24
May
2003
قدیما! منظورم قبل از بهمن 57 است، در جشنها و وعروسی ها بودند دخترانی که برای رقصیدن ناز می کردند و معمولآ یکی بلند میشد و دستشان را میشکید میان میدان رقص، آنها هم بعد از یک ساعت ناز و ادا شروع میکردند به رقصیدن. و تازه وقتی بدنشان گرم میشد دیگر کسی جلودارشان نمیشد. این ناز و ادا ها را تعریف کردم تا برسم به مسالهی ناز و ادای آقای هاشمی، البته زبانم لال فکر نکنید که این دو موضوع با هم قابل قیاس است ها!! خیر اصلآ فقط برای نمایش و توضیح روش بود و بس.
مطلب از این قرار است که هفته گذشته فراکسیون اقلیت مجلس (لات و لوتها) رفته بودن دید و بازدید حاج آقا رسمنجانی (حتمآ این هم برنامه ریزی شده بوده) اصلآ خودتون مطلب رو همونطوری که مطلب نوشته شده بود بخونید:
درخواست نامزدي هاشمي
به دنبال ديدار فراكسيون اقليت مجلس با هاشمي در هفته گذشته، اخباري مبني بر دعوت اين فراكسيون از هاشمي رفسنجاني براي رياستجمهوري آينده مطرح شد. علاءالدين بروجردي در اين باره به خبرنگار «همبستگي» گفته است: اينكه در نشست برخي نمايندگان از آقاي هاشمي براي رياست جمهوري آينده كشور دعوت كردهاند، انگيزه اصلي ديدار نبوده است. موسي قرباني هم در اين زمينه گفته است: مجلس ششم يد طولايي در حرمتشكني برخي چهرهها داشته و اگر مجلس هفتم بتواند با احياي حيثيت بر باد رفته برخي از اين چهرهها قدم بردارد، قطعا ميتوان در مورد كانديداتوري افرادي كه چهره آنها تخريب شده است، تصميماتي گرفت.
حالا یکی نیست از این آقایون بپرسه اصلآ شما گمان میکنید ملت این بار حتی به یک آدمی مثل خاتمی هم رای بده!؟ حالا چه برسه به یک چهره منفوری(بقول خودشون تخریب شده) مثل رسمنجانی!؟
حاج آقا گویا فراموش کرده که توی انتخابات مجلس آقا!! حتی توی تهرون هم که این همه نوچه داره نتونس به انداز حدنساب هم رای بیاره و مجبور به تقلب شدند تا آبروی نداشته ایشون رو ترمیم کنند! که البته نشد که نشد.
در بخش: بدون دسته بندی
24
May
2003

در این جهان به این کوچکی! ما همگی مسول جهانیم. برای نجات جان امینا
فرم را مضاء کنید برای پرکردن
فرم هم از
این توضیحی که سوسکی داده، چون نوشته به زبان اسپانیولی است استفاده کنید و برید اونجا و
فرم رو امضاء کنید:
این هم توضیح
سوسکی:
برای ارسال امضایتان در اين فرم در قسمتی که نوشته شده «Nombre» نام، در قسمتی که نوشته شده «Apellidos» نام خانوادگی، در قسمت «Provincia» شهر یا استان محل سکونت، و در قسمت «Pais» نام کشور محل سکونت خود را وارد کرده و روی «Seguir» کلیک کنید. سپس آدرس Email خود را وارد کرده و روی «Aceptar» کلیک کنید تا امضایتان اضافه شود.
در بخش: بدون دسته بندی
22
May
2003
من اصلآ آدم فضولی هستم! یکی نیست بمن بگه مردک چرا توی هر سوراخی سر میکشی! آخه مگه بشر! کرم داری!؟
رفتم توی سایت پیکنت گفتم آمارشان را نگاه کنم ببینم کسی از ایران به این سایت سر میزنه یا نه. دیدم ای دل غافل اینها آمارشان هم یک جور دیگه هست. میگیت نه خودتون نگاه کنید.
حالا یا اینکه اینا این nedstat رو مثل ما فقرا مجانی استفاده نمیکنند و ورژن پولیاش با مجانی اش فرق داره و میشه یک مقدار اطلاعات رو از تماشاگران مخفی کرد یا اینکه این صفحه آمار هم مثل ملت ایران از ترس آخوندا رفته مخفی شده!! عاقلان دانند!
در بخش: بدون دسته بندی
21
May
2003
دیروز مطلبی رو توی وبلاگ سیپریسک خوندم نوشته بود:
البته شايعاتي است كه رفسنجاني سهم زيادي در Blogger خريده و دستور داده است كه درب دكان يونيكد را تخته كنند.
اول خندهام گرفت، با خودم فکر کردم که هر اتفاقی توی ایران میافتد اونو میاندازند گردن هاشمی رفسنجانی خوب طبیعی است کسی که منفور ملت شدد عاقبتاش همین است. امروز رفتم توی وبلاگ هودر دیدم نوشته که پیرایا یا همون بلاگر سیستم جدیداش فارسی را پشتیبانی نمیکنه گفتم برم ببینم حقیقت داره یا نه!! رفتم و مثل بچه آدم یک وبلاگ درست کردم و هرچی گشتم اسمی از زبان فارسی پیدا نکردم درصورتی که از عربی مراکشی گرفته تا بحرینی و خلاصه زبان سواحیلی را داشت تا چمی دانم زبان مارمولک بجز فارسی، گفتم خوب اشکالی ندارد عربی انتخاب میکنم شاید با یونیکد کار کند. دیدم خیر تاریخاش عربی شد و حروف هم که بمانند خرچنگ قورباغهای ظاهر شد که بیا و ببین!! از همه بدتر هنگام ثبت وبلاگ با کمال مسرت نوید میداد که این سیستم بزودی گردن گیر همه خواهد شد از جدیدیها گرفته تا قدیمیها خلاصه مثل اینکه با پیشنهاد هودر باید کاری کرد و گرنه وبلاگ بی وبلاگ و گویا بلاگر و هاشمی دست بدست هم دادهاند تا دکان وبلاگ نویسی را تخته کنند.
البته راه دیگری هم وجود دارد یک شرکت سهامی راه بیندازیم و بشویم رقیب بلاگر و پرشین بلاگ! تا نظر دوستان چه باشد.
در بخش: بدون دسته بندی
17
May
2003
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
یک صفحهای درست کردم تا شاید بشه بوسیلهی اون یک راه چارهای برای این سانسورهای اعمال شده در ایران پیدا کرد. حالا تا چقدر مورد قبول واقع بشه بستگی داره به شما و همکاری شما. هدفم از این کار جمع آوری اطلاعات و اشاعهی آن در مورد سایتهایی که سانسور شدهاند، دادن آموزش البته با همیاری همه دوستان به کاربران برای عبور از فیلترهای ایجاد شده و همچنین معرفی ISPها و متخصصینی!! که با خایه لیسی ملاها کسب درآمد برای خود و خیانت به ملت میکنند. باشد که مورد قبول قرار گیرد و هرچه کم، کمکی باشد برای برداشتن این سد. من سهم خودم را انجام میدهم امید دارم که دیگر هموطنان هم همیاری کنند تا به اوباش رژیم بفهمانیم که این برف را دیگر سر باز ایستادن نیست و در کوتاه مدت به بهمنی مهیب تبدیل خواهد شد و آنان را به زبالهدان تاریخ ایران خواهد فرستاد. درضمن مطلبی را هم به انگلیسی، فرانسه و نروژی نوشتهام که در همان صفحه قابل رویت است، تا آزادگان جهان آگاه شوند که ایرانی بیدار است و به چیزی بجز آزادی کامل قانع نخواهد شد. دیگر زبانها را هم اگر کسی می تواند متن را ترجمه کرده برای من ارسال کند تا بر روی نت قراراش دهم.
درضمن کسانی که دوست دارند با این حرکت همراهی و همکاری کنند خواهشمندم با دادن لینک به این صفحه و ارسال آدرس وبلاگ خود مرا باخبر کنند تا نام وبلاگشان را بعنوان همایت کنندهی این حرکت در صفحه قرار دهم.
در بخش: بدون دسته بندی
16
May
2003
مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند
دروغ به این گندگی تا حالا شنیده بودید!؟

در بخش: بدون دسته بندی
15
May
2003
در صورت نوشتن نامه به رهبري به اوين ميرويد
اگر نمايندگان استعفا دهند يا به رهبري نامه سرگشاده بنويسند، بايد بدانند كه پايان كارشان در اوين خواهد بود. يكي از رهبران فراكسيون اقليت در نصيحت يكي از اعضاي فراكسيون اكثريت مجلس تصريح كرد: شرايط حساس است و اقدامات مذكور در صورتي كه رخ دهد، پيامدهاي ناگواري براي انجامدهنده آن خواهد داشت.
به این میگن بلاف! آقا جان اگه اوضاع قمر در عقرب بشه، کار همَتون خرابه! سر هر درختی تو خیابون پهلوی سر یک آخوندو آویزون میکنند البته اگه مردم اجازه این کار رو بدن! چون معمولان توی اون بل بشوی “انقلاب” همون جا که گیرتون بیارن حکم اجرا خواهد شد و دیگه کسی نمیپرسه که آقا شما اصلاح طلب بودی یا یه کوفت زهرمار دیگه! همه از دم رفتنی میشید اون روز.
مملکت گل و بلبل که میگن همین ِ والله، از قرار معلوم “میزان رای ملت است!!” فقط کشک بود و بس، اینا ملت رو حتی به فلانشون هم حساب نمیکنند چه برسه به نماینده ملت.
(لطفآ با لهجه اصفهانی خونده بشه): یارو اومد دم در پرسید: ” نوری خونَس؟ جواب گرفت، پسرش هم خونَس. گفت پس نوری الا نورست.
در بخش: بدون دسته بندی