عمل میکند (در مقابل واژه مستقل فقط میتوان غیر مستقل، وابسته یا حزبی را قرار داد) این افراد یا از معانی و تعاریف معمول آگاهی ندارند یا مغرضاند.
همین پنلاگ که تشکیل شده است از این انسانهایی که پیشتر نوشتم بارها (دو مورد مجتبی) برای نجات دربندان آزادی بیان بیانیه صادر کرده و نامه نگاری با سازمانهای بینالمللی داشته و با دیگر حرکتها در این زمینه همکاری لازم را انجام داده است، تنها در یک جاده هیچ گاه قدم نگذاشته است و آن هم در مواردی بوده که بیانیههایی برای مشروعیت بخشیدن به رژیم جمهوری اسلامی نوشته شده، درست مثل همین حرکتی که اصلاح طلبان یا حداقل نیروهایی از آنها در چند روز گذشته راه انداختهاند.
فقط برای قضاوت این جمله را که برای راه انداختن حرکت نامبرده نوشته شده است را بخوانید تا گوشی دستتان بیاید.
رئیس قوه قضاییه با این سخنان اخیرش نشان داد که جدا از اندیشهها و افکار و روابط و سیستمی که در او قرار دارد، انسان آزادهای است و از گفتن و شنیدن حرف حق ابایی ندارد. حرفهایش را در وبلاگ امید بخوانید. این حرفها شوخی نیست؛ رئیس یک قوه مملکت اینها را گفته، آنهم درباره مجموعه زیر دست خودش. این کار شجاعتی میخواهد که کمتر کسی دارد. این صداقت همراه با شجاعت هم هیچ ربطی به ایدئولوژی و تعلقات آدم ندارد، اصلاحطلب و محافظهکار هم ندارد، شاید تا حد زیادی شخصی و شخصیتی است.
دلیل اینکه پنلاگ در چنین حرکتهایی شرکت نکرده است، تنها و تنها بخاطر جلوگیری از مشروعیت بخشیدن به کسانی است که خود باعث و بانی ازبین رفتن آزادی بیان در ایران هستند.
کانون وبلاگ نویسان ایران هیچگاه نخواهد توانستد با این گونه حرکت ها همراه شود و اگر روزی در چنین حرکتهایی شرکت جست یقین بدانید که بیشتر اعضای آن از کانون جدا خواهند شد، وقتی مینویسم بیشتر اعضای آن بدون اغراق گمان میکنم صد در صد اعضا با چنین حرکتهایی مخالفند حتی آنهایی که تا حدودی مذهبی هستند.
پس همانطور که میبینید پن لاگ به زبانی دیگر یک کانون مستقل از حکومت و احزاب مختلف است و با هیچ سازی که سران رژیم مینوازند نخواهد رقصید به همین سادگی.
حالا اینکه عدهای از جمله هاله عزیز حرکت پتیشن را که خودش راه انداخته مستقل میداند و در نقطه مقابل آن کانون را قرار میدهد را نه من میفهمم و نه گمان میکنم دیگران بفهمند، که چرا چنین ادعایی اصلا مطرح شده. واژه مستقل همیشه در برابر واژه غیر مستقل استفاده میشود. حالا باید از هاله عزیز سوال کنم که با استدلال توضیح بدهد که به چه دلیل کانون را غیر مستقل میداند.
حال اگر کانون را به این دلیل که عدهای در آن دور هم جمع شدهاند تا با استفاده از یک تعریف مشخص از آزادی بیان دفاع کنند غیر مستقل میدانند پس باید هر بیانیهای را هم که امضا میکنید بطور اتوماتیک همه کسانی که آنرا امضا میکنند غیر مستقل بشوند، چون همگی شان بر سر یک بیانیه توافق کردهاند که اگر این منظور در نظر دوستان است باید بگویم: پس شما در هیچ اجتماع بشری نباید شرکت و زندگی کنید. چون در چنین حالتی استقلال خود را از دست خواهید داد.
در بخش: دیگران
08
May
2005
دکی! انگار تا حالا دست خر در حکومت حضور داشته! راست می گن اگر آخوند دست روی چیری گذاشت ول کن معامله نخواهد بود
در بخش: بدون دسته بندی
07
May
2005
می خواهد
با اتکا به ساعت شماطه دار خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نیمه نیز بر نگذشته ست.
توفان خنده ها….
آقا رفته در جلسه وبلاگ نویسها، با دکتر معین محشور شده! خنده دار نیست!؟ درست مثل عینالله که به شهر رفته بود! قند در دلش آب کردهاند! چه خوش خوشانش شده حالا میخواهد یک مرتبه هاشمی عراقی را هم از حساب ما (وبلاگ نویسها) مشروعیت ببخشد! عجب خیال باطلی.
الپر مینویسد:
دیروز در جلسه وبلاگنویسان با دکتر معین، وقتی صحبت مجتبی سمیع نژاد و اینکه آخرین وبلاگنویسی است که هنوز در زندان مانده مطرح شد، کنار مهندس جهانگرد نشسته بودم. از من پرسید اینها کی را گفتند؟ گفتم همان وبلاگنویسی که الان در زندان است. گفت مگر کسی هنوز مانده؟!! شاید باور کردنش سخت باشد، اما آقای جهانگرد از ماجرای سمیع نژاد خبر نداشت.
خنده دار نیست؟ حتی آن طرف دنیا هم فهمیدهاند که نه فقط مدیار در زندان است بلکه دها نفر دیگر هم در زندانند یا در خطر زندانی شدن هستند ولی آقایونی که میخواهند یک مملکت را اداره کنند خبر ندارند از این ماجرا!!! بخندید به ریش این حرامزادگان!
این جملات را بخوانید، واقعا چندش آور است، مردم را خر فرض کردهاند:
ایده، مشخصا این است، بیمقدمه و بیپیرایه. آقای شاهرودی را خطاب قرار دهیم، برایش نامه بنویسیم و از او بخواهیم کار نیمهکاره را تمام کند و مشکل آخرین وبلاگنویسی که در زندان مانده را نیز حل کند تا او به سرعت آزاد شود. یقینا کار ما عملی است، خیلی زود به روشهای ممکن و در دسترس ما به گوش ایشان خواهد رسید و به احتمال بسیار زیاد جواب آقای شاهرودی مثبت خواهد بود.
رئیس قوه قضاییه با این سخنان اخیرش نشان داد که جدا از اندیشهها و افکار و روابط و سیستمی که در او قرار دارد، انسان آزادهای است و از گفتن و شنیدن حرف حق ابایی ندارد. حرفهایش را در وبلاگ امید بخوانید. این حرفها شوخی نیست؛ رئیس یک قوه مملکت اینها را گفته، آنهم درباره مجموعه زیر دست خودش. این کار شجاعتی میخواهد که کمتر کسی دارد. این صداقت همراه با شجاعت هم هیچ ربطی به ایدئولوژی و تعلقات آدم ندارد، اصلاحطلب و محافظهکار هم ندارد، شاید تا حد زیادی شخصی و شخصیتی است.
اول اینکه مجتبا گناهی نکرده که ما برایش تقاضای بخشش کنیم.
سمیعی نژاد هم اگر خودش میخواست گردن کج کند میکرد. میدانی چرا او را مجددا گرفتند؟ چون آدم کله شقی بود و حتی بعد از شکنجه و اقرار گرفتن و او را مجبور کردند شناسه و پسورد وبلاگاش را بدهد و وبلاگش را هک کردند باز رفت یک وبلاگ جدید راه انداخت و رید به هیکل همه گیشان. حالا توی مفلوک میخواهی بروی برای او تقاضای بخشش کنی؟
آخر مفلوک تو کی هستی که میخواهی برای مدیار تقاضای بخشش کنی؟ اگر بخششی هست مدیار است که باید ببخشد.
دوم اون حرامزادهای که نوشتهای از هیچ چیز خبر ندارد، خبر دارد! فقط همچون بچهای که توی تنبانش ریده وقتی که در مقابل این سوال قرار میگیرد که چرا ریدی گردن گج میکند که بلکه ترحم سوال کننده را جلب کند. این حرامزاده نه بچه است و نه گناهش فقط در تنبان ریدن. گناه این حرامزادگان نابودی یک ملت است و به این آسانیها نمی توان آنها را بخشید.
خانم ها و آقایان این گاو نر است! اصلا شیر نمیدهد و اگر هم توانستید از آن چیزی که گمان میکنید پستان است چیزی بدوشید آن چیز شیر نیست، قابل خوردن هم نیست.
این حرامزادگان میخواهند برای نگهداشتن قدرت ایران را به باد فنا بدهند.
باور ندارید این مقاله دیلی تلگراف را بخوانید.
پ.ن.: ماه ها قبل برای نجات مجتبا از زندان این طومار تهیه شده
در بخش: دیگران
07
May
2005
چون دوستت دارم فقط جهت اطلاع مینویسم! سر جدت از این کس شعرها (با عرض معذرت از همه فمینیستها) به خورد مردم نده . ما به اندازه کافی مشکلات روانی توی جامعه ایرانیها داریم شما دیگه چیزی به آن نیفزا. قربان شکلت بروم این چرندیاتی که نوشتی هر چه را که رشته بودی پنبه کرد و زیر سوال برد، گناه را گردن متا فیزیک و از این کس شعرها انداختن هم دردی را از کسی دوا نمیکند.
در بخش: دیگران