Dec 04 2007

پایه‌های سست اسلام

نوشته:     :::       61 پیام

تصمیم داشتم مطلبی در رابطه با دبی بنویسم، حتی مطلب را هم آماده کرده بودم ولی با اتفاقاتی که در مدت اقامتم در دبی افتاد و مسائلی را که دیدم تصمیم گرفتم این مطلب را به اسلام و مسلمین اختصاص بدهم.
هر چه بیشتر بر اوضاع مسلمین ریزبین تر می‌شوم و هرچه بیشتر حرکات و رفتار آنها را زیر زره‌بین می‌گذارم بیشتر به این موضوع اعتقاد پیدا می‌کنم که افکار و اعتقادات بیشتر مسلمان‌ها، خصوصا ایرانی‌ها بر پر کاهی استوار شده که با فوتی از بیخ و بن و از پایه فرو خواهد ریخت.
داستان را از خانواده خودم شروع می‌کنم، چه بیشتر می شناسم‌شان. خانواده مادری من و حتی خانواده پدری‌ام مذهبی هستند، یا بهتر است بگویم بودند. چون آن اسلامی که آنها در دوران شاه به آن اعتقاد داشتند، با آن اسلامی که امروز به آن اعتقاد دارند از زمین تا آسمان با هم فرق دارد.
در دوران شاه یادم می‌آید آن روزهایی که من تازه از اسلام روی برگردانده بودم و به قول خانواده کافر شده بودم هر اظهار نظر من بر علیه اسلام با واکنش شدید خانواده روبرو می‌شد و گاهی حتی به کدورت و جنگ و دعوا تبدیل می‌شد. در سالهای بعد از انقلاب کمتر با آنها رابطه نزدیک داشتم، دلیل آن هم دوری من از ایران بود. بعد از اینکه راه ایران تا حدودی باز شد و پای من به ایران رسید، رفتار خانواده را بیشتر زیر زره‌بین قرار دادم و حرکات آنها را ثبت کردم. با اطمینان می‌توانم بگویم که فرو ریزی باورهای مذهبی آنها روز به روز مشهود تر می‌شود. مردها که بطور کلی اکثرا لامذهب شده‌اند و علنا به اسلام و دین و محمدش فحش و ناسزا می‌گویند. زنها هم با اینکه بطور مستقیم با اسلام گلاویز نمی‌شوند، ولی در مقابل رفتار مردها بیشتر جانب سکوت و بردباری را انتخاب می‌کنند و از رویارویی دوری می‌جویند.
hejab_2.jpgاتفاقی که در دبی افتاد مرا واقعا شوکه کرد. ماجرا خصوصا با یکی از آنهایی شروع شد که اصلا برایم غیر قابل پیش بینی بود. یکی از نزدیکان که تا چند سال پیش حتی نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت و مراسم اسلامی را تا حدود زیادی اجرا می‌کرد، در برابر چشمان ناباور من، وقتی که به او در دبی آبجو تعارف کردم و او بعد از مکثی و لبخندی لیوان را گرفت و تا آخر سر کشید، مرا در یک شوک رعشه آور فرو برد. چشمانم می‌دید ولی در افکارم نمی‌توانستم آن چیزی را که می‌دیدم باور کنم، حتی امروز که این مطلب را می‌نویسم بارها به چیزی که دیدم شک می‌کنم، چه او را انسانی راست کردار می‌دانم، او انسانی بوده و هست که هیچ گاه بر خلاف اکثر ایرانیان انسانی درست کردار بوده و هست و از نیرنگ و ریا دور بوده و هست و اگر تا این سالها در باورهای اسلامی خود استوار بوده نه از روی حیله و نیرنگ که یقینا از روی باور و اعتقاد بوده. وقتی چهره مادرم را در مقابل نوشیدن آبجو این عضو خانواده دیدم باورم نمی‌شد، چه او همیشه رفتارهای غیر مذهبی از این دست را سرزنش کرده و می‌کند ولی این روزها حتی وقتی که روسری از روی سر خودش بر می‌دارم، با چهره‌ای خندان به من اعتراض می‌کند و چون می‌داند که این روزها من در رفتارم سخت استوار هستم، از مقاومت دست بر می‌دارد. مادرم تا قبل از انقلاب همیشه با چادر زندگی کرده، ولی از چند سال پیش که چند باری نزد ما آمد و او را مجبور کردم دست از سر چادر بردارد، کم کم به روسری تن داد. این روزها حتی در ایران هم با حجابی بسیار سبک یا به قول خودش بد حجاب از خانه خارج می‌شود.
خلاصه بگویم، بیشتر آنهایی که هنوز در ایران به اسلام اعتقاد دارند، منظورم آنهایی است که از خودی‌های رژیم نیستند، اسلام شان دست کمی از تصویر بالا ندارد. پس از وظایف اصلی ما برای مبارزه با رژیم یکی هم همین زیر ضربه قرار دادن باورهای اسلامی مردمی است که به رژیم وابسته نیستند. هرچه این باورها را سست تر کنیم فرو ریزی رژیم زودتر اتفاق خواهد افتاد.
پ.ن.:
حسن آقای عزیز
دوست ندارم این نوشته لابلای کامنتها گم بشه. ممنون میشم توی وبلاگت پابلیشش کنی.
آقا یا خانوم مارمولک
لازم دیدم چند کلمه برایت بنویسم تا بدانی انسانها کس خل نیستند.
1. هیچکدام از دوستانی که اینجا در مقابلت جبهه گرفته اند شکی ندارند که قران کلام الله کیری مسلمانان است. ولی در عین حال همه این افراد آنقدر عقل دارند که بدانند انسان بودن و مانند انسان زیستن با خزعبلانی چون کلام الله هیچ نسبتی ندارد.
2. علاوه بر تمام چیزهایی که تو می دانی، این افراد می دانند که این الله کیری ساخته ذهن معیوب موجود انگلی است به نام محمد و بر خلاف نظر شما این الله آفریننده جهان نیست.
3. علم به راحتی می پذیرد که درجه ای از هوشمندی کل هستی را اداره می کند. می توانی این هوشندی را خدا بنامی یا کیر حسن آقا یا هر چیز دیگر. در وجود این نیرو شکی نیست. ولی ما به خوبی می دانیم این نیرو دست کم الله کیری محمد نیست که جهان بینی اش از آلت تناسلی اش فراتر نمی رود. در این جهان از زنان عرب حرمسرا می سازد و در آخرت به پیروانش 72 باکره می بخشد. ناراحت نشو. این الله که به جای آموزش و هدایت گمراهان را گردن می زند و دست پا می برد و به باورمندانش در بهشت دروغینش کس و کون می بخشد اگر کیری ننامیم چه بنامیم. حال انتظار داری باور کنیم که این الله کیری آفریننده این جهان است؟ این لطیفه ایست بسیار کودکانه که من هر بار می شنوم از خنده در تنبانم می شاشم و بعد به یاد می آورم که باید بشاشم به باورمندانی که این الله کیری را آفریننده جهان می دانند و محمد زنباره را فرستاده او. البته باید اعتراف کنم که من هم چون مسلمانان باور دارم که محمد فرستاده این الله کیری است. ولی دی عین حال باور دارم این الله کیری ساخته و پرداخته ذهن بیمار محمد است.
3. چند سال پیش در دبی زندگی می کردم و با یک آقای لبنانی دوست بودم. این آقا یک ایمیل دریافت کرد که شما در یک لاتاری برنده شدید و برای دریافت یک میلیون پوند تشریف بیارین انگلیس. این طفلک هم باور کرد و راه افتاد رفت انگلیس. وقتی رفت اونجا بهش پیغام دادن که برای دریافت جایزه باید 5000 پوند به فلان حساب واریز کنه. این دوست عزیز هم همین کار رو کرد و از اون لحظه به بعد کل ارتباطش با لاتاری قطع شد. سرش کلاه گذاشتن و 5000 دلار ازش دزدیدن و آقا رو با کون پاره برگردوندن دبی. حالا این داستان رو با پیامبری محمد مقایسه کن. محمد بهت مژده میده که تو برگزیده شدی که الله کیری بهت بهشت و کس و کون و باغهای سر سبز و شراب ناب بده. بعد ازت می خوان در راه همین الله کیری و پیامبرش از خودت مایه بذاری (5000 پوند) تا جایزه عظیم گیرت بیاد. آخرش هم تو رو حواله یک ناکجا آبادی می کنن که کسی ازش خبر نداره. نکته اینجاست که اگر این دوست لبنانی من 200 هزار پوند تو حساب بانکیش بود یه خورده عقلش رو به کار می انداخت و طمع یک میلیون پوند اون رو به چنین حماقتی وا نمی داشت. شما هم اگر در طبیعت زیبای ارو پا زندگی می کردی و می تونستی آخر هفته یک سری به کلوپهای شبانه بزنی و دختر بازی کنی و مشروبت رو بخوری، جنده خانه محمد و الله کیری اش که بهشت نام دارد انگیزه نمی شد که بیایی اینجا کس شعر بنویسی و ز رسالتش دفاع کنی. اگر حکومت اسلامی تو رو از سکس و شراب منع نمی کرد یه خورده فکر می کردی و محمد مج نمی تونست تو هزاره سوم خرت کنه که به هوس کس حوری و شراب ملکوتی سرگردان وبلاگها بشی تا تاریخ رو نبش قبر کنی.
این نوشته رو چند بار بخون. اگر به هوشمندی جهان (منظورم الله کیری نیست) باور داری به یاد داشته باش که بخشی از این هوش هم سهم تو هست و وظیفه داری ازش استفاده کنی. یه خورده فکر کن…

نوشته: در ساعت: 6:40 pm در بخش: نقد اسلام

61 پیام  |           

61 پیام به “پایه‌های سست اسلام”

  1. غريبه says:

    بسم الله احمق حقير
    در اينکه مردم از اسلام دست کشيده اند هيچ شکي نيست ولي متاسفانه در رژيم اسلامي کسي پيدا نميشه انها را هدايت کنه و تبديل به کافر دائمي کنه و کفر انها فقط در حد نخواندن قران و نماز و نگرفتن روزه و پاستور بازي کردن و گوش دادن و نواختن الات موسيقي و اصلاح صورت با تيغ و نداشتن مرجع تقليد باقي ميمونه
    وعمداتا به چند دسته تقسيم مي شوند
    1- اشخاصي که اصول دين اسلام را قبول دارند و فروع انرا قبول ندارند
    2- اشخاصي که سر خود را گول ميمالند و کفر خود را سعي مي کنند از خودشان هم مخفي کنند و داعما مي گويند که بايد بفهميم اسلام اصيل به چه شکلي بوده و ما دستورات اين اخوندها را قبول نداريم
    3- اشخاصي که فقط اديان ديگر را قبول دارند و محمد را دروغگو مي دانند
    4- اشخاصي که در اين زمينه مطالعه داشته و خدا و اخرت و اديان اللهي و معجزه و ماورا الطبيعه را قبول ندارند مثل اکثر بازديد کننده هاي اين وب

  2. ملا تو رو اون دستار٬ حالا که شدی تیمسار
    فرمانده و استاندار٬ دست از سر ما بردار
    ملا تو رو اون ریشت٬ اون دنبه چون میشت
    ای گه توی اون ریشت٬ دست از سر ما بردار
    (در بعضی روایات منتسب به علی بن ابی طالب٬ به جای «گه» کلمه «..یر» آمده)
    این ملت دست آموز٬ داند که نماز امروز
    باطل شده از یک گوز٬ دست از سر ما بردار
    آقا کار ملاها داره تمام میشه.دکان و بساط دین به زودی برچیده خواهد شد.

  3. antar says:

    Hasanagha
    Donät tell me what to do with this body. I know it very well.
    Mim yaani mameh bedeh hala.

  4. antar says:

    Hasanagha
    Don,t tell me what to do with this body. I know it very well.
    Mim yaani mameh bedeh hala.

  5. mostafa says:

    اینها نتیجه طبیعی رفتارهای رژیم اسلامی است که مذهب را عملا به مردم نشان داده.

  6. مهشید says:

    دایی من که چهل سال پیش رفته مکه حالا به امام حسین فحش خوار مادر میده و مثه سگ پشیمونه.

  7. حامد says:

    درود بر فرزندان ایران .این شد حالا
    کاملادرسته اسلام امروز حداقل درایران به سان گهی میماند که برلبه سوراخ مستراح گیر کرده وتلاش میکند که به گه دانی که درانتظارش است برتاب نشود ولی این اتفاق مبارک به زودی خواهد افتادوگه اسلام به زودی به توالت تاریخ ÷رتاب خواهد شد.درود وسلام خدا! بر حاکمان نظام مقدس جمهوری اسلامی که با نشان دادن چهره واقعی اسلام به مردم ایران بعد از 1400 سال کاری که فردوسی وبابک خرمدین نتوانستند انجام دهند انجام دادند و به نظر من بعد از سقوط قریب الوقوع نظام اسلامی اسلام نیز سقوط خواهد کرد اما اینبار نه با چوب مخالفت حکومت اینده بلکه به خواست خود مردم.
    نظر دوستان رو به این فایل جلب میکتنم که خودتون ببینید که اسلام وقران وایمه اطهار امروز به سوژه ای برای خنده مردم تبدیل شده.
    مربوط به کتاب اسمانی الله تعالی (گه نثارهو)میباشد که فرزندان ایران زمین در نهایت ظرافت بر روی ان اسهال(خونی) رفته اند
    http://www.2shared.com/file/2568534/8cc537c3/Ghoran.html
    فقط بگم که این فایل با فرمتamr هستند وبرای شنیدنشون باید real player داشته باشید واگر زدید وپخش نکرد بذارید فایل مورد نیاز نزم افزار از طریق اینترنت دانلود بشه . کم حجمه…. ویا اینکه اینا رو تو گوشی موبایلتون بریزید وگوش بدید.چون اگر نشنوید نصف عمرتون بر فناست و نماز ها وروزه هاتون تا 50 سال مورد قبول درگاه احدیت واقع نخواهد شد

  8. marmoolak says:

    این ملت هیچگاه از اسلام دست نخواهد کشید.حالا هرچقدر دوست دارید زور بزنین.
    دوست دارم واسم یک حداکثر زمانی رو برای سقوط این نظام تعیین کنین.اگه تا اون موقع سقوط نکرد دیگه دهنتون رو ببندین.اگرهم کرد که دیگه با شماس اگه خواستین می تونین مارو اعدامم بکنین.

  9. حامد says:

    خر مولک نظام اسلامی تو به زودی سقوط خواهدکرد
    واز نشانه های ان همین است که رییس نظان اسلامی در کمال مادر قهبگی میرود وزیر برچم الخلیج العربی مینشیند.
    قابل توجه ولد الزناهایی که میگویند اسلام با ایران ضدیت ندارد
    http://www.azadtabriz.com/news/1386/09/13/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%AD%D9%87%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%DB%8C/
    کیر خر توی کس مادر محمد ابن عبدالله ومعتق4دان به وی

  10. علیرضا says:

    يك روز مولای متقیان علی (ع) داشته عربده ميكشيده: \”ولم كنيد مي خوام برم شورت فاطمه زهرا رو در بيارم \”
    مردم آرومش مي كنن و ميگن جريان چيه ؟
    میگه : \”آخه كش شورتش اذيتم مي كنه .\”

  11. علیرضا says:

    آقایون اشقیا لذت لواط رو فراموش نکنن (حالا چه دادن، چه کردن). لواط کنید و در حین لواط صلوات بفرستید و الله اکبر و یا مهدی ادرکنی بگویید و علی علی کنید و به ائمه اطهار فحاشی کنید. با گفتن ذکر در هنگام لواط و توهین به مقدسات، چنان حال عرفانی به شما دست خواهد داد که از فرط های شدن مغزتون میخواد از شادی منفجر بشه و تمام بدنتون از شادی سرشار میشه و از حلاوت این لواط اشک بر چشمانتان جاری میشه.
    تضمین میکنم که اینجوری لذت لواط با شخص آغا زین العابدین (عج) نصیبتون بشه.

  12. علیرضا says:

    امام زین العابدین (عج) به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تو مرد بودي!

  13. حامد says:

    یه روز امام حسین(ع) خسته وکوفته میاد خونشون میبینه یه ردپای گلی از دم در خونه تا دم دراتاق خواب خواهرش زینب کبری . رد پا رو دنبال میکنه میره تواتاق خواب زینب میبینه یزید افتاده به جون خواهرش حالا نکن کی بکن.اعصابش کیری میشه شمشیرش رو میبره بالا میگه. یزید دربیار. یزید هم هول میکنه زود کیرشوازکس زینب درمیاره بیرون.امام حسین دادمیزنه کیرتو نگفتم کس کش کفشاتو دربیار خونه روبه گه کشیدی.
    0 0
    oo
    __ تمثال مبارک امام حسین(ع)

  14. حامد says:

    به خدیجه کبرا(همسر پیامبراعظم) میگن مادر سایز سوتینت چیه؟
    میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد،من میذارمشون تو شورتم

  15. حامد says:

    به خدیجه کبرا(همسر پیامبراعظم) میگن مادر سایز سوتینت چیه؟
    میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد،من میذارمشون تو شورتم
    خدیجه کبرا(س) میره بیش حکیم میگه: آقا می خوام کسمو یکم تنگ کنید
    حکیم نگاه میکنه میگه اه: این که کس نیست غاره!!! غاره!!! غاره!!!
    خدیجه کبرا شاکی میشه میگه خوب بابا حالا چرا سه بار میگی؟ حکیم میگه والا من یه بار گفتم (صدا پیچید توغار)

  16. حامد says:

    به امام حسین(ع) خبر ميدن كه ابن ملجم باباتو کشت، ميگه: آخ جون… از فردا تريپ مشكي با عينک

  17. حامد says:

    امام حسین(ع) بچه بوده . یه روز بدو بدو میره بقالی میگه عمو نخود سیاه دارین .بقاله میگه. بچه بدو برو خونتون دارن ننتو میگان

  18. پرشين says:

    بابا دمتون گرم ما که مرديم از خنده شورتمونم که خيس شد شما عزيزان موجب دلگرمي تمامي نوادگان کوروش هستيد
    اي کوروش اسوده بخواب که هنوز سايت حسن اقا برپاست

  19. مسعود says:

    مارمولک میگه “… ببندین.اگرهم کرد که دیگه با شماس اگه خواستین می تونین مارو اعدامم بکنین.”
    آخه یکی نیست به این بیشرف ها بگه فکر میکنین همه مثل خودتون هستند که مخالف رو اعدام کنند ؟

  20. آیت الله says:

    از خنده مردیم!

  21. admin says:

    سلام
    یه خواهش کوچولو ازت داشتم
    این وبلاگ دوست عزیزمان (البته برای شما عزیزتره) یعنی وبلاگ شیوا 10 روزی میشه که دچار مشکل شده و هیچ جوری باز نمیشه
    اگه ممکنه و دسترسی داری یه جوری برسون به اون که وبلاگ رو سر و سامون بده تاما از خماری در بیائیم
    ار الطاف صمیمانه شما بینهایت سپاسگذارم
    ———-
    در این نوشته هیس در باره مفقود شدن وبلاگ شیوا توضیح داده
    http://hees2.blogspot.com/2007/12/blog-post_1289.html

  22. bachei shiraz says:

    hasanagho! yek ketab az yek shirazi.
    http://www.seganeh.net

  23. حامد says:

    سلمان فارسی(مادرش به فاک)شاکی بلند میشه ميره حرم رضوی. داد می‌ زنه :هوی خار کسده ها شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه ها! من پارسال اومدم اینجا ،الان دوقلو حامله شدم!!

  24. حامد says:

    حضرت علی(ع) میاد به دوستش میگه ریدم به این شانس الان یه هفته هست که سکـس نداشتم!!! دوستش میگه:چرا مگه فاطمه زهرا پریوده؟! علی میگه نه بابا مالک اشتر اسهال شده

  25. حامد says:

    حضرت محمد(ص) زن صد ونود وهشتمیش رو میگیره، همون شب اول به زنش میگه: هوی گفته باشما اینجا خونه بابات نیست که بخوری و بخوابی، اینجا خونه منه، باید بخوابی و بخوری!!

  26. حامد says:

    حضرت ابوالفضل (ع) ميره مسابقات قرائت قرآن، شرت ورزشي ميپوشه!

  27. حامد says:

    حضرت ابوالفضل (ع) ميره مسابقات قرائت قرآن، شرت ورزشي ميپوشه!

  28. marmoolak says:

    بابا خودتون اینجا می نوشتین که روی آدولف هیتلر رو سفید خواهید کرد و نسل مسلمونا رو برخواهید چید!(می خای لینکم بدم بهت؟)
    بهتره بدونید که توی این اجلاس به احترام حضور محمود خان از لفظ خلیج عربی استفاده نکردند.
    خود محمود هم بارها در سخنرانیش از خلیج فارس نام برده.اون تصویرم به این خاطره که این سالن الان چندین ساله که توش این اجلاس برگذار میشه.به خاطر حضور یک مهمان هم نمیشه سالن رو عوض کرد.
    اگه شرکت نکنه…میگید کشورو منزوی کرده.اگه بکنه باز یه چرت و پرت دیگه تحویل میدید.
    اصلا من نفهمیدم که کجای حرف شما به سوالی که من پرسیدم ربط داشت؟
    من منتظر جوابمم.(نگید که جوابی ندارید!)

  29. marmoolak says:

    راستی بی شرف هم باباته که همچین کسخلی رو تربیت کرده

  30. marmoolak says:

    راستی اسلام هم با هیچ کشور به خصوصی ضدیت نداره!
    اما در کل مکتبی انترناسیونالیست است.
    یعنی کلا از این مرزهای احمقانه که انسان ها خود را در آنها محدود کرده اند فراتر است!
    درود بر اسلام.

  31. موسی کاظم (ع) says:

    داییوس بازم داره بحث و عوض می کنه
    دوستان گرامی لطفا اظهارات و درخواست های مارمولک را به تخم چپتون هم حساب نکنید چون از جک های شما عزیزان اشکش در اومده داره گه خوری میکنه و از اخرین ترفندش یعنی عوض کردن بحث استفاده میکنه و چنانچه روال جک گویی را ادامه دهید کیر همگییتان تا ته تو مارمولک فرو میره

  32. کوروش says:

    دمتون گرم بچه ها! به جک گفتن ادامه بدین تاکون آغا بسوزد.

  33. علیرضا says:

    به کافره ميگن: با «پستو» جمله بساز، ميگه: كيرم تو دهن فاطمه زهرا! ميگن: بابا اين پستوش كجا بود؟! ميگه: ‌پستو كس بی بی زینب!

  34. حامد says:

    فاطمه زهرا(ع) اون روزایی که علی خونه نبوده وهمراه محمد رسول الله مشغول تجاوز ومثله کردن کودکان و زنان یهودی بوده هر چه قدر جلق میزده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك كير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ فاطمه زهرا يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما كير قرمز نداريم! فاطمه زهرااشاره ميكنه ميگه کس خل: اوناها ش بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه اها: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!

  35. حامد says:

    از علی ابن ابی طالب(ع) ميپرسن: چه روزايي با فاطمه زهرا حال مي كني؟ ميگه: همه روزه بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا پس؟! ميگه: اوووو! پنج شنبه جمعه ها این صحابه نامرد اون قد شلوغ میکنن كه ژتون گير خودمم نمياد

  36. حامد says:

    خولی(جمیعا ارواحنا فداه) به زینب کبرا میگه زانو بزن میخام کیرمو بکنم تو چشت.زینب میگه. نه تورو خدا رحم کن.. کور میشم.نه… خولی میگه خفه شو جنده کس لیس مگه تا الان که تودهنت بود لال شدی

  37. کوروش says:

    بابا دست مریزاد عجب جکای باحالی نوشتید.

  38. علیرضا says:

    آقا مسلمونا خیلی کسشون خله! الان داشتم با یه مسلمونه بحث میکردم که چه دلیل منطقی وجود داره که قرآن کلام خداس؟
    میگفت: آخه توی قرآن نوشته قرآن کلام خداس!

  39. حامد says:

    (( ازار ابـــــــــــــنــــه ))
    یکی از وقت هایی که شیطان حضور به هم میرساند.وقتی است که مردی میخواهد با همسرش نزدیکی کند.اگر ( بسم الله الرحمن الرحیم) نگوید شیطان هم با او دخول میکند.ان وقت نطفه هم از پدر است وهم ازشیطان.وقتی هم که این طفل به دنیا میاید.شیطان باز هم حاضر است. انگشتش را میرساند به ماتحت(کون) ان طفل(فرمایش امام صادق است از خود نمیگویم)شیطان میاید انگشتش را به ما تحت ان طفل فرو میکند.ان وقت که بزرگ شود اثرش این است که مابون(ابنه ای=کونی) میشودو اگر دختر است فاحشه میشودو هرشب یک جایی میرود
    ***ملا اسماعیل سبزواری.کتاب جامع الانسان(جامع النورین)چاپ گلبهار. صفحه 24 ***
    (((دوستان متن بالا جک نیست بلکه یکی از کتابهای چاپ شده مسلمانان است که از فرمایشات بزرگان وامامان دین اسلام نوشته شده..خودتان قضاوت کنید که مسلمانان چه جور حیواناتی هستند)))
    عکس صفحه کتاب.
    http://www.2shared.com/fadmin/2578059/ad62fe5a/OB_online.jpg
    کپی شد، در این آدرس هم در دسترس است:
    http://blog.hasanagha.org/images/OB.jpg

  40. Arash says:

    dast marizad ….hamegi payandeh bashid,,,,mordam az khandeh ,,,bad e 15 saat kar e modavem,,,khastegim az tanam raft,,,

  41. marmoolak says:

    اون کسی که نوشته بود من بحث رو عوض کردم.من تنها به پستهای یک سری واب دادم و بحث جدیدی رو پیش نکشیدم.
    الان هم دیدم یکی گفته چرا قرآن کلام خداونده.بهش پیشنهاد می کنم متن زیر رو بخونه:
    معجزات ایشان نشان می دهد که به قدرت و علمی بی پایان وصل بودند ؛ برخی از این معجزات به تواتر به ما رسیده ( که در نتیجه صدورش از ایشان را یقینی می کند ) و برخی دیگر نیز _ گرچه هر کدام به تنهائی به تواتر نرسد اما _ مضمون آنها تواتر معنوی دارد ( یعنی نشان می دهد که به هر حال یقینا از ایشان معجزه صادر می شده ) . قرآن هم معجزه ی جاویدان ایشان است که هم در قالب و هم در محتوا معجزه است ؛ محتوایش از بدیهی ترین ادراک همه ی انسانها آغاز کرده و خدا را اثبات می کند و سپس همه ی آموزه های خود را با استناد به آن ، ثابت می نماید ؛ و اگر کسی خواست می تواند به قالب اعجازی قرآن هم توجه کرده و ببیند که اگر همه ی بشر دست به دست یکدیگر بدهند ، نمی توانند کتابی مانند قرآن ( دست کم در جذابیت و زیبائی ) بیاورند و از این به راستی ادعای آورنده اش _ که پیامبری بود _ پی ببرند و سپس برای دانستن و عمل به آموزه ای ایشان « دوباره » به قرآن بازگشته و این بار به محتوای آن توجه کنند .
    راه دوم : مژده ی پیامبران پیشین
    افسوس که سایت افشا حتی نصرانی و یهودی و زرتشتی هم نیست و الا مسلمانان از میان کتابهای آسمانی پیشین _تحریف شده و نشده _ هم ثابت کرده و می کنند که حضرت محمد صلی الله علیه و آله همان پیامبری است که پیامبران پیشین مژده ی آمدنش را می دادند .
    الف : انجیل برنابا ( نزدیک ترین انجیل به درستی و تحریف نشدگی ) : افسوس که سایت افشا نصرانی هم نیست و الا می گفتیم که گزارشهای فراوانی از فرمایشها و معجزات و سیره ی حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام به دست حواریان و دیگر افرادی که در شمار پیروان ایشان به حساب می آمدند ٬ نوشته شده بود که هر کدام از آنها را انجیل می نامیدند . این انجیلها در اوایل نصرانیت فراوان و متعدد بودند ( و شمارشان به صد و اندی انجیل می رسید ) و با هم اختلاف داشتند تا این که انحرافی که پولس در نصرانیت پدید آورد ، کار را به آن جا رساند که ارباب کلیسا تنها چهار انجیل « متی و مرقس و لوقا و یوحنا » را از آن میان رسمیت و اعتبار دادند و خواندن و حتی نگهداری دیگر انجیلها ( مانند انجیل برنابا و انجیلهای یعقوب ٬ نیقودیموس ٬ ابیونیت ٬ توماس ٬ ژاک ٬ نیکودم ٬ پطرس ٬ پطرس دوم ٬ متای دوم ٬ مصریان ٬ ابدی ٬ آندره ٬ بارتلمی ٬ حوا ٬ عبرانیان ٬ دوازده تن ٬ اندریو ٬ برتولما ٬ جیمس ٬ تدیوس ٬ اپلس ٬ فیلیپ ٬ باسیلیدس ٬ کرینتوس ٬ یهودای اسخریوطی ٬ حیات ٬ مریم ٬ متیاس ٬ کمال ٬ راستی ٬ مارکیون ٬ اگنستی ٬ صباو ءت و اگر لوگیا را هم انجیل بدانیم ٬ به این فهرست افزوده می شود ) را ممنوع کردند .
    انجیل برنابا که نوشته ی یکی از حواریان حضرت عیسی علیه السلام است ، « به گواهی مدارک تاریخی خدشه ناپذیر » تا قرن پنجم میلادی در دسترس بود تا این که 118 سال پیش از بعثت پیامبر اسلام ، به فرمان پاپ گلاسیوس اول خواندن و حتی نگهداری آن ممنوع اعلام شد و بزرگان نصرانیت در نابودی نسخه های آن تلاش فراوان کرده و آن را از دسترس نصرانی ها دور کردند ؛ تا این که بعدها نسخه ای خطی از این انجیل ، از کتاب خانه ی پاپ سیکستوس پنجم ربوده شد و با انتشار دوباره ی آن ، ارباب کلیسا مدعی شدند که اساساً این انجیل ، ساختگی است ! اما پژوهشهای « بدون پیش فرض » و « علمی و آزاد » همگی نشان می دهد که این انجیل کاملاً اصیل و حقیقی است ( بخش عمده ای از پژوهشها و بررسی ها و استدلالها و پاسخ اشکالات نصرانی ها بر این انجیل را در چهار مقدمه ی مفید و مستند و کارشناسانه ی مرحوم سردار کابلی و سید محمود طالقانی و جمشید غلامی نهاد و محمد رشیدرضا که همراه این انجیل از سوی انتشارات نیایش تهران ، چاپ و منتشر شده است ، حتما بخوانید ) .
    یکی از تازه های این جانب نیز در این زمینه این است که از حضرت آیة الله بهجت دام ظله شنیدم که آقا مرعشی نسخه ای از انجیل برنابا _ که تقریبا برای 560 سال پیش و به زبان گرجی است_ به ایشان و علامه طباطبائی نشان داده و گفت : « این انجیل را نگه داشته ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود ، آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند » . این نسخه هم اکنون در کتابخانه ی مرعشی در قم نگهداری می شود و بی تردید در کنار نسخه های دیگری از آن که به زبانهای ایتالیائی و اسپانیائی و نسخه ی کتابخانه ی توکیو ( مقدمه ی انجیل برنابا ، ص 129 ) و سریانی ( زن زیادی ، ص 11 و 12 ) موجود است ، به تقویت این انجیل حقیقی کمک شایانی خواهد کرد .
    غرض این است که هیچ جای شک و شبهه در اصالت این کتاب ( که به تعبیر حضرت آیة الله بهجت دام ظله : نزدیک ترین انجیل به اصالت و درستی است و تنها دو – سه جمله ی نادرست در آن وارد شده که آنها نیز در متن اصلی این کتاب نبوده است ) نیست گرچه ارباب کلیسا تلاش بی حاصلی می کنند که آن را ساختگی و نوشته ی یک مسلمان معرفی کنند ! تنها به این دلیل که در این انجیل به صراحت سه خدائی رایج در نصرانیت امروزی نفی شده و حضرت عیسی در آن خود را پیامبر خدا معرفی می کند ( نه پسر خدا ! ) و نیز « بارها و به صراحت مژده ی آمدن خاتم الأنبیاء همراه مشخصات دقیق ایشان ـ از جمله نام شریف پیامبر اسلام ـ آمده است » . یعنی نصرانیان اگر به درستی آن اعتراف کنند ، طبیعی است که باید مسلمان شوند و چون نمی خواهند مسلمان شوند ، از همان آغاز آن را نوشته ی یک مسلمان معرفی می کنند ! و این اندازه عقل ندارند که نباید شیپور را از دهانه ی گشاد آن نواخت ؛ یعنی ابتداء باید با پژوهشهای تاریخی و علمی به بحث درباره ی اصالت و درستی آن بپردازند و اگر اصالت آن را پذیرفتند ، به محتوای آن نیز که اثبات پیامبری حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و آله است ، تن دهند ؛ اما آنان از ابتدا مسلم و قطعی می گیرند که این انجیل نوشته ی یک مسلمان و غیر اصیل است و سپس نتیجه ی گیرند :« در نتیجه این انجیل نوشته ی یک مسلمان و ساختگی است » ! و هیچ اعتنائی هم به این همه دلیل و استدلال و نشانه بر درستی و اصالت آن ، نمی کنند !!
    در هر صورت اگر روزی افشائیان نصرانی شدند ، می توانند اصالت این انجیل حقیقی و عظیم الشأن را _ البته نه به شیوه ی نابخردانه و غیرعلمی نصرانی ها _ بررسی کنند تا پیامبری پیامبر اسلام از این راه هم برایشان ثابت شود .
    ب : انجیلهای چهارگانه : باز هم افسوس که سایت افشا حتی نصرانی هم نیست و الا می گفتیم که از همین انجیلهای تحریف شده نیز می توان روزنه ای به سوی حقیقت یافت ؛ انجیل منسوب به یوحنا از زبان حضرت عیسی بارها مژده ی آمدن شخصی را داده است که پس از وی می آید و [ دینش ] همیشه و جاویدان خواهد بود و همه چیز را به مردم یاد خواهد داد و هر آنچه حضرت عیسی به مردم گفته است به یاد آنان خواهد آورد ( یوحنا ، 14 / 16 و 26 ) و او حضرت عیسی را بزرگ خواهد داشت ( یوحنا ، 16 / 14 ) و عیسی و پیامبری و حقانیت او را تصدیق خواهد کرد ( یوحنا ، 15 ، 26 ) .
    این شخص در انجیل منسوب به یوحنا _ که به زبان عبرانی بوده _ « فارقلیط ( = فارقلیطا = پارقلیطا ) » معرفی شده است و این کلمه به همین صورت ، در زبان سریانی و یونانی هم هست و به شکل « فیرقلوط » به زبان عربی هم وارد شده بود .
    همچنین این فرستاده ی خدا ، در انجیل اصلی یوحنا که به زبان یونانی بوده ، « پیرکلوطوس ( = پریقلی طوس = پاراقلیتوس = بیریکلتوس = پیراکلی طوس ) » نامیده شده است و همان گونه که می بینید ریشه ی یونانی و عبرانی این دو واژه هم یکی است و در هر دو زبان به معنای « بسیار ستوده = احمد = محمد » است که نام شریف خاتم الأنبیاء صلی الله علیه و آله می باشد .
    اما افسوس بر بشریت که دستهای خائن ، کتابهای آسمانی را تحریف کردند و این واژه را به « تسلی دهنده » ترجمه نمودند تا ذهن خوانندگان به نام پیامبراسلام راهنمائی نشود . چند گواه این ادعای ما را بخوانید :
    گواه اول : در برخی از نسخه های کهن عبری ( مانند انجیل عبری که در سال 1624 میلادی از روی نسخه ی یونانی ترجمه شده ) این واژه به معنای « احمد » آمده است ( حقیقت مسیحیت ، ص 63 ) اما بعدها ( در سال 1904 میلادی ) انجمن گدیونز آن را « عمداً » به معنای « تسلی دهنده » و گاهی مترادف با « روح القدس » معنا کرد ( تورات ، انجیل ، قرآن و علم ، ص 147 و 148 ) تا ذهن خواننده به نام مبارک رسول الله هدایت نشود .
    گواه دوم : در همه ی اناجیل _ از جمله انجیل یوحنا _ روح القدس به همین نام معرفی شده است و بارها با همین عنوان از وی یاد شده ؛ بنابراین ضرورتی در به کارگیری « فارقلیط » به معنای « تسلی دهنده » یا « روح القدس » در مواردی که فارقلیط به کار رفته ، نبود .
    گواه سوم : فخرالإسلام ( = کشیش مسلمان شده ) می گوید : من نزد اسقف اعظم واتیکان ، محبوب و مقرب یودم ؛ روزی از وی پرسیدم : « معنای کلمه ی فارقلیط در سریانی و پیرکلوطوس در یونانی چیست که در انجیل یوحنا مژده ی آمدن او وارد شده است ؟ » و او در حالی که اشک چشمانش را گرفته بود به من گفت : « پسرم ! برایم سخت است که تو را فریب دهم اما اگر رازم را بگویم ، نابود و کشته خواهم شد » برایش سوگندهای شدید خوردم که تا وقتی زنده است ، راز او را فاش نکنم ؛ آنگاه او کلید اتاق مخصوص خودش را به من داده و رخصت داد کتابهای کهنش را از صندوق ویژه ی آنها برداشته و ببینم ؛ در میان آن کتابها دو انجیل به زبان سریانی و یونانی بود که تاریخ نگارششان به پیش از اسلام می رسید و ترجمه ی این دو واژه در آنها ، دقیقاً احمد و محمد بود ( صیانة القرآن من التحریف ص 98 ؛ با تلخیص ؛ به نقل از أنیس الأعلام ) .
    گواه چهارم : آقا عبدالوهاب نجار نیز گفته است : در سال 4- 1893 میلادی در دارالعلوم درس می خواندم و دکتر کارلونلینو ( شرق شناسی که دارای دکترا در زبان یونانی قدیم بود ) نیز به سفارش سفارت بریطانیا در درس زبان عربی آن جا شرکت می کرد و ما با هم دوست بودیم . روزی از وی پرسیدم : « معنای ” پیریکلتوس ” [ که در انجیل یوحنا آمدنش وعده داده شده ] چیست ؟ » ابتدا گفت : « کشیشها می گویند : تسلی دهنده » . گفتم : « مگر من از کشیش پرسیدم ؟! من از دکترای زبان قدیمی یونان دارم می پرسم ! » این بار گفت : « به معنای ” احمد ” است » ( همان ؛ با تلخیص ؛ به نقل از حاشیه ی تاریخ الأنبیاء ) .
    پ : در همان اناجیل چهارگانه آمدن شخصی که سوار بر اسب سفید است و « امین » و « حق » نام دارد و برای عدل « جهاد و مبارزه » می کند ، مژده داده شده ( مکاشفه ی یوحنا ، 19 / 11 ) آیا این اسب سوار که امین نام دارد و برای عدالت و به نام عدالت می جنگد ، بر کسی جز رسول الله قابل تطبیق است ؟!
    ت : باز افسوس که سایت افشا حتی نصرانی هم نیست و الا می گفتم : یکی – دو بار از حضرت آیة الله بهجت دام ظله شنیدم که فرمودند : زمانی که ما در نجف بودیم ، کشیشی که ساکن سوریه بود ٬ مسلمان شد و به مدرسه ی ما آمد و در پاسخ به این پرسش که « چرا و چگونه مسلمان شدی ؟ » گفت : « من رئیس کتابخانه ی سلطنتی سوریه بودم و در آن کتابخانه اتاقی بود که کتابهای آن جا تنها در اختیار من قرار داشت و دیگران اذن وارد شدن به آن را نداشتند . در میان کتابهای آن اتاق انجیلی یافتم که از زبان حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام مژده ی آمدن پیامبری پس از ایشان داده شده بود و ویژگی ها و صفات آن رسول هم ذکر کرده بود تا رسیده بود به ذکر نام ایشان اما روی نام ایشان را با موم ( شمع ) پوشانده بودند تا کسی نبیند ! من با زحمت و دقت زیاد و احتیاط برای این که کاغذ کتاب پاره نشود ، آن موم را کندم و دیدم نام آن رسول خدا را ، به صراحت ” مُد مُد ” بیان کرده است که در زبان آن انجیل [ که معلوم می شود به زبان عبری بوده ] به ” محمد ” ، مُد مُد می گفتند ؛ یقین کردم که مقصود از او ، پیامبر اسلام است و همین پنهان کاری نصرانی ها انگیزه شد که بیشتر در این باره مطالعه و تحقیق کردم و سرانجام به حقانیت اسلام پی برده و مسلمان شدم » این کشیش مسلمان شده ٬ بعدها کتابها و مقالاتی هم در رد نصرانیت و اشکالات آن نوشت .
    ث : تورات : دریغ که سایت افشا حتی یهودی هم نیست تا بگوئیم : در موارد فراوانی از تورات اصلی نیز مژده ی آمدن و بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله داده شده بود اما همچنان که می دانید تورات اصلی از آغاز تا کنون ، چندین بار مورد حذف و تحریف قرار گرفته است و محققانی که به تورات اصلی [ یا نزدیک به اصل ] دسترسی یافته اند ، نوشته اند که جمله ای که در تورات ( سفر پیدایش ، 17 / 20 ) درباره ی حضرت اسماعیل ( جد پیامبر اسلام ) آمده ، در اصل عبری چنین بوده : « و او [ = اسماعیل ] را بسیار کثیر گردانم و به سبب مئد مئد دوازده رئیس از وی پدید آیند » اما دستهای خیانت کار بشر ، کلمه ی « مئد مئد » که همان « محمد » در گویش و زبان آنان بوده ، [ از ترجمه ] حذف کرده و جمله را چنین نوشته اند : « و او [ = اسماعیل ] را بسیار کثیر گردانم و دوازده رئیس از وی پدید گردانم » ( مقدمه ی انجیل برنابا ، ص 234 ) .
    ج : آیا پیامبری که تورات مژده ی آمدنش را می دهد و تصریح می کند که « از میان ” برادران بنی اسرائیل ” خواهد بود و خدا سخن خود را به دهان وی خواهد گذاشت » ( تثنیه ، 18 / 15 و 18 ) بر کسی جز پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله که از فرزندان حضرت اسماعیل ( برادر حضرت اسحاق ) قابل تطبیق است ؟!
    مگر همین تورات نیاورده که فرزند دوم حضرت اسماعیل ، قیدار بود ( پیدایش ، 25 / 13 ) که قریش و عدنان و هاشم _ اجداد پیامبر اسلام _ ( الشجرة الطبیة ، ج 1 ، 29 و 30 ) از وی بوجود آمدند ؟!
    چ : افسوس بر افشا که حتی جهود هم نیست تا بگوئیم : دست خائنان چگونه برای هدایت نشدن ذهن مردم به حضرت عیسی و حضرت محمد علیهماالسلام چگونه دو تعبیر کنائی تورات ( در سفر اشعیاء ) درباره ی این دو پیامبر بزرگ را تحریف کردند ؛ عبارت مربوط به حضرت عیسی که این بود : « کسی که سوار درازگوش می شود » ، به « کسانی که سوار دراز گوش می شوند » تغییر داد و عبارت مربوط به آخرین پیامبر خدا که این بود : « کسی که سوار شتر می شود » به « کسانی که سوار شتر می شوند » تغییر داد در حالی که هر کسی عبری بداند ، می تواند خطای این ترجمه ها را بفهمد ( صیانة القرآن من التحریف ، ص 97 ؛ به نقل از الرحلة المدرسیة ) .
    ح : یحیی بن یعیش ( خاخام بزرگ یهودی که رهبر یهودیان یمن است ) اعلام می کند : « نسخه ای از تورات دارم که برای 500 سال پیش است و در آن به رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم _ منطبق با آنچه در قرآن کریم است _ مژده داده شده است ؛ این نسخه از پدرم ( که از عالمان یهود بود ) برایم به ارث رسیده است و مانند دیگر نسخه های تورات _ که تحریف شده اند _ از تحریف شدن محفوظ مانده است . این کتاب بر روی پوست حیوان و با جوهر ساخته شده از برگ گیاهان و ریشه ی زعفران نوشته شده و در 54 بخش ، دربردارنده ی فرازها و آیات تورات است » . این عالم یهود به پیامبری دیگر پیامبران ( یعنی حضرت محمد و حضرت عیسی علیهماالسلام ) ایمان دارد ( روزنامه ی جمهوری اسلامی ، 10 / 3 / 1386 ، ص 2 ؛ به نقل از ” گزارش فارس ” و فارس به نقل از روزنامه ی ” اخبار قاهره ” ) .
    از خدا می خواهیم تا پیش از مکر جهود در نابود کردن این نسخه ی بسیار باارزش ، چشممان به چاپ و نشرش روشن شود.
    خ : تورات و انجیل در موارد دیگری نیز به آمدن خاتم الأنبیاء همراه ذکر دقیق ویژگی های ایشان تصریح کرده اند ؛ مانند این که ایشان را عربی و از مکه معرفی کرده اند و پیامبری دانسته اند که از شرق و کوهی که محل درخشندگی خداوند و ظهور قدوس وی ، که حضرت هاجر و فرزندش ( اسماعیل ) در پای آن ساکن شدند ، خواهد آمد و آن پیامبر را کسی معرفی کرده اند که عدل و حق را با جهاد و شمشیر پایه گذاری خواهد کرد و طوایف سرکش را تأدیب خواهد نمود و … ( نگ : مقدمه ی انجیل برنابا ، ص 234 و 235 ) می بینید که همه ی این اوصاف ، با اوصاف پیامبر اسلام همخوان است اما چگونه می توان اینها را به افشائیان _ که دست کم یهودی و نصرانی هم نیستند _ گفت ؟!
    د : مجوس : کاش افشائیان دست کم زرتشتی بودند تا می گفتیم که در کتاب جاماسب ( فرزانه ی مجوس ) نیز پس از بشارت به حضرت موسی و ذکر کنائی وصف ایشان ، آمدن حضرت عیسی را هم نوید داده بود ( با وصف کنائی او که سوار بودن بر درازگوش است ) و مژده داده بود که خاتم الأنبیاء ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله نیز خواهد آمد ؛ البته با تعبیر کنائی از ایشان به « مهر آزمای » ( بناء المقالة الفاطمیة ، ص 130 و المعجم الذهبی ، ص 198 ) .
    ذ : و از همه ی اینها جالب تر این حقیقت بزرگ است که می دانیم در سرزمین حجاز ، یهودیان و نصرانیان فراوانی که عالمان کیششان هم در میان آنها زیاد بودند ( و حتی پدران و اجداد آنها به امید بعثت و ظهور پیامبر موعود تورات و انجیل آمده و ساکن آن سرزمین شده بودند ) زندگی می کردند . از طرفی آیاتی از قرآن در میان آنان منتشر و خوانده می شد که سکوت آنان در برابر آن آیات ، به تنهائی گواه بسیار روشنی بر « پیامبر موعود » بودن حضرت محمد صلی اله علیه و آله است ؛ دقت کنید :
    مثلاً قرآن درباره ی پیامبر اسلام می فرماید : « الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التورات و الإنجیل = همان کسی که نام او را در نزد خود _ در تورات و انجیل _ می یابند » ( اعراف ، 157 ) و در جای دیگر از زبان حضرت عیسی می فرماید : « … و مبشراً برسول یأتی من بعدی اسمه أحمد = … و من به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او احمد است ، مژده می دهم » ( صف ، 6 ) یا می فرماید : « اهل کتاب همان گونه که پسران خود را می شناسند ، او [ = محمد ] را می شناسند » ( بقره ، 146 و انعام ، 20 ) یعنی مشخصات جزئی پیامبر اسلام را هم می دانند .
    حالا به کتابهای تاریخ اسلام و نصرانیت و یهود بنگرید ! در هیچ کدام از آنها نمی بینید که جهود و نصرانی ها کتابهای تورات و انجیل را نزد رسول الله آورده باشند و بگویند : « بفرما ! تو در کجای کتابهای ما ذکر شده ای ؟! آن را نشان بده ! » گذشته از این که اگر نام و مشخصات رسول الله در آن کتابها یافت نمی شد ، یقیناً مسلمانان نیز از اعتقاد به رسول الله بازمی گشتند و ایشان را _ بالله العیاذ _ دروغگو می شمردند .
    بالاتر از این ، نه تنها سکوت اهل کتاب در برابر این آیات قرآن را در تاریخ می بینیم ، بلکه می خوانیم که نصرانیان مدینه خود در جریان فرارشان از مباهله با رسول الله ، دانستند و اعتراف کردند که ایشان بحقیقت پیامبر خداست اما آن قدر دنیاطلب و بدبخت بودند که راه راست _ یعنی پذیرش اسلام _ را ترک کرده و از رسول الله خواستند با احکام ارفاقی اسلام با آنان برخورد کند ؛ یعنی تقاضا کردند که بر کیش خود بمانند و جزیه بپردازند . و پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله هم _ که سراسر مهر و رحمت و ارفاق و لطف بودند _ کوتاه آمدند و اسلام را بر نصرانیان تحمیل و اجبار نکردند ( سعدالسعود ، ص 94 ) .
    داستان بحیرای راهب هم که رسول الله را در نوجوانی ایشان _ از مشخصاتی که در تورات برای ایشان نوشته شده بود _شناخت ، مشهور آفاق است ( قرب الإسناد ، ص 324 ) البته نمی خواهیم شواهد درون کتابهای تاریخی مسلمانان را ذکر کنیم گرچه بسیار زیاد است ( مانند ارشادالقلوب ٬ ج ۲ ٬ ص ۱۴۷ و ۱۴۸ و … ) گرچه اهل کتاب حتی آنها را هم نمی توانند رد کنند .
    اما هزاران لعنت بر تعصب و دستهای خائن که اولی نگذاشت اهل کتاب در آن زمان مسلمان شوند و دومی راه را بر اسلام آوردن اهل کتاب امروز بست .
    و باز دریغ بر افشائیان رمیده از « کتابهای آسمانی پیشین » که این استدلالها هم مشکل آنان را حل نمی کرد .
    خلاصه این که هیچ شکی نیست که اگر کسی به یکی از این سه دین آسمانی معتقد باشد و در آنها « با دیده ی حقیقت جوئی و علمی و آزاد و دور از تعصب » کندوکاو کند ، یقیناً سرانجام به پیامبری حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله معتقد خواهد شد ؛ همچنان که بسیاری از نصرانیان آزاداندیش و گروهی از یهودیان محقق در طول تاریخ به راستی و درستی اسلام پیوستند .
    یکی از آنان مرحوم محمد صادق فخر الإسلام بود که پیش از مسلمان شدن ، کشیش نصرانی بود و پس از تشرف به اسلام نام خود را تغییر داد و کتابهائی هم ( مانند أنیس الأعلام و بیان الحق و تعجیز المسیحیین و خلاصة الکلام فی افتخار الإسلام و برهان المسلمین و … ) نوشت .
    مرحوم محمد رضا جدید الإسلام هم از عالمان بزرگ یهود بود که در اثر اطلاعات گسترده و روح حقیقت جوئی ، مسلمان شد و کتاب ” إقامة الشهود فی رد الیهود ” را نوشت ( قبر وی در مسجد مظفری _ در جنوب تهران _ است ) .
    مرحوم حاج بابا قزوینی هم از عالمان یهود و ساکن یزد بود که در اثر آزاد اندیشی و روشن ضمیری به اسلام پیوست و کتاب ” محضر الشهود و رساله ی فارسی دیگری ” را در رد یهود نگاشت .
    مرحوم عبدالأحد داوود نیز در آغاز اسقف نصرانی بود و « داوود بنیامین کلدانی » نام داشت اما مطالعات و پژوهشهایش به وی اجازه نداد که در بر نصرانیت تعصب بورزد و باقی بماند ؛ او نیز مسلمان شد و نام خود را هم تغییر داد و کتاب ” محمد در تورات و انجیل ” را نوشت .
    اما چه کسی می تواند افشائیان را با دانش و پژوهش و روش علمی و پیروی از حقیقت آشنا کند ؟!
    راه دیگری هم برای اثبات پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله هست اما در این جا به همان دو راه بسنده می کنیم و چون این بخش کمی طولانی شد ٬ این گونه خلاصه اش می کنیم : دو راه اثبات رسالت ایشان « معجزات » و « مژده ی پیامبران پیشین » است و از آن جا که سایت افشا همه ی پیامبران را دروغگو می داند ٬ راه دوم مشکل او را حل نخواهد کرد اما با چند هزار معجزه ای که از حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ظاهر شد ( و برخی از آنها متواتر لفظی و برخی دیگر معنوی است و هر دو برای دیرباورترین انسانها هم یقین آور است ) چه خواهد کرد ؟!
    اثبات مقدمه ی چهارم هم از راههای گوناگونی ممکن است ؛ مانند این که پس از پذیرش پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و راستی همه ی نسبتهائی که ایشان به خدا می دهد ( که همه ی اینها _ با همان استدلالی که در ” حکیم بودن خدا ” گذشت _ لازمه ی پیامبری است ) این مقدمه هم ثابت می شود . پس همین که رسول الله گزارش می دهند ” حکم خدا درباره ی بنی قریظه اعدام است ” ، گزارش ایشان مورد تصدیق عقل است .
    علاوه بر آن که اگر کسی پیامبری ایشان را با دلیل عقلی پذیرفت ، می تواند عصمت داشتن ایشان را با آیاتی از قرآن نیز ( مانند : « و ما ینطق عن الهوی ؛ إن هو إلا وحی یوحی = و پیامبر از سر هوس سخن نمی گوید بلکه سخنش بجز وحیی که وحی می شود ، نیست » ( النجم ، 3و 4 ) ) دریابد . بنابراین همه ی فرمایشهائی که رسول الله به خدا نسبت می دهند ، کاملاً و دقیقاً حکم خداست .
    تازه این دو دلیل بیشتر برای مواردی گفته می شود که با فرمانی بی مقدمه و ابتدائی از رسول الله روبرو شویم و الا حکم اعدام بنی قریظه که از پیش ( یعنی در صورت پیمان شکنی آنان ) و با دلایل بیشتری ثابت می شود .
    فکر می کنم برای اثبات اینکه قرآن کلام خداوند است کافی باشد.البته باز هم می توانید به کتاب شبکه ریاضی پیچیده قرآن برای اثبات بیشتر ماجعه فرمایید.

  42. علیرضا says:

    در انجیلی که از اجداد سوری من به دست من رسیده و هنوز از سریانی به فارسی برگردونده نشده نوشته شده که پس از مسیح پیامبری نخواهد آمد و مسیح هم پیغمبری است که مامانش روسپی است. فقط حیف که کوردلان اجازهء انتشار این کتاب را نمیدهند تا همه بفهمند مسیح آخرین پیامبر است و مادرش هم جنده است.
    این کتاب در کتابخانهء آکادمی علوم انسانی دانشگاه آلاسکا(!) نگهداری میشود.
    فلذا محمد یک پیامبر دروغین است.

  43. علیرضا says:

    کتابی به اسم جاماسپ یا افسانهء مجوس در مجموعهء اوستا وجود نداره

  44. علیرضا says:

    تنها نسخه اصلی انجیل برنابا در سال 1709 بدست آمد( حدود 1700 سال بعد از میلاد مسیح) که به زبان ایتالیایی بود و پس از جابجایی بسیار، سرانجام سر از کتابخانه وین درآورد.
    هر مسلمونی میتونسته این کتاب رو به زبان ایتالیایی نوشته باشه و هیچ دلیلی دال بر اینکه برنابا، قبل از اسلام این متن رو نوشته وجود نداره.

  45. علیرضا says:

    اگه رفتی آلاسکا سراغ اون انجیل موروثی من، بهت نمیدن چون فقط شخص رییس دانشگاه بهش دسترسی داره(!) غرض این است که هیچ جای شک و شبهه در اصالت این کتاب ( که به تعبیر کامبیز جون اینا : نزدیک ترین انجیل به اصالت و درستی است و تنها دو – سه جمله ی نادرست در آن وارد شده که آنها نیز در متن اصلی این کتاب نبوده است ) نیست
    انجیل های تحریف نشدهء دیگه هم که توشون گفته شده عیسی آخرین پیامبر خداس و ننه ش جنده س توسط معاندین در سال 327 میلادی از بین رفته اند (حالا پس من از کجا میدونم توشون چنین چیزی نوشته شده خدا میدونه)
    « پیرکلوطوس ( = پریقلی طوس = پاراقلیتوس = بیریکلتوس = پیراکلی طوس ) » اینا رو ما هر چی توی دیکشنری های لاتین و یونانی آکسفورد نگاه میکنیم هیچ ربطی به محمد و ستوده شده درش پیدا نمیکنیم. حداقل املای لاتینش رو بنویس شاید ما سوات لاتین نوشتن نداریم!

  46. علیرضا says:

    این محقق(!) زبان یونانی شما به اینکه از تو خشتکش معنی برای کلمات اختراع کنه باید اشاره میکرد چجوری پیرکلوطوس رو تفکیک و ریشه یابی کرده و طبق کدوم مرجع زبان یونانی معنی “ستوده شده” رو پیدا کرده
    گواه: آقا صفدر بقال نیز گفته است : در سال 9- 1897 میلادی در دارالعلوم درس می خواندم و دکتر کیریلینو ( شرق شناسی که دارای دکترا در زبان یونانی قدیم بود ) نیز به سفارش سفارت بریطانیا در درس زبان عربی آن جا شرکت می کرد و ما با هم دوست بودیم . روزی از وی پرسیدم : « معنای ” پیریکلتوس ” [ که در انجیل یوحنا آمدنش وعده داده شده ] چیست ؟ » ابتدا گفت : « کشیشها می گویند : تسلی دهنده » . گفتم : « مگر من از کشیش پرسیدم ؟! من از دکترای زبان قدیمی یونان دارم می پرسم ! » این بار گفت : « یعنی مریم جنده است »

  47. علیرضا says:

    مستند باش بالام جان! در هیچ کجای انجیل periklutos نیامده بلکه Paraclete اومده که کلمه ای است متفاوت و از ریشه ای جداگانه و معنی آن تسلی دهنده است.
    شما همینجوری تخمی تخمی میای Paraclete رو periklutos میخونی میگی یعنی احمد؟
    یک اشاره مستند بکن که در انجیل periklutos بکار رفته باشه

  48. علیرضا says:

    شما سعی میکنی املای انجیل رو توش انگولک کنی، تحریفش کنی تا از توش “احمد” رو میکشی بیرون؟
    واقعاً شما مسلمونا خنده داره کاراتون

  49. حامد says:

    علیرضا جان زیاد سربه سر این خرمولک نذار.گازت می گیره ها! به تعبیر حسن اقا گویا شما مغز این مارمولک رو با مغز یه انسان اشتباه گرفتی.شما از پیروان پیامبری که میگه من کیرمو گرفتم طرف اسمون و ماه رو دونصف کردم(شق القمر)انتظار داری چی بشنوی؟ هان !!
    فعلا این جکا رو داشته باش تا یکم ازاین حس وحال بیای بیرون
    1
    علی ابن ابی طالب لواط کارجلو آینه لخت میشه کون خودشو میبینه، میگه: یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم!!
    2
    پلیس عربستان نصفه شب محمد ابن عبدالله رو با یه گونی شرت زنونه میگیره میگه:اینا چیه؟محمد می گه:هیچی به خدا دفتر خاطراتمه!!

  50. علیرضا says:

    حضرت علی (زج) زن ميگيره اما اصلا زنشو نمیکرده فاطمه زهرا هم شاکي ميشه ميره پهلوي رسول الله ميگه: بابا اين اصلا منو نمیگاد
    محمد هم ميگه :اين که کاري نداره يه بار که میاد خونه، تو همهء لباساتو در بيار، برو جلوش اون ديگه خودش ميفهمه بايد چي کار کنه ما اينيم ديگه!
    خلاصه فاطمه اين کارو ميکنه و يه دفعه در به صدا مياد و آغا امیرالمومنین تشريف فرما ميشن، با تعجب به وسط پاهاي فاطمه زهرا نگاه ميکنه، كـُـپ! و يهو ميزنه زير خنده ميگه: فاطمه دودول نداره! فاطمه شومبول نداره

  51. علیرضا says:

    به یزید ميگن يه جمله بساز توش کير باشه
    ميگه : کس عمهء زین العابدین

  52. علیرضا says:

    فاطمه زهرا به علی بن ابی طالب ميگه: ديشب خواب ديدم يه سطل توش پر ِ كير مرده! علی ميگه: مال من هم توش بود؟ فاطمه ميگه: آره يه کیر
    كوچولو هم يه گوشه بود. حضرت علی كلي بهش بر مي خوره فرداش به فاطمه زهرا ميگه: ديشب خواب ديدم يه سطل بود توش پر كس! فاطمه ميگه:
    كس من هم تو سطل بود؟ علی ميگه: نه سطله تو كس تو بود

  53. علیرضا says:

    حضرت علی میشه پیش محمد رسول الله
    حضرت محمد ازش ميپرسه ديشب از كس فاطمه زهرا خوردي ؟
    ميگه : یا رسول الله موش لاي دندونم جا مونده ؟
    رسول الله مبگه : نه ! نوك ِ دماغت انيه !

  54. حامد says:

    دوستان من یک سوال برام پیش اومده که سخت ذهن من رومشغول کرده. خوشحال میشم اگر دوستانی که بلدن جواب بدن.
    حتما همتون اون داستان رو شنیدید که محمد ابن عبدالله داشته ازترس کونش داشته از دست کفار فرار میکرده و علی ابن ابی طالب رو خرش میکنه و میگه تو بجای من تو این رختخواب بخواب و اون ماجرای کیری هجرت شروع میشه . علی ابن ابی طالب هم در اون دوران جوان رعنایی بوده .به نظر شما کفار اندرکف طویل الکیر عرب وقتی اومدن وبا چنین صحنه ای مواجه شدن و اعصابشون کیری شد. با علی ابن طالب جوان رعنایی که در رختخواب دراز کشیده بود چه کردند؟؟؟
    تو همه کتابها فقط تا اون قسمتی که کفار اومدن و علی رو به جای محمد تورختخواب دیدن گفته شده ولی بقیش…..؟؟؟؟؟

  55. کوروش says:

    به! بقیش رو نمیدونی !
    از همون موقع به آقا امیرالمومنین گفته شده آغا امیرالمومنین .
    تازه در بعضی روایات هم اومده کفار قزوینی بوده وحسابی از خجالت آغا درومدن.

  56. شیمبل says:

    حسن آقای عزیز
    دوست ندارم این نوشته لابلای کامنتها گم بشه. ممنون میشم توی وبلاگت پابلیشش کنی.
    آقا یا خانوم مارمولک
    لازم دیدم چند کلمه برایت بنویسم تا بدانی انسانها کس خل نیستند.
    1. هیچکدام از دوستانی که اینجا در مقابلت جبهه گرفته اند شکی ندارند که قران کلام الله کیری مسلمانان است. ولی در عین حال همه این افراد آنقدر عقل دارند که بدانند انسان بودن و مانند انسان زیستن با خزعبلانی چون کلام الله هیچ نسبتی ندارد.
    2. علاوه بر تمام چیزهایی که تو می دانی، این افراد می دانند که این الله کیری ساخته ذهن معیوب موجود انگلی است به نام محمد و بر خلاف نظر شما این الله آفریننده جهان نیست.
    3. علم به راحتی می پذیرد که درجه ای از هوشمندی کل هستی را اداره می کند. می توانی این هوشندی را خدا بنامی یا کیر حسن آقا یا هر چیز دیگر. در وجود این نیرو شکی نیست. ولی ما به خوبی می دانیم این نیرو دست کم الله کیری محمد نیست که جهان بینی اش از آلت تناسلی اش فراتر نمی رود. در این جهان از زنان عرب حرمسرا می سازد و در آخرت به پیروانش 72 باکره می بخشد. ناراحت نشو. این الله که به جای آموزش و هدایت گمراهان را گردن می زند و دست پا می برد و به باورمندانش در بهشت دروغینش کس و کون می بخشد اگر کیری ننامیم چه بنامیم. حال انتظار داری باور کنیم که این الله کیری آفریننده این جهان است؟ این لطیفه ایست بسیار کودکانه که من هر بار می شنوم از خنده در تنبانم می شاشم و بعد به یاد می آورم که باید بشاشم به باورمندانی که این الله کیری را آفریننده جهان می دانند و محمد زنباره را فرستاده او. البته باید اعتراف کنم که من هم چون مسلمانان باور دارم که محمد فرستاده این الله کیری است. ولی دی عین حال باور دارم این الله کیری ساخته و پرداخته ذهن بیمار محمد است.
    3. چند سال پیش در دبی زندگی می کردم و با یک آقای لبنانی دوست بودم. این آقا یک ایمیل دریافت کرد که شما در یک لاتاری برنده شدید و برای دریافت یک میلیون پوند تشریف بیارین انگلیس. این طفلک هم باور کرد و راه افتاد رفت انگلیس. وقتی رفت اونجا بهش پیغام دادن که برای دریافت جایزه باید 5000 پوند به فلان حساب واریز کنه. این دوست عزیز هم همین کار رو کرد و از اون لحظه به بعد کل ارتباطش با لاتاری قطع شد. سرش کلاه گذاشتن و 5000 دلار ازش دزدیدن و آقا رو با کون پاره برگردوندن دبی. حالا این داستان رو با پیامبری محمد مقایسه کن. محمد بهت مژده میده که تو برگزیده شدی که الله کیری بهت بهشت و کس و کون و باغهای سر سبز و شراب ناب بده. بعد ازت می خوان در راه همین الله کیری و پیامبرش از خودت مایه بذاری (5000 پوند) تا جایزه عظیم گیرت بیاد. آخرش هم تو رو حواله یک ناکجا آبادی می کنن که کسی ازش خبر نداره. نکته اینجاست که اگر این دوست لبنانی من 200 هزار پوند تو حساب بانکیش بود یه خورده عقلش رو به کار می انداخت و طمع یک میلیون پوند اون رو به چنین حماقتی وا نمی داشت. شما هم اگر در طبیعت زیبای ارو پا زندگی می کردی و می تونستی آخر هفته یک سری به کلوپهای شبانه بزنی و دختر بازی کنی و مشروبت رو بخوری، جنده خانه محمد و الله کیری اش که بهشت نام دارد انگیزه نمی شد که بیایی اینجا کس شعر بنویسی و ز رسالتش دفاع کنی. اگر حکومت اسلامی تو رو از سکس و شراب منع نمی کرد یه خورده فکر می کردی و محمد مج نمی تونست تو هزاره سوم خرت کنه که به هوس کس حوری و شراب ملکوتی سرگردان وبلاگها بشی تا تاریخ رو نبش قبر کنی.
    این نوشته رو چند بار بخون. اگر به هوشمندی جهان (منظورم الله کیری نیست) باور داری به یاد داشته باش که بخشی از این هوش هم سهم تو هست و وظیفه داری ازش استفاده کنی. یه خورده فکر کن…

  57. وبگرد بدبخت says:

    سلام بر بزرگان
    عجب وبلاگي شده اين وبلاگ خسن آقا. به همه چيز مي مونه جز يك فضا براي رد و بدل كردن اطلاعات. وقتي توش ميايي فكر مي كني در يك تيمارستان قدم ميزني. البته خيلي دور از واقعيت نيست كه من وبگرد احمق هم جزو شماهام وگرنه بعد از دو سه سال كه با خسن آقا آشنام هنوز هم براي باسط شدن كون و مغزم سري به او مي زنم ولي خودمونيم خسن آقا همه عتايق را يكجا جمع كردي. اگه بميري هم مارمولك و هم حامد جاتو به خوبي پر ميكنن و بلاگستان بدون خسن آقا نمي ماند ولي قبول دارم كه تو اسطوره اي. لامصب تفكرات اين به اصطلاح ايراني جماعت در رسيدن به آخر همه جيز واقعا نمونه است.
    خوش باشيد
    وبگرد بدبخت

  58. سید حمید says:

    اخه بی شعور چرا به اهل بیت عصمت توهین میکنین از خدا پیغمبر خدا نمیترسید اونم ماه رمضون از خدا میخوام خدا هدایتتون کنه بی حیاها و اگه هدایت پیدا نکردین مرگتون برسه از خدا میخوام عذابش بر شما برسونه و به درستیکه عذاب خدا هر اینه در کمین ستمکاران است
    ———–
    پاسخ:
    آخه حاجی سید حمید اگر خدایی وجود داشت که تاحالا باید من یکی رو از تخم دار زده باشه! مردک من بیش از 40 ساله که دارم هرچیزی دلم می‌خواد بر علیه خدای شما می‌گم و می‌نویسم ولی هنوز اون قرمساقی که تو اسمشو گذاشتی خدا نیومده یقه منو بگیره! پس برو یک فکری به حال خودت بکن که عمرت به فنا داره می‌ره بیچاره.

  59. reza says:

    اذا الشمس کورت @ و اذالنجوم کدرت @ و اذا الجبال سیرت @ و اذالعشار عطلت @و اذالوحوش حشرت @ واذاالبحار سجرت @ واذالنفوس زوجت @ واذالموعوده سئلت @ بای ذنب قتلت @ ……. حتی تصور یه همچین صحنه ای (قیامت) که قرآن داره توصیف میکنه مو بر تن آدم راست میکنه اما ببینید الله(جل جلاله) چقدر زیبا در قالب ریتم و آهنگ و موسیقی برای ما بنده هاش درباره بزرگترین و وحشتناک ترین حادثه ای که قراره تو این عالم فانی اتفاق بیفته صحبت میکنه . قربون بزرگی و جلال و لطف و مهربونی و بخشندگیت برم خدا جونم. من که خیلی مخلصتم بزار بقیه هر چی میخوان بگن بگن .
    ———-
    خُسن آقا:
    چی هست این علامت های @!؟ نکنه آدرس میل خداست!!

  60. reza says:

    خدا آدرسشو تو یه آیه داده
    (و من کان یرجو لقاء رب فلیعمل عملا صالحا ولا یشرک بعباده ربه احدا) هر کس میخواد خدا رو ملاقات کنه کار خوب انجام بده و هیچکس رو در عبادت پروردگارش شریک قرار نده

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر