Jun 25 2008

استراتژی معکوس

نوشته: خُسن آقا    :::       شما هم چیزی بگو

تضاد ها را تشدید باید کرد! این تنها راه سرنگونی رژیم آخوندی است.
دلیل اصلی و اولیه ای که بعد از انقلاب 57 آخوندها بعد از مدت کوتاهی همه قدرت را قبضه کردند این بود که در جامعه دیکتاتور زده ایران دوران شاه، تنها صنفی (گروهی) که از انسجام بل قوه ای برخوردار بود صنف آخوند بود. قبل از ادامه، برای اینکه به این واژه صنف نخندید توضیح بدهم وقتی می نویسم صنف منظور گروه متحدی است که با یک هدف متشکل شده است وگرنه چه کسی است که نداند این اقایان هیچگاه در عمرشان کار نکرده اند که بتوان به آنها صنف گفت! در هر صورت. حتی دانشجو که طبقه روشنفکر جامعه آنروز ایران بود، از هیچ انسجام و یا تشکل بلقوه ای برخوردار نبود، سندیکایی هم که وجود نداشت، حزب که اصلا در ایران هیچگاه پا نگرفته است، بجز احزاب دست پخت حکومت شاه. پس زمانی که انقلاب اتفاق افتاد اگر کمی هشیار بودیم باسیتی میدانستیم که عاقبت کار چه خواهد شد و شد آنچه که نباید می شد.
یکی از دلایلی هم که حکومت آخوندی از روز اول با هر حرکت جمهی به شدت برخورد کرده همین مساله بوده و امروز هم همین است. اگر گروهی سعی کند خارج از ساختار حکومت آخوندی دست به اتحاد بزند با انواع ترفند ها آن دسته یا گروه یا حزب یا سندیکا را از هستی ساقط می کنند نمونه آن سندیکای شرکت واحد و دیگر نمونه های فراوان آن.
حال اگر خواسته باشیم با چنین رژیم (گروهی) برخورد کنیم و آنها را از اریکه قدرت پیاده کنیم تنها راه و روش مبارزه با این سیستم استراتژی معکوس (reverse strategic) است، یعنی اینکه با ریشه این مساله برخورد کنیم و حرکت برعکس آنرا سامان دهیم. نکته کلیدی (نفاق انداختن بین گروهای موجود و آتش بیار معرکه این درگیری شدن) است.
دلیل دوام حکومت آخوندی تا امروز همین نکته بوده که برخلاف باور همگی، با اینکه حکومت گران با هم در ظاهر تضاد دارند ولی در باطن همگی با هم قوم و خویش هستند و آخر العمر با هم سازش می‌کنند. این یکی دو سال اخیر این روند روبه اضمهلال گذاشته و رفته رفته تضادها آشکارتر و حاد تر شده اند. پس برای شروع باید سعی کرد این تضادها را گسترش داد و دامن زد، تا دیگر حکومت گران قادر به ترمیم این شکاف‌ها و گسل‌های بین گروهی نباشند. درگیری جناح های طرفدار احمدی نژاد با دیگران از همین نوع تضادهاست.
قبل از آخرین انتخابات ریاست جمهوری گذشته، عده ای با تحریم مخالفت می کردند و سوال می کردند نتیجه تحریم چه خواهد شد، به این افراد باید گفت نتیجه تحریم ها را حالا ببینید:
یکی تشدید تضادها و دیگری درگیری بیشتر با جهان بیرون و از همه مهم تر فشار بر اقشا پائین جامعه که عموا طرفداران حکومت از این طبقه هستند. امروز اگر آمار طرفداران حکومت در دو مقطع قبل از انتخابات و امروز را مقایسه کنیم یقینا به این نتیجه خواهیم رسید که رژیم در بین توده های پائین جامعه جایگاه خود را تا حدود زیادی از دست داده و این روند می رود تا قیام های کوری را به دنبال داشته باشد.
یکی از مهم ترین و اصلی ترین فعالیت مخالفین رژیم در دوران پیش رو باید این باشد که از روی کار آمدن نیروهای میانه رو داخل حاکمیت به هر طریق جلوگیری کند(تحریم و کار شکنی در انتخاب شدن این گروه) تا مبادا مجددا افرادی مثل خاتمی بتوانند جو متشنج موجود را آرام کنند. این رژیم را باید با ابزار خودش سرنگون کرد در غیر این صورت سرنگونی امکان پذیر نیست.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 2:06 pm در بخش: بدون دسته بندی,طنز

پیام  |           

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر