16
Jun
2002
مواظب “SpyWare” ها باشید!
چند روز پیش فضول به نکته ای اشاره کرد که من هم آن را تایید کردم، گرچه از نظر من دموکراسی برای همه باید باشد ولی داشتن دمکراسی به معنی آن نیست که فضول یا من یا هرکس دیگری نباید هشیار باشیم و رد پایی و اثری از خود بجای بگذاریم و درضمن بدیگران نیز گوشزد نکنیم تا به این دام نیفتند و بدینوسیله کار را برای رژیم مشکلتر کنیم. این را مخصوصآ برای کسانی مینویسم که در ایران زندگی میکنند.
چرا این را مینویسم؟ چون میدانم که رژیم این درک را دارد که اینتر نت و حالا وب لاگ نویسی و از همه مهم تر وبلاگ خوانی میتواند برای رژیم مشکل بزرگی ایجاد کند. میپرسید چرا؟ میگویم این وسیله وسیله ی خوبی است برای آرایش دادن و فراخوانی برای آکسیون هایی که میتواند جرقه ی اول در سرنگونی این رژیم باشد. تصور بفرماید که چند نفر هدفمند با گردآوری 50 تا 60 هزار بازدیدکننده ی جوان بدور چند وب لاگ بمرور زمان آنها را آماده عمل کنند و در روز موعود فرمان حمله را صادر کنند و جوانان را بخیابان بکشند. پس این یک دغدغه کاملآ قابل درک برای رژیم است. حال با کمک گرفتن ازایدئولوژی مش قاسمی میتوان به این نتیجه رسید که رژیم بفکر پیشگیری این پدیده برآید. مطلبی را در وب لاگ عمومی خواندم در مورد وب لاگ تازه ای که عده ای برای ندا خانوم درست کرده بودند و به آنجا سر زدم ( میدانید حُسن آقا هم دست کمی از این فضولک خودمان ندارد به هر سوراخی سر میکشد) ، بر روی صفحه اول این وب لاگ این نوشته ها را یافتم:
در بخش: کامپیوتر و اینترنت
16
Jun
2002
Sort And Delete
میدونید حُسن آقا چند سال پیش مشکل روانی پیداکرده بود، البته نه اونجوری که کارش به تیمارستان بکشه ها ولی خوب حُسن آقا شبها خوابش نمیبرد. چی کار کنم چی کار نکنم؟ به این نتیجه رسید که از چندتا کتاب روانشاسی که خونده بود کمک بگیره و این درد لا علاج رو درمونی بکنه. یک چندتا کتاب دیگه ی روانشناسی هم به نروژی خرید تا بلکه یی راه چاره ای پیدا کنه. تو یکی از این کتابها حُسن آقا خوند که بری خابیدن ميشه مثلآ گوسفند شمرد و چون معمولآ گله گوسفند تعدادشون زیاده خوب آدم خسش میشه بعد خوابش میبره.
چند شب حُسن آقا گوسفند شمرد ولی گوسفندا تموم میشدند و حُسن آقا خوابش نمیبرد. تا اینکه حُسن آقا به این نتیجه رسید که این متد خوبه ولی تعداد گوسفندا باید زیاد بشن، هرچی فکر کرد گله به این بزرگی که بتونه به خواب رفتن حُسن آقا کمک کنه پیدا نکرد. تا اینکه عاقبت یه فکر بکر به مغز متفکر حُسن آقا خطور کرد و او نهم این بود که بجای پیدا کردن گله ی به این بزرگی میتونه از آخوندهای توی ایران استفاده کنه، اول اینکه گله اونا از هر گله گوسفندی بیشتره و تمومی هم نداره دوم آنقدر خسته کننده هستن که فقط فکر به اونها حُسن آقا رو بخواب میبرد، درضمن پشم هم که دارن بهتراز هر گوسفندی تازه خاصیت یک گوسفند از اونا هم بیشتره بهتره این حیوانات مفید رو به کارهای دیگه گماشت.
بعد از چند مدت حُسن آقا یک ایده ی جالب تر بفکرش رسید بجای شمردن، تصمیم گرفت به ساختن یک راکتی از اون نوعی که آمریکایی ها دارند که وقتی شلیک میکنی دنبال هدف میگرده تا هدف رو پیدا کنه و دقیقآ به هدف بخوره. بعد فکر کرد که نه اینکار اول خونریزی راه میندازه و این چیزی نیست که حُسن آقا خوشش بیاد، آها پیدا کردم حُسن آقا با خودش فکر کرد، چون علاقه به برنامه ریزی کامپیوتر داره تصمیم گرفت یک برنامه درست کنه که هر وقت روی یک دکمه مثلآ “Delete ” رو فشار میداد مثلآ یک آخوند delete بشه. بعد حُسن آقا فکر کرد که این برنامه بهتره که یک سیستم چی میگن ردیف کردن!؟ به اینگلیسی میگن “Sorting” هم داشته باشه چون در اون صورت میشه مثلآ همه آخوندها رو ریخت توی این برنامه و به اون دستور داد که همه رو sort کنه و مثلآ بترتیب مقام اونا رو Delete کنه یا مثلآ بصورت کلفتی گردن اونا رو sort کنه بعد بگه delete . خلاصه این برنامه رو همینطوری میشه گسترش داد. مثلآ میشه به برنامه گفت قبل از delete کردن هر آخوندی که اسمش با حرف “خ” شروع میشه یک رقص عربی بکنه بعد delete بشه.
خلاصه من چمیدونم شما خودتون از اینجور خوابها ببینید به حُسن آقا چه حرجی داره که بری شما خواب بیبینه، حُسن آقا خوابش میاد بری امشب کافی هست.
خوب بخوابید
در بخش: طنز
15
Jun
2002
سخنان گهربار
این هم از سخنان گهر بار نماینده امام 14 در استان کهکیلویه و بویراحمد و نماینده مجلس خبرگان رهبری “حضرت سید کرامت الله ملک حسینی”. خستم شد تا لقب و اسم و شغل این مفنگی رو نوشتم باور بفرماید یک تریلی باید فقط اسم و مشخصات این آقا رو حمل کنه، تازه باید اضافه کنم که این آقا رو با حضرت حسنی اشتباه نگیرید گرچه سخنان گهر بار ایشان دست کمی از آن یکی ندارد.
البته قابل ذکر است که ایشان در یک نطق (وعده) درمورد این همه مسایل اجتماعی سخنرانی کرده اند (موسیقی، حدود الهی، تورم و ذبح اسلامی).
حُسن آقا: “چندبار به این جوانان احمق گفتم بجای رفتن به خارجه بروید به حوضه علمیه قم و باور بفرمایید از دانشگاه سوربون و اکسفورد هم بهتر است.” میگوید نه دلیلش را هم که در بالا آوردم مگر کوريد! اين آقا در اين همه مسايل اجتماعی صاحب نظر است. تازه شکسته نفسی فرموده اند وگرنه در مورد بول و غايت هم اگاهی هايی دارند و شايد در اين جلسه بخصوص، وقتش را نداشته اند وگرنه در موردهای ديگر هم سخن پردازی ميفرموده اند.
خوبست ديگه حُسن آقا برو سر اصل موضوع توهم که دست کمی از این آخوندها نداری وقتی روده درازی میکنی ولکن معامله نیستی ها.
میفرمایند: “موسیقی محبت بین زن و شوهر را از بین میبرد”نگفتم آقا خیلی وارده حلا هی رو بگيد نه . باورکنید اینها حقشون رو در جمهوری اسلامی خورده اند و گرنه به والله اگه آمریکا مارو تحریم نکرده بود باور بفرمایید تا حالا این مغزهای پر بار رو هم برده بودند و در دانشگاهاشون بکار گمارده بودند. خدا را هزار مرتبه شکر که ما با آمریکا مشکل داریم.
حضرتش ادامه میدهد “ادوات موسیقی نظیر ساز، نی، تنبک و … در هر خانه ای که وارد شود سبب چند چهره گی، دورویی و از بین رفتن محبت زن و شوهر شده کانون خانواده را از هم میپاشد.
ده نگفتم والله ما صد بار به این زن حُسن آقا گفتیم ها از ما باور نکرد، ديديد آخر چه شد هی بس که تو خونه قر داد مام هحی بهش گفتیم، قر نده ضعیفه، اصلآ بگوشش نرفت که نرفت. به خاطر همين هم بين ما دعوا شد و رابطه مون بهم خورد كه خورد كه خورد و فكر نكنم كه بدون صد تا ان من يجيب و والرحمن درست بشه. شايد هم مجبور بشيم بريم صدقه هم بديم.
ایشان در خاتمه اضافه فرمودند که در یک جامعه اگر حدود خداوند اجرا نشود مجرمین زیاد شده و فساد، فحشا، دزدی در جامعه رواج می یابد.
حسُن آقا: همش تقصیر خاتمی هست ها اگه گذاشته بود كه بيشتر از اينها دست و پا ببرند کار به اینجا ها نمیکشید که مملکت به گوه کشیده بشه. میگما حاج آقا باور کنید ما نبودیما این یارو بود که پشت سرما وایساده بود بخدا ما نبودیم، اون بود گفت میره و فرار کرد.
حُسن آقا چاکریم
در بخش: طنز
14
Jun
2002
یک هفته باخبر از علی رضا نوری زاده این هفته مطلبش را در مورد وحید صادقی نوشته بخوانیدش مطلب خوبیست.
در بخش: طنز
14
Jun
2002
مصاحبه با رهبر
یادتون هست که هفته پیش ای آقوی بیغرض که بگمان ما “حُسن آقا” از همه هم با غرض و مرض تر هست قول داده بود که با امام 14 شیعیان جهان (رهبر عالی مقام) مصاحبه بکنه، از قرار معلوم تو زرد از آب در اومد. او در جواب تهدیدات ما این نامه را فرستاده که ملاحضه میفرماید :
خدمت سردبیر و موئسس محترم حُسن آقا گل
از آنجایی که رهبر معظم بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء میبایستی که چند بست میزدند (البته برای سلامتی وجودشان و با تجویز دکتر، جهت یافتن نیرو برای رسیدگی به کار امت همیشه گرسنه و بخاطر این درصحنه و نیز برای بالابردن میزان غیرت)، مصاحبه با ایشان تا مدت نامعلومی به تعویق افتاده و شما نیز برای بنده از این لقمه ها نگیرید.
مرگ بر ضد ولایت وقیح
بیغرض
در بخش: طنز
13
Jun
2002
تغیرات، ساختاری یا بند تنبانی
از قرار معلوم این جریان ملی مذهبی هم برای این ملت جز دردسر چیزی به ارمغان نخواهد آورد. در اخبار آمده بود که روز سه شنبه همین هفته آقای ابراهیم یزدی دوباره به تکاپو افتاده و اینبار به مجلس برای دیدن کروبی رفته، نپرسید برای چه چون این از روز هم آشکار تر است، بگمان بنده با تلاشهای یزدی و آن وفاق ملی که حرفش را میزنند میخواهند شیره ای سر ملت بدبخت بمالند وکلاه گشادی را که یزدی بکمک آمریکا تهیه کرده و بجای آن تغیرات بنیادین یا بقول خودشان ساختاری سر ملت بگذارند. اینجاست که ملت باید هشیار باشد و به این نمدمالهای حرفه ای بگوید بیلاخ. این تو بمیری از آن توبمیری ها نیست و اینبار تغیرات باید واقعْآ بنیادی باشد تا ملت بپذیرد، و آن چیزی نیست بجز تغیر قانون اساسی جمهوری اسلامی و به رفراندم گذاشتن کل این قانون. این تغیراتی که ملی مذهبی ها و اصلاح طلبها میخواهند بند تنبانی ست و ملت پسند نیست و بنیکی شایسته ملت آمریکاست نه ملت ایران.
پیروز باشید
در بخش: سیاسی
13
Jun
2002
رژیم آدم خور (بریده ی یک خبر)
صفري، دربارهي نحوه مجروح شدن خود در اين جلسه گفت : هنگام سوار شدن به اتومبيل چند نفر از دوستان كه خارج از مسجد ايستاده بودند با بنده احوال پرسي و روبوسي كردند كه در آخر هم يكي از همين عناصر به بهانهي روبوسي زير گردن مرا گاز گرفت كه مختصري هم خراش برداشت.
ما از اول هم میگفتیم که این رژیم آدم خور است اینهم مدرکمان
در بخش: طنز