Aug 22 2007

شهردار اسلو مجبور به ترک پست شد

نوشته: خُسن آقا    :::       6 پیام

مملکتی که دموکراتیک باشد این چنین است، کم تر از یک هفته شهردار پایتخت را علی رغم خواست خودش و حزب متبوع اش مجبور به ترک قدرت می‌کنند.
داستان از این قرار است که نشریات نروژی از یک هفته قبل افشاگری کردند مبنی بر اینکه شهردار اسلو یک حساب بانکی در سویس دارد و مبلغ 1.5 میلیون کرون در این حساب دارد. اشتباه نکنید ها! این پول‌های دزدی نیست ها، این پول‌ها، پول‌های شخصی شهردار است، فقط بخاطر اینکه این پول‌ها را در یک بانک خارجی انبار کرده و در نتیجه اداره مالیات از آن بی خبر بوده ایشان را مجبور به ترک قدرت کردند. در مدت یک هفته گذشته حزب راست که حزب شهردار اسلو است، سعی کرد تا او را در پست شهرداری نگهدارد، نشد که نشد. رسانه‌ها و فشار مردم عاقبت ثمر بخش افتاد و شهردار ار از کار برکنار کردند.
حالا در ایران آقایان پول ملت را می‌دزدند و حتی در خود بانک‌های ایران هم نگهداری می‌کنند و همه هم این موضوع را می‌دانند، با این حال کسی نمی‌تواند به آقایان بگوید بالای چشمشان ابرو ست.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 10:35 pm در بخش: سیاسی

6 پیام  |           

6 پیام به “شهردار اسلو مجبور به ترک پست شد”

  1. ماسپدان مى گویند:

    درود بر شما یک پرسش ازتون داشتم میخواستم بدونم برای اینکه با امنیت بیشتری وبلاگم را در بلاگ اسپات بروز کنم استفاده از فیلتر شکن گاردن کفایت میکند یا مواردی دیگری هم باید رعایت کنم ؟ سپاسگذار میشوم پاسختان را به امیلم بفرستید.
    پاینده باشید
    ————–
    اگر منظورتان از داخل ایران است بهترین راه استفاده از کارت هایی است که از مغازه ها می خرید که معمولا معلوم نیست چه کسانی آنها را خریده اند در نتیجه ردگیری افرادی که از این کارتها استفاده می کنند کار بسیار مشکلی است.

  2. خسن آقا جان
    این پست و پستهای این چنینی شما آدم را یاد «منورالفکرهای» اواخر قاجار می اندازد که از «فرنگ» روزنامه در می آوردند و آرزویشان بود «یک کلمه» (یعنی قانون) را در کله ملت فرو کنند. جالب است (تاسف آور است؟) که بعد از یکصد سال هنوز همان استدلالها به کار ما مربوط هستند.
    دنبال تان میکنم. البته وبلاگ آشپزی را بیشتر دوست دارم که یک جور عجیب و دلچسبی متمدنانه است و خواندن اش حتا اگر غذا هم نپزی لذت بخش است.

  3. peyman مى گویند:

    سلام.واقعا به این میگن دموکراسی واقعی.جایی که حرف مردم به کرسی می شینه.اینجا اگه کسی حرف بزنه هزارو یک اتهام بهش می زنن وسربنیستش میکنن.اینجا از مسول کوچیک و بزرگش همه دزدو شیاد هستند.
    با تشکر و ارزوی موفقیت برای شما خسن اقا.پیمان از اهواز

  4. daryush مى گویند:

    Site besiar khob va zibaiee darid keh matalebe kheily mofidi ra eraeh midahad. Az shoma do ‎khahesh dashtam. Avval inke agar ejazeh bedahid az matalebe shoma dar website khodam ‎estefadeh bekonim va dovom inkeh mosabeghehie dar website Abgusht (www.abgusht.com) ‎dar jarian hast keh besiar besiar sadeh mibashad vali jaiezeie nafisi dar bar darad. Kheili ‎khoshhal mishavim keh shoma ham dar an sherkat befarmaied. Batashakore faravan ‎
    Dostar shoma daryush mehr. info@abgusht.com‏ ‏

  5. خُسن آقا مى گویند:

    برادر کلنگ اگر من و بعضی مثل من حرفهای گذشتگان را تکرار می‌کنیم به این دلیل است که به همت جمهوری اسهالی، ایران به دوران قاجار بازگشته. این خود نشان از آن دارد که آنهایی که در این سالها وظیفه داشتند ایران را به جلو ببرند، آنرا با دنده عقب به عقب برگردانده‌اند.

  6. شلغم مراد مى گویند:

    خواهشا اينقدر همه چيز رو بر گردن حكومت و ” رژيم” نياندازيد.
    من 1000 بار گفته ام اين مردم خود در حماقتها پيشرو ترين هستند. ضمن اينكه مگر اين حكومت از كره مريخ آمده ؟ افراد و مديران مياني و حتي اصلي ها همين مردم هستند < مردمي كه بوقلمون صفتند و تنها به منافع شخصي خود مي انديشند. ما بجاي اينكه حرف تلوزيون هاي دلقك مانند لوس انجلسي را تكرار كنيم و هميشه آه و ناله و چس ناله راه اندازيم كه “رژيم” اينوطري و آنطوري است. قدري به فرهنگ عقب مانده و ديكتاتور و مذهبي پرور مردم انتقاد كنيم. اگر روشنفكران كه مغزهايشان در آن دوران يخ زده بود به مردم در مورد بركناري بختيار رو آمدن خميني مذهبي هشدار داده بودند فكر مي كنيد ما الان اين وضعمان بود؟ روشنفكران نيز تحت تاثير جو سنگين فرهنگ عقب افتاده مردم دنبال تشكيل اين حكومت اسلامي راه افتادند. پس اينقدر آه و ناله سر ندهيد كه حكومت چنين است و چنان است. ايراد از خود ما ايراني جماعت است كه هزار و يك درد و مرض فرهنگي داريم. منجمله اينكه روح جمعي نداريم و به منافع ملي نمي انديشيم و فقط منفعت گروهي و شخصي و قبيله اي خود را درنظر مي گيريم
    بياييد دست از اين آه و ناله هاي پيزنانه برداريم و نقد خود را شروع كنيم
    اگر فرضا همين فردا هم اين ” رژيم” برود ما هنوز نقاط ضعف دهه 50 را داريم و به احتمال بسيار زياد اين نقاط ضعف كه يكي از آنها غرور كاذب ايراني و تعصبات او بر سر افكار پوسيده سياسي اش است حركت هاي جمعي را به بيراهه خواهد كشاند. كار گنجي مثلا درخور توجه است او نقد خود و افكار خود را با شجاعت تمام شروع كرده است. چند نفر از ما اينكار را كرده اند؟ البته من خودم زمان انقلاب نبودم اينرا خطاب به بزرگترها مي گويم كه دچاتر 1001 اشتباه شدهاند و حالا هم فقط توجيه هاي آبدوغ خياري مي تراشند.

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر