Nov 21 2008

یک انسان روانی به تمام معنا

نوشته: خُسن آقا    :::       25 پیام

داشتم مطالبی را در رابطه با صادق محصولی می خواندم که رسیدم به این سه برادر (برادران باکری) به قول خودشان شهید! هر چه بیشتر در باره این سه برادر می‌خوانم، بیشتر به حال و روز رقت بارشان افسوس می‌خورم. ای بابا اینها مبارزه کردنشان هم از روی خریت محض بوده! باور ندارید بخوانید و خود قضاوت کنید.

بیانات شهید مهدی باکری قبل از شروع عملیات بدر
همه برادران تصمیم خود را گرفته‌اند، ولی من به خاطر سختی عملیات تاكید می‌كنم. شما باید مثل حضرت ابراهیم(ع) باشید كه رحمت خدا شامل حالش شد، مثل او در آتش بروید. خداوند اگر مصلحت بداند به صفوف دشمن رخنه خواهید كرد. باید در حد نهایی از سلاح مقاومت استفاده كینم.
هرگاه خداوند مقاومت ما را دید رحمت خود را شامل حال ما می‌گرداند. اگر از یك دسته بیست و دو نفری، یك نفر بماند باید همان یك نفر مقاومت كند و اگر فرمانده شما شهید شد نگویید فرمانده نداریم و نجنگیم كه این وسوسه شیطان است. فرمانده اصلی ما، خدا و امام زمان(عج) است. اصل، آنها هستند و ما موقت هستیم، ما وسیله هستیم برای بردن شما به میدان جنگ. وظیفه ما مقاومت تا آخرین نفس و اصاعت از فرماندهی است.
تا موقعی كه دستور حمله داده نشده كسی تیراندازی نكند. حتی اگر مجروح شد سكوت را رعایت كند، دندانها را به هم بفشارد و فریاد نكند.
منبع سایت آوینی
فکرش را بکنید! این آقای مهدی باکری که در دوران شاه دانشگاه رفته، چه چرندیاتی در مغزش بوده! باور کنید تازه دارم می‌فهمم چرا ما در دام این آخوندها افتادیم! وقتی دانشگاه رفته‌های ما مثل این آدم فکر(!!) می‌کردند، چه توقعی از من بیچاره باید داشت که در آن دوران هنوز دانش آموز بودم.
ایشان می‌فرمایند: “فرمانده اصلی ما، خدا و امام زمان(عج) است. اصل، آنها هستند و ما موقت هستیم، ما وسیله هستیم برای بردن شما به میدان جنگ”.
خوب مردک اگر شما وسیله هستید، دشمنانتان هم که گمراهانند! پس این خدای بیمار شما همه این گیتی را برای بازی کردن خودش ساخته!؟ واقعا منطق را می‌بینید. ایشان می‌فرمایند که خدای دانا و توانا و عقل کل مسلمانان همه این جهان هستی را برای تست کردن آفریده! انگاری یک بچه سه چهار ساله که با عروسک‌هایش یک دنیای خیالی می‌سازد و یکی را می‌کند کافر و دیگری را مومن و مدام آنها را به جان هم می‌اندازد تا آنها را امتحان کند!! باور کنید چنین خدایی یقینا عقل‌اش بیشتر از همین خاندان باکری نیست. حتی بچه‌های پنج شش ساله هم این روزها عقل شان بیشتر از عقل خدای این آقای باکری کار می‌کند.
آیا کسی هست که بتواند منطق این آقایان را برای من توضیح بدهد!؟ باور کنید من نمی‌فهمم چگونه ممکن است کسی بتواند از سد امتحان‌های سخت ورود به دانشگاه‌های دوران شاه بگذارد، با این حال از حل مساله‌ای به این سادگی عاجز باشد! جل الخالق این چه دنیایی است در آن زندگی می‌کنیم. تازه ببینید یکی از همین آقایان (صادق محصولی) حالا می‌گه ثروت‌اش امانتی است که امام زمان پیش او به امانت گذاشته!!!
این هم دستان زندگی این خانواده انقلابی و ایثارگر!!
تا قبل از انقلاب هر سه برادر عضو سازمان مجاهدین خلق بوده‌اند. اولی “علی باکری” در دوران شاه اعدام می‌شود. برادر کوچکتر “مهدی باکری” در جنگ عراق کشته شده. خود این آدم روانی هم بعد از چندین سال جنگ و کشت و کشتار عاقبت در جنگ عراق کشته شده و به خیال خودش شهید شده است تا با حوری‌های بهشتی 7 متری در بهشت محشور شود!!!
خدا یک عقل درست و حسابی به این آدم های نادان بدهد یک پول هنگفتی هم به من!

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 2:11 pm در بخش: نقد اسلام

25 پیام  |           

25 پیام به “یک انسان روانی به تمام معنا”

  1. سعید مى گویند:

    من روزی چند بار اینجا میام و مطالب رو می خونم.
    این مطلب آخر زیاد جالب نبود. اولاً توقع داشتین تو میدون جنگ چی بگن؟ دوماً اون بابا که الان اینجا نیست که بیایم ببینیم طرز تفکرش چی بوده. با یک جمله از یک خطابه که نمی شه قضاوت کرد. سوماً اینکه قبل انقلاب کجا بوده چیرو ثابت می کنه؟ همه در طول زندگی طرز فکرشون بارها تغییر می کنه! حالا کاری ندارم که از چی به چه گهی رسیده. ولی کلاً می گم یک کم منطقی تر نگاه کن به این متن آخری که ما رو هم خوش آید!

  2. خُسن آقا مى گویند:

    پاسخ با آقای سعید:
    دوست عزیز بنده ننوشتم اگر ایشان امروز بود چی می‌بود. من نوشتم در ان روزها چه تفکری داشته. تازه نیازی به “یک جمله از یک خطابه” ایشان نیست تا درک کنیم ایشان چگونه فکر می‌کرده. همین که از خمینی پیروی می‌کرده خودش گویای مطالب زیادی است.
    حقیر در آن سالها نه سن و سال و تجربه ایشان را داشتم و نه این همه در مسائل سیاسی وارد بودم و نه این همه مستقیما درگیر انقلاب بودم، ولی با این حال با همان مغز کوچکم درست 4 ماه بعد از انقلاب با خمینی مخالف شدم تنها بخاطر اینکه روزنامه آیندگان را بست و گفت قلم‌ها بکشنید. از آن روز هم تا مروز همه تلاشم را در راه نابود کردن عقاید آن شیطان پلید کرده‌ام،
    حالا چرا نباید همین توقع را از آقای باکری داشت!؟
    همین افراد بودند که پایه های حکومت آخوندی را مستحکم کردند. در حقیقت مقصر اصلی همین گونه افراد بودند.
    باید افکار این افراد را شکافت و نشان جوانان امروز داد تا مجددا گرفتار همین نوع فلاک نشویم. باید از تاریخ آموخت وگرنه همه این مشقت‌های این 30 ساله بیهوده بوده.

  3. KIA مى گویند:

    خدای اینها بسیار پست و مریض روانی و عاشق خونریزی است همان بهتر که این مردک مرد . این قیمت بسیار سنگین را باید ایران میداد (حکومت اسلامی) تا ما بدانیم با چه ادمهای مریض و خطرناکی هم وطن هستیم

  4. سپید...سیاه مى گویند:

    بله
    خیلی از کسانی که به جنگ رفتند تفکراتشان به همین صورت بود
    کافی بود ذره ای هوش به خرج دهند تا ببینند پسر کوسه نمای رفسنجانی در همان سالها کجا و با چه شرایطی در حال گذراندن تحصیلات عالیه بود…
    اتفاقا من بخشی از خاطرات همت را خوانده ام
    او هم روانی بود مثل بقیه شان
    باور ندارید بخوانید…

  5. کامبیز مى گویند:

    دردانشگاه شعوروفهم تدریس نمیگنند بایدخودداشته باشی گه ندارند.
    ———
    پاسخ:
    پاسخ: دوست عزیز همین که طرف می تواند مسائل پیچیده ریاضی را حل کند باید توان حل مسائل منطقی و ساده را هم داشته باشد. مشکل از آنجا شروع می شود که اینها خود را در بند اسلام گرفتار می کنند و از آنجاست که اینها اجازه سوال کردن و استدلال منطقی را از دست می دهند وگرنه همه اینها به اندازه کافی هم شعور داشته اند و هم آی کیو و هم همه امکانات دیگر.

  6. پولاد مى گویند:

    حسن جان فکر کن کشور ما در چه حدی از عقب ماندگی رنج می برد. این که دانش آموخته بوده حالا حساب آخوندهای ابله را بکن و ملتی که در جهل خودش غوطه ور است. دنیا دارد به شتاب می رود آن وقت تحصیل کرده های ما یا این جوری میشن ( هم شدن و هم گوسفند شدن) یا وقت اشان را به دنبال امضا کردن بیانیه های خنده دار در دفاع از خلیج فارس به هدر می دهند. دشمن زیر لحافمان است در آن سوی دنیا به دنبالش می گردیم. راستی از این ها گذشته این مقاله ارگان سپاه راجع به وب لاگ نویسی و اینترنت کار حسین درخشان نباشد؟ گویا می خواهند بسیجی ها و پاسداران را وارد عرصه وبلاگ نویسی کنند.

  7. خُسن آقا مى گویند:

    آقا پولاد من گمان می‌کنم حسین درخشان گرفتار اختلافات درونی شده و تا مدت زیادی دستش از دنیا کوتاه خواهد ماند.
    آخه اطرافیان رئیس جمهور منتخب بدجوری بند کرده‌اند به بازاری‌ها و این آقا هم که به شکلی نماینده بازاری‌ها تهران در اروپا بوده(برخلاف تظاهری که در وبلاگش می‌کرد)، حالا گویا می‌خواهند یک گوشمالی بهش بدن. بیچاره جوان بی شعور بدجوی خودش را توی دردسر انداخته. این بدبخت بجای اینکه وارد این بازی‌های خطرناک شود می‌توانست توی اروپا برای خودش یک دکان قالی فروشی باز کند و زندگی خوبی داشته باشد فقط مشکل‌اش در این بود که گمان کرده بود علی آباد هم دهی است.

  8. آرمين گيله​مرد مى گویند:

    سلام … منطق برجسته از ترس و خودوالابينی قابل توضيح و توجيح نيست، فقط ميشود قبول کرد که موجود هست و چاره​ای برايش انديشيد ….

  9. در به در اروپا مى گویند:

    “امام جمعه اصفهان:74 درصد دختران ايراني باكره به خانه بخت نمي روند”
    *الا اي شيخ جویای بکارت
    به لاي پاي دخترها چه کارت؟*
    “امام جمعه اصفهان:74 درصد دختران ايراني باكره به خانه بخت نمي روند”
    ” امام جمعه اصفهان گفته است 74درصد دختران ما باكره نيستند! پيام آور از ايشان
    مي‌پرسد: شما اين آمار را از كجا آورديد؟ آمار مربوط به اصفهان است و يا كل
    كشور؟ امام جمعه مي‌فرمايد: من با اين وضع فساد و فحشا حدسي گفتم، البته
    آقاياني هم كه اطلاع دارند و نزد من مي‌آيند تائيد كرده اند……” سایت
    اینترنتی «پیک نت»
    الا اي شيخ جویای بکارت
    به لاي پاي دخترها چه کارت؟
    تو فرمودي بکارت ها که پاره ست
    دقيقاً درصدش هفتاد و چار است
    ببينم از کجا آوردي آمار؟
    ز جمع آشنايان يا ز اغيار
    شمارش را به ديگر کس سپردي
    و يا خود رفتي از داخل شمردي؟!
    تو از هرکس که ارقامش شنفتي
    چرا زان بيست و شش درصد نگفتي
    نگفتي بيست و شش درصد بکارت
    نشان باشد ز انواع اسارت
    گروهی باکره، از سکس دورند
    کزین بابت گرفتار غرورند
    گروهي ترس خورده، صاف و ساده
    اسير انجماد خانواده
    گروهي پاي بند دين و مذهب
    به شدت باکره ، اما معذب!
    شما که دختري را سن نُه سال
    به شوهر ميدهي راضي و خوشحال
    چرا خواهي اگر شوهر نکرده
    شود چل ساله ، سالم مانده پرده؟
    بیا و دست بردار از حقارت
    نچسب ای شیخ نادان بر بکارت
    بکارت مال دوران های دور است
    به زن های جوان تحمیل زور است
    بکارت نیست معیار نجابت
    نجابت را چه بشناسد جنابت!
    نجابت، شیخ نادان، پرده ای نیست
    به اینکه داده ای یا کرده ای نیست
    نجابت چیست؟ حق کس نخوردن
    بکارت چیست؟ مال کس نبردن
    نه بین مردمان اخلاق و عصمت
    به میزان بکارت گشته قسمت
    فریب مردمان، ضد عفاف است
    نه آن کاری که در زیر لحاف است
    که هر آمیزشی قبل از عروسی
    بود یک مطلب خیلی خصوصی
    مبر سر را درون بستر خلق
    که بینی گوزشان را تا ته حلق
    خودت شام زفاف ای شیخ بد ذات
    بکارت داشتي ارواح بابات؟
    تو با آن حجت الاسلام فاکر
    چگونه میتوانی بود باکر؟
    برای تو کسی پرونده هم ساخت
    و يا بر پشت و پيشت کنتور انداخت؟
    (در کون شما کنتور اگر بود
    سر یکهفته کنتور هم دمر بود
    اگر یک روز باشی توی حوزه
    بواسیرت بچسبد زیر لوزه)
    تو هم حالا به اين حد از جسارت
    ز دخترها طلب داري بکارت؟
    چه میفهمی تو قانون طبیعت
    که میآئی ز مادون طبیعت
    چه دخترهای نوزادی که گه گاه
    ندارند این بکارت را به همراه
    به آنها چون خدا پرده نداده
    شوند البته که بی پرده زاده
    ترا گر اعتراضی هست حالا
    بگو با حضرت باریتعالی
    که ای پروردگار پاک عالم
    چرا پرده ندادی خاک عالم!
    امام ِ جمعه آ! بر خویش رحمی
    بکن کاری که یک قدری بفهمی!
    بدن ها فرق دارد با بدن ها
    خصوصاً مال دخترها و زن ها
    همه یک شکل و جور و قالبی نیست
    نمی فهمی؟ زن است این، طالبی نیست
    یکی را پرده باشد نازک و ُترد
    شود زائل اگر یک ضربه ای خورد
    یکی را پرده کشدار و غشائی است
    مثال شخص آقا ارتجاعی است
    که تا وقتی که آن بانو نزاید
    از آن یک قطره هم خون در نیاید
    یکی هنگام ورزش داده از دست
    یکی تا آخرش همراه او هست
    تو آمار از کجا کردی فراهم
    بیا یکخرده آگه کن مرا هم
    من اینها را که گفتم مستند بود
    قوانین ازل بود و ابد بود
    ندارد حرف من ردخُور ز قرصی
    ولی تو باید از دکتر بپرسی
    که او بی پرده تر از پرده گوید
    برایت واضح و گسترده گوید
    ***
    امام ِ جمعه آ، یک چیز دیگر
    نمیدانی، نمیفهمی، مکرر!
    اگر شد پرده ای هرگونه پاره
    تجارت، کرده پیدا راه چاره
    بدوزد پرده را نرس و پرستار
    خدایا زین معما پرده بردار!
    (بکارت را ز مریم باید آموخت
    که بعد از زایمان هم میتوان دوخت)
    بکارت چیست قفل حفظ ناموس؟
    نجابت در پس اش محفوظ و محبوس؟
    اگر داری دلارش یا ریالش
    بزن آن را بخیّه، بی خیالش!
    تجارت، میکند حفظ بکارت
    بود ناموس ها دست تجارت
    اگر دارای ناموسی از این راه
    به بی ناموسی ات صد بارک الله
    امام ِ جمعه آ ! قدری حیا کن
    دکانی دیگری این جمعه وا کن
    مناسبتر ُپرش کن این دکان را
    که بشناسی همه اجناس آن را
    فوراگزامپل دکان بول و غایط
    بخور آنقدر تا جانت درآید

  10. یلدا مى گویند:

    درود بر شما
    از اینکه از طریق وبلاگ علیرضا رضایی با شما آشنا شدم بسیار خرسندم

  11. خُسن آقا مى گویند:

    شرمنده می فرماید یلدا خانم.

  12. Sanaz مى گویند:

    كشوري قويست كه از لحاظ اقتصادي قوي باشد . همين . ايران بايد بشود يك كشور سكولار كه به كشته شدگان يك جنگ نگويند شهيد ؛ يعني مردنشان را توجيه نكنند .و ايرانيها هم ديگر براي تغيير از اسلام الگو نگيرند . در ضمن اقا مرتضي ميداني چرا بيشتر اخوندها اسم فاميلشون اسم شهرستانهاست ؟ مثل ايت اله العضمي بروجردي دامت بركاته؟ اگر هم جواب ندي خودم برات توضيح ميدم .

  13. سپید...سیاه مى گویند:

    ساناز خانم کشوری قویست که در اون حکومتی شفاف و مردمی روی کار باشه…
    مثلا چین بزرگترین صادر کننده کالا به آمریکاست و در آمد بدی از صادرات نداره اما زیر برجهای اقتصادی پکن بسیاری از مردم چین آلونک نشینن یا به قول خمینی عوضی کوخ نشین.

  14. سعید مى گویند:

    ساناز خانم اونچه منظور ماست اصطلاحاً gdp/capita گفته می شه. یعنی میانگین gdp اون کشور به تعداد نفراتش قابل ملاحظه باشه. در مورد چین به دلیل جمعیت بالا این gdp/capita حتی از ایران هم کمتر است و شما کلوخ نشینهای زیادی رو پای برجها می بینید. مثلاً سنگاپور وضعیت بسیار بهتری نسبت به همسایه هاش داره. چون جمعیت کم و gdp بالا داره. چون از اون سمت آسیا مثال زدی سنگاپور رو گفتم. یک سر برین اونجا می بینین که چقدر با چین فرق می کنه و اصطلاحاً اقتصاد قویی داره. (به زبان لری)

  15. سعید مى گویند:

    ببخشید من خطاب به ساناز خانم نوشتم اشتباهی!! منظورم خطاب به سپید سیاه بود!! ساناز خانم ببخشید.

  16. مرتضی مى گویند:

    بترسید از خشم خدا. وای برشما هرکس خدا و شهیدان خدا را به سخره بگیرد در آتش جهنم گرفتار خواهد شد.
    مطمئنا اگر بجای شیادانی مثل خمینی و خامنه ای رهبر ایران سدی بزرگوار چون حضرت آیت الله کاظمینی بروجردی بود اینک خسن آقا بجای بدگویی از اسلام خودش یک مومن دو آتشه شده بود.
    یک صلوات بفرستید و یک یا حسن بگویید با آقا کاظمینی بروجردی بیعت کنید تا دروازه های رحمت الهی بروی شما باز شود.
    +++++++++
    آقا مرتضی شما مطمئنی حالت خوبه!؟

  17. ممد سوتی مى گویند:

    یا حسن!
    حسن جون می خوامت.

  18. niki مى گویند:

    بااحترام
    حالا که حرف منطق شد من از شما سوالی دارم با توجه به اینکه شما هم چندلینک داده اید که در سایتها اعلام شده درخشان جاسوس است اینها را باور میکنید؟
    و اگر باور دارید جاسوس شده که از چی ایران جاسوسی کند؟؟؟ایشان که نه پست نه منصب و این اواخر نه محبوبیتی هیچی نداشت قرار بود از چه چیز جاسوسی کند اتهام
    براندازی یا نمیدونم چی چی بر ضد امنیت ملی منطقی تر به نظر نمی رسید
    حالا چون یک با عقل تر از خودش (پیام فضلی نژاد)در کتابش ادعا کرده که درخشان جاسوس است همه هم به ان استناد می کنند حالا اگر طرف در کتابش نوشته بود فلانی امام زمان است همه نوشته بودند امام زمان به ایران برگشت ؟ آقای حسن آقا من فکر می کنم از خودم گرفته تا یک یک مردم ایران در هر کجا که باشیم گرفتار یکجور زود باوری بدون تعمق هستیم شاید به دلیل آموزش و تربیت باشد شاید وراثتی شاید هم حوادث و….خلاصه کنم خواستم بگویم
    همه امان بله …. البته بدور هرگونه اساعه ادبی

  19. فاروق مى گویند:

    ببینید مغز اینجور اشخاص رو ابتدا مجاهدین خلق شستشو داده بعد به دام اسلام صفوی افتاده بدتر شستشوی مغزی میشوند.این نوع حماقتهاربطی به تحصیل در دانشگاهها ندارد.

  20. امیر مى گویند:

    پولاد عزیز من هم بمحض ملاحظه خبر جریان ورود سپاه و بسیج به عرصه وبلاگنویسی همین گمان را کردم… احتمالن مجازات ح.د تعلیم وبلاگنویسی برای بسیجیان خواهد بود..

  21. مرتضی مى گویند:

    آقای “ممد سوتی: تو برو سوتی خودت را بگیر.
    این یک اشتباه تحریری بوده و نسخه اصلاح شده را بلافاصله تقریر نمودم که همان یا حسین می باشد و خسن آقا آن را پاک نمودند.
    البته حضرت امام حسن نیز آقا و سرور ما می باشد اما گشایشی که یا حسین گفتن در امورات دنیا و آخرت انسان ایجاد می کند از ارزش والایی برخوردار است.

  22. خُسن آقا مى گویند:

    آقای نیکروان ( niki ) بنده هیچ خبری را که از سیستم ایران عبور کرده باشد باور ندارم، این از این. آن خبری را هم که در لیست خبرهاا می‌بینید بنده تولیدش نکرده‌ام، من فقط منعکس کننده خبر هستم.
    دوست عزیز اگر می‌خواهی حسین درخشان را نجات بدهی بهتر است در باره‌اش خبر رسانی کنی.
    بنده جزو اولین کسانی بودم که از حق و حقوق انسانی او دفاع کردم، پس لطفا کمی دقت کن با کی طرفی!

  23. کــَـــرَ ک مى گویند:

    آن ساطع هاله‌ي نور
    آن مهر ورز رجائي‌سان، آن بيشتر ز ِ اِکي يوسان
    آن دوستدار اقتصاد هردمبيـل، استاندار اسبق اردبيل
    آن سابقاً شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار
    آن نافي واقعه‌ي هولوكاست
    آن قانع به سنگك و پنير و ماست
    آن مرد عمل، آن خاتم‌الانبياي علي‌البدل
    آن صاحب جمال، آن هماره اندر قيل و قال
    آن وبلاگ‌نويس تك پست و باحال،
    آن هميشه در عالم فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا
    آن پس از حسن‌القضا سوءالقضا، آن ناقض دويم جوزا
    آن در دانشگه اوستاد، آن ز جمله ی اوتاد
    شيخنا و مولانا ، پرزيدنـتـنا محمود احمدي‌نژاد
    اهل هزاره‌ي دوم بود و طرح‌هايش از هزاره‌ي چهارم ، عملش ازهزاره‌ي اول
    با اين حال معجزتِ هزاره‌ي سوم بود
    و بر كس اين معناي غريب مكشوف نگشت كه
    اول شخص پس از حضرت ختمي مرتبت بود كه
    او را داراي معجزت و صاحب كرامات دانسته‌اند،
    العياذبالله. و معجزت البته بسيار داشت و
    خرق عادت مي‌كرد بهتر از ژانگولر و
    در هوا راه مي‌رفت و همي‌گفت: ما ‌توانيم
    نقل است كه از همان طفوليت، شير، پاستوريزه بخورد
    گفتند يا شيخ چرا چنين كني؟ بفرمود: تا که بزرگ گردم و
    چاق وچله شوم و در شارع پاستور سكني گزينم كه
    آنجا تختـيست سليماني و بر آن جلوس کنم
    و بدان ، ريشه‌ي خاندان بني‌اسرائيل برکـَـنم
    و شرح معجزات او كه به سان شق‌القمر و يد بيضا
    و اژدها نمودن عصا را و اُشتر همی برون کشيدن دل كوه راست،
    از اين نيز فزون‌ گردد
    در شرح اين معجزات همين بس كه چون شيخ بيامد
    طلا و مسكن و دلار سر به آسمان سبع كشيد بها را
    و عــدد ساده‌ زيستان و بيكارگردان و وام ‌گيران از شمار برون شدندی
    تا که دولت مرادش رجائي‌ تحقق يابد بعون الله تعالي
    نقل است كه به هر ديار برفت، خلايق بيهوش
    همي‌شدند بي واسطه‌ي اِتـِـر و ليدوكائين
    و آزمودند كه در ولايتي، خلقي عظيم گرد آمدند و
    يكي با ديدن شيخ طپانچه بر خويش بزد و بيفتاد و
    از پس او ديگري تا به آخر بسان مهره‌هاي دومينو
    تا بدانجا كه خلايق بريکـدگـر تلنـبار شدند و
    شمردند از كـُرور کـُرور افزون بود
    نقل است كه پنجاه تن از كـِـبار طريقت اقتـصاديه
    بر شيـخ ما حسـد همـی بردنـد
    پس بر گرد هم مجموع همی نمودند به تكـفـير شيـخ و
    مصحفــي طويل بنوشـتـند كه شيخ محمـود ناسخ اقـتصاد است و
    بـالله كه نيست هيـچ سوادی مـَـرو را
    شيخ باذن الله تعالي هـُويي بـكـَـرد و
    حاسدان جمله غيب شدندی و
    خلايق از آن معجزت در حيرت فرو ماندندی
    و روايت است كه شيخ محمود بر جمعي از ياران
    همپا بود و از کويي گذر بکردند. درويشي بديـدنـد بغايت
    ژنده‌ پوش كه زر همي‌بافـت. مريدان از آن
    حالت در عجب شدند
    شيخ نزد درويش بشد و فرمود مـَرو را: طعام چه خوري؟
    درويش بگفت: نان جـُـوين
    شيخ پرسش نمود: چه پوشي؟
    درويش گفت: كاپشنی چيني بپوشم بس مندرس
    شيخ گفت: زنهار كه دگر آن نكني، با ما باش و
    مشاور ما همی شو و زين پس چـِـلو بوقلمون همی خور
    و شيخ زري‌ بافان مشاورت بر سر نهاد و
    رضا نداد بر تناول چـِـلو بوقلمون بی خويشان و
    بسيار چـِـلو بوقلمون بر مقربين نثار نمود از مرحمتي
    كه در او بود، رضي الله عنه
    و گفت: هر كه گراني بيند، ديدگانش آستيگمات باشد و يا كذاب باشد
    نيز بگفت: ديگران هر جا روند خلايق گوش كنند و
    ما هر جا رويم خلايق مدهوش كنيم
    و گفت: شأن خلق پيش از انتخابات بسيار بگردد و
    همان بود که بگفت

  24. کامبیز مى گویند:

    حسن آقای عزیز بااحترام قربانت همان دربنداسلام گرفتارشدن نداشتن شعوروفهم رامیرساند مگر نه.
    ضمنن دکترای کردان یادتان رفته؟
    ———–
    پاسخ:
    کامبز جان دکترای کردان تقلبی بود متاسفانه مدارک این آقایان زمان شاه بدست آمده و حقیر می‌دانم که برای این مدارک طرف چه مشقت هایی را باید طی می کرده و چه کتابها که باید می خوانده تا حتی یک دیپلم ناقابل بگیرد.

  25. ممد سوتی مى گویند:

    مرتضی جان.
    خوب یا حسین.
    یا جواد.
    یا جعفر.
    یا تقی.
    یا نقی
    یا غایب.
    حالا منظور چیه؟
    اصلاً یا مرتضی که خودت باشی.
    یا بروجردی.

پیامی دارید؟ پولاد

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر