Apr 02 2010

خرافه!

نوشته:     :::       6 پیام

امسال سید علی رهبر با فتوایی چهارشنبه سوری را خرافه گرایی خواند، بحث خرافه گرایی و الخ مطرح شد و ملت هم با برگزاری باشکوه جشن چهارشنبه سوری تو پوزی محکمی به سید علی زد.
آیا به نظر شما چهارشنبه سوری، جشن نوروز و امثال این روزها خرافه گرایی است!؟ آیا سیزده نحسی می‌آورد!؟ آیا به دامن طبیعت زدن در چنین روزی خرافه گرایی است!؟ شاید اگر بخواهیم به این سوالها بدون در نظر گرفتن بار اجتماعی و فرهنگی آن پاسخ بدهیم پاسخ‌ها آسان و مثبت باشند، ولی اگر کمی از دگم گرایی علمی دور شویم و به این پدیده‌ها با دیدی باز تر نگاه کنیم، پاسخ‌های ما یقینا با پاسخ‌های رایج و منطقی متفاوت خواهند بود. توجه داشته باشید که فرهنگ یک پدیده علمی نیست که بتوان پاسخ‌های علمی برای معضلات آن یافت!
پس از درگیری‌های ایرانیان با یونانی‌ها تاریخ نویسان یونانی ایرانیان دوران باستان را انسان‌هایی خوشگذران و لاابالی ثبت کرده‌اند. از دید و نظر تاریخ نویسان یونایان باستان، ملت ایران بجز شکم و زیر شکم، خوشگذرانی و لهو و لعب کار دیگری بلد نبوده‌اند. این نظر تاریخی یونانیان روی این نکته انگشت می‌گذارد که ملت ایران در دوران باستان به زندگی و خوشی‌های آن اهمیت می‌داده‌اند. شاید به همین خاطر هم باشد که روزهای مهمی که در فرهنگ و تاریخ ما تا به امروز به ما به ارث رسیده فقط روزهای خوشی و شادی است.
پدیده خوشی و شادی و شاد و سرخوش زندگی کردن پدیده‌ای است که می‌تواند به انسانها برای روزهای سخت و کار و کوشش انرژی بدهد، تا بتوانند از سختی‌ها به آسانی گذر کنند. در عوض انسانهایی که مدام در غم و غصه و مصیبت زندگی می‌کنند و شبانه روز زانوی غم در بغل می‌گیرند، در شرایط سخت زندگی انرژی کافی برای روبرو شدن با مشکلات را ندارند.
تفاوت ارزش‌ها و فرهنگ ایرانی با ارزش‌ها و فرهنگ عربی اسلامی دقیقا در همین است. در فرهنگ وارداتی اسلامی شیعی، بجز خودزنی، گریه و شیون هیچ چیز دیگری وجود ندارد. حتی عیدهای اسلامی عربی هم همراه با خودزنی و فکر روز قیامت و مکافات خداوند جبار و زورگوی آنها است. چنین انسان‌هایی در مقابل سختی‌ها و روزهای سخت زندگی از انگیزه کمتری برای زندگی کردن برخوردارند و در شرایط سخت مجبور خواهند بود به روال فرهنگی خود زانوی غم به بغل بگیرند و برای خود و روز و روزگار خود گریه و شیون کنند، در صورتی که روحیه و باورهای ایرانی به آنها یاد داده است که در مقابله با سختی‌ها باید کوشش کرد و از پا ننشست و خصوصا با انرژی و توانی که در روزهای خوش ذخیره کرده‌اند برای مقابله با روزهای سخت از توان بیشتری برخوردار هستند.
گذری به رباعیات خیام به ما نشان می‌دهد که روحیه ایرانی بر این اصل استوار بوده و هست که، امروز را دریاب که فردایی درکار نیست.
می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت … بی مونث و بی رفیق و بی همدم و جفت
زنهار به کس مگو تو این راز نهفت … آن لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
باورهایی که ما در طول تاریخ با آن رشد و نمو کرده‌ایم، همان‌ها که امروز به شکل جشن‌های ملی در آمده‌اند، درست بر خلاف باورهای اسلامی است. در باور ما یا حداقل در ضمیر ناخود آگاه ما ایرانی‌ها، دنیا همین هست که می‌بینیم و باید در این دوران خوش باشیم که در پس این زندگی زندگی دیگری نیست. آیا این باورها خرافی تر است یا باورهای مسلمانان که به خیال خودشان می‌خواهند همه نوع سختی و مشقت را در این جهان به جان بخرند تا در آن دنیا (روز قیامت) به حوری بهشتی، نهرهای پر از شیر و شراب و عسل برسند!؟ باور کنید وقاحتی وقیح تر از ولایت وقیح وجود ندارد، وقتی که با وقاحت مدعی می‌شود که جشن‌های ایرانی ما خرافه پرستی است ولی در عوض مهملات اسلام اصل واقعیت و خردگرایی است!
اگر برای یک زندگی بهتر مجبور باشیم دست به خرافه گرایی بزنیم، به نظر من بهتر است تا اینکه برای یک دنیای واحی و خیالی که وجود خارجی ندارد دنیای امروز خودمان را خراب کنیم. آدم عاقل سیلی نقد را به از حلوای نسیه می‌پذیرد.
دورغ سیزده:
سال ها پیش روز اول ماه آپریل که این طرف آبی ها دروغ اول آپریل می‌گویند تلویزیون نروژ دروغی را منتشر کرد که عده زیادی از نروژی‌ها را سر کار گذاشت. توی نروژ قیمت الکل از هر نوعش گران است و بطور معمول دو تا سه برابر دیگر کشورهای اروپایی است. تلویزیون نروژ در خبری گفت مخازن الکل اداره مشروبات الکلی دولت دچار مشکل شده به همین دلیل و برای جلوگیری از هدر رفتن مشروبات الکلی اداره مشروبات الکلی آنرا مجانا بین مراجعین تقسیم خواهد کرد. ملت تشنه الکل نروژ هم هر کدام به فراخور با سطل و قابلمه و شیشه و خلاصه هرچیزی که در اختیار داشتند رفتند جلو مغازه‌های مشروب فروشی صف کشیدند.
این دورغ اول آپریل بهترین دورغی است که تا حالا در نروژ شنیده‌ام.

نوشته: در ساعت: 2:51 pm در بخش: فرهنگ و هنر

6 پیام  |           

6 پیام به “خرافه!”

  1. parisa says:

    ولی‌ خوب پر بیراه نگفتند ها!؟ایران پیش از اسلام هیچ دانشمند و دکتر و اینهایی نداره!فقط آدمهای صلح طلبی!!! بودند و بس.
    حالا رفقای ضد اسلام نریزن سرم؟ما آقا خودی هستیم

  2. دفترها says:

    پریسا خانم این فرمایشات چیه؟؟!
    امپراتوری های بزرگ و متمدنی مانند ایران و روم باستان برای انجام کارهای گوناگون به زمینه های
    گوناگون دانشی نیاز داشتن. برای نمونه، کاخ های بزرگ مدائن با دانش هندسه و معماری ساخته
    شدن، ساختن کشتی های گوناگون جنگی و باربری به دانش کشتی سازی نیاز داشته، گرداندن هزینه
    و درآمدها به دیوان و حسابداری، و همه اینها به ریاضیات وابسته هستن. در زمینه ستاره شناسی و
    پزشکی هم از نوشته های تاریخ نگاران برمیاد که دانش گسترده ای در ایران باستان بوده.
    اینکه چرا کتاب و نوشته خطی از دانش دوران باستان به دست ما نرسیده، برمی گرده
    به رویدادهای تاریخی کتابسوزی و نابود کردن میراث پیش از اسلام، می دونیم که
    متن پهلوی کتاب شناخته شده ای چون کلیله و دمنه (که در روزگاران نزدیک به دوران
    اسلامی نوشته شده) هم در دست نیست، چه برسه به کتابهای دیگه.
    http://www.aariaboom.com/content/blogsection/23/238/
    __________________

  3. دفترها says:

    اگه نگاهی بکنیم به رسوم رايج در ميان اقوام ايراني میبینیم ريشه در فرهنگ كهن آنها دارد و سراسر شادي و رقص است .رقص مخصوص كردان ، تركان ، بلوچها ، گيلكها و…
    اما فرهنگ بعد از اسلام ما بخصوص بعد از صفويه و رواج تشيع چه چيزي جز غم و اندوه براي اين مردم داشته است . مردمي كه امروزه حزن و شادي را از زبان اندوه پيشگان مي شنوند و اگر بيسواد باشد نمي تواند تشخيص دهد كه مداح بوزينه صفت مدح مي سرايد يا بمانند جغد مرثيه مي گويد.مذهبي كه ايام غمش بر حسب روايتها دو تا دوتا است و به هنگام تولد ائمه شان مدحشان بدتر از تعزيه شان است .مكتب آخونديسم و سلطنتي بزرگترين مروج روحيه رخوت و كرختي در ميان مردم است و با تحريك احساسات منفي مردم سعي در به خواب نمودن توده براي رسيدن به اهداف و يا حفظ منافع گروهي تزوير كار بنام آخوند آيت الله ، آيت الله العظمي و نايبان امام زمان موهوم است . شايد از خود بپرسيد كه ريشه هر دو فرهنگ كميك و تراژيك مربوط به احساسات آدمي است چرا اينان از اين برادر دو قلو بر يكي وقعي ننهاده و ديگري را آنقدر بزرگ نموده اند كه گاهي اين شائبه بوجود مي آيد كه مگر اين برادر غم برادر ديگر هم بنام شادي دارد؟؟؟دليل اين همه رواج و اهميت دادن به مراسم گريه و تعزيه و مرثيه اين است كه برخلاف شادي كه انسانها دچار هيجان و شعف شده و توان پاسخ گويي و اعتراض را دارند به هنگام گريه آنقدر بي انگيزه و سست مي شوند و دنيا را كدذر مي بينند که قدرت فكر كردن به گرفتن كمترين حقوق خود را ندارند و جهان را سر بسر هيچ و پوچ مي بينند و اين دقيقا همان روحيه اي است كه تزوير كار دين مدار مي خواهد تا خر مراد خويش براند يعني مردمان را در خواب نموده و منافع بيشتر بدست اورد و يا منافع موجود خود را از خطر اعتراض مصون نگه داشته و حفظ نمايد. و مردم غافل و سيه روز،دل خوش به اين خواب خوشند و هرچه انديشمنداني چون فرويد و ماركس و ابوالعلا معري ، رازي وامثال راوندي ها داد مي زنند كه اي مردم دين افيون(بي حال كننده و سست كننده) شماست داد بر حقشان به جايي نمي رسد در پايان شعر زيبايي از ابوالعلا معري را بعنوان حسن ختام مي اورم:
    گمرهان گمرهان بهوش آيد – كاين ديانات حيله قدماست
    آنچه مي خواستند بر ربودند- حيله گر مرد و سنتش برجاست.

  4. بنفشه says:

    چه دروغ سیزده باحالی. بیچاره مردم چه ضایع شدن! شما هم رفتی؟! اینچا مشروبات الکلی به نسبت دیگر کشورهای جهان ارزونتره. سر نمی زنیداین ورا؟ شاد باشی و خندان 🙂

  5. خیر بنفشه خانم! خوشبختانه قبل از اینکه من از جریان باخبر بشم دروغ بودن خبر مسجل شده بود، وگرنه معلوم نبود من با چی میرفتم توی صف مشروب مجانی!

  6. بلوا says:

    خسن‌آقای عزیز،
    فکر کنم در مملکت اسلامی خودمان عرق‌جات از همه جای دنیا ارزان‌تر و سهل‌اوصول‌تر باشه. انصافا شما زنگ می‌زنید با ماشین بیان در خونتون و انواع مشروب براتون بیارن که انتخاب کنید؟ من برای عید آبجوی بشکه گرفتم و بیست لیتر عرق دست‌ساز خونه‌ی یکی از دوستان مایه‌دار هم یه ویسکی ۵ لیتری دیدم که به عمرم ندیده بودم!
    ولی فکرشو بکن اگه مسلما توی جمهوری اسلامی می‌تونست تلویزیون یک روز مثلا اول آوریل یا سیزده بدر فقط راست بگه و اصلا دروغ نگه! چی می‌شد! مملکت یک شبه می‌رفت رو هوا!
    مثلا می‌گفت: باز این خامنه‌ای زر مفت زد… یا این احمدی‌نژاد ابله فلان شکر را خورد…

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر