Mar 29 2003

تكبر چندي پيش بر روي

نوشته: خُسن آقا    :::       Comments Off

تكبر
چندي پيش بر روي صفحه تلويزيون مردم بصره را ديدم كه با ورود كاميوني حامل مواد غذايي و آب از كويت، بدور آن گرد آمده و از شدت بيچارگي به معناي واقعي كلمه، لقمه را از يكديگر ميربودند و همزمان در مدح صدام حسين شعر خوانده و ميرقصيدند. مسئول كويتي پخش مواد غذائي كه در كنار سپاهي انگليسي ايستاده بود، ظاهراْ از اين وحشيگري تعجب ميكرد و سپاهي انگليسي از اينكه مردمان هنوز مدح صدام گويند و نان از ديگري تكدي كنند مبهوت مانده بود.
اين بيانگر اينستكه هنوز كسي كبر خود را كنار نگذاشته و خود را در موقعيت ديگري قرار نميدهد.
كويتي در كنار ارباب خود و از شكم سير خود حركت ميكند و فراموش كرده كه نيايش از فرط بيچارگي و نافهمي آب باران گنديده را نعمت پنداشته و به درگاه خليفه ميبرد تا تحفه اي دريافت نمايد. زمانه دگرگون گشته و اكنون بصره اي است كه محتاج ميباشد.
سپاهي انگليسي به اصطلاح خود آزادي را براي ملت عراق به ارمغان آورده است و آمده تا با قرباني كردن جان خويش ملت عراق و منطقه را از شر ديكتاتوري چون صدام حسين آزاد نمايد.
عراقي ميداند كه زن و فرزندش گرسنه مانده اند و بمباران بر سر آنها ادامه دارد. عراقي تجربه كرده است كه آمريكائي دوازده سال پيش به او وعده حمايت و آزادي داد و سرانجام در مقابل تيغ صدام حسين تنهايش گذاشت و زمانيكه صدام حسين به كشتار ايشان كه بر اثر تحريكات و تشويقات آمريكائي برخاسته بودند، پرداخت حتي اعتراضي جدي به صدام حسين صورت نگرفت و تحريم عراق نيز فشاري به صدام حسين و دار و دسته اش وارد نياورد. تنها مردم بودند كه متحمل فشار اين بار گشتند.
آمريكا و انگليس فكر ميكردند اكنون كه پاي به سرزمين عراق گذارند با مردمي بس سپاسگزار مواجه خواهند شد بخصوص بهنگامي كه سربازان شكلاتي بين كودكان و يا آدامس و سيگاري بين جوانان تقسيم كنند ديگر كسي پيدا نحواهد شد كه بندگي ايشان به جان نخرد و در خدمتگذاري به ايشان گوي سبقت از ديگري نربايد و واقعيت نشان داد كه مردم عراق مواد غذائي را از دست يكديگر ميربايند و بسود صدام پاي ميكوبند زيرا كه گرسنگي و قحطي جنگي چيزي نيست كه بسادگي بتوان از كنارش گذشت و زن و فرزند بي خانه و گرسنه را به حال خودشان گذاشت و نيز از ديد ايشان آمريكائي و انگليسي دروغ فراوان گويند و احتمالاْ اينبار نيز ايشان را در مقابل تيغ و انتقام صدام حسين تنها خواهد گذاشت.
غربيان دروغ فراوان گويند و ظاهرش بيارايند. چند بدوي را به امارت رسانند تا بر مردمان حكمراند و به بندگي ديگران كشانند.
من فرقي بين امير فلان امارت و صدام حسين نميبينم كه هر دو را همين غربيان بطور مستقيم و غير مستقيم پشتيباني نموده و بقدرت رساندند و هر دو نيز بلافاصله طبقه خاصي از ملت خويش را بر ديگران ارجحيت داده و از نظر مالي بالاتر از ديگران و كسانيكه در منطقه با چشم باز زندگي كرده باشند ميدانند كه بالاتر بودن مالي بمعناي سرور زير دستان بودن است. خصلت اجتماعي كه قريب به چهار قرن است كه از طرف غربيان به كار گرفته شده تا كارگزاران خود را بر سرير قدرت نشانند و ملتي را غارت نمايند.
خوش نظر

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 8:35 pm در بخش: بدون دسته بندی

Comments Off  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر