16
Aug
2005
بر اساس خبری که در پیک ایران از قول بازتاب خواندم نیروهای پ.ک.ک چهار گروگان ایرانی را آزاد کردهاند.
در این خبر ذکر شده “در پی افزایش فشارهای نیروهای سپاه پاسداران به گروههای شبهنظامی تجزیهطلب، نیروهای «پ.ک.ک» عصر روز گذشته چهار گروگان ایرانی را آزاد كردند”
دروغ است آقا! اگر بخاطر فشار بود یقین بدانید که هر چهار نفر را کشته بودند. فکرش را بکنید یک نیروی چریکی (بقول رژیم تروریستی) چهار مامور دولت متخاصم را دستگیر میکند ولی بعد بر اثر فشار آنها را آزاد میکند!؟ حتما یک باجی یا سبیل چرب کنی چیزی رژیم داده یا نیروهایی از آنها را آزاد کرده یا خلاصه یک باجی دادهاند وگرنه نیروی تروریستی (بنا به ادعای رژیم) هدفاش ترور است و در نتیجه کسی را زنده رها نمیکند چونکه کشتن بهترین نوع ترور است و نیروهای دشمن را حداقل به ترس و وحشت خواهد انداخت.
پرونده جوجهتیغیهای تهران در شورای امنیت
مسئول مجتمع نمایشگاهی مارهای سمي و غيرسمي مؤسسه فلات قاره ايران، در مصاحبهاي با روزنامه «اعتماد» ـ 16 مرداد 84 ـ يك پيشنهاد بسيار عالي، كارآمد و از همه مهمتر، «جدي» براي مقابله با موشهاي تهراني ارائه داده است. وي پيشنهاد داده است، «تعدادي مار غيرسمي در سطح تهران رها شوند تا معضل موش در اين ابرشهر حل شود». باقی را در این آدرس بخوانید
این مطلب را دلم نیامد بدون نظری بر آن رهایش کنم و مخصوصا به همه پیشنهاد می کنم آنرا حتما بخوانند.
نکته اول و اساسی در این مطلب شکست آقای رضایی است (مالک بازتاب). ایشان چون هم در انتخابات مجبور به کناره گیری شدند و هم چانه زنی هایشان با شهردار سابق رئیس جمهور منتخب!! برای یک پست وزارت به نتیجه نرسید و هم از قرار شنیده شده می خواهند جلو پلاس ایشان را از مجمع تشخیص مصلحت بیضه ناب محمدی هم بیرون بیندازند در نتیجه این داستان جوجه تیغی ها هم دروغ چرا به گمان ما از همین موضوع سرچشمه می گیرد. این از این حالا یک پیشنهاد هم من می دهم برای این مشکل موشهای تهران: برای فراری دادن موشهای تهران بهترین راه فرستادن چند موش به حوزه علمیه قم یا نجف است تا به درجه اجتهاد نائل آیند و همینکه چند نفرشان آیت الله شدند یقین بدانید که دیگر موشها را از تهران فراری خواهند داد به شهرها یا حتی کشورهای دیگر بروند پناهنده شوند.
این را آرمان توی نظرخواهی مطلب دیروز نوشته بود بدندیدم یک نگاهی هم دیگران به آن بیندازند، جمع بندی خوبی است از هشت سال حکومت اسهال طلبها البته با یک توضیح و تصحیح در پایین متن:
“بسم العقل الرحمن الرحیم”
خصویات جناح منافق و ستون پنجم اپوزیسیون:
– طرح درخواست رفراندم را مسخره کردند و گفتند “با کلیک نمیشود انقلاب کرد !”
– با هرگونه مبارزه علنی و موثر (مانند قیام تیر 76 دانشجویان) که “منافع گره خورده شان با نظام” را به خطر انداخت, مخالفت کردند.
– به تحصن نمایندگان خیانت کردند.
– منافع مردم را به منافع نظام فروختند.
– گنجی سمبل مقاومت و آزادگی را احمق و شجاعتش را “قهرمان بازی” خواندند.
– دمکراسی را در دایره دیکتاتوری تعریف کردند (“دمکراسی حداقل” !!).
– شریف ترین, تحصیل کرده ترین و آگاه ترین قشر (ایرانیان مقیم خارج) را خیال پرداز نامیدند.
– 8 سال شعار دادند.
– 8 سال عمل نکردند.
– هیچگاه جرات (حتی بیان) مخالفت با راس دیکتاتوری (ولی فقیه) را نداشتند.
– به شکست خود و اشتباه عملکردشان هیچگاه اعتراف نکردند.
– ظرف 24 ساعت از این رو (معین) به اون رو (هاشمی) شدند !
– با خفت (قبول حکم حکومتی) وارد انتصابات شدند و با ذلت از آن خارج شدند.
– با “خروج از حاکمیت تا کسب حقوق” مخالفت کردند تا زمانی که آنها را با خواری از حاکمیت بیرون انداختند.
[1]- دو دهه از هاشمی (از رهبران اصلی مافیای قدرت) انتقاد کردند و در عرض یک روز او را ناجی ایران معرفی کردند !
– مخالفت و مبارزه شرافتمندانه با دیکتاتوری را مسبب حمله آمریکا به ایران قلمداد کردند !
– سپر بلای دیکتاتوری شدند.
– عمر دیکتاتوری را اضافه کردند.
– به “حداقل” ها راضی شدند.
– از ترس “بدتر”, “بد” را خوب نامیدند !
– “لولو”ی ساختگی علم کردند تا رای جمع کنند.
– به عیادت متحصنین رفتند تا رای جمع کنند.
– برای رای جمع کردن به اوباش و سوسولان متوسل شدند تا کارنوال شهرنو راه بیاندازند.
– خواستند از مس طلا بسازند و مدعی “دمکراسی اسلامی” شدند !
– و….
سوال: آیا تعجب دارد اگر این گوشکوبان با نامه “دعوت به مخالفت علنی رژیم” مخالفت کنند ؟
جواب من: اگر کسی تعجب کند باید به عقل او شک کرد !
[1] خُسن آقا: این یکی فقط یک تاکتیک بود (بقول سرکار استوار پولتیک زدند) اینها خودشان از شکم هاشمی زاده شدند و بعد هم دوباره پشت سر پدرخوانده به سینه زنی رفتند. روی کار آمدن اسهال طلبها فقط یک دلیل داشت “مافیای هاشمی بعد از شکست در تلاش فراوان برای تغییر قانون اساسی و ادامه ریاست جمهوری دائمی برای جلوگیری از به روی کار آمدن مافیای خامنهای اسهال طلبی را رواج داد تا بعد مجددا خودش بتواند پست ریاست جمهوری را بازپس بگیرد.
در بخش: سیاسی
14
Aug
2005
این مطلب را دیروز شروع به نوشتن کردم، هدفم از نوشتن این مطلب اشاره به درآمد ایران از صادرات نفت بود و اینکه این صادرات از چهارسال پیش تا امروز چه تحولی را پیموده تا به این وسیله موقعیت اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد (بخوانید دولت دست نشانده رهبر) را در آغاز کار روشن کنم و سخنان عوام فریبانه ایشان را در باره “تقسیم عادلانه ثروت!!” “پول نفت سر سفره ملت!!” را که ایشان بوسیله آن و تقلب در انتخابات برنده انتخابات شدند را گوشزد کنم. خبرهای امروز را که خواندم دیدم آقای احمدی نژاد کابینه خود را معرفی کردهاند و همین موضوع باعث شد که همزمان با نوشتن این مطلب از دیگر دوستان وبلاگ نویس که سیاسی مینویسند خواهش کنم هر کدام بنا به شناختشان از اعضای معرفی شده کابینه احمدی نژاد مطالبی بنویسند تا بدینوسیله در آگاهی رساندن به هموطنان، چشم و گوش ملت را بیشتر باز کنیم تا بدانند چه کسانی بر سر سفره غنایم این انتخابات قرار است بنشینند. فعلا اولین نامی که نظر من را به خود جلب کرد نام محسنی اژهای است. ایشان به علاوه جنایاتی که از قبل در شناسنامه خود دارند (قتل های زنجیرهای) عادت دارند در ملا عام مثل سگ گوش ملت را گاز بگیرند. این از این و حالا قیمت نفت.
درآمد نفت در زمان شروع دولت مستضعفان!! (احمدی نژاد):
خبرگزاری فارس مینویسد: با توجه با افزایش قیمت نفت درآمدهای نفتی کشور به حدود 48 میلیارد دلار خواهد رسید. این محاسبات بر اساس نفت به قرار هر بشکه 46 دلار و 70 سنت محاسبه شده. این در صورتی است که قیمت نفت حتی تا مرز 60 دلار هم بالا رفت. آقای احمدی نژاد! بر اساس محاسبات سرانگشتی هم سهم هر ایرانی از این درآمد معادل 685714 تومان در سال خواهد بود. البته امیدواریم آقایان بصورت شکمی این ثروت را سر سفره ملت نگذارند!! که در آن صورت فاجعه حتمی است و تورم دقیقا همانهایی را که امروز در فقراند را فقیرتر خواهد کرد.
همان خبرگزاری از قول یک کارشناس نفتی در یک خبر دیگر مینویسد:
قیمت جهانی نفت تا پایان امسال به بیش از 75 دلار در هر بشکه خواهد رسید. کارشناس نفتی موسسه تگزاس اویلمن گفت : با توجه به شرایط کنونی حاکم بر بازار جهانی ، قیمت نفت تا پایان سال 2005 میلادی به بیش از 75 دلار در هر بشکه خواهد رسید.
قیمت نفت اگر اشتباه نکنم چهارسال و نیم پیش در حدود دوازده دلار بود و امروز که قیمت نفت به مرز 50 دلار رسیده باید از آقایان پرسید کجاست درآمدی که از این تفاوت قیمت بدست آمده؟ آیا در این مدت چهارسال تغییری قابل مشاهده در وضع زندگی ملت بوجود آمده است!؟ پاسخ را به عهده دیگران میگذارم گرچه میدانم که وضع سفره ملت بدتر شده که بهتر نشد. آقای احمدی نژاد! ملت منتظرند تا ببینند شما سفرههایشان را رنگینتر خواهید کرد یا مثل چهارسال گذشته و بیست و دو سال قبلتر آن حرف ملا فقط حرف مفت است و از این امامزادهها معجزهای بر نخواهد خواست.
در بخش: اقتصادی, دزدی های رژیم
12
Aug
2005

داوید لیسنه (David Lysne) مدیرعامل شرکت نروژی سینتف Sintef امروز مجبور به کناره گیری موقت شد. دلیل این کناره گیری شروع تحقیقاتی است که پلیس جرائم اقتصادی نروژ از این شرکت به عمل خواهد آورد.
خلاصه ماجرا: فروردین 82 سینتف پترولیوم قراردادی را با شرکت هینسون انجینیرینگ (Hinson Engineering) به امضا رسانده که بر اساس این قرارداد هینسون متقبل شده برای بدست آوردن قراردادهای نفتی با شرکت ملی نفت ایران NIOC سینتف را یاری رساند. معمولا در اینگونه قراردادها تقلب، فساد و رشوه خواری را “یاری رساندن” مینامند.
آغاز این تحقیقات زمانی شروع شد که سندیکای کارگری/کارمندی صنایع نفت نروژی (Nopef) در یک تحقیقات داخلی به این نتیجه رسید که شرکت سینتف مبلغ 750.000 کرون نروژی را بعنوان (پیش پرداخت!!) به شرکت هینسون Hinson پرداخت کرده تا در بدست آوردن قرارداد با شرکت پژوهشگاه صنعت نفت (RIPI) سینتف را یاری رساند. این قرارداد بعدا لقو شده است. پژوهشگاه صنعت نفت RIPI بخش تحقیقات شرکت نفت ایران است.
حالا باید منتظر ماند تا نتیجه تحقیقات پلیس جرائم اقتصادی نروژ به اتمام برسد تا مشخص شود چه کسی در شرکت ملی نفت ایران این رشوه را دریافت کرده و اینکه آیا مبالغ دیگری هم در کار بوده یا نه.
تحقیقات قبلی که در زمینه رشوه دهی شرکت نروژی استات اویل به عمل آمد باعث شد که مدیرعامل و رئیس شرکت نفتی نروژی استات اویل و همچنین چند نفر دیگر در این شرکت از پست های خود کناره گیری کنند. آن سر رشوه خواری به خاندان هاشمی وصل بود که متاسفانه هیچ اتفاقی نیفتاد و آقای هاشمی و پسران هنوز بر اریکه قدرت هستند. لینک مطالبی در همین زمینه که در آن زمان نوشتم
منابع (به زبان نروژی):
Dagens Næringsliv
Adress A.
در بخش: اقتصادی, دزدی های رژیم
12
Aug
2005
بنابه یک گزارش دو تن توسط دادگاه شهر اراک به اتهام همجنسگرائی محکوم به اعدام شده اند. هم اکنون این دو تن، فربد مستعار و احمد چوكا در شهر اراک نگهداری میشوند. جمهوری اسلامی اعلام نموده که این دو تن روز پنجم شهریور ماه در میدانی در شهر اراک در ملاعام اعدام خواهند شد.
چندی پیش جمهوری اسلامی دو نفر را در خراسان به جرم همجنسگرائی اعدام کرد که با اعتراضات گسترده ای در جهان روبرو شد. منبع خبر
کاری باید کرد. دست روی دست نمیتوان گذاشت و نظاره کرد تا اینگونه وحشیانه ملت را به خاطر متفاوت بودن با سردمداران رژیم سلاخی کنند.
کاری باید کرد.
پیشنهاد میکنم ایرانیان مقیم خارج از کشور با تماس با NGO های همجنس گرایان خبر این حکم را به گوش آنها برسانند و از آنها بخواهند که در این باره کاری بکنند.
معمولا در کشورهای غربی همجنسگرایان از تشکلهای منسجمی برخوردارند از آنها کم بخواهید. کاری بکنید دست روی دست نگذارید و منتظر باشید. این شتری است که پشت در همگی خوابیده نفر بعدی ممکن است خود شما یا خانوادهتان باشد.
در بخش: حقوق بشر
12
Aug
2005
عدهای از فعالین وبلاگ شهر و همچنین غیر وبلاگ شهری دست به حرکتی زدهاند. خودتان میتوانید اصل مطلب را در وبلاگ بیلی و من بخوانید. و درصورت موافقت به آن بپیوندید.
برخی از امضا کنندگان نامه:
آریان/ علیاکبر امیدمهر / اعتراض / جمشید اخوان / هشیار ایرانی/ نادر احمدزاده/ دکتر سمیرا اروجانی/ دکتر امیر اروجانی/ عبدالقادر بلوچ/ کيا بهادری / نیما نیلیان بوشهری / دکتر اردوان بیانی / مزدک بامدادان / برونکا/ توفان آریا تهم/ جهانشاه جاوید/ امید حبیبینیا / خندههای شراب/ خُسنآقا /حسن درویشپور/ روشنک داوری / اردشیر دولت / دکتر پرویز داورپناه/رادیو سپهر / رهایی / روجا/ زیر چتر چل تیکه / احمد زاهدی / ف.م. سخن / سرزمین آفتاب / ستیغ خانوم / سینهچاک/ سایهآبی/ شیما کلباسی / شبنم فکر / Carpe Diem/ صعود برهنه / کورش صحتی/ دکتر حسین عبقری / دکتر شهلا عبقری/ اسدالله علیمحمدی/ Freedom For All / فریاد جرس/ سیاوش فرجی/ فرزاد فدایی/ حمید کُدیوری / گوشزد / گل آفتابگردون/ عباس معروفی/ شکوه میرزادگی/ من در غربت/ مستور / ماهمی/ اسماعیل نوریعلاء / پدرام هاشمی/ هانا/ هموطنها/ پيام يزديان / یک قطره /
**********
برای امضا این نامه به این آدرس ایمیل بزنید:
assada@gmail.com
در بخش: مبارزه با رژیم
11
Aug
2005
مصباحیزدی: احکام در کشور اسلامی باید مطابق قرآن و سنت باشد، احمدینژاد با توجه به ارزشهای دینی، زمینه ظهور امام زمان را مهیا میکند
از همین دو کلاس سواد اسلام شناسی که من دارم میدونم که در اسلام عقیده بر این است که امام زمان زمانی ظهور میکند که فساد بر زمین حکم فرما شود. این را که نوشتم یک مرتبه امر برتان مشتبه نشود که خدای ناکرده خُسن آقا به این اراجیف اعتقاد دارد ها! این را فقط جهت اطلاع گفتم وگرنه همانطور که همه میدانند خُسن آقا به هیچ خدایی بجز خود بنده نیست.
حالا برگردیم به صحبتهای شیرین آقای تمساح یزدی.
بر اساس سخنان ایشان و دادههای فقهی اسلامی مبنی بر اینکه امام زمان زمانی ظهور میکند که فساد بر زمین حکم فرما شده باشد، حالا هم که آقای تمساح فرمودهاند: “احمدینژاد با توجه به ارزشهای دینی، زمینه ظهور امام زمان را مهیا میکند” پس میتوان استدلال کرد و نتیجه گرفت که آقای احمقی نژاد مفسد فل ارض هستند و آمدهاند تا فساد را بر روی زمین جاری فرمایند. انشاالله!! البته چیزی را که آقای مصباح متوجه نشدهاند که فساد بیشتر از این که تا حالا آقایان برپا کردهاند اصلا میسر نیست.
پ.ن:
یکی از خوانندگان خوش فکر این پیشنهاد رو در نظرخواهی مطرح کرده که به اطلاع همگی می رسد:
پیشنهادی داشتم راجب نام مصباح یزدی که بنظرم بیشتر یرازنده او و بنیادهای فکری ایدئولوژی اش می باشد وآنهم نام آیت الله مستراح یزدی است. آنهم مستراح یزد در آن ایام که تنهاخوراکی معمول درطول فصولی از سال شلغم بود.
در بخش: نقد اسلام
10
Aug
2005
روز نت “روز” در خبری که لینک آنرا در قسمت “اخبار و مطالب خواندنی” گذاشته بودم روز 8 آگوست مطلبی تحت عنوان “گنجی از مرگ نجات يافت” نوشت که در آن نوشته خبر از پایان اعتصاب غذای گنجی را میداد.
اخبار اما هنوز خبر از چیز دیگری میدهد و در آخرین خبرها حتی 150 نفر از فعالین سیاسی برای نجات جان گنجی و رهایی او از بند فراخوانی را امضا کردهاند و از همه می خواهند که به ملاقات اکبر گنجی بروند.
امروز دیدم که سایت گویا نیوز عکس و دیگر مطالبی را که در باره گنجی در بالای صفحه داشت را هم حذف کرده.
چرا؟
آیا دلیل این کار تغییر آرایش سیاسی در ایران است؟ همگی کم و بیش آگاهند که هم سایت روز و هم گویا نیوز کم و بیش از خانواده اصلاح طلبهای درون رژیم حمایت میکنند. اخبار و همچنین تحلیلهای سیاسی شان نیز چنین مینماید که همگی کم و بیش از این جناح رژیم تغذیه میگردند. همچنین میدانیم که مواضع اصلاح طلبها از اول این ماجرا بر این بوده که به حرکت گنجی وقعی نگذارند و تقریبا میتوان ادعا کرد که همگی بجز جناح رادیکال آن در باره گنجی سکوت اختیار کردهاند و حتی جناح نزدیک به هاشمی آنها از خاتمی گرفته تا دیگران بطور مستقیم و غیر مستقیم گنجی را مقصر میدانند و حرکت او را تحریم خبری کردهاند. این خبرها و اتفاقات ضد و نقیض برای چیست؟ آیا کسی از شما میداند چه خبر است؟ چه اتفاقی افتاده که مثلا سایت گویا نیوز یک شبه تیتر بزرگ خبری خود را از صفحه اول حذف کرده و انگار نه انگار که اکبر گنجی وجود خارجی دارد!
چه شده که دیگر منافعشان ایجاب نمیکند از یک انسان دربند که شجاعانه از عقایدش دفاع میکند حمایت کنند!؟
پ.ن.: امروز بعد از ظهر مجددا سایت گویا نیوز بخش مربوط به اکبر گنجی را در بالای صفحه اول قرار داد
در بخش: سیاسی