Dec 22 2007

وقتی که مذهب ابزار بیزنس می‌شود

نوشته:     :::       4 پیام

در ایران همه می‌دانند که اگر کسی بخواهد وارد سرمایه گذاری‌های کلان بشود، بدون همکاری و همیاری آقازاده‌ها امکان چنین کاری عملا وجود ندارد. مثلا اگر شما بخواهید یک کارخانه راه اندازی کنید همین که این کارخانه از یک اندازه و ابعاد بخصوص گذشت و خواست در بازار ایران خودی نشان بدهد، حتما باید سهمی از سهام این کارخانه به حساب یکی از آقازاده‌ها واریز شود و معمولا آقازاده‌ها هم به کمتر از 50 درصد سهام قانع نیستند، چونکه می‌خواهند کنترل شرکت را در دست داشته باشند.
بازار اینترنت و تلفن اینترنتی (VOIP) را خودم شخصا در پیچ و خم آن بوده‌ام و تا حدودی کسانی را هم در این محدوده می‌شناسم. سالها پیش وقتی که اینترنت در ایران داشت پا می‌گرفت یکی از دوستان پیشنهاد داد تا با همکاری چند تن از دوستان داخل ایران یک شرکت ارائه دهنده اینترنت راه اندازی کنیم. دلیل اینکه من را هم می‌خواستند وارد این بازی کنند، این بود که من امکانات خرید دستگاه‌های مورد نیاز آنها را در خارج از کشور داشتم و همچنین می‌توانستم در خارج از ایران یک پایگاهی باشم برای شرکت مورد نظر. بعد از چند مدت سعی، همگی آنهایی که در ایران بودند به این نتیجه رسیدند که بدون شرکت دادن یکی از دم کلفت‌های رژیم نمی‌توان چنین شرکتی را راه اندازی کرد، به همین دلیل هم من خودم را از پروژه کنار کشیدم. آنها شرکت را راه اندازی کردند و پس از کمتر از یک سال و نیم وقتی که شرکت سر و سامان گرفت و سود آور شد، آقازاده‌ای که سهامدار!! شرکت بود همه موسسین را از شرکت یکی یکی بیرون کرد و خودش شد صاحب 100 درصد شرکت. این ماجرا را نوشتم تا برسم به این نوشته تلاش بهاييان براي تسخير بازار VOIP که دقیقا وضع موجود در این زمینه را در ایران نشان می‌دهد. آقایی بنام “مسعود فاتح” مطلبی را نوشته و چند سایت حکومتی (بخوانید آقازاده پرور) آنرا ترویج دا‌ده‌اند (بازتاب، اخبار انصار و بهائیت در ایران) . همه این تلاشها هم یقینا برای این است که آقایان دستشان به سرمایه این شرکت نمی‌رسد، در نتیجه می‌خواهند آنرا بدنام کنند. یکی نیست از آقایان بپرسد بیزنس VOIP چه ربطی به دین اسلام یا بهائیت دارد که شما مهر بهائیت به یک شرکت VOIP می‌زنید!؟ مگر نه اینکه همه سرمایه و دار و ندار آن مملکت بدست بی کفایت آقایان مسلمان و مسلمان زاده است و تاکنون بجز گه کاری هنر دیگری از خود نشان نداده‌اند، حالا گیرم که یک شرکتی هم صاحبانش بهایی باشند! این موضوع چه ربطی به بیزنس VOIP دارد!؟ مگر دیگر ادیان حق ندارند شرکت راه بیندازند!؟ مگر حق حیات فقط برای مسلمانان است!؟
وضع اقتصاد ایران نشان می‌دهد که چه کسانی انقلاب (استفراغ) 57 را سامان دادند، همان‌ها بودند که بعد از روی کار آمدن خمینی و دار و دسته‌اش واقعا نشان دادند که “اقتصاد مال خَرَه” چه ایشان جملگی چسبیدند به اقتصاد و هر چه که سود آور بود. اعتراض نکنید این گفته خمینی است که فرمود “اقتصاد مال خَرَه” و حالا هم می‌بینیم که اقتصاد ایران تنها در دستان بی کفایت یک طویله خر است و گرنه وضع اقتصاد ایران می‌توانست از این بهتر باشد.
یک توضیح: هیچ یک از سه سایت بالا که مطلب را انعکاس داده‌اند، آدرسی از سایت شخصی آقای مسعود فاتح نداده‌اند، من با کمک گوگل به این آدرس رسیدم http://revisal.blogfa.com، البته اینکه آدرس وبلاگ شخصی ایشان همین باشد یا نه را نمی‌دانم، باید منتظر شد تا عکس العمل ایشان را دید. در پیامگیر وبلاگ http://revisal.blogfa.com پیامی گذاشتم اگر پاسخی دریافت کردم یقینا منعکس خواهم کرد.

نوشته: در ساعت: 5:21 pm در بخش: دزدی های رژیم

4 پیام  |           

4 پیام به “وقتی که مذهب ابزار بیزنس می‌شود”

  1. ارمان says:

    حسن اقا جان انقدر وضعيت مسخره است كه حرفي اصلن نميشود گفت بخدا يكساعته تلاش كردم تا تونستم از فيلتر بگذرم و وبلاگت را بخونم موفق باشي
    دردهايم را در ماتمكده دل ميسوزانم تا بخندم و نگويم كه دلتنگم

  2. آقاجان
    کارهای اقتصادی مملکت دست سپاه است. هرجا که اینها میخواهند سفره ای پهن کنند ابتدا به طرف یک انگ سیاسی یا فرقه ای میزنند و طرف را از میدان به در میکنند. این روظ های بازتاب یک روش قدیمی است و بقول معروف خیلی تابلو شده. همه میفهمند که حتما یک خبرهایی هست.

  3. رک‌گو says:

    برنامه امروز بلاگ‌آباد: حسن آقا جيمز باند می‌شود. 🙂

  4. علیرضا says:

    جناب رهگذر:
    من مبارزهء ايدئولوژيک ميکنم. من فقط یک پیشرو و پیشقدم هستم؛ به قول کوهنوردا پاکوب درست میکنم تا کسانی که از پشت میآیند، راحت تر بالا روند.
    وظیفهء من ریختن قباحت فحاشی به ائمه اطهار است تا این مهم در نظر همگان آسان شود و بتوانند بدون ترس آزادانه اسلام را به چالش بکشند

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر