19 Sep 2003

ما که نفهمیدیم این دیگه

نوشته:     :::       Comments Off on ما که نفهمیدیم این دیگه

ما که نفهمیدیم این دیگه چه جونوری هست و حرف حساب‌اش چیچی هست. اگه شما فهمیدید ما را هم خبر کنید! پلیز(please)

Comments Off on ما که نفهمیدیم این دیگه   |    |     |     

19 Sep 2003

مجلس به این بی‌غیرتی هرگز ندیده ملتی

نوشته:     :::       Comments Off on مجلس به این بی‌غیرتی هرگز ندیده ملتی

اول رهبرقائداعظم رید روی نمایندگان مجلس حالا نوبت نوچه‌های‌اش شده. دری نجف‌آبادی هم آنها را بی‌شرف خواند. البته ناگفته نماند که من هم با ایشان موافقم. چون اگر آقایان شرف داشتند که رای‌های داده شده به خود را در این مدت چهار سال به این راحتی بی‌ارزشی نمی‌کردند.
اگر آقایان شرف داشتند که همان موقع که قائد‌اعظم بی‌غیرت خطاب‌شان کرده بود کفش و کلاه می‌کردند و به در طویله‌ی رهبر می‌رفتند و آقا را از پای منقل به خیابان می‌کشیدند و می‌گفتند مردک، ما از طرف ملت، همان کسانی که مالک این ملک‌اند انتخاب شده‌ایم. پس قبول کنید که اینان هم بی‌غیرتند و هم بی‌شرف.

Comments Off on مجلس به این بی‌غیرتی هرگز ندیده ملتی   |    |     |     

19 Sep 2003

تقاضاي امضاي طومار نامه زير

نوشته:     :::       Comments Off on تقاضاي امضاي طومار نامه زير

تقاضاي امضاي طومار
نامه زير خطاب به مقامات بلند پايه کانادا، آقاي ژان کريتين نخست وزير، آقاي بيل گراهام وزير امور خارجه و خانم شيلا کاپس وزير ميراث فرهنگي ميباشد که در آن تقاضا شده که روز ۹ اکتبر، تولد خانم زهرا کاظمي، خبرنگار ايراني ـ کانادايي که در حين انجام وظيفه در ايران کشته شد، به عنوان روز خبرنگار در کانادا ناميده شود. از آنها که به آزادي بيان و عقيده اعتقاد دارند و با اين متن موافقند خواهشمند است درخواست زير را امضا فرمايند تا پيگيري قضيه با کثرت امضاها آسان شود.
http://www.petitiononline.com/Reporter/petition.html

Comments Off on تقاضاي امضاي طومار نامه زير   |    |     |     

18 Sep 2003

چه چیزی باعث می‌شه که

نوشته:     :::       Comments Off on چه چیزی باعث می‌شه که

چه چیزی باعث می‌شه که انسان این همه درد و رنج رو تحمل کنه و طغیان نکنه؟

Comments Off on چه چیزی باعث می‌شه که   |    |     |     

18 Sep 2003

این رو از توی نظرخواهیم

نوشته:     :::       Comments Off on این رو از توی نظرخواهیم

این رو از توی نظرخواهیم کپی کردم براتون:
والد بمانعلي
حالا که حکومت بی رگ و ريشه ايران فقط برای مرده های ارزشی خودش پستان به تنور می چسباند دست کم شما بنویسید که در انفجار ساختمان سازمان ملل متحد در بغداد يک ايرانی ۴۳ ساله هم در میان چهارده قربانی غیر بومی این توحش بود. رضا حسينی از آوریل امسال در دفتر هماهنگی امور بشردوستانه ملل متحد در بغداد خدمت ميکرد. پيش از آن چندی رئيس موقت عملياتی سازمان بين المللی مهاجرت (IOM) در تيمور شرقی بود و همچنين مدتی در دفتر کميساريای عالی ملل متحد (UNHCR) در اندونزی مسئول بازگرداندن گوچيدگان بود. ياد و نامش گرامی باد.

Comments Off on این رو از توی نظرخواهیم   |    |     |     

18 Sep 2003

دوستی بنام مسعود در یکی

نوشته:     :::       Comments Off on دوستی بنام مسعود در یکی

دوستی بنام مسعود در یکی از نظرخواهی‌ها می‌نویسد:

خسن آقا
لطف فرموده نسبت به قضیه روزه سياسی که جديدا مد شده ما را مستفيض قرماييد
البته ببخشيد که يه کم آخوندی شد
سربلند باشی

دوست عزیز، برای شناخت این حرکت باید نگاهی انداخت به افرادی که در این حرکت “روزه سیاسی” شرکت کرده‌اند. در این گروه میتوان از مشارکتی‌ها “پایه گذاران و مستحکم کنندگان سازمان امنیت رژیم (ساواما) نام برد” و دیگر کسانی که در این گروه حضور فعال دارند “ملی! مذهبی‌ها” و “نهضت آزادی” هستند.
بطور مشخص این افراد که گفتم همگی مستحکم کننده پایه‌های حکومت ولایت فقیه بوده و هستند و همگی باید پس از فروریختن دیوار ترور و وحشت که همین افراد خود در سالهای اول انقلاب بنا کردند پاسخگوی گذشته‌ی ننگین خود باشند.
اگر می‌بینید این افراد در این آخرین لحظه‌های عمر رژیم سعی بر کنترل اوضاع دارند نه برای نجات من و شما و ایران عزیزمان است که درست برعکس برای نجات خود از دادگاهی است که خلق برای اینان در فردای فروریزی دیوار وحشت برپا خواهد کرد.
سرنوشت این گروه به سرنوشت خامنه‌ای، رفسنجانی، طبسی، مصباح و دیگر حرامزادگان رژیم گره خورده.
اگر آقایان راست می‌گویند و دل برای ملت می‌سوزانند پس چرا همان اوایل مجلس ششم که خامنه‌ای دجال دستور توقف لایحه مطبوعات را صادر کرد با او برخورد نکردند؟ و با مراجعه به ملت در آن روزها که اقتدارگران در ضعیف‌ترین روزگار خود بودند آخرین ضربه را بر آنها وارد نکردند! و کار را بنفع ملت تمام نکردند! اگر واقعآ راست می‌گویند چرا در مجلس بسط نمی‌نشینند و انها را مجبور به اطاعت از مجلس نمی‌کنند؟ با جوی که در جهان برای اینکار مهیاست خامنه‌ای و اوباش او هیچ کاری نمی‌توانند بکنند.
اینان همگی از ریشه مذهب تغذیه می‌کنند. پس نمی‌توان توقع داشت که ریشه خود را از جا بکنند. حرکت‌شان هم سمبولیک مذهب است “روزه سیاسی”. با از بین رفتن جمهوری اسلامی اینان همچون برف در مقابل گرمای آفتاب آب خواهند شد. پس توقع بی‌جا نداشته باشیم که اینان آورندگان خورشید باشند.
سقوط رژیم برای اینان همان اندازه ناخوش‌آیند است که برای اقتدارگران. دعوای این گروه با دیگر گروههای درون رژیم نه بر سر دموکراسی بلکه برسر تقسیم قدرت است.
بشما پیشنهاد می‌کنم مقاله‌ی کیانوش سنجری را هم بخوانید. کیانوش سنجری در قسمتی از مطلب اش مینویسد:
يادم ميايد روزي در زندان از جناب احمد زيد آبادي در مورد مواضع غير دمکراتيک گروههاي اصلاح طلب درون حاکميت و روزنامه ها و نشريات و تريبونهاي وابسته به آنها در قبال مسئله زندانيان سياسي و مبارزه آنها سوال کردم که او با دادن حق به اين نشريات و تريبونهاي تبليغاتي و خبري به من خاطر نشان کرد که به هر حال روزنامه ها خط و مشي هاي خاص خود را دارند و نام نبردن از يک زنداني سياسي غير خودي نمي تواند عملي غير دمکراتيک به حساب بياد و ما با فرض آن بگوييم که مثلا فلان روزنامه دمکراتيک عمل نمي کند
. منبع تاکیدها از من است.
آقای سنجری مطلب خوبی نوشته فقط چند نکته را باید به ایشان هم گوشزد کرد، به ایشان باید گفت: ای آقا اگر گمان می‌کردید که وابستگان به این یا آن گروه مذهبی حال چه جناح چپ جمهوری لجن چه نیروهای ملی! مذهبی به ابزارها و روشهای دموکراتیک اعتقاد دارند پس باید گفت که از مرحله پرت‌اید! این گروه‌ها همگی از یک توبره نشخوار می‌کنند، “مذهب”.
ساختار دموکراتیک! مذهب هم که مشخص است. حال من نمی‌فهمم که این چه سوال بی‌ربطی است که آقای سنجری از آقای زیدآبادی کرده‌اند. عزیزجان یا شما از مرحله پرتی یا باز هم شما از مرحله پرتی. انتظار داشتن حرکتهای اجتماعی دموکراتیک از روشنفکرنماهای مذهبی نشان از بی اطلاعی دارد وگرنه امروز بر هر بی اطلاعی مثل من واضح شده که پوشیدن خرقه مذهب نشان از این دارد که پوشنده‌ی این خرقه از آگاهی کافی برخوردار نیست و نمی‌توان از او همان انتظاری را داشت که از یک انسان آگاه داریم.
آخر سخن: برای نجات ایران دل بستن به نیروهای مذهبی حماقت محض است، گرچه می توان با هوشیاری از این گروه ها برای رسیدن به دموکراسی استفاده ابزاری کرد نه بیشتر.

Comments Off on دوستی بنام مسعود در یکی   |    |     |     

18 Sep 2003

اینها همه در رقص و منم چنگی‌شان …

نوشته:     :::       Comments Off on اینها همه در رقص و منم چنگی‌شان …

من نمی‌فهمم این ملت ایران هم دیگه خیلی پررو شد‌اندها!! بابا اوایل انقلاب زن‌ها حتی حق حرف زدن را هم نداشتند! حالا شما تقاضا می‌کنید که اجازه بدهند قلیان هم بکشند!؟ رو که نیست سنگ پای قزوین است انگاری!!
خبر را بخوانید ولی ترک مجلس نکنید کارتان دارم:
ممنوعيت كشيدن قليان براي خانم‌ها!
گفته مي‌شود، اداره اماكن به همه رستوران‌هاي سنتي كه موسيقي زنده ارايه مي‌كردند، دستور داده تا از اجراي آن خودداري كنند.
به نوشته «ايران»، گويا اين امر باعث ركود شديد در فروش اين رستوران‌ها شده است. همچنين خبر رسيده كه دادن قليان به خانم‌ها در رستوران‌هاي سنتي ممنوع شده است.
منبع خبر
میگن یارو آخونده اومد خونه دید دخترش توی رخت‌خواب داره با پسر همسایه کون کونک می‌کنه. با عصبانیت رو کرد به دخترش و گفت “خوب بی‌شرم کون که میدی پس دیگه سیگار هم بکش!”
حالا حکایت کار این ملت شده سابق براین موسیقی حتی توی تلوزیون و رادیو هم ممنوع بود! حالا توی تلوزیون که هیچ! توی خیابون هم میزنن و میرقص‌اند دوغورت و نیم‌شون هم باقی است! و تازه توی رستوران هم می‌خواهند برقص‌اند. خوب پس دیگه سیگار هم بکشید و فارغ!! ببخشید قلیان هم بکشید و فارغ!!
بخوان جانم! بخوان تا من هم بنوازم که این تنها راه نجات از دست آخوند حرامی است.
فریاد ز شب روی و شب رنگی‌شان
وز چشم سیاه و صورت زنگی‌شان
از اول شب تا به دم آخر شب
این‌ها همه در رقص و منم چنگی‌شان

Comments Off on اینها همه در رقص و منم چنگی‌شان …   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی