10
Nov
2002
این هم یک نامه رسیده از یک هموطن:
حسن آقاي عزيز،
اون عكس هواپيما قراضه ات را ديدم و متاْسف شدم. متاْسف نه تنها از دست اندركاران ايران بلكه از هيئتهاي ايراني نيز كه براي خريد ماشين آلات و لوازم به خارج از كشور روان شده و به جاي خريد اقلام مورد نظر و واجب براي مملكت سعي در گرفتن رشوه از طرفهاي خارجي معامله دارند و اين چيز تازه اي در بيست و سه سال گذشته نيست. فرستادگان ايراني كه از ضعف و فساد سردمداران استفاده ميكنند و به پركردن جيب خود مشغول ميشوند نام اين كار خود را هم زرنگي ميگذارند. يادم ميآيد كه در زمان جنگ تحميلي سرداري كه نامش را نميبرم براي خريد ماسك ضد گاز به يكي از كشورهاي خارجي فرستادند. طرف هم بلافاصله از موقعيت استفاده كرد و سي هزار ماسك ضد گاز زمان جنگ جهاني اول بله درست شنيديد جنگ جهاني اول كه فرسوده هم شده بودند خريداري كرده و مابقي بودجه را به جيب مبارك زد. زماني كه عراقيها به هور حمله شيميايي كردند سربازان و پاسداران بيچاره ايراني كه فكرميكردند در امن هستند به طور دستجمعي هلاك شدند و يا گروه ديگري را كه به سوئد فرستادند با گرفتن حق الزحمه بنام ايران امضاء زير پاي قرارداد چيزي گذاشتند كه به مفت نمي ارزيد . يا تاجر با نفوذ آذري مقيم تهران كه با روسها معامله چاي كرد و زير صندوق چاي را ميخ ريخت تا وزنش بالا برود و بدينوسيله پول بيشتري بدستش برسد . طرف با اين زرنگي كاري كرد كه نام ايران و ايراني با دروغ و بدمعاملگي عجين شود و كار چند تاجر بعد از خودش را هم خراب كرد ولي بيائيد و ببينيد كه اينجا چه برو و بيائي دارد و لولهنگش چقدر آب برميداره. آخه زرنگه. خوب نيست كه فقط به رژيم بد و بيراه گفت چرا كه رژيم خود مائيم.
چون نيك نگه كرد پر خويش بر او ديد……. گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست
خوش خيال
در بخش: بدون دسته بندی
10
Nov
2002
رمضان المبارک
درباب رمضان المبارک، (دروسی از امام خمینی مد ظله العالي).
ایشان در مورد دخول در ماه مبارک رمضان میفرمایند:
کسی که آلتش را بریدهاند(ختنه شده)، اگر کمتر از مقدار ختنهگاه را هم داخل فرج کند روزهاش باطل میشود، ولی اگر چنین کسی، که آلتش را بریدهاند شک کند که دخول شده یا نه روزهاش صحیح است.
تفسیر سیاسی عبادی خُسنآقایی:
اگر دودولتونو بریدن، فقط میتونید درمالی کنید، ولی چنانچه کمی مثل آخوندها زرنگ باشید میتوانید تا خایه هم فرو کنید و در آن دنیا جواب خدا را به این صورت بدهید:
پاسخ به خدا: “خدا جون ما نمی دونستیم که آنجا فرج بود! ما گمان کردیم متکا، یا بالش چیزی بود! درضمن ما خواب آلود بودیم اصلآ یادمون نمییاد چه غلطی کردیم.
حالو اگه که دودولتون بریده نباشه، که چه بهتر میتونین تا خایه فرو کنین، و بر مسلمان دودول نبریده هیچ حرجی نیست.
در بخش: بدون دسته بندی
10
Nov
2002
کارون
کارونِ سرزمين من
جاری در چشمانم در خاطراتم
در رگها يم
جاری در سوره هايم
کارون
کناره های فقر و بينامی
کارونِ رونده
کارونِ گوينده
کارون رودخانهء خوبم …
شاملو
در بخش: بدون دسته بندی
09
Nov
2002
چند مطلب
از قرار معلوم فضولک دوباره شروع کرده به نوشتن با اینکه هیچوقت این کارو رها نکرده بود ولی این اواخر کمتر مینوشت! این دوروز گذشته پشت سر هم دوتا مطلب نوشته. کاکو جون وضع مملکت خرابه قیام ملتِ که نمیشه تعطیل کرد که! هر روز باید نوشت، هر روز باید تحلیل کرد، این کار تعطیلی نداره کاکو.
این هم یک وبلاگ خوب که من امروز پیدا کردم به نام “اي قوم بيچاره!دنيا را چه ارزان فروختيد…. ” اسمش درازه ولی محتویاتش خوبه، آقا جان یک اسم کوچیک انتخاب بکن تا بشه بهت لینک داد، با اینکارت آدمو از لینک دادن پشیمون میکنی.
عدهای از جماعت وبلاگ نویس چندبار سعی کردند یک سندیکایی چیزی بری وبلاگ نویسها راه بندازن، نشد که نشد! ولی حالا وقتی توی این وبلاگها دور میزنی، میبینی این سندیکا بدون قرار و مدار داره شکل می گیره! چطوری!؟ لینکهارو که نگاه میکنی میفهمی طرف چه عقایدی داره چه چیزهایی میگه چه چیزهایی دوست داره چه چیزهایی دوست نداره! خلاصه طرف چندمرده حلاجه! مگه سندیکا چیچی هست، این هم یک نوع سندیکاست، سندیکای خودجوش، سندیکای مردمی، یا هر چی دیگه دلت خواست اسمشو بذاری.
من تا یک وبلاگ مورد علاقه ام رو می بینم، اسمشو میذارم توی قسمت لینکهام بری ایکه عقایدش رو ترویج بدم خوب این میشه یک نوع سندیکا دیگه! نمی شه!؟
در بخش: بدون دسته بندی
09
Nov
2002
خبرنگار خُسنآقا رو فرستادیم توی فرودگاه مهرآباد تهران برای عکسبرداری از این هواپیماهایی رو که گویا از ترکیه خریدن، بدبخت بیچاره گویا یک کتک مفصلی خورده تا تونسته یک عکس برامون بیگیره، زدن دوربینش و هم شکوندن. حالو هم بجرم عکس برداری از اشیاع و محلهای محرمانه میخوان از تخم دارش بزنن.
این هم یک نوع از هواپيماهاي خريداري شده و آخرين سيستم براي پروازهاي داخلي

در بخش: بدون دسته بندی
08
Nov
2002
خواندن یا شنیدن این مصاحبه رو به همه پیشنهاد میکنم
مصاحبه راديو پيوند صداي کانون دفاع از دمکراسي در ايران (مالمو – سوئد) با بهروز خليق و نيما راشدان
در بخش: بدون دسته بندی
08
Nov
2002
قبل از شروع مطلب باید گوشزد کنم که مقالهای را که میخواهم درموردش بنویسم را بسیار روشن بینانه می دانم و خواندن آن را به همه توصیه میکنم ولی دو سطر این نوشته مرا بر آن داشت که این توضیح را بدهم.
آقای رضا علیجانی در مطلبی که در پیکنت از ایشان منتشر شده فرمودهاند:
“آنان تصور ميكنند ابتدا بايد قانون تغيير كند و سپس تحول اجتماعي به وجود آيد، در حالي كه در عالم واقع ابتدا تحول اجتماعي به وجود ميآيد و سپس قانون تغيير ميكند.”
حرف ایشان از نظر تئوریک حرف درستی است ومن با اینگونه تئوری ها کاری ندارم “ولی” نه در حکومت “سیدعلی” این جمله مرا یاد این تئوری میاندازد که میپرسد:”اول تخم مرغ خلق شد یا مرغ؟”
این تئوریسین ملی مذهبی فراموش کرده است که ایران “عالم واقع” نیست، ایران عالم معتلفه و سید علی گداست، پس خواهشن حرف “عالم واقع” را نزنید. این هموطن عزیز غافلند که با این گفتهی ایشان از فردا نیروهای دست راستی شروع میکنند به سوء استفاده و میگویند جامعه هنوز آمادهی این تغییرات نیست و بایستی صبر پیشه کرد و اجازه داد تا آقایان و آقازادهایشان باقی مانده ثروت آن ملک و ملت را به تاراج ببرند تا شاید زمانی که اینها از فرط بلعیدن ثروت ملت ترکیدند! آنگاه زمان آماده است تا تغییرات انجام شود، البته اگر ثروتی مانده باشد.
ایشان با این سخنشان روغن وبنزین برای موتور از کار افتادهی تمامیت خواهان تهیه می کنند و نه چیز دیگر.
در بخش: بدون دسته بندی