Oct 30 2008

‎وقتی که واژه وقاحت بی رنگ می‌شود

نوشته: خُسن آقا    :::       8 پیام

حکومت ایران به جایی رسیده که دیگر نیازی به لاپوشانی و رودربایستی ندارد، گرچه از اول هم هیچ وقاحتی نداشته‌اند ولی این چند سال آخر به قول معروف شمشیر از رو بسته‌اند و از هیچ جنایت، خیانت و وقاحتی حتی در روز روشن هم کوتاهی نمی‌کنند.
وقتی به دستور سید علی رهبر، احمدی نژاد دست بوس، کردان را به مجلس معرفی کرد، یقینا همه دست اندرکاران بالای رژیم وضع کردان را می‌دانستند. با این حال به علت قحط الرجال که چه عرض کنم بیشتر به دلیل کم بود عمله اکره ولایت این متخصص و دکترای ازاله بکارت را به پست وزارت کشور گماردند.
حالا گیریم که اشتباه کرده باشند و پیشینه کردان از زیر دست سیستم تو در توی امنیتی رژیم در رفته باشد، پس حالا دیگر چرا اسرار به نگهداشتن او دارند!؟ کار به جایی رسیده که گروه‌های فشار مزد بگیر سید علی در مجلس چک 5 میلیونی می دهند و دست به درگیری فیزیکی هم می‌زنند تا دکتر کردان(دکترای ازاله بکارت) را در این پست نگهدارند.
دلیل این امر ساده است. وقتی سید علی چنین اوباش و اراذلی را دور خود جمع کند، اگر روزی یکی از آنها خواستند در کارها فضولی کند با همین مدارکی که از آنها دارند به راحتی کنارشان می‌گذارند. وقتی شما بخواهید بر اوضاع کنترل کامل داشته باشید چند نفر بی کفایت را بر امور می‌گمارید تا هر وقت طرف مربوطه زیاده خواهی کرد به سادگی زیرابش را بزنید.
حالا سوال اساسی که این میان مطرح است این است که با این وضع موجود، چند درصد ملت ایران حاضرند باز به پای صندوقهای رای بروند، البته منظورم عوام است، چه نخبگان مدت زیادی است که این رژیم را رها کرده اند و دنبال یک آلترناتیو مشروع می گردند و فریب این گروه آخری دیگر در شرایط موجود غیر ممکن است.
هر انسان آگاهی، باور کنید نیازی هم نیست زیاد آگاه باشد، کافی است کمی حساب و کتاب بلد باشد و باز به همین نتیجه که مطرح می‌کنم برسد.
سید علی چلاق شورای نگهبان را می‌گمارد، شورای نگهبان گماشتگان حکومت را پیش از شرکت در هر انتخاباتی غربال می‌کند. بعد وقتی همه غیر خودی‌ها و نخودی‌ها را از هم جدا کردند، یک شعبده بازی راه می‌اندازند به نام انتخابات و حتی در چنین جو و فضایی هم بعد از اینکه نتیجه مشخص شد، اگر کمی نتیجه برخلاف خواست صد در صدی سید علی باشد، باز جر می‌زنند و مهره‌ها را جابجا و با تقلب در انتخابات یا با باطل اعلام کردن آرا باز هم تغییراتی انجام می‌دهند و عاقبت یک دسته اراذل و اوباش کاملا گوش به فرمان سید علی را می‌فرستند سر پست‌های کلیدی، مثل مجلس و دولت. تازه بعد از این همه تسویه‌های بنیادی و غربال کردن های مختلف، باز هم می‌بینی اگر یک وقت خدای ناکرده بعضی از این آقایان دست به سینه، یک میلیمتر از خواسته‌های سید علی دور شدند، تازه سیدعلی به میان میدان می‌پرد و با حکم حکومتی ترکمان می‌زند به هیکل نماینده و کل جماعت رای دهنده.
حالا به چه منظور هنوز عده‌ای ساده انگار گمان می‌کنند اگر این یا آن منتخب رهبری به مجلس یا دولت برود فرقی در ماجرا خواهد داشت بر من روشن نیست! باور کنید اگر کسی بتواند این معما را برای من حل کند، بیچاره ای را از حیرانی نجات داده است. راستی چرا هنوز عده‌ای خود فریبی می‌کنند و به پای صندوق‌های رای می‌روند و هنوز در این گمانند که می‌توانند تاثیری بر روند حکومت ایران بگذارند!؟

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 5:40 pm در بخش: انتخاباتی

8 پیام  |           

8 پیام به “‎وقتی که واژه وقاحت بی رنگ می‌شود”

  1. امیر مى گویند:

    حسن آقا اگر تیر چراغ برق هم به ما…ت…ح…ت این مردم آنهم در میدان شهیاد بچپانند باز هم مطمئن نیستم تکونی بخورند….
    گله ها یادتونه که…

  2. سارا مى گویند:

    وقاحت با ح است نه با ه
    موفق باشید

  3. sofalineh مى گویند:

    خسن آقای گرامی با شما موافقم اما فکر می کنم برای کسی که در ایران زندگی می کنه چنان خفقانی وجودداره که این منتخب و اون منتخب رهبری براش فرق می کنه. تو اون جهنم مطلق، کسی برای تغییر بنیادی درنظام و کنترل نفت و این حرفها رای نمی ده. رای می ده بلکه از فردا واسه لچک و خشتک نندازنش تو بازداشتگاه (و احیانن خودکشیش کنن) یا سربند دفاع از ملت همیشه مظلوم فلسطین که ارث هفت جدشونو ازما طلب دارن، پودر لباسشویی قحط نشه. ما توی قایق نشستیم. تلاطم امواج رو حس می کنیم اما واقعن از حال اونی که تو قعر اقیانوس گیر افتاده خبر نداریم. به نظرم نمی شه به ملت زیاد خورده گرفت.

  4. کـیانوش مى گویند:

    درود حسن آقای گل
    چونکه این مردم لیاقتشون همین حـکومته
    اونها که نمی تونستن این طرز زندگی و این حکومت رو قبول کنن یااعتراض کردن و کشته شدن یا از کشور اومدن بیرون
    هرچند که حقیقت تلخیه اما من چـند وقته که بـهش رسیدم
    کیانوش

  5. میم بیخدا مى گویند:

    حسن آقا با همه حرفات موافقم غیر از قضیه رای ندادن عوام
    فقط همین قدر بگم که با دانشجوی این مملکت درمورد مدرک کردان حرف میزدم گفت کردان دیگه کیه
    اون وقت شما از عوام توقع داری تو انتخابات شرکت نکنند؟

  6. شلغم مراد مى گویند:

    عوام تایین کننده است
    در هر انتخاباتی هم شرکت میکند و فرقی نمی کند چی باشه !!
    شما تهران رو نگاه نکنید. تهران یک حاشیه بزرگ چند میلیونی داره و شهرستان ها و در و دهات ها که بدتر کلا هیچ امیدی نیست
    شاید رای امسال جتی رکورد رای خرداد 76 رو هم بشکنه !!

  7. یعنی چی مى گویند:

    واژه نامه خیابانی یعنی چی: http://www.yanichi.com

  8. امیر مى گویند:

    حسن آقا ببهانه زمینه سازی رئیس دانشگاه تهران جهت طراحی و پوشاندن لباس فرم به دانشجویان مواردی را بعرض میرسانم:
    روشنفکران غربی دوران زمامداری استالین در توصیف و توجیه جنایات و بچه کشی و اعدام کودکان آن دیکتاتور جنایتکار چنین اظهار نظر مینمودند:
    “”انسانها در نظام کمونیستی شوروی تحت رهبری نابغه دوران به چنان درجه ای از رشد و تعالی میرسند که حتی در سن پانزده سالگی به شهروندانی مسئول در خصوص کردار خود تبدیل گشته و در مقابل قانون مسئول شناخته میشوند”"
    طبق قوانین ج.ا دختران نه ساله و پسران پانزده ساله به درجه ای از فهم و ادراک میرسند که میتوانند ازدواج کنند….اگر جرمی مرتکب شدند مجازاتی بمانند انسانهای بالغ در انتظارشان باشد و غیره.
    و اما…
    همین انسانهای نامبره در سنین بالا به موجوداتی چنان عاجز و بیشعور و بی عقل تنزل می یابند که حتی در هنگام تحصیل در مدارج عالیه آکادمیک قادر به انتخاب نوع پوشاک خود که از مبتدی ترین حقوق انسانها محسوب مبشود نیستند و لذا بایستی مسئولین پائین تنه نظام ناچارند اقدام به طراحی و تهیه لباس فرم برای این صنف از مردم نمایند.
    دانشجوئی که بلحاظ قرار گرفتن در پروسه آموزش آکادمیک منتصب به قشر پیشرو جامعه بوده و اساسا” قلب طپنده پیشرفت و تحول میباشد اینک به برکت نظام ج.ا میروند که لباس فرم به تنش نمایند.
    ….فغان که حکایت ما سرود پیروزی سربازان تو بود
    که از فتح قلعه روسپیان باز می آمدند…..

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر