12
Nov
2002
برید یک سر بزنید خونهی روح الله پهلوی٫ او مینویسد:
تصويبش کنيد که نکردنش حيف است!!
با توجه به نقش تاريخي، فرهنگي؛هنري؛ اقتصادي؛ اجتماعي و فرهنگي شوراي نگهبان، لازم است مجلس لايحه تعيين وظايف و اختيارات رياست جمهوري را بشرح زير به تصويب برساند.
ابتدا شرح وظايف : ….
در بخش: بدون دسته بندی
12
Nov
2002
مقایسهی ساده
امروز میخوام دوتا رئیس دولت رو با هم مقایسه بکنم گرچه می دونم که این دونفر قابل مقایسه نیستند ولی چون هردو رئیس دولت هستند میتونیم با هم مقایسهشون کنیم.
قبل از شروع یک مطلبی رو مطرح میکنم و بعد میپردازم به مقایسه این دو شخصیت.
فرض کنید شما نان آور یک خانواده هستید و اقتصاد خانواده شما شدیدآ خراب است، بصورتی که خانوادتون تقریبآ در حال از هم پاشیدن هست.
فرض بفرمایید شخصی را میشناسید که ممکن است بتواند به شما کمک کند(کاری برای شما تهیه کند یا پولی به شما قرض بدهد) تا شما و خانواده را از این فلاکت نجات دهد.
شما برای تقاضای کمک به پیش این شخص میروید، وقبل از اینکه مذاکرهای با آن شخص انجام دهید شروع میکنید به پیش شرط تعیین کردن.
چهنظری نسبت به یک چنین شخص فرضی دارید؟ این فرضیه را داشته باشید تا بعد.
و حالا مقایسه ای که میخواهم بکنم:
1- آقای خاتمی دوهفته پیش برای بستن قرارداد و بهتر کردن روابط مابین ایران و اسپانیا به اسپانیا میرود و قبل از شروع هر مذاکرهای شروطی را برای ملاقات تعیین میکند که همگی میدانید، از آن جمله بر سر نوشیدن شراب هنگام میهمانی شام و اینکه خانم پادشاه چگونه لباس بپوشد و …

2- آقای شرودر رئیس دولت آلمان برای یک دیدار خصوصی به اسلو میآید تا با یک سرمایهدار ملاقات کند. این سرمایهدار نروژی کنترل دو کارخانهی کشتی سازی در قسمت شرقی آلمان (المان شرقی سابق) را در اختیار دارد. این اتفاق در رسانه های نروژی انعکاس زیادی داشت چون معمولآ رئیس یک حکومت به دیدار یک سرمایه دار نمی رود و معمولآ با سران حکومتها ملاقات میکنند نه با اشخاص عادی. دلیل این کار آقای شرودر جلوگیری از تعطیل آن دو کارخانهای است که گفتم. همانطور که میدانید آقای شرودر در مبارزات انتخاباتیاش قول داد که تمام امکانات خود را بکار گیرد تا از افزایش نرخ بیکاری در آلمان جلوگیری کند. این آقا در مصاحبه مطبوعاتی که دیشب داشت از سرمایه دار نروژی چنان تعریفی میکرد که انگاری که این دو عاشق و معشوق هستند.
قضاوت را به خود شما واگذار می کنم.
در بخش: بدون دسته بندی
12
Nov
2002
شام آخر
رفتم خانهی ممدسن یک عکس گذاشته اونجا همه را جمع کرده برای افتار، پیش خودم فکر کردم ایکاش اون آشپزی که این شام را پخته یک کمی شرف داشت، چون اگر حتی یک صدم من هم شرف می داشت فردا روز شادی ملت می شد. اگر منظورم را متوجه نشدید پیغام بگذارید راهنمایی خواهم کرد.
در بخش: بدون دسته بندی
11
Nov
2002
کنسرتی با بوی آریایی
دیشب رفته بودم کنسرت پریسا همراه با گروه دستان، از این اتفاقها توی این مملکت کم می افته ولی وقتی اتفاق می افته من همیشه میرم به دیدن اینگونه کنسرتها.
این جور برنامه ها به ما یک هويت میده، همون هویتی که در اثر برویکار آمدن رژیم خمینی از دست دادیم و همیشه در مقابل ملیتهای دیگر احساس سرشکستگی میکنیم ولی زمانی که به دیدن اینگونه اثار از ایران و ایرانی میرم دوباره یک احساس افتخار و سربلندی به من دست میده، دوبار باورم می شه که ما هم ملتی هستیم که فرهنگی داریم سوای فرهنگ اسلامی آخوندی.
دیروز از زمانی که این عزیزان روی صحنه اومدن و مخصوصآ با دیدن پریسا بیدرنگ چهره ی او و فرهنگ ایران را در 24 سال پیش یا پیشتر بخاطر آوردم و ناخودآگاه اشک از دیدگانم جاری شد. گریه کردم بخاطر آنچه که برما گذشت در این 24 سال.
بخاطر آوردم روزی را که حدود 26 سال پیش برای اولین بار پریسارا در جشن هنر شیراز دیدم، زنی جوان با صدایی سحر آفرین. دیشب اما در چهراش رنج و غم 24 سال گذشته او و خودمان را دیدم. در تمام طول کنسرت به این فکر می کردم که او را در این مدت از حق مسلمش یعنی پرداختن به هنری که دوست داشه و می توانست از این راه زندگی پرباری داشته باشد فقط بخاطر اینکه زن بوده و چیزی را می خوانده که چند ملای قرون وسطایی آنرا برنمیتابند محروم کردند.
اما دیشب او در مقابل انبوه جمعیت ایرانیانی که به او فرهنگ خود افتخار میکنند، چنان درخشید، که شاید برای او همچون ما مرحمی بود بر زخمهای 24 ساله مان.
در خاتمه برنامه دیشب را بطور خلاصه به حضورتان معرفی می کنم و به تمام ایرانیانی که خارج از ایران هستند پیشنهاد می کنم که به دیدن این کسرت بروند و خاطرات را زنده کنند و هم زمان به سردمداران رژیم نشان دهند که ایرانی زنده است و تا نفس دارد با جهل آخوندی مبارزه خواهد کرد.
گروه دستان:
حمید متبسم، نوازنده تار
پژمان حدادی نوازنده تنبک
سعید فرجپوری نوازنده کمانچه
حسین بهروزینیا نوازنده بربط
بهنام سامانی نوازنده دف
بخش اول:
در مایه ی افشاری از ساخته های سعید فرج پور
1- قطعه حکایت
2- آواز
3- تصنیف ناگزیر شعر مولانا
4- ساز و آواز
5- تصنیف راز پنهان شعر عطار
6- ساز تنها
7- قطعه شوریده ساخته حمید متبسم
8- ساز و آواز
9- تصنیف نوای چنگ شعر سعدی
بخش دوم:
در مایه ی دشتی از ساخته های حمید متبسم
1- قطعه ی گیلکی
2- تصنیف سحرآفرین، ساخته ی حسین بهروزی نیا بر اساس ردیف، شعرحافط
3- ساز و آواز
4- تصنیف چسم تو، شعر مولانا
5- ساز تنها
6- قطعه پرواز خیال
7- تصنیف مهرگیاه، شعر سعدی
تاریخ برگذاری کنسرتها در نقاط دیگر اروپا:
Münster, 15.11.2002
Frankfurt, 16.11.2002
Gieβen, 17.11.2002
München, 23.11.2002
Freiburg, 24.11.2002
London, 29.11.2002
Köln, 30.11.2002
Heidelberg, 01.12.2002
در بخش: بدون دسته بندی
11
Nov
2002
بخاطر دفاع از آزادی بیان امضاء خود را پای این بیانیه بگذارید[+]
در بخش: بدون دسته بندی
11
Nov
2002
امروز دوست دارم خودم رو بگذارم جای آغاجری و ببینم که چه حالی داشتم امروز اگر من آغاجری بودم.
زمانی که افرادی مثل خُسنآقا ریدن به اون رژیم (حدودآ 6 ماه بعد از استفراغ) این شخص آغاجری با پشتکار به حمایت از کسانی برآمد که امروز میخواهند از زندگی ساقطش کنند. زمانی که جنگ را افروختند باز او کنارشان (در بهترین حالت کنار ملتش) ایستاد و تا پای جان از ایمان و عقایدش دفاع کرد، و با پایی از دست داده تا آخر عمر بایستی شاهد صحنههای جنگی باشد که منافعش به جیب کسانی رفت که امروز میخواهند او را اعدام کنند. در تمام این مدت پس از جنگ بجای باز کردن دکانی مثل همان دکانهایی که رفسنجانی و دیگران باز کردن به دانشگاه رفت و در ترویج علم (شاید هم علم آخوندی) کوشید. در اجتماع فعال بود و مدام با نوشتن و شرکت در بحثها و …، دین خود را به اجتماع (اجتماع آخوندی)ادا کرد.
حالا پس از این همه فداکاری (درست یا غلطش را کاری ندارم) و ترویج همان رژیمی که اینها صاحبش شده اند میخواهند او را ساقط کنند.
من اگر شش میخه هم مسلمان بودم! امروز مطمئن باشید دیگر امکان نداشت آب من با این اسلام توی یک جوی رود، و برای نابودی آن تمام توانم را بسیج میکردم. گمان میکنید آغاجری هم همین کار را خواهد کرد!؟
در بخش: بدون دسته بندی
11
Nov
2002
چند روز پیش نامه ای به حضور محترم آیت الله استمناء نوشتم و سوالاتی در مورد مسالهی سیاسی عبادی استمناء را از ایشان استفتاء نمودم. حضرت آیت الله با تمام گرفتاری هایی که دارند و بیماری بواسیر و چه وچه زحمت کشیدند و پاسخ مرا دادند. پاسخ ایشان را در اینجا نیز منعکس می کنم، باشد که در این ماه عبادت، مسلمین را نافع افت.
● با عرض سلام و تبریک ماه روزه، خواهشمندم بفرمایید لغت جلق درست تر است یا جق.
درضمن در اسلام آیا جلق یا جق را بایستی با تف زد یا با صابون
خُسن آقا
……………..
بسم الله الرحیم
متاسفانه بسیاری از مومنین عزیز بدون توجه به کراهت استفاده از زبان مجوسان ملحد آتش پرست، همچنان به استفاده از کلمات عجمی “جلق” و “جق” (که اولی صحیح میباشد) میپردازند و قلب آقا امام زمان (عج) را به درد میآورند. خدمت برادر محترمی که این سوال را مطرح کردهاند عرض میشود که هیچیک از این دو کلمه صحیح نیست و از این پس از لفظ “استمناء” استفاده شود که هم به گوش چهارده معصوم آشنا است و هم اینکه خداوند منان که فقط به زبانهای سامی (عربی، جهودی و…) تکلم میکند به منظور مومن پی میبرد.
در اسلام عمل استمناء با موارد زیر مجاز است:
تف، صابون، شامپو، مایع ظرفشویی، پودر رختشویی، روغن طعام ، روغن موتور، گریس، واسکازین، عن دماغ مومن سرماخورده، ترشحات رحم، ترشحات روده، منی یا ماء الفرج سایر مومنین و سایر مواد لیز و روان کننده.
اما برادران و خواهران عزیز باید توجه بفرمایند که از بکار بردن موادی که در ممالک کافر و ملحد و مخصوصا آمریکای جهانخوار ساخته شده است خودداری کنند که استمناء ایشان باطل نشود.
در بخش: بدون دسته بندی