13 Jul 2002
فعلآ وقت نوشتن ندارم چون
فعلآ وقت نوشتن ندارم چون در حال خواندن دو سه تا سایت جدید که دیروز پیداکردم هستم شما هم اگر خواستید از اینجا شروع کنید.
روز خوش
13 Jul 2002
فعلآ وقت نوشتن ندارم چون در حال خواندن دو سه تا سایت جدید که دیروز پیداکردم هستم شما هم اگر خواستید از اینجا شروع کنید.
روز خوش
12 Jul 2002
ساعت خواب آقای آیت الله طاهری
پیش گفتار: باور بفرماید این مطلب را چند روز در باره اش فکر کرده ام(از آن روزی که آقای طاهری استعفا دادند) و با وجدانی آسوده آن را برایتان مینویسم. گمان میکنید که دروغ میگویم، این هم نظر یک رفیق شفیق، که با این نوشته مخالف است. شما هم دوست داشتید نظرتان را در پایین بدهید درصورتی که قانع شوم و نظرم عوض شود خواهم گفت، ولی امروز به این نوشته ایمان %100 دارم. البته درمورد همین نکته دوست گرامیم من هم تا دیروز همین عقیده را داشتم ولی با اینجور مسایل نمیشود نیمه بند برخورد کرد، برخورد باید قاطع باشد.
نظر دوست گرامیم:
مردک خر بذار يكخورده بينشون نفاق بيفته بعد از اين حرفها بزن تازه اوليش جدا شده ميخواي كيش كيش كني كه بقيه هم فكر كنند كه چه بريم چه نريم خشتكمون را ميكنند پس بهتره نريم و مقاومت كنيم شايد فرجي حاصل بشه؟
اینهم خود مطلب:
روز 18 تیر بجای اغتشاشات مردمی از قرار معلوم روز اغتشاش در درون هیئت حاکمه جمهوری اسلامی بود. کسانی که در انقلاب قبلی شرکت داشته اند بخوبی از راه رسیدن انقلاب 1381 یا شاید 1382 را میبینند. درست زمانی که جنبش مردمی سال 1357 میرفت که بثمر بنشیند، دار و دسته ی رژیم پادشاهی یکی پس از دیگری از رژیم فاصله میگرفتند و سران رژیم را تنها میگذاشتند، هر چقدر که به روز 22 بهمن 57 نزدیکتر میشدیم بر سرعت پیوستن اینگونه افراد به مردم افزوده میشد. اینان چه کسانی هستند که صبر میکنند و در آخرین لحظات، زمانی که قطار حکومت در حال سقوط به پرتگاه نابود کننده ی تاریخ میرسد، از آن بپایین میپرند و بصورتی خود را از مردم میدانند تا دوباره بتوانند در فردای قیام مجددآ سوار بر قطار حکومت جدید شده و آن را از مسیر خارج کنند. و روشنفکران ما همچون دفعات قبل سر خود را به زیر برف فرو کرده و خوشحال از اینکه یک نفر دیگر بصف ما پیوست!. یا این روشن فکران سیاسی کاران کارکشته اند که برایشان فرقی نمیکند چه کسی بیاید و چه کسی برود فقط حق آنها پرداخته شود و آنها هم خوشحالند. یا اینکه از مرحله پرت وگرنه این آقای طاهری بایستی مغز خر بلعیده باشد که 24 سال طول میکشد تا آقا امر برش مشبه شود که ای چه نشسته اید که رژیم فاسد است.
جناب آقای طاهری ملت ایران 23 سال زجر کشیده، در این مدت بهترین جوانانش را به مسلخ برده اند بهترین فرزندان این ملک را در جبحه های جنگ قربانی کرده اید. کارا ترین فرزندان این آب و خاک را از مملکت فراری داه اید کل دارایی ملت را بعنوان سهم امام و خمس بلعیده اید و خالا که دیگر اسم به تح دیگ خورده و دیگر چیزی برای دزدی و ناموسی برای تجاوز باقی نمانده بفکر استعفا افتاده اید. زهی خیال باطل اگر رژیم استعفای شما را بپذیرد این ملت آن را نخواهد پذیرفت، شما در برابر این ملت پاسخگو خواهید بود. شما در روز موعود همچون دیگر سردم داران این رژیم مکار به پای میز محاکمه عدالت فرا خوانه خواهید شد.
جناب آقای طاهری دیر رسیدیت تمام شد. آقای طاهری ملت این مرتبه فریب اینگونه شارلاتان بازی ها را نخواهد خورد و به چیزی کم تر از خلع لباس کلیه ی ملاهایی که در این بیست و چند سال “هم از طوبره خورده اند و هم از آخور” راضی نخواهد شد و در حکومت آینده آن مرز و بوم جایی برای مفت خورانی همچون شما ها نخواهد بود. و باور بفرمایید آن چنان که من میبینم در رژیم حکومتی آینده یا آخوندی نخواهیم داشت یا اینکه اینان را بکار گل خواهند گماشت تا ضرر و زیانی را که در این بیست و چند سال به مملکت وارد کرده اند را باز پرداخت کنند.
12 Jul 2002
بد نیست بعد از خواندن مطلب امروز در مورد آیت الله طاهری به این دو لینک هم سر بزنید.
این لینک و این صفحه ی اول روزنامه نوروز پنجشنبه 20 تیرماه مراجعه کنید.
11 Jul 2002
آقای رئیس جمهور از کیسه ی خلیفه میبخشند
مطلبی را خواندم در مورد اینکه آقای حميدرضا ترقي دبير سياسي جمعيت موتلفه اسلامي مدعي شد که آقای رئیس جمهور دلجویی کرده اند از فرهاد نظری که در زیر میخوانید. این آقای رئیس جمهور اصلاح طلب از قرار معلوم بیشتر رئیس جمهور عوامل خود سر و مزدبگیر جمعیت موتلفه میباشد تا رئیس جمهور آنهایی که انتخابش کرده اند. بقول معروف نان امام حُسین میخورد و شمشیر برای یزید میزند. زمانی که بیگناهان را میگیرند و به زندان می افکنند جنابش میگوید از کجا معلوم که گناهکار نباشند، جوانان را اوباش میخواند و روشن فکران را اراذل، بعد پای صندوق رای گیری با طنازی و فریبکاری دم از طرفداری از آزادی اندیشه و دمکراسی میزند. ایکاش با این همه فریبکاری آخوند مردم بیدار میشدند و حد اقل پای این صندوقهای رای فریبکاری نمیرفتند تا حداقل جهانیان بدانند که این رژیم هیچگونه جایگاهی ندارد. بیگناهان درگوشه ی زندانند و رندان آزاد میگردند و سر دسته ی دزدان موتلفه همانهایی که در روزها و ماهای قبل از انقلاب با سرمایه گذاری بر روی آخوند عاقبت بخیر شدند و کلید بهشت را از خمینی ملعون گرفتند و خود و وابستگان را مالک بهشت کردند و کلید جهنم را هم نسیب ملت. آقای ترقی زیاد وراجی کرده اند که اگر بخواهیم نقدی بر آن بنویسیم مثنوی هفتاد من میشود. فقط به ایشان گوشزد میکنم که دیر نیست آنروزی که شما را در یک دادگاه مردمی گریان و لرزان ببینیم که اشک تمساح میریزید و به خدا و پیغمبر قسم میخورید که شما منظوری نداشته اید.
این هم سخن سرایی های آقای ترقی:
حميدرضا ترقي دبير سياسي جمعيت موتلفه اسلامي مدعي شد: رييس جمهور با ارسال نامه اي به “فرهاد نظري ” فرمانده انتظامي سابق تهران از وي به دليل اتهامات وارده در جريان حادثه ١٨ تير ٧٨ دلجويي كرده است. ترقي روز سه شنبه در گفت و گو با ايرنا، گفت: آقاي خاتمي در اين نامه تاكيد كرده است صدمه اي كه به حيثيت سردار نظري در جريان اين حادثه در اثر آن اتهامات واهي خورده است بايد در افكار عمومي جامعه جبران شود. وي تصريح كرد: اين مساله نشان مي دهد كه مجموعه حركتي كه در جهت زير سوال بردن نيروي انتظامي در آن شرايط سامان پيدا كرد، حتي از نظر رييس جمهور هم مشخص است كه مسير خلافي را طي مي كند. وي گفت: اتهاماتي كه به سردار نظري وارد شد، عمدتا” از سوي جريان تحكيم وحدت، بعضي از عوامل كوي دانشگاه و وكيل تعدادي از دانشجويان صدمه ديده در اين حادثه صورت گرفت.
ترقي افزود: علي رغم گذشت سه سال از حادثه ١٨ تير كوي دانشگاه ، هنوز وضعيت پرونده عوامل پشت صحنه حادثه كوي دانشگاه مشخص نيست. وي مدعي شد: هنوز به پرونده كساني كه از طريق دولت، وزارت كشور و سازمان محيط زيست به مجموعه دست اندركاران فاز سوم اين حادثه كه تحكيم وحدت بود، كمك مي كردند رسيدگي نشده است. وي با بيان اينكه “هنوز بعضي از ابعاد حادثه ١٨ تير بخصوص مسايل پشت پرده اش مبهم باقي مانده”، گفت: سرانجام عوامل اين حادثه كه توسط بيگانگان هدايت مي شد روشن نشده و هنوز مشخص نگرديده چه ارتباطي بين اينها و خارج از كشور وجود داشته است.
دبير كميته سياسي جمعيت موتلفه ادامه داد: اگر به پرونده لباس شخصي ها رسيدگي مي شد، شايد وضعيت غير از اين بود و بسياري از مسايل پشت پرده روشن تر و شفاف تر مي گرديد ولي متاسفانه هنوز هم به اين مساله رسيدگي نشده است. ترقي كه در مجلس پنجم به عنوان عضو كميته تحقيق و تفحص پيرامون حادثه ١٨ تير فعاليت مي كرد، درخصوص نتيجه اين تحقيق گفت: اين تحقيق به واسطه پايان كار نمايندگان مجلس پنجم ناتمام ماند و در مجلس ششم اين مساله به كلي به فراموشي سپرده شد و مجموعه آن تحقيقات بدون بررسي ماند.
10 Jul 2002
انشاء حُسن آقا از 18 تیر 1381
دیروز برای من روزی بود که آرزو داشتم ملتم قیام کند، نپرسید چرا چون نیازی به توضیح نیست. از هفته ها و یا ماه ها پیش در مورد این روز فکر میکردم، برنامه ریزی میکردم وخلاصه خود را آماده میکردم. شاید عده یی بپرسند که تو چرا؟! تو که دور از وطنی از تو که کاری ساخته نیست. من اینچین فکر نمیکنم، از من و از ما هم که دور از وطنیم کاری ساخته است. از هفته ها پیش پی گیر این موضوع بودم تا ببینم چه گروه یا دسته ای که کمی با عقاید من هم خوانی دارد در تظاهراتی که در این روز برگذار میشود شرکت کنم. ولی دریغ که هیچ گروهی را نیافتم، نه که گمان کنید که من با هیچ کس سازگاری ندارم نه در این اواخر بجز حزب الله با همه سازگاری دارم ولی دریغ هیچ گروهی در اسلو اعلام راهپیمایی نکرده بود یا حد اقل من باخبر نشده بودم.
تا اینکه صبح دیروز 18 تیر دوستی که هیچ گاه در هیچ راهپیمایی شرکت نمیکند زنگ زد و پرسید آیا در راهپیمایی شرکت میکنم؟ اول تعجب کردم که چه شده که او هم علاقه مند به تظاهرات شده. او میگفت که قرار است ساعت 14:00 در مقابل مجلس قانونگذاری نروژ تظاهراتی برپاشود. پرسیدم چه گروهی است؟ در جوابم همان پاسخ را داد که توقع داشتم، نمیدانم. بلافصله از طریق اینترنت بروی سایتی که متعلق به گروهایی در نروژ میباشد بنام “ هم بستگی ” دریافتم که تظاهرات در ساعت 17:00 در مقابل مجلس نروژ خواهد بود پس از چند تلفن دیگر به دوستم دریافتم که از قرار معلوم دو تظاهرات یکی در ساعت 14:00 و یکی در ساعت 17:00 هر دو در همان محل برگذار خواهد شد.
تصمیم گرفتم در هردو شرکت کنم تا اینجا نمی دانستم که چه کسانی گردانندگان این دو میتینگ هستند با رفتن به مرکز شهر دریافتم که ساعت 14:00 را شاهی ها (مشروطه خواهان) و ساعت 17:00 را گروهای (چپ) رهبری میکنند. من که هیچ گاه برای شاه الله یی ها هیچ گونه سمپاتی نداشته و ندارم پس از مشاهده جمعیت کمشان تصمیم گرفتم که به صفشان بپیوندم چون در هر صورت میتینگی بر علیه جمهوری اسلامی بود و در ضمن رهبر گروه راهم شخصآ میشناسم، انسان ملی و خوبی است و هیچگونه رنگ وبویی از شاه و شاه الله یی ندارد . از او سوال کردم چرا شما هم با دیگران هم آهنگی نکردید تا شاید جمعیت بیشتری را در اینجا جمع کنید و اثر بیشتری داشته باشد. در جوابم گفت “گویا دوستان دوست ندارند با ما باشند”.
پس از برپایی میتینگ باز با او صحبت کردم و گفتم که میدانی که من مخالف شما هستم ولی چه باک در میتینگ شما شرکت کردم نه برای شما بلکه برای حمایت از ملتم. خلاصه ی مطلب گروه مشروطه خواهان اکثرآ ماندند و در میتینگ ساعت 17:00 هم شرکت کردند و حتی شعار ها را هم با هم هماهنگ کردند و در آن هوای بارانی شاید توانستند بیشترین جمعیت را در طول این سالها در مقابل مجلس نروژ به دور یک خواسته مشترک ” آزادی زندانی ساسی و سرنگونی جمهوری اسلامی” جمع کنند. یک جمعیت 50-60 نفری در فصل تعطیلات (اکثرآ به تعطیلات تابستانی رفته اند) و زیر باران در مملکت نروژ باور بفرمایید جمعیت خوبی است.
یک چیز را دیروز مشاهده کردم که تا به امروز ندیده بودم. ایرانیان مصمم شده اند که این رژیم را سرنگون کنند و گروه و دسته بازی را کنار گذاشته اند البته نه به آنگونه که خمینی میگفت (همه با هم).
راستی اگر این گذارش را دیر مینویسم بخاط این است که از دیروز بعد از ظهر اینتر نت من قطع بود و پارانویای حُسن آقایی به سراغم آمد که نکند جمهوری اسلامی در این کار دخالت داشته. آخر میدانید این راحت ترین راه برای فرار از مشکلات است گناه را به گردن دیگران انداختن.
09 Jul 2002





08 Jul 2002
حکم اقامت اجباری در ایران
از قرار معلوم آقای محمد خردادیان مرد همیشه رقص رو در جمهوری اسلامی محکومش کردن به اینکه جوانان رو به فساد تشویق میکرده. تا اینجاش که خیلی چیز تازه ای نیست اگه در جمهوری گریه و شیون برقصی جرمش مشخصه. جالب حکم دادگاه هست. دادگاه ایشان را به ده سال حبس تعلیقی و دهسال اقامت اجباری در ایران بعلاوه ممنوعیت رقص و پایکوبی محکوم کرده.اولا قاضی فکر کرده که اگه اینو بفرسم زندان پس میره کنار یک مشتی آدم خوب با حال، ولی در عوض حکمشو کرده زندان تعلیقی و بجاش اقامت اجباری در ایران رو بسته به نافش تا اون باشه دیگه از این کارا نکنه. حتی قاضی هم قبول داره که زندگی در ایران یک مجازات هست. حق هم داره من همیشه به دوستان میگم اگه روزی معلوم بشه که بهشت و جهنمی در کار هست من میرم جهنم چون دوست ندارم با آخوند هم اطاق بشم. حالا این بدبخت خردادیان باید ده سال توی مملکت آخوندی بمونه و به رقص و پایکوبی هم نپردازه. به این میگن مجازات.
از قرار معلوم آقای خردادیان رو از زندان آزادش کردند، ولی خوب رقص بی رقص.