May 24 2008

عوام الناس

نوشته: خُسن آقا    :::       34 پیام

واژه عوام را تقریبا همه به خوبی می‌شناسند ولی برداشت‌ها از این واژه یا بهتر است بگوییم از این طبقه اجتماعی که نامش را عوام گذاشته‌اند متفاوت است. حتی برای این واژه، واژه‌های دیگری هم ساخته‌اند و در ایدئولوژی‌های مختلف از آن استفاده می‌کنند، مثل طبقه کارگر، حزب الله، رهپویان فلان و بهمان، پیش مرگه‌های ریز و درشت این یا آن ایدئولوژی، بسیجیان رهبری و الخ.
آیا واقعا می‌دانیم چه کسانی عوام‌اند و چه کسانی از جرگه عوام خارج شده‌اند و به رشد فکری رسیده‌اند!؟
از نظر من همه کسانی که کپی برداری می‌کنند و ایده این یا آنرا غرغره می‌کنند، عوام الناس نام دارند و تنها آن طبقه یا گروهی که خود تولید کنند فکر و اندیشه هستند، جزو گروه عوام الناس نیستند. واژه روشنفکر و غیر روشنفکر هم بر اساس همین تعاریف تعریف می‌شود و انسانها تنها زمانی تبدیل به روشنفکر می‌شوند که ایده‌ها و افکار خود را پرورش و ترویج کنند، نه اینکه با باز خوانی و کپی برداری از دیگران خود را در جایگاه روشنفکر قرار دهند.
هر ساختار قدرتی هم که بخواهد پا بگیرد و مستقر شود، مجبور است این تعاریف را بشناسد و روی آنها کار کند. وقتی شما خواسته باشید در جامعه‌ای مثل ایران عامل تغییراتی شوید، باید تولید کننده ایده‌های نویی باشید، یا حتی اگر خواسته باشید گروهی یا جامعه‌ای را استثمار کنید هم به همین شکل باید تئوری‌هایی برای این کار دست و پا کنید و به وسیله آن تئوری‌ها عوام فریبی کنید.
چند وقت پیش بر حسب اتفاق روی یوتیوب گزارم افتاد به یک سری فیلم‌هایی که از ایدول (Idol) افغانستان روی سایت قرار گرفته. با مشاهده آنها داشتم از خنده روده بر می‌شدم. خنده به این دلیل که همه این عوام الناسی که دارند برای بهره وری از ایدول، امروز در افغانستان سر و دست می‌شکنند دیروز داشتند چماق بر سر زنان و مردان بیچاره افغان می‌زدند تا شئونات اسلامی را رعایت کنند، حالا با تئوری‌های جدید، مثل گوساله دنبال خر دجال جدیدی می‌دوند. یقین بدانید اگر روزی هم حکومت آخوندی سرنگون شود، همین فاطی کماندوها و بسیجیان پیشمرگه رهبر، که این روزها برای حفظ بیضه و شئونات اسلام ناب محمدی کون خودشان را پاره می‌کنند، در دوران بعد از این حکومت یقینا صف خواهند کشید برای شرکت در ایدول نسخه ایرانی آن. الحق که استثمارگر به خوبی روانشناسی عوام الناس را از حفظ هستند.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 9:49 am در بخش: اجتماعی

34 پیام  |           

34 پیام به “عوام الناس”

  1. دختر همسايه مى گویند:

    حسن آقای عزیز
    شستشوی مغزی باعث میشه آدم استعداد فکر کردن و منطق از غلط رو نتونه تشخیص بده ….براع همین این حکومت از صبح تا شب تمام وسایل ارتباط جمعیش در حال تبلیغ اسلام عزیز هست و همه رو به رفتن به این جلسه رقیه به اون جلسه معصومه میکشونه ….بعضی برای همیشه مغزشون که شستشو داده شد دیگه نمیتونید چیز دیگه ای به این مغز اضافه کنید ….برای همین هم کسانی که میان در محیطهای آزاد هنوز هم به کار خودشون ادامه میدهند…بستگی داره مغز به چه مرحله ای از شستشو رسیده :-) )

  2. خُسن آقا مى گویند:

    دختر همسایه عزیز دقیقا زدی به خال، دقیقا هدف این نوشته هم همین بود که به حضراتی که مدعی وشنفرکی هستند بدانند که عوام را باید از این مغز شویی نجات داد. برای بعضی از این مغز شستگان باید مایه شستشویی یافت که بشود مغزها را بازسازی کرد.

  3. دكتر لائيك مى گویند:

    درس اول
    مدرس : آيت الله دكتر لائيك
    موضوع اين جلسه : تفسير حديث رضايت خدا منوط بر رضايت رسول است :
    روايت شده است:
    “حضرت محمد(ص) يك پسربا كون اساسي بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خيابون هاي مدينه راه ميرفته تا يك مكان براي كردنش گير بياره، كه يكهو حضرت علي(ع) سرميرسه و پسر رو از رسول اكرم بلند ميكنه و دِفرار….، حضرت محمد(ص) خيلي شاكي ميشه، داد يا ميزنه ،يا علي !: اي بيمروت.. اي بي دين و ايمون، اي كس كش … آخه اون كوني كه تو ميكني، حلاله ؟؟! من كه راضي نيستم پس خدا هم راضي نخواهد بود…..”
    و همان موقع بر آن روح ربوبي كلامي نازل ميشود و عربي اين حديث اينست:
    وَكونوا كَردنا بالرضايتِ الرَسول وٌلا كونُ كردَنتِ ولاغيرالكيرِالَرَسول حتًي انفسكم عَليُ مَعٌ كَيفر جَماعً نكيرالله و ان العمل منكر من جماع بالكس عمي
    ترجمه فارسي اين حديث زيباي نبوي:
    “وهمانا كردن كون بايد به رضايت رسول باشد وگرنه توسط آلت تناسلي خدا بگا خواهند رفت، حتي اگر علي(ع) باشد لكن اين كار از گائيدن عمه خود،نيزبدتر است”
    لطفا به غناي معني اين حديث عنايت كاقي بفرمائيد
    البته اهل تسنن در بخش خطاب به علي كه در نص صريح حديث بصور متغن مورد مداقه بوده، داراي اختلافاتي جزئي با تشيع در اين خصوص ايجاد كرده است ،كه ميگويند اگر اين حديث مكي باشد و قبل از حادثه غدير ، نشان ميدهد حضرت محمد با علي داراي اختلافات جزئي بر سر حكومت و اداره امور امت اسلام بوده اند! (همانطور كه در بخش فوق نيز ملاحظه فرموديد) اما اگر اين حديث پر معني كه غني تر از حديث ثقلين (كه داراي مفاهيم غني رباني زناي با محارم است) نيز هست، درمدينه(گايشگاه عربستان) نازل شده باشد كه خوب بحث خلافت و امامت علي را بلكل مخدوش ميكند چراكه اگر، ايندو برسر مسائل حساس و مهم اداره جامعه اسلامي آنزمان، داراي اختلافاتي فوق الذكر بوده اند، پس چطور ميتوانسته اند مهر تائيد و اعلام مولا بودن علي در جريان غدير خم، رقم بزنند!؟ دقت كنيد ، مسائل مهمي اين چنين حتما ميبايست به بحث و هم افزائي قرار داده شود تا علما اسلام جلوي هجمه كفاركه شامل همه كائنات ميشوند را توسط درايت امامگونه بگيرند.
    خوب، اين موضوع سرنوشت ساز اسلام ، ميتواند موضوع رساله صد ها دكتري فقه اسلامي و اسلام شناسي در جامع الظهر مصر باشد و 365 مورد همايش و نمالش سميناهار با كيفيت بالا(منظور ارائه كيف و لوازم التحرير قبل ازجلسات) و بر پائي نمالشگاه جوامع اسلامي البته به صرف ناهار و شام و اقامت همراه با يك زن صيغه اي يك شبه درزمان اقامت درهتل استقلال، در ايران باشد تا انشاله مشكل اختلاف اهل تسنن و تشيع با حل اين مسئله سرنوشت ساز مرتفع گردد…..
    برگزار كنندگان همايشها و نمالشگاهها :
    ستاد حل اختلافات فاندامنتال اسلامي رياست جمبوري!(محمود مشنگ) با همكاري دپارتمان صيغه فيضيه –امور زنان رهبري- رياست دواير مديريت خانه هاي عفاف- حافظين قران- شوراي صنفي دانشكده فني دانشگاه تهران و صنعتي شريف- انجمنهاي اسلامي دانشگاهها- انجمن نانوتكنولوژي بخش مطالعات روباتيك- مسئولين انرژي هسته اي و بمب اتم-ارتش بيست ميليوني- موسسه رويان- فيضيه – مهدكوك قل قلي- سپاه پاسدارن- دارلمجانين امين آباد و كهريزك-فروشندگان داروهاي ضد ايدز – انجمن ماما هاي تهران بخش زير زميني سقط جنين و وزرات تعاون روستائي .
    ———————————————–
    اسلام را همواره گاينده باشيد

  4. تن تن مى گویند:

    عوام همان امت بزرگ اسلام يا گوسفندهايي هستند كه پيرو ولايت هستند هيچ تصوري از جهان خارج از ايران ندارندو غير از انتقال خرافات به نسل هاي بعد و خوردن و زادو ولد هيچ كار ديگري بلد نيستند اين بد بخت ها عين گراز و گوسفند تنها تعصب خانوادگي دارند و هيچ بويي از خرد و ازادگي و ادميت نبرده اند
    ولتر: حقيقت مذهب را تنها كساني درك ميكنند كه از سرمايه خرد تهي باشند

  5. کربلا مى گویند:

    بر پدر و مادر امام حسين لعنت.
    سنده خوک تو کس خواهر و مادر امامان شیعه.

  6. گیو مى گویند:

    خسن آقا،توضیحتان ناب ،اما این مساله را هم بد نبود میشکافتید:
    در همه جوامع عوام الناس داریم.
    پس چرا یکجا سویس و سوید و آمریکا میشود و یکجا ایران؟

  7. خواص الناس مى گویند:

    سنده عوام الناس تو کس آبجی و ننه امامان شیعه.

  8. koloft مى گویند:

    sende to kose khar madare emamane shie

  9. علیرضا مى گویند:

    برادران اشقیا یادشان باشد که در «ایام فاطمیه» هستیم و باید بیش از پیش فاطمه زهرا (فک = فیل‌کس) را مورد تفقد خود دهند.

  10. علیرضا مى گویند:

    حضرت علی (ع) میره پیش محمد رسول الله، میگه: یا رسول الله مدتیه که احساس پوچی میکنم. محمد (ص) میگه: یعنی چی؟ علی (ع) میگه: مثلاً الان یکساله میدونم که زنم جیندس.. ولی به تخمم نیست! محمد میگه: خوب تو بعضی شرایط این میتونه طبیعی باشه. علی میگه: نه آخه دو تا پسرام هم کونین، ولی من خیالیم نیست. رسول الله میگه: خوب این هم دلیل نمیشه… حضرت علی میگه: نه آخه یا رسول الله، الانم که شما جلوم نشستین، انگار دارم با کیرم حرف میزنم.

  11. علیرضا مى گویند:

    یه دفه حضرت محمد(ص) در بهشت با الاغشون در حال کس چرخ بودن که یدفه یه فراری مشکی گوله از بقلشون رد میشه و میزنه کنار و با فلاشر آروم آروم میاد عقب
    إه عیسی! تویی؟
    ممد! چطوری کوجا بودی نبودی؟ چرا الاغ سواری؟ واسه پیامبر خدا زشته…
    اخه اگه منم عین تو ننم به خدا کس میداد که با لامبورگینی روتو کم میکردم

  12. علیرضا مى گویند:

    سلمان فارسی ادعای کیر بلندیش میشده، میره پیش رسول الله دست میکنه تو جیبش و کیرش رو نشون میده میگه: یا رسول الله صد دیناری خورد دارین؟! حضرت محمد (ص) هم دست میکنه تو پاچه شلوارش میگه: نه ولک، همش هزاریه!

  13. علیرضا مى گویند:

    می دونی فرق شب های محرم با شبهای جمعه چیه؟
    شب های محرم می‌ری تو دسته سینه می‌زنی! اما شبهای جمعه میری رو سینه تا دسته می‌زنی!

  14. علیرضا مى گویند:

    امام زین المقعدین (عج) زن میگیره، فردای روز ازدواجش اصحاب میان پیشش میگن: خوب تعریف کن ببینیم، چطور بود؟ امام میگه: والله جای همتون خـــیــــلی خالی بود!

  15. علیرضا مى گویند:

    تو مراسم عروسی صدر اسلام مرسوم بوده که بعد از زفاف صلوات بفرستند
    خلاصه محمد رسول الله می ره تو حجلهٔ عایشه کوچولو… چند لحظه بعد صدای جیغ و شیون میاد و ملت شروع میکنن صلوات فرستادن!
    محمد بچه باز میاد بیرون و میگه: نفرستید! نفرستید! تازه نشونش دادم!

  16. علیرضا مى گویند:

    حضرت محمد (ص) ميره داروخونه معاملشو ميذاره رو پيشخون ميگه «ولک اين چي داره؟»
    يارو ميگه سفليس داره؟
    -نه
    سوزاک داره؟
    -نه
    قارچ داره؟
    -نه
    درد داره؟
    -نه
    سوزش داره؟
    -نه
    پس چي داره؟
    -ماشاالله داره!

  17. علیرضا مى گویند:

    یه بار مالک اشتر و حضرت علی لمپن (زج) از کنار هم رد می‌شدن… مالک اشتر بر می‌گرده می‌گه ببخشید علی جون از جلو نشناختمت!

  18. علیرضا مى گویند:

    علی (ع) فاطمه زهرا (فک) را در زمستان می‌گایید ناگاه بیرون کشید، فاطمه گفت چه میکنی؟ گفت: می خواهم ببینم درون کس تو سردتر است یا بیرون!

  19. علیرضا مى گویند:

    فاطمه زهرا ایدز میگیره، میگن چرا ایدز گرفتی؟
    میگه اخه رو توالت فرنگی نشستم…
    میگن مگه ادم رو توالت فرنگی بشینه ایدز میگیره؟!
    میگه اخه نفر قبلی بلند نشده بود!

  20. علیرضا مى گویند:

    شمر عصر عاشورا زینب کبری را می‌گایید و بی بی زینب هر زمان بادی رها میکرد. پرسید چه می‌کنی؟ گفت :از بهر خایهٔ تو باد میزنم تا گرما زده نشود.

  21. علیرضا مى گویند:

    علی (ع) فاطمه زهرا (س) رو میزده..به جرم ایراد خسارت به اموال عمومی میندازنش زندوون.

  22. علیرضا مى گویند:

    یه بار فاطمه زهرا داشت تنور نون پزی رو فوت میکرد یه دفعه تلنگش در رفت
    کون مبارک رو کرد طرف تنور و گفت اگه تو بهتر می‌دمی تو فوت کن

  23. علیرضا مى گویند:

    حضرت خدیجه (س) میره بالای پشت بوم لباسا رو پهن کنه، همسایشون بهش میگه: میدی؟! خدیجه میگه: خفه شو مرتیکه بی ناموس!
    دوباره فرداش رفته بوده بالای پشتبون، ‌همسایهه مگیه: میدی؟! باز حضرت خدیجه می گه: گمشو مرتیکه نکبت!
    خلاصه چند باراین ماجرا تکرار میشه، تا اینکه خدیجه میره قضیه روبه حضرت محمد (ص) میگه. رسول الله بهش میگه اگه دوباره اینو گفت، بگو: آره میدم!
    روز بعد خدیجه میره بالا پشتبوم، دوباره همسایهه بهش میگه: میدی؟! خدیجه هم میگه: آره! میدم، خوبم میدم! یارو میگه: پس برو به اون شوهر قرمساقت بده که انقدر زن ما رو نکنه!

  24. آتش مى گویند:

    حسن اقا عزیز : در مورد واژه روشنفکر با تو موافق نیستم که می گویی روشنفر کسی ست که ایده خودش را ترویج کند، می دانی ! کسی که ایده نو را حال اگر این ایده به خودش تعلق نداشته باشد می پذیرد وحتی برایش تبلیغ می کند می توان او را روشنفکر نامید . مگر اینکه عکس آن ثابت شده باشد

  25. کافر مى گویند:

    دم همتون گرم . عجب جوکهای توپی . ریدم به خودم بسکه خندیدم !!!!

  26. حسن مى گویند:

    چه شنیدنی است صفیر گلوله ای که در مغز پهن گرفته ی حسین شریعتمداری سردبیر روزنامه کیهان شلیک شود!!!

  27. محفوظ مى گویند:

    به هموطن عزيز حسن :
    من دهها حيوان جنايتكار بدتر از شريعتمداري (پورمحمدي مصباح يزدي و…)را ميتوانم مثال بزنم يكي دوتانيستندكه با كشتن مشكل حل شود مگر قاضي مقدس معاون مرتضوي نبود كه به درك واصل شد يكي بدتر جاي انرا گرفت اينها را بايد از ريشه خشكاند

  28. جاوید مى گویند:

    حسن آقا شما از کجا میدونید اونها همونایی بودند که تو سر زن مردم میزدند؟؟؟ مگه شما اونجا تشریف داشتین.به جای طفره رفتن بهتره نقش پاکستان رو در اعزام طالبان به افغانستان افشا کنید طالبانی که با حمایت مستقیم آمریکا و عربستان حمله کردند.هم اکنون نیز افغانستان از ایران خیلی بهتر شده.فقط جنگسالاران و مجاهدین هستند که میخوان اسلام رو باز برقرار کنند وگرنه مردم افغان دارن پیشرفت میکنند.

  29. کل موک مى گویند:

    خُسن آقای عزیز . فلسفهُ پیچیده ای را با زبانی بسیار ساده بیان فرمودید . از این بهتر و ساده تر امکان ندارد . باید دید که گوسفندان آغل ولایت , چه ره توشه ای خواهند برد ؟

  30. گوش دراز مى گویند:

    حسن آقا میگن نماینده ای که توسط قوه قضائیه درراستای گروکشی از مجلس …بجرم تجاوز به ده نفر زن دستگیر شده “سلمان خداداد “نماینده ملکان هستش.

  31. نیما مى گویند:

    اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته، سرداررادان فرمانده کل نیروی انتظامی، با اعلام طرحی به نام” امنیت اجتماعی” خبر از برخورد با افرادی داد که از آنان به نام ” اراذل و اوباش” یاد می کرد. کمتر از یک هفته پس از اعلام فرمانده نیروی انتظامی، نیروهای سیاه پوش با نقاب،درحالی که با خشونتی زیاد،وارد منازل افراد می شدند، اقدام به بازداشت کسانی نمودند که به زعم نیروی انتظامی در ردیف ” اراذل و اوباش” قرار می گرفتند.
    تصاویر منتشر شده از برخوردهای صورت گرفته، موج اعتراض فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به دنبال داشت. با این وجود، این دستگیری های توام با خشونت، طی چند ماه در تهران و شهرستان های اطراف ادامه یافت.
    در سالگرد اجرای این طرح، گزارش زیر به بررسی چگونگی انجام طرح و وضعیت کنونی بازداشت شدگان می پردازد.
    اعتراض خانواده های بازداشت شدگان
    خانواده ی بازداشت شدگان، که اغلب در جریان هجوم نیروهای انتظامی، مورد آزار قرار گرفته بودند و شاهد ضرب و شتم شدید فرزندانشان بودند، با مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب و پلیس امنیت خواهان اطلاع از وضعیت فرزندان خود شدند، با این حال مسئولان از دادن پاسخ روشن به آنان خودداری کرده و با توهین و تهدید از آنها می خواستند که از ادامه پیگیری های خود منصرف شوند.
    مادر میثم لطفی می گوید: “در طی زمانی که ما در برابر پلیس امنیت در میدان سپاه تجمع می کردیم، تنها با توهین روبرو می شدیم. به ما می گفتند پیگیری نکنید، هیچ کدامشان زنده باز نمی گردند.”
    اینجا جهنم است
    افراد دستگیر شده، به سوله کهریزک انتقال یافتند و طی مدت بازداشت در آنجا روزهای کابوس واری را پشت سر گذاردند. بازداشت شدگان می گویند: ” تا دو هفته ی اول آب آلوده با گازوئیل به ما می دادند و یک سیب زمینی، جیره ی غذای روزانه مان بود.” و شکنجه و ضرب و شتم وحشیانه ای که انگار تمامی نداشت. در این میان بودند کسانی که بیش از سایرین مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند، این افراد را معمولا کسانی که پرونده های سنگین تری داشتند و یا افرادی که اسمشان از سوی ماهواره ها اعلام شده بود، تشکیل می دادند.
    م.ل می گوید:” روز تولد حضرت زهرا، آمدند و ما را به صف کردند و گفتند می خواهیم از شما پذیرایی کنیم و سپس درحد مرگ کتکمان زدند. ابتدا ما را در حیاط به صف کردند و یکی یکی به میان جمع 20 نفره ی نقاب دارانی می بردند که آماده بودند برای ضرب و شتم ما، وقتی به این دایره ی نقاب دار وارد می شدی، کمتر از 1 دقیقه طول می کشید تا به هر آنچه کرده و نکرده ای اعتراف کنی، هیچ کس نبود که فریاد غلط کردم را زیر لگدها و باتوم های ماموران سر ندهد. یا اینکه لختمان می کردند و وادارمان می نمودند روی اسفالت داغ غلت بزنیم.”
    او ادامه می دهد، حداقل 10 نفر را با چشم خود دیده است که بر اثر این ضرب و شتم ها و عدم رسیدگی پزشکی جان باخته اند. که از جمله این افراد، پسری حدود 30 ساله است که میثم لطفی، در هنگام مرگ وی حضور داشته است. او می گوید” کبدش ترکیده بود، و روی زمین پر از خون شده بود، و اطرافش پر از مگس و بوی تعفن بود. یکی از نگهبانان مرا صدا زد و از من خواست که روی جنازه اش آب بریزم، بعد هم او را لای پتویی پیچیدند و بردند.”
    یا دو برادر دوقلویی که پس از مرگ یکی از آنها، دیگری با تزریق آمپول دیوانه شد.
    م.ل می گوید:” یکبار آمدند و 30 نفرمان را جدا کردند و گفتند می خواهیم به پرونده هایتان رسیدگی کنیم، بعد برگه های سفیدی را به ما دادند تا امضا کنیم و ما هم به ناچار آنها را امضا کردیم، سپس فهمیدیم که حکم اعداممان بوده است. آز آن پس هر بار که صدایمان می کردند، فکر می کردیم برای اعدام می رویم.”
    آنهایی که بازداشت در کهریزک را تجربه کرده اند، هنوز هم از یِاداوری آنچه بر آنان گذشت، به هراس می افتند. و مرتب می گویند:”چرا کسی از آنجا بازدید نمی کند، هنوز هم هستند کسانی که در چنان شرایطی زندگی می کنند، پس مدافعان حقوق بشر کجا هستند. آنجا جهنم است، آنجا آخر دنیاست”
    قفس های شیر
    نگهداری متهمان در سوله کهریزک، در قفسهایی است که به آن قفس شیر می گویند، در هر قفس حدود 40-50 نفر نگهداری می شوند، بدون هیچ گونه امکانات بهداشتی. بطوریکه نگهبانان برای فرار از بوی تعفن و آلودگی، ناچار به استفاده از ماسک می باشند.
    م.ل می گوید:” نگهبانان برای تحقیر زندانیان، هرازگاهی با تمسخر از ما می پرسیدند که هنوز هم شیر هستید، و ما در جواب می گفتیم که دیگر موش شده ایم، آزادمان کنید.”
    اعدام مصنوعی
    کسانی که مطابق با لیست نیروی انتظامی به اعدام محکوم شده بودند، حداقل یکبار تا پای چوبه دار برده شدند. میثم لطفی، حسین عشرتی، هانی خواندار، حامد اکبری و .. کسانی هستند که اعدام مصنوعی را در طی این مدت تجربه نمودند. هانی خواندار در ملاقاتی به مادرش گفته است که 3 بار ساعت 4 صبح او را تا پای چوبه دار بردند، و پس از اینکه قران زیر بغلش گذراده و چشمانش را بستند، دوباره به بند بازگرداندند.
    بازداشت شده ی دیگری می گوید:” ما را برای اعدام می بردند، در حالی که پیش از ما عده ای را اعدام کرده بودند، اینطور وانمود می کردند که ما نفرات بعدی هستیم.. حتی از پله ها بالا می رفتیم، اما..”
    با این حال اعتراضات گسترده فعالان حقوق بشر، منجر به این شد که دادگاه انقلاب احکام اعدام خود در مورد تعدادی از بازداشت شدگان را به اجرا در نیاورد. اما برای از بین بردن این افراد، روش های دیگری اندیشیده شده بود.
    هانی خواندار می گوید:” یک شب، در نیمه های شب، سه مأمور مرا به بیابان بردند و بعد از اینکه دستها و پاهایم را باز کردند، از من خواستند تا فرار کنم!.” دیگر بازداشت شدگان نیز این حرف را تایید می کنند، آنها می گویند:” نیروی انتظامی قصد داشت ما را این گونه بکشد و سپس طوری وانمود کند که ما در حال فرار بازداشت شده ایم.”
    با این حال پس از آزادی از زندان نیز، تعدادی از افراد یاد شده به بهانه های مختلف مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته اند و در این میان، خانواده های این افراد وادار به سکوت شده اند.
    حقوقدانان چه می گویند”
    نیروی انتظامی به جز موارد برخورد با جرایم مشهود، حق بازداشت واحضار هیچ‌یک از شهروندان را ندارد. جرم مشهود یعنی هنگامی که جرم در حضور ماموران پلیس اتفاق بیفتد. ماموران پلیس تنها در چنین صورتی، آنهم چنانچه بلافاصله پس از وقوع جرم، مجرم را در حال فرار ببینند، اجازه بازداشت دارند. ”
    حقوقدانان معتقدند، از انجا که واژه” ارذل و اوباش” هیچ تعریف مشخص حقوقی ندارد و مطابق با ماده 2 مجازات اسلامی که بر قانونی بودن جرم و مجازات تاکید کرده و اعلام میدارد:” هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود.”، عملکرد نیروهای انتظامی در برخورد با افراد مذکور و اطلاق عنوانی به نام اراذل و اوباش به آنان، غیرقانونی است.
    مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر، انسان دارای کرامت است، و هیچ مقامی حق ندارد حیثیت و کرامت انسانی افراد را از بین ببرد. اصول 21 و 22 قانون اساسی نیز با تاکید بر احترام به کرامت انسانی افراد، رفتارهایی راکه موجب تعرض به حیثیت افراد جامعه شده و حقوق مادی و معنوی آنها را مخدوش مینماید زیر سئوال برده است.
    ماده 6 اعلامیه جهانی حقوق بشر،عنوان می کند که ” هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون محترم شناخته شود.” همچنین ماده 5 این اعلامیه نیز هرگونه اعمال ظالمانه،شکنجه و رفتاری را که برخلاف انسانیت و شئون بشری باشد، منع کرده است.” حال آنکه در برخوردهای صورت گرفته از سوی نیروی انتظامی نه تنها کرامت ذاتی انسان نادیده انگاشته شده، بلکه نیروهای مزبور، پیش از آنکه متهمان در دادگاه های صالحه مورد محاکمه قرار گرفته و جرمشان اثبات شود، اقدام به برخوردهای خشن، شکنجه، و حبس افراد نموده اند.
    بنا بر اعلام نیروی انتظامی، از شمار کسانی که در جریان طرح مبارزه با اراذل و اوباش بازداشت شدند، شماری بی گناه بوده اند که پس از تحمل دو ماه شرایط طاقت فرسا در زندان کهریزک آزاد شدند.
    سرانجام اراذل و اوباش چه شد
    از میان بازداشت شدگان سال گذشته، هم اکنون هانی خواندار و حامد اکبری، پس از گذشت حدود 14 ماه همچنان در بند 2-الف( بند اطلاعات سپاه) نگهداری می شوند، و از شرایط پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.
    افراد آزاد شده از سوله کهریزک نیز خبر می دهند که تعدادی از این بازداشت شدگان سال گذشته، همچنان در کهریزک نگهداری می شوند.
    مادر هانی خواندار که به دلیل پیگیری های متعدد خود برای روشن شدن وضعیت فرزندش، به مدت 1 ماه بازداشت و در بند سپاه به سر برد، با ابراز ناامیدی نسبت به رسیدگی عادلانه به پرونده پسرش می گوید:” همه مواردی که در پرونده هانی وجود دارد، اتهام است و هیچ کدام ثابت نشده است.” هانی خواندار که در مدت بازداشتش در بند سپاه دچار بیماری “گری” شده است، در اخرین ملاقات خود به مادرش گفته است که در صورت انتقالش به بند عمومی، قرار است از سوی زندانیان دیگر کشته شود.!
    افرادی که با قید وثیقه از زندان آزاد شدند، با تشکیل پرونده هایی در پایگاه امنیت، می بایست هفته ای یکبار خود را به مقر نیروی انتظامی معرفی کرده و امضا بدهند. این پرونده ها بر اساس میزان جرایم فرد، رنگ هایی چون قرمز، زرد و یا سبز دارد که افراد با پرونده ی قرمز، اعدامی هایی هستند که از زندان آزاد شده اند.
    فرزندانتان را نجات دهید
    یکی از بازداشت شدگان می گوید:” زمانی که هانی خواندار وحامد اکبری را از دادگاه انقلاب به زندان می بردند، آنها سرشان را از پنجره ماشین بیرون آوردند و فریاد می زدند:” مادرها فرزندانتان را نجات دهید، همه آنها دارند در کهریزک می میرند.” و سپس با ضربات مشت و لگد ماموران ساکت شدند.
    آنها دیوانه اند..
    مادر میثم لطفی، می گوید:” بچه هایی که از این دوره بازداشت، آزاد شده اند، کسانی که کهریزک را دیده اند، هیچ کدام حالات عادی یک انسان را ندارند. همه ی آنان دچار اختلالات شدید روحی و روانی شده اند.”
    او ادامه می دهد:” آنها همگی دیوانه شده اند و حالا از سایه خود نیز می ترسند.”
    مادرهانی خواندار نیز می گوید:” نمی دانم، وقتی پسرم پس از این مدت فشار و شکنجه از زندان آزاد شود، چگونه توان بازگشت به اجتماع را دارد، نمی دانم او دیگر می تواند انسان باشد یا نه؟!”
    اعلام طرح جدید نیروی انتظامی
    با اعلام طرح جدید نیروی انتظامی، اکنون علاوه بر این ارگان، نیروهای بسیج نیز می توانند وارد عمل شده و اقدام به برخورد با شهروندان نمایند.
    تعدادی از خانواده ها می گویند، که نسبت به این طرح بسیار مضطربند، چرا که نگرانند، این نیروها به تعمد گزارشهای خلاف واقع در مورد فرزندانشان به مقامات امنیتی بدهند و در آن صورت، می بایست دوباره شاهد بازداشت های غیرقانونی باشیم.
    این گمانه ها زمانی قوت می گیرد، که بازداشت شدگان در مراجعات هفتگی خود به پلیس،گزارش هایی را در پرونده خود می بینند، که از سوی نیروهای بسیج محلی به پایگاه امنیت ارسال شده است.
    این گزارش های غیرواقعی، در طی هفته های گذشته موجبات بازداشت 48 ساعته شماری از افراد موسوم به ارذل واوباش را فراهم آورد.

  32. navid مى گویند:

    توهین به مقدسات هیچی رو عوض نمیکنه.

  33. kirali مى گویند:

    kon lagh rasoolva ali va faty jendeh malak kor.viva ira va irani ,.margh bar arab.kirali

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر