Oct 02 2011

یکی از جوانان پروش یافته در مکتب اسلام ناب محمدی

نوشته: خُسن آقا    :::       5 پیام

وقتی آسید علی آقا از این نوع شو ها راه می‌اندازد و سجده کننده پرورش می‌دهد، عاقبت‌اش می‌شود همین که می‌بینیم. یادتان هست که، این گونه شوها که آسید علی اقا با مریدانش راه می‌اندازد و چفیه چرکینش را می‌دهد خلق الله یا همان عوام لیس بزنند را می‌گویم! پرورش چنین شهروندانی عاقبتی بهتر از این ندارد که در برابر یک خواننده درجه سوم زانو بزنند و ابراز بندگی کنند!
در مکتب امروزین ما، انسان همان که قرار است اشرف مخلوقات باشد، جایگاهی بجز سجده کننده و سجده شونده ندارد! یا اسیر و برده‌ایم یا مرشد و رهبر و قائد اعظم!

یادتان هست که خمینی در روزهای اول انقلاب چه گفت! بیچاره ملعون می‌خواست ما را به مقام انسانیت برساند…! [1]


لینک مستقیم به دقیقه یک و 22 ثانیه فیلم لحظه عروج انسانی که خمینی و خامنه‌ای ساختند!!

[1]-[خمینی بهشت زهرا 12 بهمن 1357].
“ما علاوه بر این‌که زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد. شما به معنویجات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند این‌ها. دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم.دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. این‌ها شما را منحط کردند. این‌قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما هم دنیا را می آباد می‌کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین. من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد. لکن قدری باید تحمل کنید.به این حرفهای باطل گوش نکنید. این‌ها حرف می‌زنند. ما عمل می‌کنیم. اینها شما را می‌خواهند دلسرد کنند از اسلام. اسلام پشتیبان شماست.”
این هم ویدئوش اگه باور ندارید!

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 10:12 am در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

5 پیام  |           

5 پیام به “یکی از جوانان پروش یافته در مکتب اسلام ناب محمدی”

  1. پریسا مى گویند:

    چقدر دلم برای دختره و خودم و ایرانی بودنم سوخت :( (

  2. خشایار مى گویند:

    بعد از چند دهه سیطره کامل رژیم بر رسانه ها و نظام اموزشی مبتنی بر شستشوی کامل مغزی بچه های انقلاب وتزریق اختناق و فشار گسترده سنتی و مذهبی در جامعه انچه با ان امروز مواجه شده اند نسلی بیمار و ناامید و افسرده و دارای عقده جنسی است …دخترایرانی که به بارگاه مقدس خواننده اسپانیایی سجده کرد

  3. پویان مى گویند:

    اینکه توی کوچکترین مسئله که اتفاقا خیلی هم شخصی هست وارد شدین فکر نکنم درست باشه. طرف رفته واسه یه شب تفریح کنه حالا چون ایرانی هست باید احساساتشو به خاطر شما (طیف فکری مثل شما عقیده دارند) بروز نکنه و دوما شاید خواننده از نظر شما درجه سوم باشه نه از نظر این خانم همچنان که شاید خواننده مورد علاقه شما از نظر دیگران خواننده درجه سوم محسوب بشه.متاسفانه توی ذهن و فکر اکثر ایرانی ها به خصوص اونهایی که خارج از ایران هستن یه جمهوری اسلامی وجود داره که به شدت به تفتیش عقاید معتقد هست

    • خُسن آقا مى گویند:

      طیف فکری مثل ما بطور کلی با سجده کردن مخالف است حالا چه خواننده درجه اول باشد چه خواننده درجه سوم، گرچه اگلسیاس چه پدر چه پسر هر دو حداقل امروز جزو خوانندگان درجه سوم هم محسوب نمی‌شوند!
      طیف فکری ما اتفاقا با تفریح کردن جوانها نه تنها مخالف نیست برعکس اگر جوانان ما تفریح نکنند ما آنها را بیمار می‌دانیم! پس لطف طیف ما را قبل از شناختن داوری نکنید! تفریح کردن با سجده کردن فرق دارد قربان!

  4. dr.john مى گویند:

    چهره دیگر ایران
    یا چهره بزک شده جمهوری اسلامی!
    میلاد مختوم

    میلاد مختوم

    روز جمعه کمیته انتخاب فیلم محصول جمهوری اسلامی برای دریافت جایزه اسکار، فیلم “جدایی نادر از سیمین” به کارگردانی اصغر فرهادی را به عنوان نماینده رسمی جمهوری اسلامی در اسکار سال 2012 معرفی کرد. فیلم های “اینجا بدون من” به کارگردانی بهرام توکلی، “مرهم” به کارگردانی علی رضا داودنژاد، “ورود آقایان ممنوع” به کارگردانی رامبد جوان و “آلزایمر” به کارگردانی احمد رضا معتمدی، دیگر فیلم های کاندید برای دریافت جواز نمایندگی جمهوری اسلامی برای شرکت در بخش فیلم های خارجی در مراسم اسکار بودند. فیلم “جدایی نادر از سیمین” علاوه بر دریافت نمایندگی رسمی سینمای جمهوری اسلامی برای کسب اسکار 2011 چندین جایزه پانزدهمین جشن خانه سینمای جمهوری اسلامی را هم از آن خود کرد.

    هیچ شکی نیست که سردمداران رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی با صرف هزینه های گزاف تمامی امکانات کشور ثروتمند ایران را برای بزک کردن چهره کریه رژیم قرون وسطایی شان و ارائه چهره ای دروغین به مردم دنیا به قصد پیشبرد اهداف پلید خود در سطح جهان شیادانه به کار می گیرند. سینما و هنر فیلم سازی یکی از عرصه هایی است که سال های متمادی توسط حکومت فرهنگ کش جمهوری اسلامی مورد تجاوز و سوء استفاده قرار گرفته است. این واقعیت هم بر هیچ کس پوشیده نیست که سینمای مستقل در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی وجود خارجی ندارد و تمامی فیلم ها از همان ابتدای سناریو نویسی و اولین کارهای تدارکی تا مرحله انتخاب بازیگر و فیلم برداری و ساخت و بالاخره اکران تحت نظارت دستگاه سانسور رژیم، یعنی وزارت ارشاد اسلامی هستند و بدون توافق ارگان های مختلف حکومتی هیچ فیلمی در جمهوری اسلامی یا ساخته نمی شود و یا اگر هم ساخته شود، امکان تمایش بر پرده سینما را نمی یابد.

    آنچه اما هر بار مایه شگفتی است، تبلیغاتی است که لابی گران رنگ وارنگ جمهوری اسلامی برای عرضه کردن این محصولات آخوندی به عنوان نماینده گان فرهنگ ایرانی تحت عنوان چهره ای دیگر از ایران یا سینمای مستقل ایران، که در ظاهر در تضاد با رژیم جمهوری اسلامی هم هست، به راه می اندازند. به عنوان نمونه شرکت “ممنتو فیلمز”، شرکتی که اکران فیلم “جدایی نادر از سیمین” را در اروپا بر عهده دارد، در مورد ارسال این فیلم برای دریافت جایزه اسکار از طرف دستگاه سانسور رژیم در بوق و کرنا های تبلیغاتی می دمد که :

    “پس از چند هفته طناب کشی بین مقامات ایرانی از یک سو و جامعه سینماگران ایرانی از سوی دیگر، فیلم جدایی نادر از سیمین سرانجام به عنوان نماینده ایران در هشتاد و جهارمین مراسم اسکار برگزیده شد.”

    رادیو فردا هم در سایت اینترنتی خود از راهی شدن فیلم “جدایی نادر از سیمین” با وجود مخالفت های مدیران سینمایی در ایران با ارسال این فیلم به عنوان نماینده جمهوری اسلامی خبر می دهد! گویی گردانندگان رادیو فردا نمی دانند که اگر سردمداران جمهوری اسلامی کوچکترین مخالفتی با این فیلم می داشتند، این فیلم به هیچوجه ساخته نمی شد که حالا سر ارسال آن برای مراسم جایزه اسکار بین مقامات مسابقه طناب کشی گذاشته شود.

    در مطلب دیگری تحت عنوان “چهره دیگر ایران در جهان” در همین سایت رادیو فردا، نویسنده ضمن اعلام موفقیت خیره کننده فیلم “جدایی نادر از سیمین” در فرانسه و نمایش آن بر پرده سینمای بسیاری از کشورهای اروپایی، فاتحانه ادعا می کند:

    “هر چند در سال های گذشته سينماگران ايرانی از عباس کيارستمی و جعفر پناهی تا محسن و سميرا مخملباف و يا بهمن قبادی توانسته بودند در جشنواره های سينمايی مهم بين المللی جوايز فراوانی را از آن خود کنند و نام آنها در محافل فرهنگی مطرح شود ولی هيج فيلم ساز ايرانی تا کنون نتوانسته بود در سطح عمومی و در سالن های سينما به چنين موفقيتی دست يابد. پس از جدايی نادر از سيمين فيلم های ديگری مانند ” به اميد ديدار” رسول اف و يا “اين فيلم نيست” ساخته مشترک جعفر پناهی و مجتبی ميرتهماسب هم در راه هستند. سينمای موفق ايران در سطح بين المللی بخشی از فرهنگ مستقل ايران است که متفاوت با فرهنگ حکومتی و رسمی در کشوری که دولت قصد نظارت و دخالت در همه عرصه های زندگی را دارد چهره ديگری از جامعه امروز را در داخل و خارج کشور به نمايش می گذارد.”

    نویسنده این مطلب نیازهای روزمره دستگاه های تبلیغاتی ولایت فقیه در شرایط و زمان های متفاوت را مورد توجه قرار نمی دهد و از یاد می برد که مقامات جمهوری اسلامی از سر نیاز و با شعار “سینما در خدمت ولایت” است که فیلمساز پرور شده اند، نه از روی هنر دوستی یا عشق به سینما. جمهوری اسلامی با صرف هزینه های زیاد از کیسه ملت اسیر ایران و به کار گرفتن شرکت های بزرگ پخش فیلم مانند کمپانی سونی پیکچر دارد چهره بزک شده خودش را تحت عنوان فرهنگ مستقل ایران به خورد جهانیان می دهد.

    علاوه بر این فیلم “جدایی نادر از سیمین” تصویر بزک شده و کاذبی را از شرایط و مشکلات جامعه ایران تحت حاکمیت قرون وسطایی جمهوری اسلامی به نمایش می گذارد. در این فیلم به تماشاگر اینگونه وانمود می شود که گویا زن های ایرانی می توانند به راحتی و تنها به علت اینکه خواهان زندگی در خارج از کشور هستند، درخواست طلاق بنمایند، چیزی که با واقعیات دردناک و فاجعه آمیز جامعه تحت ستم ایران به هیجوجه همخوانی ندارد. طبق قوانین غیر انسانی و به ویژه به شدت زن ستیز جمهوری اسلامی در حالی که مرد می تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد (ماده 1133 قانون مدنی جمهوری اسلامی)، زن برای درخواست طلاق بدون اجازه و توافق شوهرش باید از هفت خوان رستم بگذرد، چیزی که در اغلب موارد در بیدادگاه های جمهوری اسلامی به امری غیر ممکن تبدیل می گردد. تصویری که از آخوند در جایگاه قاضی در این فیلم ارائه شده است، تصویری غیر واقعی و بزک شده است.

    چندی پیش آقای بصیر نصیبی در یادداشتی در دیدگاه از طرحی که برای ارسال این فیلم به اسکار برنامه ریزی شده بود، پرده برداشته و نوشتند:

    “برای اینها چه اهمیت دارد که مردم یک شهر بزرگ چند سال اصلا سینما نداشته باشد اما این مهم است که با صرف هزینه های هنگفت برای فیلم اصغرفرهادی پخش کننده گردن کلفت بیابند وبا نفوذی که در آکادمی اسکار و با دعوت ازرئیس آکادمی وهیات همراهش در دوران اول ریاست احمدی نژادکسب کرده اند مقدمات کسب یک اسکار ویژه در 2011 را فراهم کنند تا دیگر فتنه !گران هنوز فتنه گر مانده ادعا نکنند در دوره احمدی نژاد هنر مرده است بله یک مجسمه اسکار برای کسب وجهه پرزیدنت مردم گرا خیلی مهم است اما اگر تا زمان تقسیم اسکار آقا محمود را کنار گذاشته بودند اصلا مهم نیست مزایای اسکار مستقیما به حساب بیت رهبری واریز خواهد شد هر چه باشد سهم مقام معظم در قتل وتجاوز در زندانها،کشت وکشتار وسرکوب جنبش از گماشته گانش فزون تر است .پس بشتابید برای کسب اسکار 2011 .”

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر