13 Oct 2003

تقاضای همکاری

نوشته:     :::       Comments Off on تقاضای همکاری

زمانی که جو جامعه سیاسی می‌شود گروهی که مشکلات اجتماعی‌شان کمتر جنبه سیاسی دارد زیر دست و پای سیاسیون له می‌شوند.
درواقع اگر پیگرد برابری و عدالت‌ایم باید در این شرایط نیز اینگونه مسائل اجتماعی را از خاطر دور نکنیم. هرچه باشد، تلاش ما برای اصلاح اینگونه امور است که باعث می‌شود تا به راه سیاسی کشیده شویم و آخرالعمر فراموش می‌کنیم که برای چه پای به این کارزار گذاشته‌ایم.
دیشب دیروقت میلی را از یک هموطن هِموفیل¹ (Hemofil) دریافت کردم که از من و دیگران که دستی در نوشتن دارند می‌خواهند تا به یاری این گروه از هموطنانمان که بخاطر ندانم‌کاری‌های رژیم آسیب‌های فراوان دیده‌اند بشتابیم.
به‌همین خاطر تصمیم گرفتم تا اول نامه ایشان را منعکس کنم و هم‌چنین از دوستانی که مایل به همکاری در این زمینه هستند دعوت کنم تا با اجرای یک یورش به سبکی که برای افسانه نوروزی انجام دادیم به این مشکل بپردازیم. فراموش نشود که بعضی از این بیماران بخاطر ندانم کاری‌های رژیم جان خود را از دست داده‌اند و عده بیشتری درصورتی که به یاریشان نشتابیم ممکن است که مرگ و زندگی این هموطنان بیشتر از افسانه نوروزی در خطر باشد.
سعید در نامه اش مینویسد:

BA SALAM
man saeed hastam va yeki az khanandegane paro ba gorse weblog shoma
man yek bimare hemofili hastam in ra goftam chon az shoma ye khaheshi dashtam age gabool konid …
ama khaheshe man in bood ke igar etela dashte bashid 95% bimarane hemofili mobtala be hepatite C shodan va ya az noe B shodan
albate hoodoodan az sale 1378 be in viroosha mobtala shodim va man
va tedadi az hemofilihaye digar be komake kanoone hemofili egdam be shekayat kardim ke motasefane dar in salha be joz kahgaz bazi va
dargirihaye shakhsiye agayan natijei nashode az shoma khahesh mikonam ke in mozoo ra dar webloge khod matrah konid va be doostane weblog nevise khod ham pishnahad bedin ta in mozoo ra matrah konand ta shayad agayan ye kami khejalat bekeshand ta balke ma betavanim hage khodeman ra besetanim.
BE OMIDE ROOZI KE DAR IN SARZAMIN
ARZESH DASHTE BASHAD
agar matalebe dagigtari khastid be man mail bezanid

1● شرح بیماری هِموفیلی:
Hemostase به عملی گفته می‌شود که بدن انسان برای جلوگیری از خونریزی داخلی و خارجی بدون دخالت از بیرون بطور مدام انجام میدهد، این شرایط در بدن اکثر انسانها برقرار است.
درعوض عده‌ای از این شرایط برخوردار نیستند. به اینگونه افراد هِموفیل می‌گویند.
هِموفیلی (Hemofili) زمانی اتفاق می‌افتد که کسی از مکانیسم بالا (Hemostase) برخوردار نیست یا کمتر برخوردار است و همین حالت باعث می‌شود که فردی که مبتلا به این بیماری است مدام احتیاج به تزریق خون داشته باشد، و انتقال خون خود مشکلی می‌شود که اکثر کسانی که به هِموفیلی مبتلا هستند با ندانم‌کاری‌های مقامات مسول و استفاده از خون‌های آلوده به بیماریی‌های گوناگون مبتلا شوند. از بیماری‌هایی که مخصوصآ در آسیا شیوع بیشتری دارد بیماری هپاتیت B و C را میتوان نام برد که این بیماران هِموفیل را در معرض خطر قرار میدهد، البته بخاطر این که مقامات مسول (بی مسولیت) در اهدای خون سالم به این بیماران ناموفق‌اند.
من و سعید منتظر هم‌یاری شما هستیم.

Comments Off on تقاضای همکاری   |    |     |     

13 Oct 2003

مصاحبه با چراغ فرومرده

نوشته:     :::       Comments Off on مصاحبه با چراغ فرومرده

در اولین مطلب امروزام لینکی داده بودم به یک مصاحبه. در پاسخ به نوشته من و فرمایشات “دكتر!!عماد افروغ” در نظرخواهی مطلب، والد بمانعلي این گونه، پاسخی درخور آقا داده بود که حیفم آمد آنرا نقل نکنم، او می‌نویسد:
در زبان فارسی ميانه (پهلوی) الف نشانه نفی است. مثل نام ماه پنجم سال مرداد ( به معنی نیستی) که ایرانیانی که شور زندگی دارند آنرا امرداد (بی مرگی) میخوانند. باين حساب اين ناچير جیره خوار «افروغ» نام چراغ فرومرده ای بيش نيست. اينها مگسان دور و بر خلاهای اسلامی اند که فکر خام پرواز در عرصه سیمرغ را در سر دارند. همه شان هم برای جبران حقارتی که بآن گرفتارند لقب دکتری بهم يا بخودشان تعارف ميکنند!
ای‌کاش این والد بمانعلي هم یک وبلاگی برای خودش درست می‌کرد تا از نوشته‌های او هم ما بیشتر بهره می‌بردیم.

Comments Off on مصاحبه با چراغ فرومرده   |    |     |     

13 Oct 2003

امروز گزارم افتاد به یه

نوشته:     :::       Comments Off on امروز گزارم افتاد به یه

امروز گزارم افتاد به یه وبلاگی که لیست‌هایی از وبلاگها و سایتهای گوناگون را دسته بندی کرده بود و لیست آنها تنها چیزی بود که توی این وبلاگ می‌شد دید، یک نوع لینک دونی.
بعضی دسته بندی‌ها به این قراراند:
سايتهايي كه مورد نياز وبلاگ نويسان است، قالبهاي وبلاگ، سايت‌هاي ارائه دهنده وبلاگ، سايت‌هايي كه خدمات جانبي مجاني به صاحبان وبلاگ ارائه مي‌دهند، سايتهاي سكسي و در آخر هم این دسته جلب نظرم کرد:
سايتهاي ضد دين،آخوند و اسلام و بالاخره ضد يه چيزي
خُسن آقا را هم در این لیست آخری قرار داده بود، با خودم گفتم باز هم جای شکرش باقی است که ما را توی لیست سکسی‌ها نگذاشته.

Comments Off on امروز گزارم افتاد به یه   |    |     |     

13 Oct 2003

پيشواز از عبادي را همايش آزادي كنيم !

نوشته:     :::       Comments Off on پيشواز از عبادي را همايش آزادي كنيم !

ایده بسیار خوبی است ، البته برای آنها که در ایرانند.
این پیشنهاد را سيپريسك داده، که پیشنهاد بسیار خوبی است، اگر این خودجوشی وجود داشته باشد. البته باید تاریخ و ساعت‌اش را هرچه زودتر برای آنهایی که می‌خواهند شرکت کنند پیدا کرد.
این آدرس را بعدآ شمر در نظرخواهی گذاشته بود:
http://news.gooya.com/politics/archives/000315.php

Comments Off on پيشواز از عبادي را همايش آزادي كنيم !   |    |     |     

13 Oct 2003

چه کسی یک همچین جانور

نوشته:     :::       Comments Off on چه کسی یک همچین جانور

چه کسی یک همچین جانور جاکشی را توی دانشگاه راه داده!

Comments Off on چه کسی یک همچین جانور   |    |     |     

12 Oct 2003

حافظ در صف اتوبوس

نوشته:     :::       Comments Off on حافظ در صف اتوبوس

این شعر رو هم از سبزینه بخونید که بسی زیباست.
نيمه شبِ پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم كجا روى تو گفتا خودم ندانم
گفتم بگير فالى گفتا نمانده حالى
گفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خيالى
گفتم كه تازه تازه شعروغزل چه داري؟
گفتا كه مى سرايم شعر سپيد بارى
گفتم زدولت عشق،گفتا كه كودتا شد
گفتم رقيب گفتا ، او نيز كله پا شد
گفتم كجاست ليلي؟مشغول دلربايي؟
گفتا شده ستاره در فيلم سينمايى
گفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروز
گفتا عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم بگو ز مويش،گفتا كه مِش نموده
گفتم بگو ز يارش ، گفتا ولش نموده
گفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنون
گفتا شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم كجاست جمشيد؟جام جهان نمايش
گفتا : خريد قسطى تلوزيون به جايش
گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشى در دفتر اداره
گفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزل
گفتا كه دست خود را بر دار از سر دل
گفتم ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم بگو ز محمل يا از كجاوه يا دى
گفتا پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوك مدادى
گفتم كه قاصدك كوآن باد صبح شرقى
گفتا كه جاى خود را داده به فاكس برقى
گفتم بيا ز هد هد جوييم راه چاره
گفتابه جاى هد هد،ديش است وماهواره
گفتم سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا به پست داده آورد يا نياورد‌؟
گفتم بگو ز مشكِ آهوى دشت زنگى
گفتا كه ادكلن شد در شيشه هاى رنگى
گفتم سراغ دارى ميخانه اى حسابى
گفت آنچه بود از دم ، گشته چلوكبابى
گفتم : بيا دوتايى لب تر كنيم پنهان
گفتا نمى هراسى از چوب پاسبانان
گفتم بلند بوده موى تو آن زمان ها
گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتي؟
گفتا نديده بودم هالو به اين خرفتى !!!

Comments Off on حافظ در صف اتوبوس   |    |     |     

12 Oct 2003

اگر خواستید وقایعی را که

نوشته:     :::       Comments Off on اگر خواستید وقایعی را که

اگر خواستید وقایعی را که در جریان قتل زهرا کاظمی اتفاق افتاده در یک جا بخوانید،به این آدرس سربزنید.

Comments Off on اگر خواستید وقایعی را که   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی