Feb 23 2009

نفاق بینداز و حکومت کن

نوشته: خُسن آقا    :::       9 پیام

یکی از شاخصه‌های اصلی حکومت آخوندی از روز اول بوجود آمدن این بوده که نفاق بیندازد و حکومت کند. در این پروسه حکومت بسیار هم خوب عمل کرده. اگر به روزهای اول انقلاب برگردیم می‌بینیم که همین روند باعث شد تا گروهای مختلف را اول در مقابل هم قرار دهند و بعد یکی یکی حذفشان کنند.
امروز رژیم آخوندی بیشتر از قبل نیاز به این شگرد دارد. یکی به این دلیل که تقریبا می توان گفت رژیم در بین تمام اقشار مردم بجز نیروهای سرکوبگرش، بین همه اقشار دیگر منفور شده و همین مساله ترسی در دل سردمداران انداخته و همین ترس باعث شده که روند نفاق بینداز و حکومت کن را تند تر کرده، این تند شدن گاهی اوقات ممکن است حتی نیروهای درون رژیم را هم در همان آتش بسوزاند.
نکته‌ای که باعث شد این مطلب را بنویسم مساله دفن تابوت‌های خالی در دانشگاه‌ها ست. در این درگیر اخیر اینجا و آنجا خوانده‌ام که بعضی از دانشجوها این استدلال را مطرح می‌کنند که رژیم با دفن این تابوت‌ها در دانشگاه‌ها می‌خواهد بوسیله آن پای نیروهای سرکوبگرش را به داخل دانشگاه باز کند. این استدلال و تئوری به نظر من غلط است. اول از همه رژیم هیچگاه برای ورود به جایی نیاز به دعوتنامه یا دلیل نداشته، هر جا که خواسته، مغول وار وارد شده. پس چرا این درگیری بوجود آمده!؟ به نظر من همانگونه که نوشتم این دفن کردن‌ها پس از بیش از 20 سال بعد از جنگ چه معنی دارد!؟ و چرا رژیم روی این مساله پافشاری می‌کند و حتی حاضر است این همه هزینه برای آن بپردازد، و حتی کار را به جایی می‌کشاند که خود سید علی چلاق هم وارد معرکه می‌شود!؟ این پروژه به نظر من برای این طراحی شده که بین دانشجوها که طبقه رهبری کننده جامعه هستند را با آن طبقه‌ای که عزیزانشان را در جنگ از دست داده‌اند رو در رو قرار دهند، توجه داشته باشید که این تابوتها با اینکه همگی می‌دانیم تابوت‌های خالی بیش نیستند، ولی برای عامه مردم اینها سمبل مقاومت جنگ با عراق است. همه می‌دانیم که حتی آنهایی که در جنگ خون داده‌اند و مملکت را حفظ کردند و از طرفی هم باعث دوام رژیم شدند هم با این رژیم مخالف‌اند. مگر نمی‌بینید که هر از چندی معلولین جنگ بخاطر فقر و دیگر مشکلات زندگی دست به اعتراض می‌زنند؟ حتی یکی از آنها خود را همین ماه در مقابل مجلس به آتش کشید(حجت الله فرزاد جانباز شیمیایی). حکومت می‌داند که ماه‌های آینده، ماه‌های بسیار حساسی است و به خوبی می‌داند که جو جامعه شدیدا متشنج است، تشنجی که از یاس سرچشمه می‌گیرد، تشنجی که از وضع بد اقتصادی سرچشمه می‌گیرد، تشنجی که از رویارویی‌های سیاسی ریشه می‌گیرد و یک جرقه کافی است تا کل خرمن آخوندی را به آتش بکشد. به همین دلیل گمان می‌کنم که ملاها دست به این مانورها می‌زنند تا در بین اقشار مختلف اختلاف بیندازند و به خیال خودشان بتوانند به عمر رژیم بیفزایند.
برعکس تحلیل بعضی دانشجویان فعال گمان من بر این است که مخالفت با این شعبده تابوت بازی‌های رژیم و مخالفت آنها باعث خواهد شد که ملاها به وجحه‌ای حق به جانب دست به سرکوب بیشتر دانشجوها بزنند و همزمان موفق شوند در بین اقشار مختلف جامعه شکاف و نفاق ایجاد کنند.
همین پروژه را هم به طریق دیگر رژیم در برابر نیروهای بیرون از ایران و درون ایران دامن می‌زند. نمی‌بیند هر جا خارج نشین‌ها بحثی راه می‌اندازیم، یک عده مجهول الهویه یک مرتبه سبز می‌شوند و دعوای حیدری نعمتی راه می‌اندازند که چرا شما که از ایران “فرار” کرده‌اید در کار ملت ایران دخالت می‌کنید و الخ.
خلاصه مطلب اینکه باید هشیار بود و اجازه نداد که رژیم طبقات مختلف ملت را در مقابل هم قرار بدهد.
در عوض اگر ملت هشیار باشد می‌تواند بین نیروهای آخوندی نفاق بیندازد و با مانور دادن روی این تئوری رژیم را از درون تضعیف کند.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 7:19 pm در بخش: ملای حیله گر

9 پیام  |           

9 پیام به “نفاق بینداز و حکومت کن”

  1. شیمبل مى گویند:

    از ایت تحلیلت خیلی حال کردم.
    آلتت برقرار باد

  2. پیلتن پاکزاد مى گویند:

    هموطنان
    برخلاف آنجه که فکر میکننید ما ایرانیان حق رای داریم و رای ما هم موثر است. البته این رای بصورت مرسوم بقیه کشورهای دنیا که مردم به پای صندوقهای رای میروند و نظرشان را میدهند نیست. بلکه در حکومت پلید آخوندی رای دادن بصورت عملی و با پای صندوق رفتن یا نرفتن داده میشود. برای آخوندها فرقی نمیکند که ما چه بداخل صندوق بریزیم. آنها هرچه که بخواهند و به هر مقدار که بخواهند از داخل صندوقها در میاورند. کما اینکه در انتخابات قبلی طبق آمار رسمی وزارت کشور تعداد افرادی که در شمیرانات رای داده بودند 5 برابر تعداد افرادی بود که قانونن میتوانستند رای بدهند. صدام حسین بدبخت با تمام وقاحتش فقط صد در صد رای از داخل صندوقها در آورد. ولی آخوند برای ما پانصد در صد رای در آورد. حال گیریم که همه مردم بیکار تهران محله های خود را ول کرده بودند و به شمیران رفته بودند تا در صف های طولانی بایستند و رای بدهند. در مورد چابهار چه میگویید. تعداد آرای در آمده از صندوقهای چابهار یکصدوپنجاه درصد آمار افراد واجب شرایط بود. آنهایی که با چابهار آشنایی دارند میدانند که جمعیت آن بقدری کم است که اگر همه مردم فاصله یکصد کیلومتری اطراف چابهار را هم جمع کنید نمیتوانید این تعداد آرا از داخل صندوقها در بیاورید. خوشبختانه هر چه در چابهار جمعیت کم است، غیرت زیاد است. و مردم غیور چابهار نماینده از صندوق در آمده را با کتک از نماینده شدن منصرف کردند. این روال در بقیه کشور هم بهتر نبود و تعداد شهرهایی که چند صد برابر رای آورده بودند کم نبود. خود میتوانید تصور کنید که میزان تقلب چقدر بوده است. تنها چیزی را که آخوند نمیتوانست در آن تقلب کند حوزه های خالی از مردم بود. کما اینکه آنها سعی خودشان را کردند. علاوه بر اینکه اتوبوس و کامیونهای ارتشی به دهات و شهرستانهای اطراف فرستادند تا رای دهنده به تهران بیاورند و این رای دهندگان را هم به چندین حوزه رای گیری فرستادند. آنها حوزه های مخصوص نمایش هم درست کردند که خبرنگاران داخلی و خارجی از آنها عکسبرداری کنند. ولی خبرنگار زرنگ خارجی بهتراز آخوند درسش را بلد بود. آنها این اتوبوسها یی که رای دهندگان را به شعبه های نمایشی می آوردند تعقیب کردند و عکس آنها را در شعبه های نمایشی بعدی در حال رای دادن گرفتند و با انتشار آنها آبروی نداشته جمهوری اسهالی را بیشتر بردند. اینجاست که به قسمت دوم حرفم یعنی رای ما موثر است میرسیم.
    برای آخوند هیچ مهم نیست که من و شما چه فکر میکنیم و چه میخواهیم. او توی سر ما زده و ما را توی سوراخ کرده. تنها چیزی که حالا لازم دارد اینست که از ما استفاده نمایشی بکند تا بتواند با بقیه دنیا معامله کند. تا زمانی که آخوند بتواند به دنیا بقبولاند که هنوز سرپا خواهد ایستاد، دنیا با او معامله خواهد کرد. هیچیک از ممالک دنیا نگران حال من و شما نیستند. آنها فقط در پی منافع مردم خود هستند. تغییراتی که در رفتار مردم دنیا نسبت به این حکومت میبینید نتیجه چندین انتخابات اخیر است. تا موقعی که این حکومت کاملا از مردم جدا نشده بود، همه این کشورهایی که امروز ایران را مود تحریم قرار داده اند برای معامله کردن با ایران سرودست میشکستند. ولی از وقتی که حوزه های خالی را دیدند و دانستند که این حکومت در حال کشیدن نفسهای آخرش است. رفتارشان عوض شد و حالا دارند خود را آماده میکنند که دوستان حکومت جدید و دشمنان حکومت فعلی باشند. اولین کشوری که این مانور را شروع کرد روباه پیر انگلیس بود. به آخوندها که در حقیقت نوکرانش هستند دستور داد تا مقابل سفارت انگلستان تظاهرات راه بیاندازند و به آن سنگ بیاندازند. البته همانطور که ملاحظه فرمودید خون از دماغ کسی هم نیامد و جنگ جنگ زرگری بود. حالا بقیه هم به این صف پیوسته اند. آخرین کشوری که تغییر جبهه داد سوریه است که تا بحال سفره اش با پول مردم ایران رنگین بود ولی حالا در کنار مردم بحرین در مقابل ایران ایستاده است. من نمیگویم که فردای روز انتخابات آخوند از پای این سفره کرم بلند میشود و ما را بحال خود میگذارد. نه، هنوز چند سالی دیگر طول خواهد کشید و ما سختی های بسیاری در پیش داریم تا این زالوها را از تن بزداییم. ولی حوزه های خالی انتخابات به مردم دنیا از عزم ما اطلاع میدهد و این دوران سخت را کوتاه تر میکند. عوض کردن سیاست های دنیا مثل دور زدن کشتی های بزرگ است. طول میکشد تا دور بزند. ما با چند تحریم گذشته این کشتی را وادار کرده ایم که شروع به دور زدن کند. پایداری کنید و فریب مار خوش خط و خال خاتمی را نخورید تا از شر این حکومت راحت شویم. بدون پول نفت دیگر بسیجی و مزدور فلسطینی به خیابان نخواهند آمد که چماق توی سرتان بکوبند.
    ارادتمند
    پیلتن پاکزاد

  3. اردی خان مى گویند:

    زلیخا گفتی و کردی کبابم… خسن آقا حرف دل ما را می زنی. ولی چه سود که یاسین تو گوش خر می خونی. رژیم اسهالی هم دندونهای مردم را شمرده و خوب می دونه که چطور باهاشون رفتار کنه. این مردم هنوز توی فیلمهای فارسی و بهروز وثوقی و جوجه فکلی زندگی می کنند. مردمی که حماقت سیاسی از سر و ریختشون توی خیابونهای تهرون داره بالا میره. نگاه به این تعداد وبلاگ – وبسایت نویس باشعور مثل بچه های خودمون نکن، چون هنوز هستند کسانی که توی ایران با همه سیستم و رژیم درگیر هستند ولی نمی دونم چه سری هست که وقتی رژیم از حربه شهید و جنگ و مفقود الاثر استفاده می کنه خام می شوند. این جریان تابوت خالی هم همونطور که گفتید قضیه قرار دادن مردم در برابر مردم هست. همانهایی که هنوز تو فکر کلاه مخملی و ضامندار دسته استخوانی زنجان هستند و فکر می کنند هر کی سر کوچه 5 تا را با هم با کله و مشت بزنه خیلی مردِ. چون اگر فردا روز یکی اون وسط دانشگاه با یه دختر حرف بزنه 20 تا حمله می کنند بهش که آهای به خون شهید بی احترامی میکنی و یا اعتراض و تظاهرات هم به اسم این که بالای قبر تروریستهای(بخوانید شهید) گرامی این سر و صداها بر پا شده این بار به ضرب گلوله سربی خنثی می شه. من یکی دیگه داره حالم از این همه حماقت عوام به هم می خوره.

  4. hala مى گویند:

    ياد بعضى nafraat
    كينه ام را زنده نگاه ميدارد
    مسعود behnud
    ابراهيم نبوى
    mohajerani

  5. آرمین گیله‌مرد مى گویند:

    سلام …حتی گاهی بنظر من می آید که خودمان مرزهای دیگری هم میسازیم …

  6. Sanaz مى گویند:

    سوالاتي كه از خاتمي كانديد رياست جمهوري بايد كرد:
    ملا خاتمي…١-مردم ما به يك نتيجه منطقي رسيده اند كه رابطه نداشتن
    با امريكا به ضررشان است
    اشما چي ميگيد?
    الف-به مردم مربوط نيست
    ب -هر چي سيد علي عظما بگه
    ٢-اگر وسط نماز به ايران حمله بشه
    الف-خدا رو فراموش ميكنيد ميرين تو دژ رهبري
    ب-به نماز ادامه ميدهيد تا دل رهبر و امت اسلامي را بدست آوريد
    ٣-اگر مثل”بم” كه زلزله آمد جايي سيل بيايد:
    الف-با هلكوپتر مي رويد سياحت
    ب-خود را در اسرع وقت به سيل زدگان رسانده لحافشان را مي دزديد
    ٤-در مورد گرمايش زمين چه ميكنيد
    الف-كولر از چين وارد ميكنيد
    ب-وقت گرابهاتون رو صرف “گفتگوي تمدنها” و انجمن باران ميكنيد
    ۵-اگر دكتر و انديشمندي درماني براي ايدز پيدا كرد
    الف-به جرم براندازي نرم ميگيردشون
    ب-بهشون توصيه ميكنيد از ايران بروند
    ٦-اگر كسي دروغهايي كه براي كانديد شدن مي گوييد را بعد از انتخاب به رختان بكشد
    الف-قبول ميكنيد كه اشتباه كرده ايد (جل الخالق)
    ب-همه چيز رو حاشا ميكنيد و ميگين هميني كه هست ميخواين بخواين نميخواين نخواين
    ٧-اگر خالد مشعل يا سيد حسن نصراله يا مقتدا صدر براي گرفتن مواجب
    ٢٠٠ ميليون دلاريشون در ايران باشند و در جنوب ايران زلزله بيايد :
    الف-ميگين الهي ملت ايران فداي امت اسلام و به آنها مي دهيد
    ب-اصلا به شما چه مربوطه?
    ٨-آيا سرگرمي به غير از فريب مردم دارين?
    الف-سرگرمي تهاجم فرهنگي غربيهاست
    ب-به كاست طنز آبكي سخنرانيهاي خود گوش داده هي هرهر و ريسه ميرين از خنده
    ٩-اگر جنگ شد پسرتون رو به جنگ ميفرستيد
    الف-اون هنوز دانشجو و خيلي چيزها رو نميفهمه
    ب-شما هم جدي گرفتينا قرار نيست از اين كارا بكنه شما بايد بفهميد يك آقازاده همون نجيب زاده است
    ١٠-دركنفرانس خبري راديوي ايراني خارج از ايران سوالي از شما ميكنه
    الف-ميگين “من اصلا اساسنامه شما رو قبول ندارم “غيض شتري ميكنيد
    عباتون ميپيچيد دورتون و مي ريد
    ب-هي عمر اين نظام رو زياد ميكنيد تا ديگر كسي از اين غلطها نكنه.
    من در زمان خاتمي ايران نبودم اما اينها چيزهايست كه من از زمان خليفه گريش فهميدم .

  7. Nahid مى گویند:

    takk for informasjon . det blir litt lettere å ha oversiket om hva som skjer i Iran takk igjen

  8. man مى گویند:

    هنوز هم روى نظرِ خود در مورد بالاترين هستى، يعنى فكر ميكنى كه كاسه اى زيرِ نيم كاسه هست؟ نظرتو اگر تغيير كرده يا هنوز روى باور قبلى هستى بگو.
    تو كه مثل جمهور اسلامى نيستى كه با كيهان هر چى مى خواهد ميگه و بعد انگار نه انگار!!

  9. ME مى گویند:

    درود بر شما گرامی
    وبلاگ زیبایی دارید.
    پیروز باشی
    ام – ای
    http://www.takavaran-tondar.tk

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر