Dec 25 2003

دیشب دیروقت مطلبی رو نوشتم

نوشته: خُسن آقا    :::       Comments Off

دیشب دیروقت مطلبی رو نوشتم و چون دیروقت بود آن را پست نکردم، بایستی باز خوانی می‌شد. امروز زمانی که نظر کنجکاو و گل‌کو رو دیدم مجبور شدم مطلب دیشب رو عقب بیندازم، گرچه از نظر من مطلب دیشب مهم تر بود، ولی بخاطر اینکه از واژه خائن برای مجاهدین خلق استفاده کرده بودم و اینکه این واژه ای نیست که بتوان بسادگی از کنار آن گذشت مجبور شدم امروز توضیحی بدهم. ولی همین حالا می‌گویم این بحث را ادامه نخواهم داد، چونکه بحث بی اهمیتی است و ربطی به روند نجات ایران ندارد. زیرا مجاهدین بعنوان یک گروه و پدیده، از بین رفته اند هم از نظر ایدولوژیک هم از نظر وزن سیاسی و همانطور که میدانید هدف من فقط یک چیز است نجات ایران نه بیشتر نه کمتر.
حالا بروم سر واژه‌ی خیانت. از نظر من رهبران مجاهدین خائن هستند زیرا:
درگیرودار درگیری ایرانیان با یک کشور خارجی با پیوستن به عراق آن هم عراقی که رهبرش از خمینی دست کمی نداشت، خود را در مقابل ایرانیان قرار داده اند و ازاین عمل فقط یک برداشت میتوان کرد. گروهی برای به قدرت رسیدن از استفاده از هیچ وسیله‌ای خودداری نمی‌کنند همانطور که دیدیم، آخر خط مجاهدین شد یک هدف و شعار (مریم رجوی، ایران رجوی و رجوی ایران) از نظر من کسانی که زیر بیرق چنین شعاری بروند خیانت پیشه هستند. باز هم می‌گویم از نظر من مجاهدین دوگروه‌اند رهبران، آنها که برای قدرت در مرکزیت مجاهدین ماندند و این شعارهای گمراه کننده را ساختند. دوم گروه‌های دون پایه که اینها نیز بر دوگروه‌اند عده‌ای که دانسته برای قدرت ماندند به این امید که بعده‌ها خود رهبر شوند وگروه دوم آنها که گمراه شدند. این گروه آخر از نظر من با ایرانیان کوچه و بازار، من و شما هیچ فرقی ندارند یکی فریب آخوند را می‌خورد و 25 سال عمر خود و دیگران را تلف می‌کند بدون اینکه هیچ منفعتی برای خودش و دیگران داشته باشد و گروهی فریب رجوی و مریم و دارودسته شارلاتان‌شان را خوردند و عمر خود تلف کردند و همچنین لطمه به ایران زدند.
گل‌کوی عزیز من از امضای این نامه بخاطر پاراگراف زیر (قسمتی که بصورت پرنگ نوشته شده) معذورم.
ما از سازمان ملل متحد و صليب سرخ بين المللي خواستار تامين امنيت و سلامت مجاهدين در خاك عراق هستيم. سكوت در مقابل نقض آشكار قوانين بين المللي و زد و بندهاي ننگين عليه مردم و مقاومت ايران, رژيم آخوندي و عواملش را در صدور بنيادگرايي و تروريسم جري تر ميكند. چرا كه مجاهدين اصلي ترين مانع گسترش پديده شوم بنيادگرايي در اين منطقه از جهان هستند.
گل‌کو جان مجاهدین خود گسترش دهنده‌ی پدیده‌ی شوم فردپرستی هستند. تازه، اگر بنابر این است که نامه نگاری شود باید به سازمانهای بین‌المللی نامه نوشت نه به آقای بوش، پاول و کوفت و زهرمار اینها خود جانیانند.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 12:22 pm در بخش: بدون دسته بندی

Comments Off  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر