Jul 03 2009

سید علی ماند و قدرت قداره بند و لایزالش!

نوشته:     :::       19 پیام

آنهایی که مردم را تحریک به شرکت در انتخابات کردند و باعث کشته و زخمی شدن عده زیادی شدند و عده بیشتری را اسیر زندان‌های مخوف جمهوری اسلامی کردند، حالا که روز پاسخگویی است کجا مخفی شده‌اند!؟ کسی می‌داند این آقایان کجا گم گور شده‌اند!؟
چرا حالا بیانیه نمی‌دهند!؟ همه ادعای‌شان همین بود!؟ همه ایستادگی‌شان همین بود!؟ پاسخ این همه خون‌های ریخته شده را چه کسی باید بدهد!؟ رهبران به اصطلاح اصلاحات مردم را فریب دادن و آنها را تشویق به شرکت کردند و حالا می‌خواهند چکار کنند!؟
پاسخ این سوال های بی پاسخ را چه کسانی می‌خواهند بدهند!؟
گفتیم و نوشتیم که بطور کلی نام انتخابات بر این شعبده بازی‌های آخوندی گذاشتن فریب دادن مردم است. باز اسرار داشتند که باید در انتصابات شرکت کرد. گفتیم این انتخاب نیست! این انتصاب است. گفتند اگر تعداد شرکت کنندگان زیاد باشد، سید علی نمی‌تواند تقلب کند!؟ عجب خوش باور بودند این خوش خیالان! مگر سید علی یک سال پیش به صراحت نگفت و دوره دوم احمدی نژاد را تایید نکرد!؟ مگر یادتان رفته که یک سال پیش چه گفت!؟ مگر به صراحت به احمدی نژاد نگفت:

آنچه که در مورد سال آخر این دوره باید به شما عرض بکنم، چند نکته است. یکی اینکه در این سال آخر با روحیه سال اول کار کنید. البته احساس می کنم همین جور است؛ اما در عین حال تاکید می کنم. فکر نکنید که امسال، سال آخر دولت است؛ نه.
مثل کسی که پنج سال دیگر بناست کار بکند، کار بکنید؛ یعنی تصور کنید که این یک سال به اضافه چهار سال دیگر در ید مدیریت شماست. با این دید نگاه کنید و کار کنید و برنامه ریزی کنید و اقدام کنید.

به همین راحتی از سید علی یک دست رو دست خوردید!؟ شما سیاستمدار هستید!؟ این چه سیاستمداری است که به این سادگی از اشاره‌های به این وضوح می‌تواند بگذرد و این همه اشارات را نادیده بگیرد!؟ شما 30 سال با این حقه باز نیرنگ پیشه همراهی و همزیستی داشته‌اید هنوز او را نمی‌شناختید!؟ یا اینکه می‌شناختید ولی شهوت قدرت چنان شما را کور کرده بود که از این همه شواهد چشم پوشیدید!؟
حالا که نتیجه انتصابات را با وقاهت تایید کردند، شما چه می‌خواهید بکنید!؟ حالا که سید علی مانده و قدرت لایزالی که همیشه خوابش را می‌دید و این همه میسر نمی‌شد بجز این بازی‌های اسهال طلبی آقایان که در همان مجلس ششم هم با خواندن حکم حکومتی پایه چنین استبدادی را گذاشتند. حالا چه راهکار به اصطلاح اصلاح طلبی برای ارائه دارید!؟
شاید هم ما خوش باوریم و این همه سیاست بازی مکارانه‌ای بیش نبود و حالا که بازی مشروعیت رژیم به ثمر نشسته با هم پشت پرده دارند نقشه پرده‌های آینده این بازی مرگبار را طراحی می‌کنند و به ریش ملت می‌خندند!
مگر نه اینکه همین دو روز پیش بود که مجددا هم خاتمی و هم موسوی وفاداری خود را به ولایت وقیح اعلام کردند!؟ مگر ولایت وقیح چیز دیگری است بجز آنچه سید علی می‌گوید!؟ یک حکومت اقتدار گرا به رهبری یک فرد که به گفته ایشان قدرت لایزالش از جانب خدا تفویض شده است و بیچاره خلق را هیچ دخالتی در آن نیست.
این چه پارادکس و کوچه بن بستی است که بیچاره ملت را در آن گرفتار کرده‌اند!؟ این معضل بجز سرنگونی آخوند و جمع کردن بساط اسلام میسر نیست و گمان هم نمی‌کنم بدون خونریزی میسر باشد. این خونخواران و این ننگ را تنها با ریختن خون می‌توان پاکسازی کرد. با سوسول بازی و تئوری‌های صد من یک غاز نمی‌توان به هدف که سرنگونی این رژیم است رسید.
نکته ای قابل تامل در رابطه با وقایع این روزها
وقتی جوانان جان به لب رسیده قیام می‌کنند و در کوی و برزن با اوباش حکومتی درگیر می‌شوند آیا از نظر حقوقی از هر اتهامی که بخواهند به آنها بزنند مبرا نمی‌شوند؟
ببینید اگر نگاهی اجمالی به قوانین کشورهای پیش رفته بیندازید می بینید که در همه این قوانین دفاع از جان یک عمل مشروع به حساب می‌آید و اگر در کارزار دفاعی فردی جان فرد متعرض را بگیرد از اتهام قتل تبرئه می‌شود. حالا اگر کسی در خیابان در اثر درگیری با یکی از اوباش لباس شخصی او را که متعرض واقعی است کشت آیا شما حاضرید همان حق را به او بدهید؟
آیا اگر کسی از امروز برای دفاع از جان و ناموس خود و هموطنانش دست به اسلحه برد، آیا چنین انسانی از پیش بی گناه نیست؟
آیا می‌توان در شرایط امروز ایران چنین افرادی را تروریست نامید؟ من گمان نمی‌کنم که حتی پیشرفته ترین قوانین حقوقی دنیا هم بتوانند چنین انسان‌های آزاده‌ای را تروریست و قاتل بنامند.
بزرگی سراسر به گفتار نیست … دو صد گفته چون نیم کردار نیست

نوشته: در ساعت: 1:35 pm در بخش: انتخاباتی

19 پیام  |           

19 پیام به “سید علی ماند و قدرت قداره بند و لایزالش!”

  1. بچه گوریل تنها says:

    چقدر گفتم نرن تو خیابون .اگرم میرن خیابون برای به سقوط کشتوندن رژیم باشه نه برای تغییر مهره رژیم. مگه این موسوی دیوس کیه؟ شاگرد خمینی مادرجنده. خودش هم خامنه ای قرمساق رو مقام معظم رهبری خطاب می کنه این دوتا جونور فقط یه اختلاف سلیقه جزیی با هم دارن وگرنه سگ زرد برادر شغاله. من نمیگم اینهاشیطوز رو هم درس میدن. میگم اگه شیطونی وحود داشته باشه اینا خود شیطون هستند. ملت الاغ که میگن همین ملت خر بی شعور ایران هستن. هرچی چوب توی کون شون بکنن حقشونه. ایول علی چلاغ مرتب عقب جلو کن توی کون شون این ملت لایق گاییده شدن هستند.

  2. Asghar says:

    بخواب بینیم معا مله
    هر ننه قمری برامون گوز گوز می‌کنه
    تو اگه خیلی‌ مردی و خایه داری بلندشو بیا ایران اونوقت حرفت را قبول می‌کنم تا وقتی‌ از خارج زر زر میکنی‌ حرف سیاسی نزن
    تحلیل از این تخمی تر ندیده بودم
    شاید قرصت را نخوردی

  3. Asghar آخه قرصم رو شرکای شما خوردند به همین دلیل هم خبری ازشان نیست و به خواب زمستانی فرو رفته‌اند
    چی گمان نمی‌کردی کسی طبر بردارد و به بت‌های شما حمله کند!؟

  4. تنها says:

    دوستانی که در پزشکی سررشته دارند بگن تنفس مصنوعی به شخصی که گلوله خورده درسته یا نه؟ و آیا تنفس مصنوعی به شخص مضروب موجب خونریزی داخلی خواهد شد یا خیر؟ در چه مواردی تنفس مصنوعی پیشنهاد میشود؟

  5. تنها says:

    از پس تشیع وحشی که چون کودکان لجباز دماغو تخس و بی تربیت است تنها صدام حسین برمی آمد که در عراق تخم هایشان را کشید و در جنگ با ایران نیز هرچند خشک و تر سوخت اما درمیانشان نیز همین حرومزاده های پاسدار و بسیج بودند که حتی جنگ را نیز مصادره کردند.گزارش اخیر اف بی آی در مصاحبه با صدام نشانگر آن بود که صدام مجبور به اغراق در مورد تسلیحات خود داشته تا بتواند در برابر ایران بایستد.او حتی ایران را هزاربار خطرناکتر از آمریکا میدانست.از پس اینها همان حزب بعث برمی آمد که چون خوره نسلشان را داشت منقرض میکرد و اگر نبود حمله کثیف آمریکا به عراقی که تنها پایگاه ضدتشیع در منطقه بود امروزه شاید اوضاع به گونه ای دیگر رقم میخورد.حق شما بسیجی های مزدور و پاسدار همان گلوله هایی بود که سرتان را میشکافت و ترکش های خمپاره ای که تکه تکه تان میکرد.برای وطنمان احتیاج به فداکاری توی مزدور نداشتیم که چه بسا نه برای وطنت که برای رهبرت کشته شدی مجروح شدی بیماری روانی شدی.صدام عزیز درود به تو که صدها هزار از اینها را به درک فرستادی وگرنه اگر آنها هم زنده بودند همین کارهایی را میکردند که همرزمانشان میکنند.

  6. parastum says:

    سلام؛ در جواب دوستمون که در رابطه با تنفس مصنوعی پرسیده بود..من از چند دکتر پرسیدم و میگن وقتی مجروح نفس نکشد…میمیره..خیلی پیچیده و سخت است که کسی که پزشک نباشه تشخیص بده که خونریزی داخلی است یا خارجی ..در زیر من کمکهای اولیه رو براتون نوشتم که توسط دو دکتر تصویب شده؛ امیدوارم کمک کوچکی باشه:
    در صورت اصابت گلوله چه باید کرد
    از جابجا کردن غیر ضروری اجتناب ورزید٬ حرکت باعث وخیم‌تر شدن حال زخمی می‌شود.
    سعی کنید با آوردن فشار روی محل زخم، از ادامه خون‌ریزی جلوگیری کنید. خون‌ریزی مدام امکان مرگ بر اثر خونریزی را افزایش می‌دهد.
    با استفاده از حوله و یا پارچه تمیز سعی کنید به لخته شدن خون (و بنابراین جلوگیری از خون‌ریزی) کمک کنید. با قرار دادن پلاستیک روی زخم و پوشش زخم راه دخول سریع هوا به داخل بدن را ببندید. وقتی پارچه یا “گاز” یا حوله‌ای روی زخم گذاشتید هرگز آن را برندارید٬ کماکان به فشار دادن زخم ادامه بدهید و حوله یا پارچه جدید را روی پارچه قبلی قرار دهید.
    اگر زخم سینه (همراه با جریان هوا به طرف داخل بدن) باشد امکان دارد هوا وارد ریه شده و باعث خرد شدن ریه‌ها گردد. زخم سینه باید کاملا مسدود و بسته شود تا هوا وارد نشود. در وضعیت اضطراری این گونه زخم‌ها را می‌توان با قطعه‌ای پلاستیک و یا کاغذ آلومینیومی پوشاند. پلاستیک یا کاغد آلومیومینی باید روی زخم قرار گیرد و تمام منفذهای هوا مسدود گردد.
    به این مصدومان، تا زمانی که مورد معاینه پزشک قرار نگرفته‌اند، آب یا دیگر مواد آشامیدنی و خوراکی ندهید.
    اگر مصدوم بیهوش است، او را به حالت ایستاده جا به جا نکنید.

  7. گلناز says:

    من نتونستم برای نانا در سایتش پیامی بزارم ولی میخوام یک چیزی رو براش اعتراف کنم اگه روزی پیام منو ببینه؛ می خوام بگم دستت درد نکنه خانوم طلا…من قبلا با طرز حرف زدن شما مخالف بودم ولی الان میبینم این رژیم جنایتکار رو فقط با روش خودشون و با مبارزه مسلحانه میشه از بین برد..من حرف از انتقام نمیزنم ..این یک جنگه و جنگ هم با دست خالی امکان نداره به نفع مردم تمام بشه.
    نانا جان خسته نباشی؛ و همیشه در کنار دیگر مبارزان راه آزادی.

  8. كيانوش says:

    افسوس

  9. خسن آقا جان بعد این دوستان میگن به مردم گوساله من نگم گوساله. ببین آخه این الاغها که الاغ هم پیش اونها پرفسور فیزیک هست چه ایده هایی میدن.
    http://bilmaz.blogspot.com/2009/07/blog-post.html

  10. sarvenaz says:

    be dustan pishnehad mikonam video zir ro hatman bebinid ta yek juri az youtube baresh nadashtan:
    http://www.youtube.com/watch?v=83w5QtQ800A

  11. sarvenaz says:

    Must watch:Dr masoud Pezeshkian speech in Iranian Majlis – Iran after election debate – Imam ali quote – 28.06.09
    http://www.youtube.com/watch?v=83w5QtQ800A

  12. ساسناز عزیز اینها همه سیاست بازی است. همین آقا خودش اگر شرافت می داشت نباید 30 سال در حکومت آخوندی می‌ماند و باعث ریختن خون ملت نمی‌شد. یقین بدان این روزها خیلی از اراذل و اوباش رژیم مظلوم نمایی می‌کنند طرفدارد ملت نشان می‌دهند و خود را به قول معروف به موش مردگی می‌زنند تا بلکه فردای سقوط حکومت گرفتار دادگاه‌های مردمی نشوند.

  13. اردی خان چرا پیشنهاد بیچاره وبلاگ نویس را غیر واقعی می دانی؟ اگر ملت متحد بود یقینا با کوچکترین حرکت هایی می توانست کل حکومت را یک روزه سرنگون کند قطع برق که کار زیاد مشکلی نیست. همان دو ملیونی که آمدند توی خیابانهای تهران اگر همزمان بدستور گروهی که آنها را رهبری می کند می توانند نه تنها سیستم برق تهران و دیگر شهرها را با مشکل روبرو کنند بلکه می توانند در دیگر زمینه ها هم کار شکنی کنند مثل ایجاد ترافیک سنگین ووو.
    وقتی ملتی متحد شد هر کاری ممکن است.

  14. daryush says:

    سو‌ء استفاده از شهيد
    با جمعي از دوستان دانشجو و استادهاي دانشگاه و آشنايان، براي تسليت گفتن
    به خانواده‌ي يكي از دوستان و همكلاسيهايم كه اهل شيراز و دانشجوي
    كارشناسي ارشد دانشگاه تهران بود و در ماجراي كوي دانشگاه توسط نيروهاي
    رژيم به شهادت رسيده بود به منزل ايشان رفتيم. پسر بسيار خوب و
    معاشرتي‌اي بود و خيلي هم از نظام حاكم انتقاد مي‌كرد و براي شركت در
    گردهمايي‌هاي اعتراضي، هميشه پيشگام بود و با شور و حرارت، ديگران را هم
    تشويق مي‌كرد.
    وارد كوچه‌ي محل سكونت خانواده‌اش كه شديم از تعجب خشكمان زد! روي آگهي
    ترحيم و پارچه‌ نوشته‌هاي نصب شده براي تسليت، جلوي اسمش نوشته بودند:
    “بسيجي شهيد”!

  15. daryush says:

    سو‌ء استفاده از شهيد
    با جمعي از دوستان دانشجو و استادهاي دانشگاه و آشنايان، براي تسليت گفتن
    به خانواده‌ي يكي از دوستان و همكلاسيهايم كه اهل شيراز و دانشجوي
    كارشناسي ارشد دانشگاه تهران بود و در ماجراي كوي دانشگاه توسط نيروهاي
    رژيم به شهادت رسيده بود به منزل ايشان رفتيم. پسر بسيار خوب و
    معاشرتي‌اي بود و خيلي هم از نظام حاكم انتقاد مي‌كرد و براي شركت در
    گردهمايي‌هاي اعتراضي، هميشه پيشگام بود و با شور و حرارت، ديگران را هم
    تشويق مي‌كرد.
    وارد كوچه‌ي محل سكونت خانواده‌اش كه شديم از تعجب خشكمان زد! روي آگهي
    ترحيم و پارچه‌ نوشته‌هاي نصب شده براي تسليت، جلوي اسمش نوشته بودند:
    “بسيجي شهيد”!
    خشم عجيبي در وجود پدرش موج مي‌زد به طوري كه به سختي مي‌توانست صحبت
    كند. گفت كه پيكر پسرش را به شرطي حاضر شده‌اند تحويل بدهند كه برگه‌اي
    را امضا كند كه در آن نوشته بود پسر ايشان يك بسيجي بوده و در درگيريهاي
    اخير، به دست اراذل و اوباش مخالف جمهوري اسلامي به شهادت رسيده. گفته
    بودند يا اين برگه و شكايت عليه اراذل و اوباش را امضا مي‌كند و جسد پسرش
    را تحويل مي‌گيرد و مي‌رود، يا او و بقيه‌ي اعضاي خانواده‌اش را هم
    مي‌فرستند پيش پسرش

  16. تنها says:

    من یه سری از خاطرات زندانیان سیاسی دهه شصت رو خوندم.میگفتن زندان بانها زندانی ها رو با شلاق مجبور میکردند فیلم های محسن مخملباف رو ببینند و اگر کسی نمیخواست ببینه مجازاتش شلاق و انفرادی بود.واقعا ببینید ماها ماها ما ایرانی ها چقدرچقدر حقیر بدبخت و فلک زده شدیم که مخملباف شده سخنگوی ما ایرانی ها در خارج.این آقا که چندسالی افغانستان بود و بعد با پاچه خواری تابعیت فرانسوی رو سه سوته گرفت.از اون طرف هم محسن سازگارا که خودش موسس سپاه فاشیستی بوده میخواد رهبر بشه.فکر کنم ضربه ای که شاه به چپی ها و روشنفکران اون موقع زد حالاحالا باید تاوانشو ماها پس بدیم

  17. تنها says:

    منتظر حمله نظامی آمریکا به ایران باشید.آنها می آیند از آنور آبها و بمباران میکنند بخش های نظامی و هسته ای رژیم ملایان را

  18. helen says:

    چطور دلت مياد به اين قيام زيبا كه راهى به soyee دمكراسى كه شايد ۱۰۰ سال طول بكشه به دست بياد با اين ديد كه نبايد راى ميداديم نگاه كنى اين نگاه خيلى سطحى به چنين مسأله عميقى ؟؟؟؟ مگر غرب چنين شرايطى حتى خيلى بدتر از اين رو ۳۰۰-۴۰۰ سال پيش طى نكرده؟ اين ها همه راهى به سوى azadist و بدون خونريزى به دست نمى آد ! به اين فكر كن كه اولين كشور در خاور ميانه هستيم كه سوى دمكراسى ميريم ،لطفم تاريخ انقلاب farnse رو بخون يا انقلاب در keshvarhaiee غربى كه حالا به دمكراسى رسيدن تا ببينى كه همين جور شروع شده و batahrim انتخابات هيچ مشكلى حال نمى شد ولى حالا اميد هست كه ۵۰ -۱۰۰ سال آينده زودتر يا ديرتر دمكراسى به دست بياد ، نه اينكه نااميد بشينيم تو خونه و خوشحال باشيم كه راى نداديم و تحريم كرديم

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر