Feb 26 2009

پدیده مذهب

نوشته: خُسن آقا    :::       15 پیام

مدت زیادی است که روی این موضوع فکر کرده ام، شاید این موضوعی باشد که بیشتر از هر موضوع دیگری مغز مرا به خود مشغول داشته.
همیشه از خودم این سوال را پرسیده ام، چرا انسانها با اینکه بر اساس داده های تاریخی و شواهد غیر قابل انکار مذهب را که بیشترین جنگ ها، بدبختی ها و فقر و فلاکت ها را بر سر انسان آورده باز هم دنباله رو آن هستند. فکرش را بکنید مذهب اسلام با شمشیر به ملت ایران تحمیل شد با این حال اکثریت ملت ایران آنرا عزیز می دارند. سی سال حکومت وحشت و جنایت خمینی هم نتوانسته هنوز ملت را بیدار کند. مساله خنده داری که نظر مرا در این مقوله بیشتر از همه چیز به خود جلب می کند این موضوع است که وقتی انسانی از یک مذهب نا امید می شود و آنرا ترک می کند، بلافاصله به یک مذهب دیگر روی می‌آورد، تنها عده معدودی مذهب را برای همیشه ترک می‌کنند، از خودتان پرسیده‌اید چرا چنین است!؟
واقعا چه معجزه‌ای در مذهب وجود دارد که انسانها را چنین به خود جذب می‌کند؟ بطور کلی هیچ یک از مذاهب موجود در دنیا بر اساس منطق برپا نشده‌اند. اکثر داده‌های مذهبی گاهی اوقات نه تنها منطقی نیستند که بر عکس خیلی هم مسخره و خنده‌دار هستند(برای ورود به بیت الخلا باید اول پای چپ را پیش گذاشت!!)
نگاهی سطحی به همین اسلام خودمان هر انسان آگاهی را از خنده روده بر می‌کند که چگونه این همه انسان (بیش از یک میلیارد و سی صد و چند میلیون) می‌توانند پیرو این قوانین خنده دار و بی سرو ته باشند!؟ کافی است شما کمی از مذهب فاصله بگیرید تا کلیه قوانین آن مذهب برای شما خنده دار شود.
نگاه کنید به وضع زنان در اسلام، بعد از خود بپرسید چگونه انسانی می‌تواند پیرو مذهبی باشد که او و هم جنس‌های ش را نصف یک مرد به حساب می‌آورد، تازه این نصف هم در عمل به ربع هم کمتر تقلیل می‌یابد.
واقعا چرا چنین است!؟
گاهی اوقات فکر می‌کنم مکانیزم ترس که در مذهب تعبیه شده (ترس از دوزخ و الخ) باعث می‌شود که انسانها از خروج از مذهب دوری می‌جویند. آیا واقعا این تنها دلیل است!؟ گمان نمی‌کنم. پدیده مذهب قوی تر از آن است که تنها با این یک ابزار بتوان این همه انسان را تحت کنترل در آورد. باید مکانیزم دیگری هم باشد.
موضع دیگری که در اسلام خصوصا در فرقه شیعه نظر مرا به خود جلب کرده مساله نماز و عزاداری است.
وقتی انسانی مجبور شد روزانه 5 مرتبه عملی را انجام دهد باعث خواهد شد که این پدیده تبدیل به عادت شود و همگی می‌دانیم که ترک عادت موجب مرض می‌شود! مگه نه!؟ فکرش را بکنید شما هر روز 5 بار کاری را تکرار کنید، یقین بدانید که بعد از مدتی دیگر اگر آن کار را ترک کنید احساس کمبودی در وجود شما احساس خواهد شد، حالا فرق نمی‌کند آن عمل شما چه باشد، باور ندارید آزمایش کنید! به همین دلیل است که یکی از گمانه زنی های من دور محور نماز و عبادت های دیگر در مذاهب دیگر جلب می‌شود. اینکه انسان را مجبور کنند روزانه یک عملی را هر چقدر مسخره تکرار کند باعث می‌شود که طرف به آن عمل معتاد شود.
می‌گویند حتی اعتیاد به مواد مخدر هم یکی از عوامل آن عادت به مصرف آن هست نه فقط تاثیر شیمایی آن. حتی اگر تاثیر شیمایی مواد مخدر زیاد تر از تاثیر عادتی آن باشد، باز هم مساله عادت به این عمل مشکل ساز می‌شود اگر خواسته باشیم اعتیاد را ترک کنیم.
خلاصه اگر شما هم مطلبی برای رمزگشایی این پدیده خانمان سوز به فکرتان می‌رسد به ما هم بگویید.
یک نگاهی هم به این مطلب خیلی قدیمی بیندازید چونکه ربطه تنگاتنگی با پدیده اسلام دارد.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 9:53 pm در بخش: اسلام و مسلمین

15 پیام  |           

15 پیام به “پدیده مذهب”

  1. ایران آزاد مى گویند:

    به نظر من عادت نمی تواند دلیل محکمی باشد به ویژه اگر عادت به یک عمل فیزیکی مانند نماز باشد. بسیاری از همین دینداران را دیده ایم که وقتی اذان خوانده می شود انگار یک بار سنگین روی دوششان گذاشته اند و با اکراه باید آن را به مقصد برسانند و خود نماز برایشان مانند اعتیادهای دیگر تسکین بخش نیست. به نظر من یک دلیل محکم همان ترس می باشد و دلیل دیگر هم ضعف و تناقضات ذاتی انسان است. افراد دیندار که عمری به گوششان بهشت و جهنم خوانده اند اصلا نمی توانند به خودشان اجازه دهند که به این موضوع فکر کنند که این اراجیف ممکن است دروغ باشند. زیرا در اینصورت به یکباره پشت خود را خالی می بینند و خلا عظیمی در وجود خود و زندگیشان احساس می کنند. دلیل دیگر شاید همین روحیه بندگی و اربابی باشد که به ویژه در جوامع شرقی وجود دارد. اینها به فرمانبرداری و در مقابل پاداش گرفتن عادت دارند که دینداری این نیازشان را ارضا می کند. البته برای دریافتن همه دلایل و ریشه ها نیاز به یک تحقیق گسترده تر که با داده های آماری هم ساپورت شده باشد نیاز هست. موفق باشی

  2. بهلول مى گویند:

    حاج حسن آقا
    می دونی اشکال کار کجاست ؟ راسش من هم نمی دونم! ببین تا حالا بچه شیرخوره را دیدی که وقتی می خوان ازش سینه مادر را بگیرن یا شیشه شیر رو ، یه چیز دیگه ای مثل پستونک باید جایگزینش کنند تا بچه ساکت بشه و ارام بگیره .
    حالا این جریان دین هم چیزیه مثل همین سینه و شیشه و پستونک !
    حتی از قبل از اسلام هم همین مردم مستقر در حکومتهای باستانی به چیزی اعتقاد داشتند . نمی دانم ماه بوده ، خورشید بوده ، آب بوده و یا هرچیز دیگه ای . به قول معروف همیشه یه چیزی داشتن برای آویزون شدن !
    حالا شما بیا و دین رو ازشون بگیر . خوب در مقابل چی داری بهشون بدی ؟ به قول همشهری های ما همینطور کتره ای که نیمیشد !
    یاد اون داستان بوجود آمدن تسبیح افتادم . میگن که این عربها زمان صدر اسلام می نشستن تو آفتاب و تکیه می دادن به آفتاب و با تخم هاشون ور می رفتن ! پیغمبر می بینه که اینا هیچ کاری ندارن به غیر از ور رفتن با تخم و بزرگ کردن اونها ! خلاصه تاریخ اختراعات شروع شد و چیزی به نام تسبیح در اداره ثبت اختراعات مکه ثبت شد . هم تسبیح می انداختن و هم دردود می فرستادن به کسی که این وسیله مهم رو اختراع کرد . حالا راس یا دروغش با راوی .

  3. خُسن آقا مى گویند:

    پاسخ به ایران آزاد
    دوست عزیز حق با شماست پدیده مذهب و به طور کلی هر اعتقادی پیچیده تر از این است که بتوان به این سادگی آنرا تجزیه و تحلیل کرد.
    این عادت را من به این دلیل مطرح کردم که در موارد دیگر هم غیر از نماز مشاهده می‌شود مثلا خانم‌هایی که قبل از انقلاب بی حجاب بودند امروز پس از سی سال دیگر حاضر نیستند حجاب را کاملا بردارند، حتی اگر به مذهب اعتقاد صد در صدی نداشته باشند. من این نمونه را زیاد دیده‌ام از خانم‌هایی که از ایران به غرب می‌آیند.

  4. خُسن آقا مى گویند:

    آقا بعلول من هم اتفاقا این داستان کشف تسبیح را یک جایی خوانده یا شنیده‌ام.

  5. سفید...سیاه مى گویند:

    خُسن آقای عزیز از نظر من انسان موجودیست که به سبب ندانستن از چند چیز بسیار می ترسد و جرات گفتن چند چیز را ندارد…
    انسان هیچ گاه ندانسته و نمی داند خود او و دنیای پیرامونش به چه صورت به وجود آمده است و بعد از مرگ چه غلطی می خواهد بکند و چون در این جهل همیشگی جرات گفتن کلمۀ “نمی دانم” را هم ندارد به خیالبافی و داستان پردازی می پردازد تا بلکه خود را راضی کند و به اصطلاح گول بزند.مشکل همین نگفتن “نه” به خود است.
    امزوز در بی بی سی آخوندی خبری مربوط به کشف رد پای یک و نیم میلیون سالۀ انسان در کنیا دیدم…در ادامۀ مطلب به یاد گفته های سه دین آخر در بارۀ پیدایش انسان افتادم.بعد دیدم که انسان چه قدر باید خر باشد یا خود را به خریت بزند که در مقابل این همه یافتۀ علمی و مدلل چشم خود را با چشم بند ایمان ببندد و داستان ها و اراجیف این سه دین را در مورد مسایلی که همواره چالش های ذهنی و علمی انسان ها بوده اند به راحتی بپذیرد…
    خسن آقا یک چیز خون آدم را به جوش می آورد و آن اینست که بسیاری از افراد مثلا تحصیل کرده در ایران که خیر سرشان در مقاطع بالای دانشگاهی هم درس می خوانند کاملا این اراجیف را باور دارند و مثلا داستان هایی نظیر ورود شیطان به جلد افراد به صورت فیزیکی ،جن،قصه های قرآنی مثل نوح و یوسف و …را که هیچ سندی در تاریخ از آنها موجود نیست را می پذیرند.
    خسن آقا من 21 سال دارم و فکر نمی کنم مثلا نوۀ من این اراجیف را باور کند.سرعت پس زدن دین بیش از پیش شده …چون رسانه و ارتباط آزاد دشمن دین و خرافات است.با این حال خیلی از آدم ها خود را به خواب می زنند تا شاید پاداش این خوابشان را از موجودی که هیچگاه نه اثری از او نیست و نه مثل سابق پایین می آید تا ب امور بندگانش رسیدگی کند بگیرند.
    خلاصه می گویم عواملی چون ترس (که خود به سبب جهل پدید می آید)، تقدس ،عادت،بی سوادی ،ایده آل سازی ذهنی از دین و…باعث پایداری دین تا امروز بوده اند…اما بعد از این من آیندۀ تاریکی برای دین می بینم.

  6. مانی خان مى گویند:

    حسن اقا جان برای همین است که گفته اند مذهب افیون توده هاست و بعد مارکسیسم افیون روشن فکر ها
    اقا معتاد میشی این آخوند ها در حوزه کارهائی میکنند که اگر بدونی سرت شاخدر میاره
    درس میخونند که بدبختها را چطور گرفتار دین یا مذهب کنند که تمام دارائیشان را بدهند این آخوند ها بخورند

  7. Nina مى گویند:

    مذهب مفهومی بسیار بسیار شخصی است!ببخشید- ولی شما نمی تونید به خاطر ضد مذهب بودن همه آدمهای دیگر را زیر سوال ببرید. نه اینکه فکر کنید من مذهبی هستم- اتفاقا من هم به هیچ مذهبی معتقد نیستم. ولی همه قرار نیست مثل من و شما فکر کنند. اگر کسی جواب سوالاتش را درمذهب پیدا می کند- خب چرا نه؟‌ یا اگر مذهب به کسی آرامش می دهد – چرا نه؟حتی اگر بخواهد ٥ بار در روز نماز بخواند و از هیاهوی دنیا و مسایل و مشکلات زندگیش دور شود. ‌مساله مذهب در ایران مقوله دیگری است. با همه چیز دیگر-فرهنگ و عرف و سیاست – قاطی شده و به همین دلیل ارزش خودش را از دست داده. و بقیه چیزها را هم به نوعی خراب کرده . ضمن اینکه بعضی جوامع واقعا به مذهب احتیاج دارند! چون خیلی ها خودشان خوب و بد را از هم تمیز نمی دهند!!!

  8. یلدا مى گویند:

    درود بر شما
    به نظر من نیاز به مذهب از ضعف انسانها ناشی میشه
    سفره های نذری، رفتن به امامزاده، دعا و عزاداری و … همه برای اینه که طرف حاجتی داره و خودش از پس اون بر نمیاد پس دست به دامن یه نیروی دیگه میشه، یکی میره پیش فالگیر و دعا نویس ، یکی میره دخیل می بنده،اون یکی هم دست به دامن امام زمان فرضیش میشه
    در مورد نماز و سایر عبادات هم باز ترس از جهنم و آتیش و این چیزهاست.که اون هم ضعف آدمه. اگه کسی بتونه به حدی از رشد فکری برسه که دلایل عقلانی هر پدیده رو بدونه و ترسهای واهی رو از خودش دور کنه و با همون منطق راه درست زندگیش رو پیدا کنه مطمئنا نیازی به مذهب نخواهد داشت . حتی من معتقدم نیاز ما به خدا و پرستش هم ناشی از ضعف ماست.
    پاینده باشید و همواره خرد گرا

  9. david مى گویند:

    به نظر من تمام مذاهب انسان و از يك سري كارها منع ميكنند واسه بقا يا براي به سعادت رساندن انسان ! انسان موجود آزاديه و زير بار اين گونه محدوديت ها نميره من كه 20 سالم هست اينو فهميدم اما نميدونم چرا اونهايي كه سن نوح دارن نمي فهمن وقتي از بچگي شسشتشوي مغزي ميدن اينجوري ميشه با چشم بسته سر آدم و ميكنن تو مستراح ميگن دين گفته خيلي سخته حسن آقا خيلي سخته خوايي كسي و متقاعد كني كه دين مذهب و … وجود نداره من كه ديگه نا اميد شدم به نظر من اعتقاد مثل يك ميخ هست و قتي اونو به ديوار محكم بكوبي در اوردنش خيلي سخته و شايد ناممكن !!! حالا چه برسه تغييرش بدي
    شاد و پيروز و سربلند باشي

  10. خُسن آقا مى گویند:

    Nina خانم این که می‌فرمایید مذهب مساله شخصی است تا آنجایی می‌توانم از شما بپذیرم که مذهبیون نیان دنیای من و دیگران رو خراب کنند! اگر چنین کردند که معمولا 99 درصد مذهبی‌ها این کار را می‌کنند، آنوقت به من مربوط می‌شود.

  11. ملا حسنی مى گویند:

    حسن آقا
    می بینم کم کم داری به راه راست هدایت میشوی.
    عرضم بحضور شما من فکر میکنم علت نیاز و رویکرد انسان به مذهب همانند همان مثال خوبی است که یکی از دوستان در کامنت های بالا اشاره کرده است. یک نوزاد وقتی احساس گرسنگی میکند یا ممه مامانش را به او می مکد یا هرچیزی که دم دستش بیاید فرو میکند توی دهانش. او با مکیدن یک شیء پلاستیکی به نام پستونک احساس آرامش میکند ولی گرسنگی اش سر جای خودش هست.
    روی آوری انسان هم به مذهب همینطور است. یک احساس درونی همیشه در انسان هست به سمت قدرتی برتر. یک زمان در برابر خورشید به سجده می افتاد یک زمان در برابر یک درخت تنومند. یک زمان هم در برابر یک مجسمه.
    شما برو توی یکی از این امامزاده ها و یواشکی گوش کن به راز و نیاز آدمهای فقیر یا گرفتاری که آمده اند آنجا تا مثلا بچه فلج شان شفا پیدا کند.
    می بینی تصور آن بیچاره این است که آن امامزاده لابد دارای یک قدرت خارق العاده است که هر کاری میتواند بکند حتی بچه فلج را مثلا بهبود دهد.
    بطور خلاصه مذهب زاییده ضعف انسان در برابر ناملایمات زندگی است. هرچه زندگی سخت تر باشد توجه و نیاز انسان به مذهب بیشتر میشود.
    حالا این شدت و ضعف را در جوامع مختلف با چیزهای مختلف میشود تغییر داد. مثلا عده ای هستند که هر وقت مشکلات زندگی به آنها فشار می آورد به مواد مخدر روی می آورند بعضی فقط با موسیقی آرام میشوند. بعضی با رقص بعضی هم با گریه.
    مذهب ما از نوع گریه است. یعنی طرف برای آرام شدن گریه میکند. بهانه گریه را هم چیزی درست کرده اند به نام صحرای کربلا و روضه و این چیزها.
    خلاصه تر اینکه انسانها در برابر نیاز به مذهب مختلف اند. ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که همه مثل ما باشند.
    اما همه اینها یکطرف. دخالت دادن مذهب در سیاست و اداره جامعه طرف دیگر.

  12. آرمین گیله‌مرد مى گویند:

    سلام … انسان تنبل و خودکامه و برای ارضای این تنبلی و خودکامگی، که انسان را فقط از روی باور و ایمان کامل میکند، بدون هیچ دردسر و فشار فکری و … و … همه چیزدان و بیگناه میشود و عمر جاودان پیدا میکند. هروقت هم جامعه اخلاقش عوض شد، ادیانها اصلاح شدند و ادیان جدید به بازار امدند و یا برای ماندگار شدن لباس عوض کردند … یا باور یا فکر و بشری که ما هستیم، چه خیال میکنی کدام راه انتخاب میکنیم!؟ خود عمل کنیم و دسته پنجه نرم کنیم یا دعا؟ یا بگوییم نمیدانیم و بدنبال جواب فکر و کوشش کنیم و روی مغض فشار بیاوریم تا درک کنیم یا بگوییم خواست خدا بود و خدا آفرید؟ و ….

  13. Name مى گویند:

    این مهمترین اصلی ترین و اساسی ترین موضوعی است که باید بررسی کرد. تا این سرطان از ریشه کنده نشود هر تلاشی برای بهبودی و رهایی بی اثر یا خیلی کم اثر خواهدبود.
    بلاخره رسیدی به اصل موضوع یا به قول عرب های ملخ خور امل فساد.

  14. بهلول مى گویند:

    فقط خواستم بگم که این شله زرد و شیر برنج هایی که نذری میدن آی می چسبه آی میچسبه !

  15. ناباور مى گویند:

    درود دوست عزیز
    راستش این برای من هم همیشه جای سوال بوده. به ویژه اینکه من خودم به طور خدادادی! بیدین و شکاک بودم و هر چی در خانه و مدرسه ارشاد شدم؛ زیر بار حرف زور نرفتم که نرفتم!
    چند وقتی هست که دارم بنیاد های علمی اعتقاد را بررسی می کنم. به هر حال هر چیزی که هست این اعتقاد باید ریشه در فرگشت (تکامل) ما انسان ها داشته باشه. برای اطلاعات بیشتر شما را ارجاع می دم به سه نوشته از سه دوست خوبم در این زمینه:
    چگونه مغز خدا را خلق می کند؟
    http://avayemoj.com/2009/02/16/born-believers/
    ذهن ها و خدایان
    http://philophil.wordpress.com/2009/02/05/minds-and-gods/
    خدای داروین
    http://talentedmoron.blogspot.com/2008/11/darwins-god.html
    پاینده باشید

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر