Oct 20 2007

داستان کوتاه!

نوشته: خُسن آقا    :::       20 پیام

امروز صبح داشتم برای خنده یک داستان کوتاه می‌نوشتم. وقتی تمام شد، می‌خواستم مثل همیشه که از این جفنگیات را راهی سطل آشغال می‌کنم، این یکی را هم به سطل آشغال پی‌سی بفرستم که یک مرتبه برخوردم به این خبر “علی لاریجانی استعفا داد“. پس این شما و این هم اولین داستان کوتاه خُسن آقا!
صدای زنگ تلفن
* سلامون علیکم … بفرمایید! جناب عالی!؟
- علی هستم
* کدام علی!؟
- علی ل.
* سلام علیکم آقای مهندس! پارسال دوست امسال آشنا! چطور شد که احوال مارو گرفتید!
- امر مهمی پیش اومده می‌خواستم اجازه بگیرم یک توک پا بیام خدمت شما.
* خوب بفرمایید چه امر مهمی است که این همه شما در زحمت افتاده‌اید!؟
- نمی‌تونم از پشت تلفن توضیح بدهم حتما باید حضوری خدمتون عرض کنم.
* خوب می‌تونیستید از منشی دفتر وقت بگیرید
- نه نمی‌شه خیلی مهم هست و حتما باید بدون دخالت دیگران این مساله رو مطرح کنم، هیچ کس دیگری هم بناید از این موضوع با خبر بشه.
* شنبه آینده بعد از ساعت 7 شب تشریف بیارید منزل.
- نه نه نمی‌شه حتما باید امروز یا فردا شما رو ببینم.
* این مساله تا این اندازه مهم هست که شما این همه عجله دارید!؟
- آره مساله مرگ و زندگی است!
* خوب امروز بعد از شام خوبه!؟ آخه شام یک جایی دعوت هستم که حتما باید برم.
- اشکالی نداره فقط هیچ کس نباید در جریان این ملاقات قرار بگیره مساله خیلی مهم هست.
* اشکالی نداره ما به راز داری عادت داریم
ساعت 10 شب. صدای زنگ در.
* سلام علی آقا! خوش آمدید بیاید داخل، سلام آقا صادق شما خوبید!
سلامون علیکم حاج آقا
* بفرمایید از این طرف، طبقه دوم بهتره تا کسی مزاحم نشه.
- حتما! حتما!
در بین راه به طبقه دوم صاحب خانه در گوشی به علی: مگه شما نگفته بودید که مساله رو کس دیگری نباید بدونه پس این حاج آقا صادق چه صیغه‌ای است!؟
- نگران نباشید آقا صادق در جریان هستند.
پس از ورود به اطاق پذیرایی صاحب خانه رو به علی
* خوب بفرمایید چه امر مهمی بود که این همه با عجله می‌خواستید منو ملاقات کنید.
- راستش از پریروز که با ولادیمیر ملاقات داشتم، می‌خواستم با شما تماس بگیرم، مساله بسیار حیاتی مطرح شده. متاسفانه تماس با شما تا امروز صبح میسر نشده بود، تا اینکه امروز صبح آقا صادق شماره این یکی تلفن همراه شما را به من داد، من نمی‌دونستم که شما چند تا تلفن دارید.
* این یکی تلفن برای کارهای خصوصی است، به همین خاطر شماره اینو در اختیار همه نمی‌زارم.
- راستش همسایه شمالی خبر داده که وضع بسیار خطرناک شده و دیگر اونها هم حاضر نیستند به حمایت خودشون ادامه بدن و می‌گن که اگر تغییرات مورد نظر آمریکایی‌ها انجام نشه کل منطقه به آتش کشیده می‌شه. با وضع پاکستان، عراق و افغانستان و اگر ایران هم وارد چنین ماجرایی بشه، امنیت اونها به خطر میفته، به همین خاطر راه کاری رو ارائه دادن که گویا آمریکایی‌ها هم با اون موافق هستند. این شتاب سرسام آور سیاسی روسها رو شدیدا نگران کرده.
* نظر آقا در این باره چی هست!
- آقا در جریان نیستند، مساله اصلی ایشان هستند. روسها پیشنهاد دادند که ایشان هم مثل یاسر باید هر چه زودتر از دور معادلات خارج بشن و آمریکایی‌ها هم این راه کار رو ترجیح می‌دهند، فقط می‌خواهند مطمئن شوند که بعد از خارج کردن آقا از دور، وضع کنترل شده پیش بره و باعث فرو ریزی نشه. نظر آمریکایی‌ها هم بیشتر به شماست که بتوانید بحران را کنترل کنید.
صاحب خانه با شکاکی:
* خوب روسها چرا خودشان مستقیم تماس نگرفتند، تازه منافع اونها در این معامله چی هست!؟
- از آن می‌ترسیدند که مسائل برملا شود به همین خاطر مرا در جریان گذاشتند، در ضمن منافع روسها در این هست که تشنج در منطقه بیشتر نشه چون وضع تا همین حد هم زیاد متشنج شده.
* پس این وسط آقا صادق چکاره هستند این وسط!؟
- آقا صادق از خودمان هست، برای مراحل اجرایی ایشان باید در جریان باشند.
* خودمان! منظورتان از خودمان چه کسانی هستند!؟
- نگران نباشید همه این مسائل را بعدا متوجه خواهید شد.
* کدام مسائل را!؟ من بدون آگاهی از همه جوانب وارد این بازی های خطرناک نمی‌شوم
- بازی خطرناکی نیست حداقل برای شما، آنها فقط از شما این را می‌خواهند که خلا موجود را بعد از خروج آقا پر کنید، تمام مراحل دیگر را روسها خودشان به اجرا خواهند گذاشت…

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 11:12 am در بخش: سیاسی

20 پیام  |           

20 پیام به “داستان کوتاه!”

  1. شیمبل مى گویند:

    حسن آقای عزیز
    گیلانیها ضرب المثل جالبی دارند که می گویند ترجمه فارسی آن این است: اگر کونت را به چنگ آدم ناشی بدهی یا کمر کیر خودش را می شکند یا کون تو را پاره می کند.
    لاریجانی هم کون به چنگ آدم ناشی داده. تحلیل سیاسی من این است که احمدی نژاد و رهبر فرزانه فعلن کون لاریجانی را پاره کردندو در ضمن کمر کیر خودشان را هم شکستند ولی چون گرم هستند نمی فهمند.
    روزی پسری به پدرش گفت: بابا من امروز برای اولین بار با معلمم سکس کردم. پدرش خوشحال شد و گفت: آفرین، ثابت کردی که پسر خودم هستی حالا بریم تا برات دوچرخه ای که آرزو داشتی بخرم. وقتی دوچرخه را خریدند، پدر گفت: حالا برو سوار دوچرخه شو و نشونم بده چه کار بلدی با این دوچرخه بکنی. پسر گفت: الان نمی تونم چون کونم خیلی درد می کنه!!!
    البته این داستان را در پاسخ خیلیها نوشتم که میگویند ایران خیلی اقتدار پیدا کرده که رییس جمهور روسیه شخصن برای اولین بار به ایران آمده.

  2. Asal مى گویند:

    Shimbol joon kheili biadabi, vali roko rast miri soraghe matlab, damet garm.

  3. nana مى گویند:

    پست آخر کيل بيل را حتما بخوانيد .
    کيل بيل فرمانده
    در وبلاگ آزادی برای همه

  4. شیمبل مى گویند:

    عسل عزیز
    به خاطر بی حیایی بیش از حد در نوشته هایم عذرخواهی می کنم. ولی اینجا صحبت سیاست است و در مقابل سیاست بازان شرم جایی ندارد. قصد ندارم در سبک نگارشم تغییر بدهم، ولی بدان که با واژکانم قصد آزردن کسی را ندارم. به هیچکس توهین نمی کنم مگر اینکه آن شخص خود را مقدس بپندارد و در واقع هر چیز مقدسی که خود را به واسطه تقدس مصون از نقد بداند از توهین من مصون نخواهد ماند. مذهبی و غیر مذهبی هم ندارد. می گویند در برابر خانمها باید مودب بود ولی من به برابری مرد و زن کاملن باور دارم و زبان گفتاری و نوشتاری ام برای شنوندگان خانم و آقا یکی است. جدای از جنسیت از همه کسانیکه سخنان بی ادبانه من برایشان نامانوس است عذرخواهی می کنم ولی تنها دوست دارم به زبانی بنویسم که برای همه قابل فهم باشد. وبلاگ سیاسی-اجتماعی ندارم و نخواهم داشت و حرفهایم را در وبلاگ بزرگوارانی چون حسن آقا و ملا حسنی می زنم. با حسن آقا و ملاحسنی صد درصد موافق نیستم ولی هر دو ایشان را به خاطر آزاد اندیشیشان در حد پرستش دوست دارم و از اینکه کلمات عریان و گاهی به دور از ادب مرا در وبلاگشان میزبانی می کنند سپاسگزارم.
    با تقدیم احترام
    شیمبل

  5. Asal مى گویند:

    Shimbol Aziz:
    Etefaghan hamin neveshtat neshoon mide ke kharej az syasat ta che had reayate adab ro mikoni. Behamin dalaeli ke gofti manam neveshtam damet garm.
    ” در مقابل سیاست بازان شرم جایی ندارد”
    Kamelan movafegham.
    “هر چیز مقدسی که خود را به واسطه تقدس مصون از نقد بداند از توهین من مصون نخواهد ماند. مذهبی و غیر مذهبی هم ندارد.”
    Baz ham damet garm. Heif ke weblog nadari vali bedoon ke hatman naghdhato mikhoonam. Ghorboonet, Asal

  6. شهلا مى گویند:

    سلام دوست عزیز و محترم
    کارهای خوبتان را در چنچنه خوندم و استفاده کردم به خودم واجب دونستم تشکر کنم اما متاسفانه اونجا کامنتها باز نمیشد و نمیدونم چرا برای همین اومدم اینجا برای عرض تشکر خداحافظ

  7. شهلا مى گویند:

    خوب حالا که خیالم راحت شد که کامنتم میرسه میخواستم برای شما طرز تهیه کشک را یبنویسم تا شما با اون زبان شیرینتون درست و حسابی توی چنچنه واسه دوستائی که خواستن بزارین . این کشک رو من خودم چندین بار در بلاد غربت درست کردم و نتیجه هم عالی بوده .
    اول ماست رو تهیه میکنیم میزاریم چند روزی بیرون از یخچال بمونه تا حسابی ترش و گاز دار بشه بهد مقدار زیادی نمک و کمی آّب اضافه میکنیم که مثل دوغ غلیظ بشه و خوب هعم میزنیم در انتها میذاریم روی گاز تا کمی بجوشه و یه مقدار کمی غلیظ تر بشه بعد بر میداریم و توی کیسه میریزیم تا آب اون گرفته بشه و کاملا” بدون آب باشه بعد با دستهای تمیز کشکها رو گلوله گلوله میکنیم و در جای ئی میزاریم که کاملا” دور از گرد و غبار خشک بشه . البته مثلا” من که فنلاند زندگی میکنم و از آفتاب بی نصیب توی گرمخونه که لباس خشک میکنیم کشکهارو خشک کردیم ولی شما حتما” در نور خورشید و با یک دستمال که روی آن کشیدید خشک کنید ممنون و خداحافظ

  8. شهلا مى گویند:

    راستی یادم رفت که بگم از جوشوندن آبی که از این کشک در میاد یعنی وقتی توی کیسه ریختیم و اون آب اضافه بیرون اومد اگه آبو بجوشونیم قره درست میشه یعنی همون قره قروت یا قارای شیرازی

  9. خُسن آقا مى گویند:

    مرسی شهلا خانم بخاطر لطف شما.
    پیام گیر چنچنه فقط مطالب آخر پیام دریافت می کنند پام گیر مطالب قدیمی را بخاطر زیادی اسپم بسته ام. آخه این بنگاه های تبلیغاتی روزی صدتا بلکه دویست تا پیغام تبلیغاتی روی وبلاگ می گذاشتند به همین خاطر
    پیام های قدیمی را می بندم.
    در مورد کشک هم به چشم حتما توضیح خواهم داد.

  10. Hossein agha مى گویند:

    Hasan agha,
    sare ali daste in shimbelo begir yek toke pa tuye norwej hasti, boro un jayezeyeh adabiate nobel ro baraye joftetun begir o biar.
    Man hes mikonam keh haghe shoma do ta ro kheyli khordan.

  11. Farshid مى گویند:

    baz in saro kalleye hossein derakhshaane diwane peyda shod!dige as bas ba esme mosteaar invaro unvar behame mippare, ke inja be khodesh ye agha ham ezafe karde

  12. SHIVA مى گویند:

    سلام خوبی ؟ این نامه منو در رابطه با درست کردن سایت گرفتی ؟ یا نرسیده دستت ؟

  13. خُسن آقا مى گویند:

    نه عزیز! این ای میل من (Hotmail)با تو لج است! اکثرا میل‌های تو را در جانک میل دریافت می‌کنم، با اینکه بارها آدرس تو را به لیست (مورد اعتماد!!) ها قرار داده‌ام

  14. nana مى گویند:

    آخرین پست کیل بیل را راجع به جنده خانمی به نام
    فرناز سیفی در وبلاگ کیل بیل بخوانید …….کیل بیل فرمانده

  15. شلغم مراد مى گویند:

    مردم ایران گرچه مشکلات زیادی با نظام دارند اما ماهیتا این نظام از دل خود مردم بیرون آمده و این مردم نمی توانند بر ضد آن دست به اقدام بزنند.
    نظام ریشه های مذهبی قوی ای دارد و از این برگ برنده همیشه استفاده کرده است و خواهد کرد. مردم ایران عمدتا بافت مذهبی و علایق دینی دارند و این یکی از نقاط مشترک مردم و نظام اسلامی است.
    تحریم های سنگین هم کاری از چیش نخواهد برد
    نهایتا مردم به جان همدیگیر می افتند و مراکز فروش و بازار را غارت می کنند و توی سر و کله هم خواهند زد
    به احتمال بسیار زیاد نظام برای حفظ بقای خودش بسته پیشنهادی اروچا را ” هر چه که باشد” می پذیرد. و این برگ برده آمریکا را خواهد سوزاند. ایالات متحده در پی تغییر رژیم در ایران است زیرا به خوبی میداند منشا تغذیه مالی و معنوی گروه های اسلا گرا ایران است. و ایران هم کشور ثروتمندی است و میتواند در آن واحد چندین گروه اسلامگرا را هدایت کند
    در پیان بدلایل کملا جامعه شناختی من ظهور یک نظام دموکراتیک را در ایران مطلقا ممکن نمیدانم قرن ها طول خواهد کشید که شرایط فرهنگی این مردم تغییر کند و آماده پذیرش قواعد و لوازم دموکراسی شوند

  16. خُسن آقا مى گویند:

    اقای شلغم مراد از نوشته شما چنین برداشت می‌شود که شما اصلا از مکانیسم‌های اقتصادی هیچ سر در نمی‌آورید. رشد بیکاری، تورم سرسام آور و لجام گسیخته هر رژیمی را سرنگون می‌کند و نیازی هم به مردم باهوش یا بی هوش ندارد.
    این اصل شامل همه رژیم‌ها می‌شود حتی رژیم‌های دموکراتیک.
    دوران قبل از روی کار آمدن هیتلر در اروپا شاهد این مدعاست.
    ساختارها وقتی که پیاگاه اقتصادی خود را از دست بدهند مثل برگ خزان فرو می‌رزیند.
    این رژیم با اینکه قیمت نفت و در نتیجه درامد آن در چند سال اخیر هفت برابر شده ولی هنوز قادر نیست کوچکترین حرکت اقتصادی مثبتی را سامان بدهد. فراموش نکنید که همین چند سال پیش بود که قیمت نفت به 12 دلار سقوط کرده بود و امروز قیمت آن به مرز 88 دلار رسیده.
    صادرت نفت ایران بر اساس آمارهای خود رژیم برابر با 4 میلیون و 137 هزار بشكه در روز است.

  17. شلغم مراد مى گویند:

    درست است که عامل اقتصادی محرک بسیار قوی ای است اما همیشه و در همه جا کارایی ندارد. فرضا مردم کره شمالی از فقر به گربه خوری روی آورده اند یا جاهای دیگر مثل پاکستان و.. اما مردم بر علیه حکومت قادر به حرکتی نیستند.
    جمهوری اسلامی بخوبی از سیاست مهار دوگانه اسفاده می کند و استراتژیست های خوبی هم دارد. شما نگاه نکنید به یک مشت آخوند نفهم که مثلا در خبرگان یا … وجود دارند خط مشی های کلی نظام در اتاق های فکر تشکیل شده توسط سپاه و مراکز دانشگاهی وابسته به آن شکل می گیرد.
    رژیم به خوبی دریافته است بین مردم داخل ” هیچ گونه” همبستگی ای که منجر به شورشهای گسترده شود وجود ندارد. هر دسته ای نهایتا خود به تنهایی اقدام می کند و براحتی هم مهار میشود
    معلمان یک روز برای خود کارگران بی کار یک کارخانه برای خود و.. عامل بازدارنده مذهبی نیز بخوبی تواسته است اقشار ” عام” جامعه را از کار بیاندازد. وزارت اطلاعات خاتمی هم همین حرف را می گفت یعنی یونسی علنا اعلام نمود با پژوهشهای انجام شده گروه یا جریانی که بتواند برای کلیت نظام دردسر درست کند و آنرا تهدید نماید وجود ندارددر ایران
    اپوزسیون خارج از کشور هم که
    وضعش مشخص است
    مردم نهایت کاری که بتوانند بکنند شورشهای بسیار پراکنده و توی سر و کله هم زدن و غارت اموال یکدیگر است. که نظام براحتی آنرا سرکوب میکند. از لحاظ جامعه شناختی هم نظام جمهوری اسلامی را تقریبا میشود آیینه تمام نمای اخلاق و فرهنگ خود مردم ایران دانست. مذهب ، ریا ، دروغ، قبیله و فامیل گرایی، بی مسئولیتی ، نداشتن دید ملی ، نداشتن روح جمعی و همکاری تیمی اینها دقیقا خصوصیات خود مردم ایران است مه در نظام مقدس جمهوری اسلامی تبلور یافته است
    بهتر است خودمان را گول نزنیم

  18. خُسن آقا مى گویند:

    گویا شما 18 تیر را فراموش کرده‌اید که کم مانده بود کل رژیم به گوز الهی بپیوندد.
    درگیری در شب جیره بندی بنزین را هم یادتان رفته!؟ صبر کنید روزی که مجبور شدند سوبسید نان را بردارند آنگاه همه این اما و اگر ها به یقین تبدیل خواهد شد.
    نگویید که خوب سوبسید نان را برنخواهند داشت. این اتفاقات از کنترل رژیم خارج است، اینها ورندی است که به مرور زمان پیش خواهد آمد. رژیم می‌تواند 10 نفر یا حتی صد نفر یا حتی هزار نفر را در عرض یک سال اعدام کند، ولی وقتی لیوان آب پر شد سریز می‌شود. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.
    این خط و این هم نشان. فقط روزی که این اتفاق افتاد یادت نرود بیایی اینجا و خودت با خط خود بنویسی که اشتباه کرده‌ای آقای شلغم مراد!

  19. شلغم مراد مى گویند:

    حسن آقای عزیز
    شما درست به موارد مثال های من اشاره کردید
    قیام 18 تیر یک جنبش دانشجویی محدود بود یا مثلا شب سهمیه بندی هم نمونه شورشهای کور و غارت اموال و توی سرو کله هم زدن بود که به راحتی آب خوردن مهار شد. من خودم یادم می اید که در 18 تیر مغازه دارها و رهگزران مثل اینکه فیلم سینمایی اکشن پخش میشود به صحنه ها نگاه می کردند و برایشان فقط ” جالب” بود و دخالتی نداشتند این مثال های شما اتفاقا سخنان مرا اثبات می کند. مردم نهایتا دست به شورشهای کور و ” متفرق” خواهند زد دانشجو برای خودش کارگر برای خودش و.. که داریم این روزها نمونه هایش را هم می بینیم.
    ابدا همبستگی و روح ملی وجود ندارد که بخواهد مردم را متحد کند بسیاری الترناتیوی برای جمهوری سالامی نمی بینند و راضی شده اند به اصلاحات و بزک کردن های سطحی بسیاری مذهبی هستند و همراه رزیم
    و اکثریت هم منفعت طلب و فرصت طلب هستند یعنی نمی خواهند اپسیلونی هزینه بدهند فقط وقتی همه چیز حاظر و آماده شد خواهند آمد !!
    و در آخر مهمترین نکته این است که ” اصلا مردم ایران آزادی ” برایشان مطرح نیست البته اکثریت را می گویم نه یک عده محدود بالای شهر و از قشر متوسط که مثلا آزادی حجاب و .. می خواهند. اکثریت مردم ایران به لحاظ داشتن باورهای و گرایشات تاریخی مذهبی فهم و درکی از آزادی ندارند و ابدا فرقی برایشان ندارد شاه باشد یا شیخ آنها فقط نان و آب می خواهند. حال هر که می خواهد بالای سرشان باشد. ایران نظام بخوبی دریافته است.

  20. خُسن آقا مى گویند:

    آمدی و نسازی‌ها شلغم مراد! اگر آن سالها در قیام دانشجویی مردم نشستند و نگاه کردند به این خاطر بود که فریب خاتمی شیاد را خورده بودن و به این امید بودند که بدون هزینه حکومت را اصلاح کنند. در حرکتهای بعدی چنین توهمی وجود نخواهد داشت و سرخوردگی این دوران گریبان رژیم را خواهد گرفت، بدبختی وقتی گریبان اکثریت را گرفت (بیش از ده میلیون نفر زیر خط فقر) بعد خواهی دید، با این مسائل نمی‌توان شوخی کرد. این مشکلات خانمان برانداز است، صبر کن تا ببینی. همین ملت روزی آمدند حکومت شاه را مثل کاهی در سیلاب خود بردند این رژیم را هم خواهند برد، البته اگر قبل از آن آمریکا ایران را با خاک یکسان نکرده باشد.

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر