Oct 09 2007

چند سوژه

نوشته: خُسن آقا    :::       17 پیام

صبح زود از خواب بیدار شدم رفتم سراغش، می‌بینم داره آروم و با متانت نوای گوش نوازش رو در فضا پراکنده می‌کنه. داشت به آرومی قلپ … قلپ … قلپ … قلپ می‌کرد. می‌گیرم چند تا تکون محکم بهش می‌دم و با نرمی می‌زارمش سر جاش. یک مرتبه مثل اینکه عصبانی شده باشه شروع می کنه به فریاد قلپ‌قلپ‌قلپ‌قلپقلپقلپ سر دادن. به خودم می‌گم عصبانیش کردی ها! ببین چه سر و صدایی از خودش در می‌آره!
روز شنبه انگورهای باغچه رو کندم و همون روز ریختم توی خُم شراب تا شراب سال رو ازش بگیرم. از امروز صبح می‌دونستم که موقع قلپ قلپ کردنش هست. وقتی رفتم سراغش دیدم درست مثل اینکه ساعت شماطه دار داره، سر ساعت فعالیتش رو شروع کرده و معمولا باید امروز و فردا اوج شور و شوقش رو مشاهده کنم.
با وضع آب و هوای امسال توی این اسلو خراب شده، هیچ امیدی به نتیجه کار ندارم ولی باز هم از رو نمی‌رم و مثل هر سال شراب سازی را راه انداختم.
امروز روزی است که چه گوارا کشته شد (9 اکتبر 1967). چند مدت پیش مطلبی رو در باره یک کتاب جدید (Che: La Vida Por Un Mundo Mejor) که در باره زندگی چه نوشته شده می‌خوندم، در اون مطلب خوندم که آقای چه برخلاف باور عده‌ای (از جمله خود من) و برخلاف باورهای همه آنهایی که به چه اعتقاد داشتند (تقریبا تمام انقلابی های سالهای 50 تا 90 میلادی)، انسانی بوده مثل همه دیکتاتورها و حتی در مقایسه با فیدل کاسترو، بسیار قصی القلب تر و خون‌ریز تر و حتی گفته می‌شود دلیل جدایی فیدل کاسترو از او هم همین مساله بوده. زیرا فیدل کاسترو بیشتر به یک انقلاب ملایم اعتقاد داشته و در عوض چه گوارا انقلاب رو به معنی واقعی کلمه اون می‌خواسته، یک چیزی مثل احمدی نژاد خودمون. یادتون می‌آد روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهوری آخوندی و آن داستان‌ها که از آقای احمدی نژاد منتشر می‌شد که می‌گفتند او یک تیر خلاص زن بوده و الخ. در مورد چه هم همین مطالب در این کتاب گفته شده. اگر وقت کردم باید این کتاب رو حتما بخونم، تا ببینم که به چه ایده‌آل‌هایی دل خوش کرده بودیم. گفته می‌شه که اکثر آنهایی که قهرمان می‌شن یکی از دلایل آن این است که کشته می‌شوند و اگر زنده بمانند، چنان در زندگی خود گند خواهند زد که از درجه قهرمانی سقوط کنند، مثل همین خمینی خودمان. اگر او هم مثلا در بحبوحه انقلاب 57 کشته شده بود یا به شکلی به درک واصل شده بود یقینا امروز یک بتی می‌شد برای همه گدا گشنه‌های جهان اسلام.
اگر کتاب در دسترس‌تون نیست می‌تونید یک نقد (Review) کوچکی که بر این کتاب نوشته شده رو در این آدرس بخونید (البته به زبان انگلیسی).
پایان بازداشت سگ‌ها
این هم تیتر خبری است که رادیو فردا در رابطه با آزد کردن سگ‌ها از بازداشت در بازداشتگاه سگ‌ها خبر می‌دهد. پس باید نتیجه گرفت که امام امت سگ‌ها را می‌خواهد ول کند و برعکس ملت را در بند نگاه دارد.
حتما امام امت به این نتیجه رسیده که سگ را رها کردن برای پاسدارها و گزمه‌های حکومتی خطری ایجاد نمی‌کند و حتی بیضه اسلام هم به خطر نمی‌افتد، ولی اگر ملت را رها کند، ممکن است این سگ‌ها آسیب ببینند. تازه با آزاد کردن این یکی سگ‌ها یقینا می‌تواند آنها را با این سگ‌ها جفت بزند و توله سگ‌های ملوسی پرورش دهد.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 11:28 am در بخش: گوناگون

17 پیام  |           

17 پیام به “چند سوژه”

  1. SHIVA مى گویند:

    بابا بلد نیستی بگو شراب درست کردن یادت بدم … هاهاها :)
    چرا رو آب و هوای مردم اسم میذاری ؟ عجبا ! ولی خودمونیم عجب انگورایی .. میشه روش پرورش انگور رو هم یاد بدی ؟ راستی دوربین نیکون هم مبارک :) میرفتی یه اس ال آر میخریدی آخه این چیه ؟؟؟ غرغرغرغرغرغر … همینه هیچ کس سراغ من نمیاد از بس سرش غر میزنم :)

  2. شیمبل مى گویند:

    حسن آقای گرامی
    یادم هست در یکی از پستهای قدیمی ات در باره ارتباط الله با کیر حسن آقا نوشته بودی و گفته بودی اگر روز اول رسول اکرم به الله می گفت کیر حسن آقا الان تمام مسلمین جهان در مقابل اون پروردگار عظیم سجده می کردن یا چیزی شبیه به این. هر چه توی آرشیوت بیل می زنم لینکش رو پیدا نمی کنم. میشه برام پیداش کنی؟

  3. ساتگین مى گویند:

    من با چند تا دوست کوبایی راجع به این حرف می‌زدم. یه نوشته‌ی بسیار کوتاه هم آن زمان نوشتم:
    http://satgean.com/2007/07/03/927/

  4. طراح سوالات شرعی مى گویند:

    سوال جهت قبولي در آزمون استخدامي نهادهای دولت اسلامی:
    حدیث زیر از کیست؟
    الیسره من الیسرا به پیر ندید کس را این کیر کمر سست را
    1- حضرت فاطمه زهرا (ع)
    2- حضرت عایشه (ع)
    3- حضرت زینب (ع)
    4- هر سه مورد

  5. Javad Ghorbati مى گویند:

    Khasan Agha, goftam ye chand vaght Iran tashrif nadashtid, ye video bezaram ke yadet naree mardom Iran chejor mojodati hastand, onam ba classhayee shomal sharish…. ghorbanet … Agha Javad
    http://www.youtube.com/watch?v=QG08LhjPGvw

  6. خُسن آقا مى گویند:

    سوال بالا اشتباه طرح شده مورد اول و سوم صحیح است.

  7. siavash.nl مى گویند:

    hosnagha, enghadr nago az sharab ke delemoon ro khon mikoni.. to in mamlekate kharab shode angoor enghadr geroone ke adam faghat mitone mahi 1 kilo bekahre …darzemn tarze tahie sharab az site chencheneh didam .. vali abzari ke baraie inkar mikhaad kheeli ajib bood :D …khomet hamishe por ze sharab.. dele doshmanaat por zekhoon :D ..

  8. خُسن آقا مى گویند:

    آقا سیاوش کجاش سخت است! در مورد گرانی انگور هم، به خانواده بگو انگور خوری در تمام سال ممنوع در عوض بجای آن شرابی درست کن و هفته‌ای یکی دو پیک بده خانواده بخورند یقین بدان مرید شما خواهند شد.

  9. مهران مى گویند:

    خسن آقای عزیز
    تو میدونی این بلاگرولینگ چه مرگشه که بازی در میاره؟
    چرا هرچی پینک می کنیم آپ نمی شیم؟

  10. Javad Ghorbati مى گویند:

    پخش مستقیم حرم امام حسین:
    http://www.imamhussain.org/html&docs/ar/live.html

  11. Javad Ghorbati مى گویند:

    پخش مستقیم حرم امام حسین:
    http://www.imamhussain.org/html&docs/ar/live.html

  12. خُسن آقا مى گویند:

    خیر آقا مهران من هم نمی دانم چه مرگش هست. این بلاگ رولینگز هر از چند وقتی کرم ش می‌گیرد و از کار می‌افتد چند بار هم با مسئول بی مسئولیت‌اش تماس گرفته‌ام جواب هم نمی‌دهد. گویا کل این دستگاه عریض و طویل بلاگ رولینگز را گذاشته رفته دنبال الواتی

  13. علی مى گویند:

    یعنی شما انتظار داشتی “انقلاب” با ابریشم و ساتن و “مهرورزی” سر کار بیاد؟/ انقلاب یعنی “خون” برادر! / چه دکتر “چه” باشی / چه احمدی.

  14. خُسن آقا مى گویند:

    خیر علی آقا انتظار ابریشم و اینجور چیزها را نداشتم ولی اینکه انسانها را فقط برای خون ریختن کشت شوکه می‌شوم.
    وقتی که یک انقلابی تبدیل می‌شود به تیرخلاص کن نگران می‌شوم.
    وقتی که انسانها را حتی بدون اینکه آنها را در دادگاهی عادل محکوم کرده باشند با تیر خلاص در یک گوشه زندان یا مخقیگاهی می‌کشند نگران می‌شوم.
    خلاصه اینکه وقتی ایدئولوژی‌های نجات دهند(!!) خود به ابزاری برای نابودی تبدیل می‌شوند آنوقت است که نگران می‌شوم.
    اینها چیزهایی نبود که در آرمانهای ما بود، در آرمانهای ما برابری و آزادی بود نه خون و کشتار.

  15. شاهین نداجواتی مى گویند:

    تکه ای از یه شعری از یک سال پیش با دیکته ی آزاد
    2 آگوست 2006
    لطفن!! بمیرید!
    ندا:
    عزیزم، به این
    فیدل کاسترو
    بگو که لطف کنه زودتر بمیره
    هر چه زودتر بمیره بمیره
    آخه مگه میشه بدون قدرت سرنیزه
    47 !! سال تمام بتونه قدرت تو دست بگیره؟!
    قدرت تو دست بگیره بگیره
    و حالا اَم که بهتره بمیره!!
    دستِ داداشجان رائولو بگیره
    و بگه که بی او هرگز به جایی نمیره
    نمیره و نمیره و نمیره
    کی بهتره بمیره؟! دیکتاتور! دیکتاتور!
    کی حرفه ای باید بشه؟! آماتور!! آماتور!!
    مخسوسن آزادیخاه ایرانی!!
    مخسوسن با ابروهای کمانی ِ پیوسته ی میانی !!
    جواد آهنگ را عوض میکند: چون که مردم حق دارند حکومتو خوداِنتخابی کنند!! ….

  16. iran مى گویند:

    hasan agha ya har esme digheh(farghi nemikone
    mishe beporsam chera faghat baladin ba paiin tanatoon sohbat konin?????????1 lahza fekr konin hame paiineshoon mesle hame va kar ham nemikone. on moghe bazam chizi baraye goftan dashtin??

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر