01
Feb
2003
ماندلا شرف آفریقای سیاه
حتمآ سخنان ماندلا را شنیدهاید! اگر نه میتوانید متن آن را به انگلیسی در این آدرس بخوانید. ماندلا این مرد دلاور که من از روزی که او را شناختم شیفتهاش شدم. و دیدیم که عاقبت هم، آفریقای جنوبی را به یک دموکراسی رسان. سخنانش را بخوانید:
JOHANNESBURG, South Africa – Former President Nelson Mandela called President Bush (news – web sites) arrogant and shortsighted and implied that he was racist for ignoring the United Nations (news – web sites) in his zeal to attack Iraq.
در بخش: بدون دسته بندی
01
Feb
2003
“آیت الله عظما حاج آقا منتظری دامت افاضاته” تکبیر!!

ملت بدبخت ایران چه فداکاریها که نمیکند! ولی آخر سر چیزی بغیر از دست بوسی و نعلین جفت کردن نسیبش نخواهد شد.
این یکی میرود آن یکی میآید. در گزارشها و مقالات دیروز میخواندم که آقای حجت الاسلام كديور، شاه مهرهی اصلاحات فرمودهاند: “اصلاحات از امروز آغاز شد”!! البته اشاره ایشان به آزادی حاج آقا منتظری است یا بهتر است بگوییم “آیت الله عظما حاج آقا منتظری دامت افاضاته” تکبیر!! چون عنقریب است که ایشان هم بر مسند صدارت نشسته و 20 ، 30 سالی هم ایشان مارا بخاطر توهین به مقام شامخشان مورد تعقیب قرار خواهند داد.
آخه خُسن آقا بیخودی تا چیزی نباشه از این حرفها که نمیزنه و بیخودی آدرس عوضی بکسی نمیده، آخه وقتی “بوقکرنا“ی دولت فخیمه یک آلبوم عکس یادبودی منتشر میکنه میدونه که سیاست به کجا داره میره، و مسیر رودخانه قدرت از کدوم طرف درحال حرکته.
در بخش: بدون دسته بندی
31
Jan
2003
انگلیس از آمریکا بد تر است، روسیه از هر دو و… الی آخر، از سخنان گوه هر بار حضرت امام بود و کسانی مثل خرازی هم جزو پامنبریهای حضرتش بودند، زمانی که اینگونه تراوشات مالیخولیایی از مغز مبارک آن سفلیسی تراوش میشد. اینان بهبه گویان تراوشات مغزی او را بارها در مصاحبهها و گفتگوهایشان طوطیوار تکرار میکردن. حالا وقتی این گونه اخبار را میخوانم چندشم می شود از این همه بیشرمی:
روزنامه گاردين چاپ لندن، روز گذشته خبر از ديدار قريب الوقوع كمال خرازي وزير امور خارجه ايران و توني بلر نخست وزير انگليس در لندن داد.
به نوشته اين روزنامه، در اين ديدار كه براي ماه آتي ميلادي برنامه ريزي شده است، دو طرف بحران عراق را مورد توجه جدي قرار خواهند داد.
عجب دیداری، حیف شد امام به رحمت ایزدی پیوست وگرنه آثار ایدپولوژی خود را امروز میدید، گرچه خود او بود که اینگونه گوه خوردنها را باب کرد، زمانی که جام زهر را سر کشید.
این مطلب رو تمام کرده بودم میخواستم پستش کنم که تلویزون نروژ قیافهی کریه کمال خرازی را نشان داد، تمام خبر را نشنیدم ولی گویا آقا آمده پیش نروژیها در باره آینده رژیم عراق صحبت کند (مورچه چی هست!! که کله پاچهاش چی باشد!!). از قرار معلوم هنوز آمریکاییها خرس را شکار نکرده درحال فروش پوستش هستند، چه روزگاری دارند ملت بدبخت عراق! که کمال خرازی درباره آیندهشان تصمیم میگیرد.
این مطلب (کی مقاومت خواهیم کرد) را هم از ادوارد سعید ترجمه مهرناز شهابی بخوانید. (PDF)
در بخش: بدون دسته بندی
30
Jan
2003
پاسخی به چند نظر
با خواندن دو کامنت بر روی مطلب دیروز که درمورد جنگ آمریکا با عراق بود، لازم دیدم نکته هایی را گوشزد کنم.
این تصاویری که در ذهن اکثر ایرانیان از صدام و عراق هست چیزی نیست که بسادگی محو شود من هم این را خوب می دانم و آنرا احساس میکنم، تازه از این موضوع جنگ ایران و عراق هم که بگذریم، دشمنی دیرینهی ایرانیان با اعراب چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت و به دفاع از مردم عراق پرداخت ولی چیزی را که در این معرکه گیری اخیر باید درنظر داشت، دشمنی است که بیشترین تخریب را در تاریخ سیاسی سرزمین ما در این ۵۰-۶۰ سال گذشته انجام داده است، و از همه مهمتر امروز ابرقدرتی شده که آیندهی جهان را تحدید می کند. امروز دیگر مساله خصوصی بین ایران و عراق مطرح نیست و در عوض هستی ملتهای کل خاورمیانه در خطر است. باید قبول کنیم که بعنوان یک انسان مسول، در این شرایط، موظف به انتخاب درست و موضعگیری صحیح هستیم. دوستان گرامی سام و بابک عزیز، مساله صدام و دارو دستهاش نیست که مرا به نوشتن این مطلب واداشت، مساله آنهایی هستند که همچون من وشما در کشور خود گرفتار اشخاصی مثل صدام یا خامنهای هستند و مجبورند بجنگ کردن با دیگران بپردازند بدون آنکه بخواهند. مساله آن کودکانی هستند که هنوز یاد نگرفتهاند که عراقی چیست و آمریکا کجاست. مساله آن فلک زدهای است که در جنوب عراق یا باید اسیر گلوله های ملاهای ایران شود یا آمریکا ویا اگر از دست دشمنان خارجی جان بدر برد با گلوله صدام آدمخوار جانش گرفته شود، مساله آن کودکانی هستند که قبل رسیدن به سن تفکر، جان خود را بخاطر نداشتن حداقل بهداشت صحیح از بیماریهای سادهی انگلی از دست میدهند، برای چه!؟ برای دشمنی افراد احمقی مثل صدام و بوش. باور بفرمایید آقای بوش تنها پیگیر یک چیز است و آن یک چیز چیزی نیست جز صلای سیاه و بخاطر همین مساله در فردای پایان جنگ عراق، بطرف ایران نظر خواهد افکند و آنگاه است که دیگر نفسی از کسی باقی نمانده تا از ما دفاع کند.
فراموش نکنید که پدر همین جورج بوش زمانی که میتوانست صدام را در جنگ قبلی از اریکه قدرت بردارد بخاطر منافع آمریکا این کار را نکرد، صدام آنزمان بمراتب خطرناک تر از صدام امروز بود. خلاصهی کلام، فراموش نکنید که آمریکا میلیاردها دلار خرج نمیکند تا دموکراسی را به ملت افقانستان، عراق یا ایران هدیه کند.
در بخش: بدون دسته بندی
29
Jan
2003
با عرض پوزش، این مطلب بنا بود دیشب بیاد روی نت ولی بلاگ اسپات بامبول در آورد و تا همین حالا نتوانستم چیزی بنویسم.
اين آدميزاده واقعاْ كه موجود عجيبي هست. خودمونيم بعضي وقتها با وجود اين كه قبول اين واقعيت برام سخته ولي به اين موضوع معتقد ميشم. حتماْ ميپرسيد كه اينهمه آسمون و ريسمون براي چي بهم ميبافم؟ خب راستش رو بخواهيد توي رختخوابم دراز كشيده بودم و سعي ميكردم كه گوسفند ها رو بشمارم كه خوابم ببره يكدفعه يادم افتاد به اين حرف آقاي جرج بوش پدر كه دوازده سال پيش پس از حمله موفقيت آميزش (؟) به عراق گفتش كه ما (يعني آمريكائيها) برنامه هاي اتمي عراق را با بمباران به سطح عصر حجر رسونديم. سال 1995 آمريكائيها اقرار كردند كه قدرت نظامي عراق به سطح يك سوم توان نظاميشان در زمان حمله عراق به كويت نزول كرده. سال 1997 توان خريد عراقي ها را سرشكن شده براي هر نفر برابر 47 سنت در هر روز تخمين زدند و امروز آقاي جرج بوش پسر سخن از نابودي دنيا بوسيله توان ويرانگر نظامي عراق ميكند و اينكه اگر آمريكا فداكاري نكنه همين امروز و فرداست كه ديگه هيچي بايد خر بياريم و باقالي بار كنيم چونكه نيم بشريت برده عراق شده. آقائي كه شما باشيد همين جفنگيات باعث شد كه خواب از سرم بپره و بيام با اين لاطائلات سر شما رو درد بيارم. ببخشيد ها
راستي گوسفند چندمي رو شمرده بودم؟
خواب از سر پريده
در بخش: بدون دسته بندی
29
Jan
2003
در پی علاقه ای که همه نشون دادند، من چنان خوشحال شدم که دیشب تا دیروقت نشستم و یک لیستی رو از چند دفتر اریکسون در ایران، اروپا و آمریکا تهیه کردم که میتونید در این آدرس ببینید. درضمن خواهشمندم از اونهایی که توی سوئد و دانمارک زندگی میکنند یک مطلبی رو البته نه خیلی طولانی هرچه کوتاهتر باشه بهتره به زبان سوئدی و دانمارکی و همچنین کسانی که انگلیسیشون خوبه به اینگلیسی و من هم به زبان نروژی تهیه میکنم، همان متن را هم به زبان فارسی تهیه میکنیم، همه چیز را آماده می کنیم تا حد اکثر قبل از دوشنبه آنها را با هم و همزمان بروی وبلاگهایمان بگذاریم و کپی آن را برای اریکسون با آدرس وبلاگهامون همچنین برای چند وبلاگ خارجی (بغیر از ایرانی ها) ارسال می کنیم. کار دیگری رو هم که باید انجام بدیم اینه که به چند سایت خبری ایرانی همین اصلاعات رو ارسال می کنیم (گویا نیوز، پیک ایران پیک نت) و خلاصه هرچه پر ملات تر باشد اثرش بیشتر است. خلاصه همه ی کارها باید همزمان انجام بشه تا اینکه اثرش بیشتر باشه.
میبخشید بخاطر فارسی نویسی امشبم عجله داشتم.
در بخش: بدون دسته بندی
28
Jan
2003
هماهنگی و همدلی!
با امید به اینکه همگان بخصوص آنها که به نوشتهای چند روز گذشتهام در مورد اتحاد پاسخ مثبت دادند، میخواستم پیشنهادی را برای یک کار جمعی بدهم تا هم یک تست باشد برای اینکه ببینیم تا چه حد قدرت همکاری در ما است و هم کار انجمن را ریزه ریزه شروع کنیم.
مساله از اینقرار است که شرکت سوئدی اریکسون (Ericsson) دستگاههای مخابراتی را در ایران سوار کرده تا رژیم بوسیلهی آنها قادر شود از ورود امواج ماهوارهای به تهران جلوگیری کند. این دستگاههای ایجاد کنندهی پارازیت (Noise) نه فقط کار ماهوارهها را در فضای تهران مختل کرده، بلکه بر روی سلامتی شهروندان نیز اثر میگذارد و عواقب وخیمی را هم برای سلامتی آنها به همراه خواهد داشت.
چنانچه کسی حاضر به انجام یک عکسالعمل دست جمعی هست، خواشمندم با من تماس بگریرید یا از طریق میل یا همین کامنت زیر، تا بتوانیم با هماهنگی یک تبلیغات منفی برای شرکت اریکسون براه بیندازیم.
کارهایی را که میتوانیم بکنیم:
۱. تمام کسانی که در این عملیات شرکت میکنند یک لوگ مثلآ مبایل اریکسون را با یک علامت ممنوع ادقام کرده بر روی صفحهی وبلاگ خود قرار میدهیم.
۲. با تماس به شرکت اریکسون در چند نقطه دنیا از جمله سوئد، دانمارک، نروژ، ایران و چند کشور دیگر اروپایی و آمریکایی، آنها را از عملیات خود مطلع میکنیم.
3. همزمان با نوشتن مطالبی برای دیگر وبلاگ نویسها که به زبانهای دیگر مینویسند، از آنها نیز خواهیم خواست که در این کار مارا یاری دهند.
4. تماس با چند روزنامه (مخصوصآ روزنامه های اسکاندیناو) و اطلاع رسانی در مورد این عملیات.
چناچه این عملیات همزمان هماهنگ شود و مخصوصآ با تماس با دفاتر اریکسون در چند کشور از جمله کشورهای اسکاندیناوی هماهنگ شود، این کار باعث خواهد شد تا اریکسون بخاطر حفظ وجههی بینالمللیاش هم که شده عکس العملی نشان دهد. تنها راز پیروزی در چنین عملیاتی هماهنگی و همزمانی است.
در بخش: بدون دسته بندی