19
Oct
2003
عبادی با حضور در كانون وكلا گفت: اجازه دهيد يك مرجع دادخواهی در خود كانون يعنی در داخل ايران ايجاد شود. ما برای سازمانهای بينالمللی احترام خاصی قائليم اما بگذاريد مردم در اينجا مسايل خود را بگويند و اگر با نقض قانون مواجه شدند در كانون و با توسل به كميته حقوق بشر آن تحصن كنند و خواسته خود را به جای ديگری و نزد سايرين نبرند؛ زيرا همه اهالی اين كانون اهل فن و دانش حقوقی هستند و چه بهتر كه مردم اعتراض خود را نزد خوديها مطرح كنند. مسلما اين كميته در صورت تاسيس در راستای اجرای عدالت و در محدوده قوانين مصوب و معتبر كشور فعاليت خواهد كرد. تاکیدها از من است.
ایشان در سخنانشان میفرمایند: “اگر بانقض قانون مواجه شدند!” منظور ایشان را از این جمله شرطی نمیفهمم! مگر خدای ناکرده در جمهوری لجن هم از اینگونه شک و تردیدها وجود دارد.
در جمله دیگرشان میفرمایند: اجرای عدالت و در محدوده قوانین معتبر کشور. این جمله حتمآ از دهن ایشان در رفته وگرنه یک حقوقدان باسابقه و یک قاضی سابق باید بخوبی آگاه باشد که چیزی بنام عدالت و قانون در جمهوری لجن وجود خارجی ندارد و مخصوصآ از نوع معتبر آن.
در بخش: بدون دسته بندی
19
Oct
2003
در مورد علل و بقاي حكومتهاي خودكامه بسيار نبشته شده است ولي شايد لب كلام را به زيباترين وجه بتوان از ارسطو دريافت كه با نگرشي عميق شيوه عملكردي ديكتاتورها را مورد بررسي قرار داده بود و بحق اين شيوه را در دسترس همگان قرار داد تا راه مبارزه با آن را خود بيابند. ارسطو ميگويد : «اگر من يك ديكتاتور بودم و يا اگر يك ديكتاتور با من درباره چگونگی تحكيم قدرت خود مشورت میكرد اين نكات را باه او توصيه میكردم» :
«تا ميتوانی جامعه مدنی را تخريب و نابود كن. مراكز آموزش و متفكران و انديشمندان جامعه را آزاد نگذار و تا ميتوانی آنها را از بين ببر. اگر میخواهی قدرت جبار را حفظ كنی همواره ملت خود را در خطر تهديد خارجی قرار بده. تهديد به جنگ ملت را به زير سلطه ديكتار میكشاند. سعی كن كه ملت هميشه از خطر جنگ و خطر قدرت خارجی در ترس و نگرانی باشد. اما يك كار مهم ديگر اين است كه اعتماد در جامعه را تا ميتوانی تضعيف كن. سعی كن كه ملت به هيچ كس اعتماد نكند. اعتماد در جامعه را بايد از بين برد. يك كار مهم ديگر اين است كه مردم تقيه و دو رويه بازی را فضيلت بدانند. سعی كن مردم بجای صداقت و يكرنگی به ظاهر سازی و تظاهر روی بياورند. اين مهم نيست كه در خانه و افكار خود چطور میانديشند، مهم اين است كه خود را مذهبی و متقی وانمود كنند.»
در ايران ما همين شيوه بهمين صورتي كه دو هزار و سيصد سال پيش مطرح شده، اجرا ميگردد و بنظر ميرسد كه مردم ما هنوز راهي براي جلوگيري و كنترل آن نيافتهاند. آيا وقت آن نرسيده است كه به مسائل با ديد ديگري نيز بنگريم تا شايد چاره كار خويش در آن بينيم؟ من اين مطلب را به نقد شما ميگزارم و سپاسگزار رديه و يا تائيديههاي شما ميباشم.
بيغرض
در بخش: بدون دسته بندی
18
Oct
2003
امشب تلوزیون نروژ “زمانی برای مستی اسبها” به کارگردانی بهمن قبادی را نمایش میداد، دلم از این همه بی عدالتی گرفت. چه انسانهایی هستیم ما که این همه بی عدالتی را تحمل میکنیم!؟
در بخش: بدون دسته بندی
17
Oct
2003
برادر رئیس جمهور هم با این حرفهایاش اثبات کرد که با برادر بزرگتر فرق چندانی در خریت ندارد. سخنان ایشان را بخوانید تا متوجه شوید من چه میگویم:
مي گوينداگر اكثريت مردم روزي حتي اسلام و حكومت ديني را نخواستند چگونه ولي فقيه عادل و حافظ اسلام بايد از آنها اطاعت كند؟ از نظر ما و طبق فرموده امام اگر ما روزي به اين وضع رسيديم اصولاً حكومت بر چنين مردمي توسط يك فقيه عادل جامعالشرايط موضوعيت خود را از دست ميدهد. امام ميفرمايند ولي فقيه اگر ذرهاي ديكتاتوري كند خودبه خود از ولايت عزل است و از آنجا كه معناي ديكتاتوري در قاموس سياسي به معناي اداره كشوربر مبناي تشخيص و اراده حاکم و بر خلاف نظر اكثريت مردم است، در اين حالت در صورتي كه حاكم بخواهد با استفاده از قوه قهريه آنچه را خود حق ميپندارد بر مردم حاكم كند، عملاً شرط ولايت را از دست داده است و ديگر حتي حكومت او را در صورت امكان تداوم نميتوان ديني و اسلامي خواند. اين نگرش مردم سالارانه امام در واقع مهمترين مايه و پايه تقويت نظام و جمهوري اسلامي است.
خوب یکی نیست از این بی خرد بپرسد، پس نظر جنابعالی نسبت به حکومت خلیفهی اول (خمینی) چیست. مگر او هم از همین شرایطی که شما نام بردید برخوردار نبود!؟ مگر هم او نبود که پایه ریز این دیکتاتوری وشاید بد تر از این هم بود! مگر همو نبود که بخاطر مخالفت رشیدترین فرزندان این ملت با حکومتاش و برنتابیدن این مخالفت آنها را در زندانها و شکنجهگاهها قتل عام کرد!؟ مگر همو نبود که پیریزی شورای نگهبان و مجلس تشخیص مصلحت را برای سلطه بر کشور را داد!؟ مگر همو نبود که سپاه قصاب انقلاب را برای سلطه بر ملت برپا کرد!؟ مگر همو نبود که دستور شکستن قلمها را داد!؟ مگر همونبود که جنگ جنگ تا پیروزی سر میداد و جوانان بی گناه را برخلاف خواست خود به قتل گاه میفرستاد!؟ مگر همو نبود که درطول زندگی کوتاه ولی بسیار ننگین سیاسی خود بدترین بلاها را بر سر ملت آورد!؟
پس بنا به گفته شما خمینی دجال هم از این شرایطی که فرمودید برخوردار نبود و درنتیجه نمیتوان او را یک فقيه عادل جامعالشرايط خواند.
آقای برادر رئیس جمهور خریت که مالیات ندارد که! دارد!؟ باور کنید اگر مالیات بر خریت وجود میداشت ملت ایران از پرداخت مالیاتهای گروهای مذهبی که شما هم جزئی از آنها هستید به ثروت هنگفتی دست مییافت.
در بخش: بدون دسته بندی
16
Oct
2003
سعید حجاریان : ممكن است تا اسفندماه اتفاقات مهمی بیفتد كه حتی به انتخابات مجلس هم نرسیم .
دیدار به قیامت سعید جان!
این هم شده مثل مجاهدین خلق که هر از گاهی یک تاریخی برای سرنگونی رژیم تعیین میکردند.
گرچه گویا این مرتبه حق با سعید آقاست.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Oct
2003
با نگاهی به اجتماع دیشب در اطراف فرودگاه تهران و استقبال از شیرین عبادی میتوان با احتیاط به این نتیجه رسید که ملت ایران مخصوصآ زنان در حال یافتن جایگاه خود هستند و این استقبال همچنین نشان میدهد که جایگاه خاتمی و اصلاحطلبان تا چه حد تقلیل یافته و دیگر از اصلاحات خاتمی چیزی بجای نمانده است. نگاه و سخنان منفی خاتمی به جایزه صلح نوبل و رفتارش درقبال شیرین عبادی باعث خواهد شد که درصد زیادی از کسانی که هنوز اندک امیدی به اصلاحات خاتمی داشتند از او روی برگردانند و این بار آلترنتاتیوی را هم در اختیار دارند تا به سادگی بتوانند با اصلاحات خاتمی وداع گویند.
از اجتماعات دیشب همچنین میتوان به این نتیجه رسید که زنان ایران میروند تا قسمت زیادی از قدرت سیاسی در ایران فردا را به خود اختصاص دهند.
در بخش: بدون دسته بندی
14
Oct
2003
خاتمی در جمع خبرنگاران فرموده:
جايزه صلح نوبل از ديدگاه من خيلي مهم نيست، زيرا بر اساس ملاكهاي كاملاً سياسي به وي داده شده است.
به گزارش خبرنگار ايلنا، بسياري از نمايندگان در حاليكه از اظهارات رئيس جمهور ناراحت شده بودند خواستار عدم پوشش خبري صحبتهاي رئيس جمهور بودند.
نمايندگان معتقد بودند صحبتهاي خاتمي در مجامع بين المللي بازتاب منفي خواهد داشت.
يكي ديگر از نمايندگان دوم خردادي به خبرنگاران گفت: شما نبايد رئيس جمهور را به چالش ميانداختيد.
یادم هست زمانی که بچه بودم پدرم در خانه چندتایی قناری داشت و گاه گداری آنها را با هم جفت میزد.
در روزهایی که قناریها روی تخم میخوابیدند ما بیچارهها حق سر و صدا کردن نداشتیم چون به گفته پدرم: قناریهایی را که روی تخم خوابیده بودند به چالش میکشیدیم.
خبر بالا مرا به یاد به چالش کشیدن قناریها انداخت. گویا آقای رئیس جمهور هم تازگیها تخم گذاشته و روی آنها خوابیده و هر از گاهی از لانه بیرون میآید و قدقدی میکند.
خدای ایشان به خیر بگذراند! ما که خداشناس نیستیم وگرنه به خدای خودمان هم روی میآوردیم و دعایش میکردیم تا خدای ناکرده تخم ایشان نترکد.
در بخش: بدون دسته بندی