17
Jul
2002
سرمقاله 23 تيرماه روزنامه رسالت با عنوان “نقد يک نامه چند انشايي” را آقاي سيد اکبر پرورش نگاشته اند، ايشان با طرح سوالي که شباهت زيادي به طرح سوال حُسن آقاي بدبخت وبچاره دارد، البته از اول بگويم بيخودي پاپوش براي حُسن آقا درست نکنيد هيچگونه هماهنگي بين جريده ي وزين حُسن آقا و جريده ي مزدبگير رسالت وجود نداشته و بگمان ما اين حرامزادگان بدون پرداخت حق کپي رايت از حُسن آقا کپي برداري کرده اند و نوشته اند که “حضرت طاهري- شما نزذيک به يک چهارم قرن، مسندنشين برترين قدرت شهر بوديد و بسياري از مسولان و دست اندرکاران شهر هم ياري مخالفت با صف و ستاد شما را نداشتند. در اين مدت چشمان تيزبين شما چه مي ديد و چه مي کرد؟ آيا در اين 24 سال شما امام جمعه نبوديد؟ آيا مردم، مردم نبودند؟ آيا مشکلي وجود نداشت؟….”
من قصد نوشتن همه ي آن سرمقاله را ندارم فقط ميخواستم بنويسم که اين بوگندوي سرمقاله نويس رسالت هم درک کرده که اين آقا هم مثل ديگر ملايان شارلاتانهايي بيش نيستند و فقط بخاطر اينکه ميدانند که ديگر کار تمام است و از اين طريق ميخواهند که آينده ي خود را بطريقي بيمه کنند، البته از نوع بيمه ي حضرت عباسي، چون هم اين دنيا را ميخواهند و هم آن دنيا را و ملت بدبخت است که نه اين دنيا را دارد نه آن دنيارا. چون اين دنيا را که مي بينيم که ازدست داده اند و حُسن آقا که ميداند آن دنيا هم که وجود ندارد پس ملت بدبخت نه اين دنيا را دارد و نه آن دنيا را. در خاتمه شعري را که دوست ناشناسي برايم فرستاده در زير مي آورم چون شديدآ با اين مطلب هم قافيه هست، اميدوارم که اين دوست گرامي از طريق ميل با من تماس برقرار کند تا بيشتر با ايشان آشنا شوم.
فقيها بي نظيــري بي نظيـــــري فقيهي رهبري مولا اميــــــــري
مرا عشق وصيت نامه ات كشت علي جان كاشكي زودتر بميري
صلوات
در بخش: بدون دسته بندی
17
Jul
2002
اين هم از جوكهاي هفته:
هاشمي، در پاسخ به اين سوال كه آيا كساني در منسوبان شما هستند كه توصيه به “شروع مبارزه با مفاسد اقتصادي از نزديكان“ در مورد آنها صادق باشد، گفت: خوشبختانه در نزديكان من هيچكسي كه در مسالهي مفاسد اقتصادي مشاركت داشته باشد، وجود ندارد و محيط خانوادگي من بسيار سالم است.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Jul
2002
میگم آ این رو اگه نخونی از دستت رفته.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Jul
2002
امنیت ملی!
میدونید انگار که حُسن آقا وقتش خیلی زیاده که حالو باید هر روز یک سری هم به روزنامه رسالت بزنه چون از قرار معلوم روزنامه اصلاح طلبها همگی کُن ستیپه شدند (بزبان فرانسه یعنی مجازشون سفت شده) و هیچی نمینویسند. چند روزی هست که ما رو مجبور میکنن به روزنامه های شبه اصلاح طلب رجوع کنیم. باور بفرمایید ما حتی مطالب روزنامه های اصلاح طلب رو هم قابل خوندن نمیدونیم چه برسه به شبه اصلاح طلبان ش رو، ولی خوب چیزهای خنده دار و خوبی رو اونجاها میتونید پیدا کنید. باور بفرمایید من مطمئنم که هادی خرسندی هم مطالبش رو از رو دست اینا کپی میکنه.
روزنامه رسالت در سرمقالش (دوروز پیش)حمله ی همه جانبه ای رو به عباس آقا عبدی کرده وگفته که این آقا همان کسی هست که آشوبهای 78 رو در دانشگاه کلید زد و از خاتمی خواسته تا بعنوان “رئیس شورای عالی امنیت ملی (حُسن آقا: کدام امنیت ملی!؟ کدام کشک کدام پشم؟) او و سایر هم فکراش رو به اعتقاد سرمقاله نویس توی یک مینی بوس جا میگیرن (حسُن آقا: این سرمقاله نویس هم داره خط میده به انصار SS که یعنی بعله اینها رو توی مینی بوس بندازید توی دره مثل نویسندگان) را تنها یک ماه تحت الحفظ نگه دارند تا همه مشکلات امنیتی نظام در داخل حل بشه.
البته چیزی که سرمقاله نویس روزی نامه ی رسالت نمینویسه اینه که چطوره که هنوز بعد از 24 سال کشت وکشتار هنوز این “مخالفین” تموم شدنی نیستند که برعکس روز به روز هم تعدادشون زیادتر میشه.
در بخش: بدون دسته بندی
14
Jul
2002
انصار حزب الله = SS
مطلب امروز رو که نوشتم بعد یک ایده ای به مغز معیوب حُسن آقا فشار آورد که این پیشنهاد رو بنویسم:
حالا که حزب الله خودش پیشنهاد داده که ما اونا رو SS خطاب کنیم چرا که نه، پس از این ببعد حُسن آقا با حفظ مواضع انصار حزب الله را بهمان اسم با مسمای SS خطاب خواهد کرد و خواهشمندم که دیگران هم همین کار را بکنند و کسانی هم که وبلاگ نویس هستند اینکار را بکنند تا این اسم کامآ جا بیفتد.
مرگ بر انصار SS
در بخش: بدون دسته بندی
14
Jul
2002
SS البته از نوع ایرانی آن
سه روز هست میخواستم مطلبی رو در این مورد بنویسم ولی هر روز مساله مهمتری پیش اومد و امکان این کار را پیدا نکردم، ولی برای این که مطلب کهنه نشه امروز چند سطر در موردش مینویسم و باقی را به عهده خوانندگان میگذارم تا خود تجزیه وتحلیل کنند. موضوع از این قرار است که سالهاست که اکثر ایرانیان بر این نکته تاکید دارند که تفاوت زیادی بین انصار حزب الله و SS نازی وجود ندارد و روش کار و طرز فکر این دو گروه با هم شباهتهای زیادی دارد و این کشف جدیدی نیست که من کرده باشم ولی کشف جدیدی که سه روز پیش کردم مرا به نوشتن این مطلب واداشت. میپرسید کشف جدید حُسن آقا چیست که سه روز پیش پیدا شده، شاید خودتان هم دیده باشید ولی اگر ندیدید سری به این آدرس (http://ss.persianblog.com) بزنید، چون تا به حال مخالفین رژیم انصار حزب الله را SS میخواندند و امروز روز انصار خود خود را به این لقب ملقب کرده اند
در خاتمه میخواستم سه بیت آخر این شعر مولوی را بنویسم دلم نیامد گفتم همه را بنویس تا مردم در این دنیای بی وفا لذتکی برده باشند
بنمــــاي رخ كه بــــاغ و گلستانـــم آرزوست
بگشــــاي لب كه قند فـراوانم آرزوست
اي آفتــــاب حســــن بــــرونآ دمـــي ز ابــــر
كـــان چهره مشعشع تـابانم آرزوست
گفتـي زنــــاز بيش مــــرنجــــان مــــرا بــــرو
آن گفتنت كــه بيش مـرنجانم آرزوست
وان دفع بگفتنت كه برو شه به خانه نيست
وان نــــاز و بــــاز تندي دربـانم آرزوست
بــــله كه شهر بي تــــو مــرا حبس ميشود
آوارگــــي و كــــوه و بيــابــــانم آرزوست
زين همرهان سست عناسر دلــم گــــرفت
شير خدا و رستــــم دستـــانم آرزوست
جانــــم ملــول گشت ز فرعــــون و زلــــم او
آن نــور و تـور و مسي عمراتم آرزوست
زين خـلق پرشكايت گــــريان شدم ملــــول
آن هــاي و هوي نعره مستانم آرزوست
يكدست جــــام باده و يكدست زلــف يــــار
رقصي چونين ميــانه ميدانــــم آرزوست
اين نــان و آب چرخ چو سيل است بيوفــــا
مــــن مــــاهيم نهنگم عمـــانم آرزوست
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهـــر
كــــز ديـــو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتيم يــــافت مي نشود جسته ايم مــــا
گفت آن كه يافت مي نشود آنم آرزوست
هــرچند مفلسم نپزيــــرم عقيــــق خــــرد
كــــان عقيــــق نــــــادر ارزانــــم آرزوست
در بخش: بدون دسته بندی
13
Jul
2002
در اخبار آمده بود که:
سردار قالیباف: 130 تا 140 نفر در روز 18 تیر دستگیر شدند. نکته دومی که ایشان فرموده اند این است که همه ماموران بوِیژه ماموران لباس شخصی باید کارت شناسایی ارائه دهند.
حُسن آقا دو سوال ناقابل از این سردار گرامی دارد.
1. آیا 130 نفر دستگیر شده اند یا 140 نفر؟ چون همانطور که سردار استحضار دارند اون ده نفر باقیمانده هم مادر و پدر دارند یا شاید زن و قرزندی داشته باشند یا شاید مادر فرزندی باشند. پس خیلی خوب میشد اگر سردار گرامی در عصر کامپیوتر کمی دقیقتر صحبت میکردند.
2. سردار بفرمایند این لباس شخصی ها کارتشان را قبل از زدن چماق ارائه دهند؟ یا بعد از فرود آوردن چماق؟
در بخش: بدون دسته بندی