05 Sep 2002

فرقه ی حجتیه اگر این

نوشته:     :::       Comments Off on فرقه ی حجتیه اگر این

فرقه ی حجتیه
اگر این مطلب نمیا راشدان را نخوانده اید بخوانید صواب دنیوی و اخروی دارد. من فقط نمیدانم که این آقای راشدان اینهمه اطلاعات را از کجا بدست می آورند!؟

Comments Off on فرقه ی حجتیه اگر این   |    |     |     

05 Sep 2002

امروز مجددآ متن بیانیه ی

نوشته:     :::       Comments Off on امروز مجددآ متن بیانیه ی

امروز مجددآ متن بیانیه ی دفتر تحکیم وحدت را مرور کردم، شهامت و استقامت دانشجویان مملکت قابل ستایش است.حُسن آقا سرتعظیم در مقابل این شیر زنان و رادمردان فرود می آورد. این شدید ترین حمله ی مستقیم به شخص خامنه ای ست. هیچ نهاد مدنی تاکنون به این شفافی رهبر را مسول مشکلات مملکت مورد خطاب قرار نداده. و با زبانی رسا و شفاف به او امر میکند که در اموری که به دانشجویان مربوط میشود دخالت نکند. این هم قسمتی از بیانیه:
‌٢- متاسفانه به نظر مي رسد رويه اي که در چند سال اخير از سوي حاکميت دنبال شده است يعني قراردادن سرنوشت اکثريت جامعه در دست اقليتي که پايگاه مردمي ندارد و بي توجهي به آرا و نظر مردم که در انتخاب اعضاي شوراي نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام و رد بسياري از مصوبات نمايندگان مجلس در اين نهادها آشکار شده اينک به سطح نهادهاي مدني نيز کشيده شده است و حاکمان در حيطه نهادهاي مدني و گروه هاي دانشجويي نيز حق انتصاب براي خود قائل هستند، اين تصور غلطي است که بايد مقابل آن ايستادگي نشان داد ما به مقام محترم رهبري متذکر مي شويم که دفتر تحکيم وحدت يک نهاد دانشجويي است و با ساز و کارهاي دمکراتيک و از ميان دانشجويان بر آمده است و هيچ منبع مشروعيت بخش ديگري جز راي و نظر دانشجويان را بر نمي تابد و با صداي بلند مي گوييم دفتر تحکيم وحدت و جريان دانشجويي شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نيست که با احکام حکومتي اقدام به عزل و نصب در حيطه آن نمود.

Comments Off on امروز مجددآ متن بیانیه ی   |    |     |     

05 Sep 2002

خروس هم چند هفته ای

نوشته:     :::       Comments Off on خروس هم چند هفته ای

خروس هم چند هفته ای است که قوقولی قو نمیخواند

گوش بر زنگ کاروان صداش
دل بر آوای نفز او بسته ست.
قوقولی قو! براين ره تاريک
کيست کو مانده ؟ کيست کو خسته ست ؟

امید هم ازقرار معلوم زده به سیم آخر

Comments Off on خروس هم چند هفته ای   |    |     |     

04 Sep 2002

خانم دکتر شما به اندازه

نوشته:     :::       Comments Off on خانم دکتر شما به اندازه

خانم دکتر شما به اندازه ی یک الاغ هم ادراک اجتماعی و سیاسی ندارید!
«الهه كولايي» مخبر كميسيون با اعلام اين خبر در گفت‌وگو با خبرنگار «رويداد» پيش‌بيني كرد: باتوجه به ديدگاه رئيس جمهوري، كار كارشناسي دولت و تأكيدي كه اين لايحه برحفظ حقوق عمومي و خصوصي شهروندان دارد، كليات آن در صحن مجلس نيز با رأي بسياربالايي تصويب شود.
وي در عين حال تغييراتي در جزئيات لايحه دولت را مطرح كرد و گفت: اين تغييرات در جهت مطلوبيت‌هايي است كه از نظر نمايندگان، شرايط كنوني جامعه اقتضا مي‌كند.
كولايي نمونه اين مسأله را درباره ميزان تحصيلات كانديداها ذكر كرد و افزود: در لايحه دولت، سوادخواندن و نوشتن كافي دانسته شده در حالي كه اين توانايي حداقلي براي يك كانديداي مجلس كافي به‌نظر نمي‌رسد.
حُسن آقا:
خانم جان اینجا حرف از وکیل ملت است نه استاد دانشگاه و یا وکیل شما. شاید من بیسواد بخواهم یک بیسواد را به نمایندگی (وکالت خود) در مجلس انتخاب کنم، شما چه حقی دارید که مرا از این انتخاب بازدارید!!؟ درضمن مگر شما که سوادی درسطح دکترا دارید چه تاجی به سر ملت زده اید که یک بیسواد نتواند بزند. باز هم احتکار قدرت در دست (نخبگان!)!؟
خانم جان در مملکت نروژ یک کارمند ساده ی شهرداری با سوادی معادل 6 ابتدایی، 17 سال نخست وزیر این مملکت بود و سالهای متمادی وکیل مجلس. مگر علمای! ما چه تاج تری به سر این ملت زده اند که بیسوادان نتوانند!؟ این ترکمانی که علما زدند هر بیسوادی بهترش را میزند. صد سال گذشته را هرچه کشیدیم از دست “علما!” و “روشنفکران!” دروغین کشیدیم هنوز هم کافی نیست!؟

Comments Off on خانم دکتر شما به اندازه   |    |     |     

04 Sep 2002

حقیقت تلخ است میگویید نه!

نوشته:     :::       Comments Off on حقیقت تلخ است میگویید نه!

حقیقت تلخ است
میگویید نه! از زبان سعدی بشنوید. نقل است که سعدی را زنی در بازا پرسید، چرا میگویی که حقیقت تلخ است!؟ من گمان نمیکنم. سعدی با قسم و آیه گفت که خانم جان باوربفرمایید حقیقت تلخ است. زن گفت، حقیقتی بگو تا من قضاوت کنم. سعدی باز ممانعت کرد، زن اصرار، آخر العمر سعدی گفت:”خانم لای پای شما کس است” زن کشیده ای به صورت سعدی زد، سعدی پاسخ داد:” نگفتم حقیقت تلخ است”.
در این بیست و اندی سال که در نروژ زندگی کرده ام شاهد آمدن پناهندگان “سیاسی!” به تعداد زیاد از ایران بوده ام . آن اوایل بخودم میگفتم چه موقعیتی! این همه پناهنده سیاسی!؟ این نروژ را تبدیل خواهیم کرد به مرکز مبارزه با خمینیسم. افسوس که هر چه زمان میگذرد بیشتر به این موضوع پی میبرم که شاید بتوان گفت از این 10 هزار و اندی ایرانی که در نروژ زندگی میکنند 100 تا 150 نفرشان واقعآ سیاسی باشند و بقیه برای امرار معاش به نروژ پناهنده شده اند. گرچه همگی ناله سرمیدهند و شکایت میکنند از این رژیم، ولی همینکه بنا برین شد که کاری بکنند یکدفه فقط 50 تا 60 نفر را درمیدان کارزار میبینی، انگاری همگی مرگ موش خوردند و همگی یک شبه مردند. این را مینویسم تا پاسخ آنهایی را بدهم که به من اعتراض میکنند که چرا میگویم که عده ای وبلاگ نویس هیچگونه فعالیتی برای پیشبرد امور سیاسی نمیکنند. این کلمه ی سیاسی را زیاد جدی نگیرید، منظور از سیاسی چیزی نیست جز حق طلبی، یعنی اینکه اگر دیدی کسی حق تو و دیگران را میخورد ساکت ننشین، وگرنه هیچکس این انتظار را از عامه مردم ندارد که همگی سیاسی بشوند و به سیاست خانه بروند.
چگونه میتوان این همه جوان را به حرکت در آورد!؟ آیا راه بهتری بجز چسناله های حُسن آقایی سراغ دارید!؟ باور بفرمایید برای یک مملکت به این جوانی(ازنظر متوسط سن جمعیت) ننگ است اگر درصد علاقمندان به وبلاگهای پرنو بیشتر از وب لاگهای سیاسی باشد، در جوامع پیشرفته این جوانان هستند که بیشتر به خیابانها می آیند و ابراز وجود میکنند یا اعتراض های اجتمایی را هدایت میکنند. گرچه میدانم فردا عده ای دوبار پاسخ خواهند داد که در ایران آخوندزده پرنوگرافی هم یک نوع مبارزه ی سیاسی است.
این جمله را از امید قرض میگیرم چون به آن اعتقاد دارم”«کسی که سکوت می‌کند از جلادان و سانسورچیان است که حمایت می‌کند.»؟ پس باید کاری کرد… “.
آیا قبول دارید این جمله امید را؟ اگر نه پس باید بگویم که مبانی اخلاقی ما باهم تفاوت فراوان دارد.
حق طلبی گناه نیست بلکه یک افتخار است.
پیروز باشید.

Comments Off on حقیقت تلخ است میگویید نه!   |    |     |     

04 Sep 2002

سخن یک دوست دوست عزیزی

نوشته:     :::       Comments Off on سخن یک دوست دوست عزیزی

سخن یک دوست
دوست عزیزی که خواننده ی ویلاگ هستند مطلبی را ارسال کرده اند که بنظر من نکات خیلی خوبی را دربر دارد از اینرو آنرا بدون دستکاری برایتان منعکس میکنم، درضمن من سعی خواهم کرد که جمع بندی از عقایدی که دوستان درمورد وبلاگ عمومی دادند تهیه کنم و روز شنبه یا یکشنبه آنرا آماده و روی نت خواهم گذاشت. این هم مطلب دوستمان:
حسن آقا با درود، من تلاش کردم که سخنان در پايين آمده را در بخش ديدگاه دوشنبه دوم سپتامبر بنويسم که نشد، بنابر اين آن را با اين پيک و اين چاپارخانه برايت می فرستم . زنده باشی ( کنجکاو)
دوستان گرامی با درود
نخست آينکه بگوييم من تنها يک خواننده نوشته های شما هستم و گاه پيش مآيد که از ديدن نوشته های اين و آن نژند خو می شوم و يا به هيچان می آيم و می آييم چند خطی می نويسم.
نخست اينکه دوستمان حسن آقا جايی نوشته بود از اين می ترسد که بميرد ومرگ اين حکومت را نبيند و من در اينجا به او می گوييم که اگر تو از چنگار(سرطان) و يا بيماری عفونی کشنده ايی در رنج نباشی که در چند ماه آينده از پا درت بياورد، سد در سد بدان که اين حکومت اسلام و همه چاقو کشان دزدش ( راست و ميانه و چپ!! و اصلاحگراو هر چرند ديگر) زودتر از اينها نابود خواهند شد که تو می انديشی.
دوم اينکه، دين و انديشيدن يک آنتاگونيسم با تاريخی هزاران ساله است. بر اين پايه، دين برای اين آمده که آدمی را با سخنان از پيش آماده شده از انديشيدن باز داردو انديشه کفر است و امروز در آن کشور ما ( بلدالطيبه، به گفته امامی کاشانی) ، دين مداران ( آن هم اسلامی/ شيعی اش) فرمانفرمايی می کنند. پس جای شگفتی نيست که جلو آزادی انديشه و هرگونه آزادی را ( اگر بتوانند) بگيرند و برايشان هم مهم نيست که نوشته يک وب لاگ نويس با چهل خواننده ( اميد نوشته) و يا… بر اين پايه، به گمان من تا آنجا که می توان بايد جلو دستزسی و سرکوب اينان را با هوش ياری خودمان و آموخته هايمان از گذشته بگيريم. پس:
دنباله…
يک – بی آنکه به اسطوره هوشمندی اين نابخردان در کاربرد تکنولوژی و حتی خود اين تکنولوژی دامن بزنيم، که آی آنها ما را رد يابی می کنند و می توانند همه گفتگو ها و نوشته های ما را ببينند و گوش کنند. من در اينجا با گل کو( برداشت من از آن گفته ها) هم رای هستم که بابا کسی که می خواهد بيانديشد، بنويسد و افشا کند، بايسته و شايسته نيست که در وب لاگش همه سرگذشتهای زندگيش را از سير تا پياز بنويسد. و شايد اعتماد ساده دلانه ايی به اين آدمخوران داشته باشد.
دو – من به هيچ رو به خودسانسوری باور ندارم و اينکه من در بالا نوشتم اين است که خود افشاگری نکنيد.
سه – من آموخته ام که با دشمنانم اعتماد نکنم.
اما اين گفتگو در باره وبلاگ عمومی: من تنها در يک مورد ( يادم نيست کدامين سايت ايرانی بود) که به گمانم پدوفيليسم اشاره شده بود ، هيچ جای ديگر نديدم که بايسته قيچی بود. يادتان باشد که هيچکس اين حق را از شما نگرفته که همزمان با معرفی يک وب لاگ ( برای نمونه ضد زن و يا جوکهای آقای رهام و برادران اخوان المهندسين اسلام) از زبان طنز و انتفاد پرهيز کنيد. نيازی هم نيست زياد بهداشتی باشيد.
اگر گمان می کنيد که خردسالان به وب لاگ عمومی سرک می کشند، بايد به خواننده در همان خط نخست بايک ” پاپ آپ ويندوز” و يا هر ابزار ديگری يادآوری نمود.
پايدار باشيد.

Comments Off on سخن یک دوست دوست عزیزی   |    |     |     

03 Sep 2002

معرفی یک وبلاگ سلام بر

نوشته:     :::       Comments Off on معرفی یک وبلاگ سلام بر

معرفی یک وبلاگ
سلام بر همه ی شیفتگان راه حق (این جمله که مذهبی نیست که!؟ آخه حق یعنی حق نه چیز دیگه.
میخواستم به دوستان پیشنهاد کنم که اگر وبلاگ هایی رو پیدا میکنند مثل این یکی حتمآ به دیگرون هم اطلاع بدن چون اینگون وبلاگها باید پر بیننده باشند، در ترویج آنها کوشا باشیم. دیده ام وبلاگ نویسانی رو که بخاطر اینکه شناخته نشدند بمرور زمان دل سرد شده اند و دیگر نمینویسند، حیف است. البته اگر اینگونه وبلاگها میتونستند اسباب کشی کنند و جای دیگری بجز پرشین بلاگ اسکان گزینن بهتر میبود ولی خوب چی میتوان کرد که فعلآ رژیم هم در این محیط توانسته جای پایی برای خودش درست کنه.

Comments Off on معرفی یک وبلاگ سلام بر   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی