Aug 18 2007

تحریف واقعیات و عوام‌فریبی

نوشته: خُسن آقا    :::       31 پیام

همه آنهایی که از ایران یا دیگر کشورها برای پناهندگی به اروپا روی آورده‌اند به خوبی آگاهند که کشورهای اروپایی اکثرا از پذیرفتن پناهنده تا حد ممکن خودداری می‌کنند و در بعضی موارد حتی شهروندان متقاضی پناهندگی را به کشورهای خود عودت می‌دهند. باور ندارید این داستانها را بخوانید. این خانم کرد ایرانی هفت سال است که در یک کلیسای نروژی پناه گرفته تا بلکه دولت نروژ به او پناهندگی بدهد.
همین چند مدت پیش بود که دولت نروژ تصمیم داشت تعداد زیادی افغان را به افغانستان برگرداند در این ماجرا 21 نفر از آنها مدعی شدند به دین مسیح گرویده‌اند و اگر به افغانستان بازگردانده شوند جانشان در خطر خواهد بود.
این واقعه از همه بامزه تر است!: 50 ایرانی که مدعی بودند هم‌جنس‌گرا هستند اجازه اقامت از نروژ دریافت کردند. اگر این دلایل کفایت نمی‌کند بفرمایید تا هزاران نمونه دیگر هم ارائه بدهم!
حالا چگونه است که به نوشته عصرایران این آقای الصفی را می‌خواسته‌اند علی رغم خواست خودش در کشور بلژیک نگه دارند از عجایب روزگار است. استدلال‌های ایشان که ماشاالله ماشاالله کاملا اسلامی است! خصوصا آنجایی که ایشان برای اثبات مدعای خود در مورد اصرار زیاد دولت بلژیک برای اینکه ایشان در بلژیک بمانند می‌فرمایند:
الصفی علت این امر را پیر بودن جمعیت آن کشور، نرخ نزولی رشد جمعیت، درصد بالای طلاق، قانونی بودن ازدواج همجنس‌گرایان، عدم تمایل ازدواج بلژیكی‌ها و … اعلام کرد
حالا اگر بخواهیم داستان تخیلی ایشان را کمی اصلاح کنیم تا با واقعیات بیشتر همخوانی داشته باشد چیزی می‌شود شبیه به این:
ایشان با بورسیه دولت ایران برای ادامه تحصیل به بلژیک رفته‌اند در نتیجه یقینا ایشان باید یک جانور مذهبی متعصب باشند و درنتیجه اجرای قوانین زن ستیز و فرزند ستیز در خانواده ایشان امری است بسیار طبیعی! همین مساله باعث شده که همسر ایشان در مدت اقامت در بلژیک فهمیده‌اند که انسان می‌تواند به اشکال دیگری هم زندگی کند و حتی بهتر. همسر ایشان یواش یواش درک کرده‌اند که اسلام مرکز دنیا نیست و یقینا بهترین روش زندگی هم نیست. و باز یقینا در مدت اقامت در بلژیک تصمیم گرفته‌اند که برای همیشه قید زندگی کردن در آن جهنم که نامش ایران اسلامی است را بزنند و تصمیم به ماندن در بلژیک گرفته‌اند. این امر مورد موافقت آقای منزل قرار نگرفته و در نتیجه درگیری‌هایی بین این دو در گرفته و این درگیری‌ها باعث شده تا پای پلیس و مقامات مسئول بلژیکی هم به این داستان تراژیک کشیده شود و باقی داستان را همه آنهایی که در اروپا زندگی کرده باشند می‌دانند که در چنین شرایطی به دستور قضایی از مزاحمت آقا برای خانواده (همسر و دختر ایشان) جلوگیری شده. پس از این ماجرا یقینا آقای خانه مثل بچه ننه‌ها به پدر (حکومت ایران) پناه برده و از دولت بلژیک شکایت کرده. حالا به نظر شما کدام داستان واقعی تر بنظر می‌رسد؟

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 4:21 pm در بخش: سیاسی

31 پیام  |           

31 پیام به “تحریف واقعیات و عوام‌فریبی”

  1. serendip مى گویند:

    He was probably molesting the child and beating up his wife. That is the only reason, they would not allow him to see his wife and children.
    He is probably a psychopathic wife-beater and has committed incest.

  2. رحماني مى گویند:

    سلام دوست عزيز!
    اينجانب بورسيه وزارت علوم در مقطع دكترا هستم ولي آنگونه كه شما گفته ايد “جانور متعصب مذهبي” هم نيستم! به هيچ كس هم در نظام جمهوري اسلامي وابسته نيستم. در يك آزمون اعزام به خارج شركت كردم و با رتبه نخست براي اعزام انتخاب شدم و پس از آن هم دو سال كامل مرا سر دواندند و حتي يك بار هم به بهانه هاي واهي پرونده ام را مختومه اعلام كردند! كه با اعتراضات مكرر توانستم اعزام شوم. از اظهار نظر جنابعالي و امثال شماهم متعجب مي شوم كه از طرفي خود را طرفدار حقوق بشر مي دانيد و از طرفي هم به راحتي با تهمت زدن به ديگران به راحتي حقوق انساني را زير پا مي گذاريد! بنده در اين مدتي كه خارج از كشور(يكي از كشورهاي اروپايي) بوده ام از زبان هموطنانم از اين قبيل زخم زبانها زياد شنيده ام كه حتي ما را به جاسوسي هم متهم كرده اند و لذا گوشم به اين گونه احاديث عادت دارد. در اين مدت آنچه خوبي كه از غير هموطنانم ديده ام و زخم زبانهايي كه از هموطنانم شنيده ام،حس ميهن دوستي را به شدت از دل من زدوده است. بنده هم شايد بسيار بيش از شما از نظام جمهوري اسلامي ضربه ديده ام! اگر شما در دانشگاههاي اروپايي (كه سهولت ورود به آنها و نيز امكانات گسترده آنها نياز به گفتن ندارد)تحصيل كرده ايد، بنده در ايران با آن كنكور آنچناني و از سهميه منطقه يك وارد دانشگاه شده ام و همواره با دوپينگي هاي سهميه هاي ايثارگران دست و پنجه نرم كرده ام. زمان جنگ هم در ايران بوده ام و عوارض جنگ را با گوشت و پوست حس كرده ام. طعم فقر و فلاكت را هم چشيده ام. هيچگاه هم در مقابل هيچ صاحب منصبي گردن خم نكرده ام. اگر تو در فرانسه يا نروژ با چند شعار با نظام جمهوري اسلامي مبارزه! كرده اي، بنده در اتاق معاون يك وزير را با مشت كوبيدم و به اجحاف و بي قانوني آنها اعتراض كردم و توسط نيروي انتظامي بلافاصله دستگير و بازداشت شده بودم. به دفعات در اعتراضات و تجمعات دانشجويي شركت كرده ام. سرِ كلاس درس تاريخ اسلام استاد درس را در مباحث بنيادي اعتقادي به چالش كشيده ام. تصور نمي كنم كه بيش از من با نظام جمهوري اسلامي درافتاده باشي كه اينچنين بالاي گود نشسته اي! متاسفانه شما و امثال شما همه چيز را سياه يا سفيد مي بينيد و البته به شما از طرفي حق مي دهم كه در ايران نبوده ايد و با واقعيت هاي آنجا آشنايي نداريد و به شما اطمينان مي دهم كه اگر روزي در ايران قيامي رخ بدهد شماها كوچكترين نقشي در آن نخواهيد داشت و نمي توانيد داشته باشيد. در نهايت يك بار ديگر بر اين موضوع تاكيد مي كنم كه قضاوت كار آساني نيست! شما كه ادعاي حقوق بشر داريد، آيا اتهام بي اساس را اينگونه اعلام و منتشر كردن، نقض حقوق متهم مي دانيد؟! صرف اينكه شخصي بورسيه جمهوري اسلاميست وي را متهم به “جانور مذهبي و متعصب” كردن، از استدلالات مذهبيون در اثبات وجود خدا بي اساس تر است!!! اينچنين نيست؟ اين كامنت را فقط براي آگاهي تو و امثال تو نوشته ام و انتظاري هم ندارم كه منتشرش كني. فقط اميدوارم كه توانسته باشم گوشه اي از ذهنيات غلط شما را برايتان روشن كرده باشم. موفق باشي.

  3. nana مى گویند:

    ببینم آقای رحمانی
    شما که این همه از این رژیم ستم کشیده اید و نوشته اید
    که کاملا با صلاحیت خود به بورس رسیده اید
    خودتان بهتر از هر کسی میدانید که رژیم جانیان اسلامی
    ایران هرگز امتیازاتش از مرحله خودی هایشان !!!! به مردم
    ایران گذر نکرد همانگونه که خودتان به ایثار گران اشاره
    کرده اید
    ولی اما ماجرا این است که مردی را که از هر کشوری باشد
    در غرب فرزندش را از او جدا کنند باید ((جانور متعصبی)) باشد
    والسلام
    مگر دولت بلژیک مرض دارد که زن و بچه این مردک ابله را
    از او جدا کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    منطق به ما میگوید که ابلهی که افتخارش وفاداری به نظام
    جانیان اسلامی است باید کاری کرده باشد که به سزایش
    هم رسیده
    بنابراین حساب شما تومنی هفت صنار با این الصفی فرق
    میکند بعنی به عبارت نانا توفیر دارد
    موفق باشید ………………………..نانا کیل بیل فرمانده

  4. ملا حسنی مى گویند:

    میگم این نانا هم کم کم خودش هم باورش شده که فرمانده‌است.
    حیف که بعضی حرفهای درست و حسابی‌اش لابلای این اوهامات گم میشود.

  5. nana مى گویند:

    بابا ایوالله ملاحسنی جون از تو توقع نداشتم
    که توی ذوق من بزنی
    حقیتا فکر میکنی این سخنان من اوهام است ؟
    چینی های عاقل مثال هائي بسیار با معنی دارند
    یکی این است که میگوی
    بابا ایوالله ملاحسنی جون از تو توقع نداشتم
    که توی ذوق من بزنی
    حقیتا فکر میکنی این سخنان من اوهام است ؟
    چینی های عاقل مثال هائي بسیار با معنی دارند
    یکی این است که میگوید:
    ((طولانی ترین سفرها با قدم اول شروع میشود ))
    اگر تو مرا سخره میکنی به دلیل عدم باور به نقش
    هر انسان است هر انداه ضعیف
    من ابدا انسانی ضعیف نیستم باید تا کنون در یافته
    باشی ؟
    خیلی روشن برای خود یک هدف اصلی گذاشته ام
    و شب و روز به دنبالش میروم
    این فرماندهی خود ساخته را هم تو فکر کن برای
    دل خوشی خودم به خودم میگم
    فکر میکنی چس ناله کردن و ترحم جلب کردن و برای
    خوشایند مشتی جنایتکار نامه های التماس نوشتن
    و بگیر و برو از این کارهای (سیف ساید )اگر بکنم و یکی
    به تیر و یکی به تخته بکویم
    تاثیری بیشتری دارم . و یا اساسا من این گونه انسانم ؟
    من ترا با هوش تر از این میدانم که تا کنون در نیافته باشی
    که هر عمل و هر سخنی را من قبلا بهش فکر کرده و علی گلابی
    نیست
    به جان نانا نیست باور کن
    نمیکنی هم نکن کون لقت
    ولی ملا جان با تو شرط میبندم که با پشتکارم اون اتحاد قوی
    را بالاخره بین همه برقرار میکنم برای هدف مشترک و در د
    مشترک …..مگر این میان دوستانی از قبیل تو سعی در
    نا امید کردنم داشته باشند که در آن صورت ممکن است ناگهان
    برای همیشه از بین شما ناپدید گردم
    هرتلاشی من اینجا بین شما میکنم برایم مهم است و جدی
    میگیرمش ولی تحقیر دوستان را تحمل نمیتوانم کنم و حقیقا
    جریحه دار میشوم ……….نانا زولا د:
    ((طولانی ترین سفرها با قدم اول شروع میشود ))
    اگر تو مرا سخره میکنی به دلیل عدم باور به نقش
    هر انسان است هر اندازه ضعیف
    من ابدا انسانی ضعیف نیستم باید تا کنون در یافته
    باشی ؟
    خیلی روشن برای خود یک هدف اصلی گذاشته ام
    و شب و روز به دنبالش میروم
    این فرماندهی خود ساخته را هم تو فکر کن برای
    دل خوشی خودم به خودم میگم
    برای تو فکر نکنم ضرری در بر داشته باشد !
    فکر میکنی چس ناله کردن و ترحم جلب کردن و برای
    خوشایند مشتی جنایتکار نامه های التماس نوشتن
    و بگیر و برو از این کارهای (سیف ساید )اگر بکنم و یکی
    به تیر و یکی به تخته بکویم
    تاثیری بیشتری دارم . و یا اساسا من این گونه انسانم ؟
    من ترا با هوش تر از این میدانم که تا کنون در نیافته باشی
    که هر عمل و هر سخنی را من قبلا بهش فکر کرده و علی گلابی
    نیست
    به جان نانا نیست باور کن
    نمیکنی هم نکن کون لقت
    هرتلاشی من اینجا بین شما میکنم برایم مهم است و جدی
    میگیرمش ولی تحقیر دوستان را تحمل نمیتوانم کنم و حقیقا
    جریحه دار میشوم …با متوهم جلوه دادن من کار درستی
    نکردی ……………..نانا زولا

  6. nana مى گویند:

    این دو کامنت بالا در هم ریخت نمیدونم چرا ؟
    راستی ملا حسنی بذار یه جوری دیگه
    مطرح کنم زیرا حالم را راستی راستی گرفتی
    دلیلش هم دوست دانستن تو با خودم بود
    بیا و با قبول مسئولیت سخنی که در باره من
    گفتی
    دلائل خودت را هم بیان کن
    به شدت و به شکل جدی این درخواست را
    از تو دارم
    منتظرم …..نانا

  7. خُسن آقا مى گویند:

    آقای رحمانی از قرار معلوم شما اولین باری هست که به اینجا آمده‌اید وگرنه این چنین پیشداوری نمی‌کردید:
    “این کامنت را فقط برای آگاهی تو و امثال تو نوشته ام و انتظاری هم ندارم که منتشرش کنی”
    برخلاف سایت‌ها و وبلاگ‌های اسهال طلب و حکومتی که هر پیامی را باید بازخوانی کنند و بعد اگر تشویق و تمجید بود منتشر کنند و اگر انتقاد بود آنرا پاک کنند، این وبلاگ هیچگاه سانسور نکرده و در آینده هم هیچ گاه سانسور نخواهد کرد. پس می‌بینید که شما هم پیش داوری کرده‌اید یعنی همان چیزی که مرا به آن متهم فرموده بودید (قضاوت غلط)
    دوست عزیز شما فکر می‌کنید این داستان امروز ما ست!؟ از روز اولی که جمهوری اسلامی بوجود آمد خودی بوده و غیرخودی (من این گروه دوم را نخودی می‌نامم). اجازه بدهید برای شما وضعیت خودم را توضیح بدهم تا خدای ناکرده جوگیر نشوید و گمان کنید تحصیل در فرانسه از ایران ساده تر بوده.
    آنروزهایی که شما بورسیه دولت ایران بودید، بنده تابستان‌های گرم را در آشپزخانه رستورانهای جنوب فرانسه برای امثال شما ظرف شویی کرده‌ام، شب ها بعد از دانشگاه زمین شویی کرده‌ام تا بتوانم مخارج تحصیلم را در بیاورم. می دانید چرا!؟ دلیل‌اش این بوده که به علت مخالفت‌ام با جمهوری اسهالی حق دریافت پول از ایران را نداشته‌ام (پولی که از طرف خانواده پرداخت می‌شده و نه از طرف دولت جمهوری اسهالی) پس می‌بینید که اگر می‌نویسم بورسیه به خودی‌ها تعلق می‌گیرد قبول کنید که شواهد و دلایل کافی برای این ادعا دارم.
    جهت اطلاع شما باز توضیح بدهم که شاگردان بورسیه‌ای هم در طول تحصیل زیاد دیده‌ام، اگر چنین قضاوت کرده‌ام دلایلی داشته که اگر خواستید بیشتر توضیح خواهم داد.
    یک توضیح کوچک دیگر هم بدهم تا قائله خاتمه پیدا کند. بعد از نوشتن مطلب دی‌شب، رفتم و زیر مطلب سایت عصرایران، لینک این مطلب را نوشتم و به آقایان گوشزد کردم عوام فریبی نفرمایند. آیا نوشته مرا پایین آن مطلب سایت عصر ایران می بینید!؟ پس قبول بفرمایید ما به چیزی که می‌گوییم اعتقاد داریم و اعتقاداتمان هم مثل مذهبی‌ها نیست، قبل از اعتقاد پیدا کردن تحقیق کرده‌ایم و با دلیل و مدرک اعتقاد پیدا کرده‌ایم.

  8. Rahman مى گویند:

    با سلام دوباره
    اولا اینکه اینجانب گفته ام “این کامنت را فقط برای آگاهی تو و امثال تو نوشته ام و انتظاری هم ندارم که منتشرش کنی” هیچ معنای پیشداوری نمی دهد و اگر هم بدهد توهینی به جنابعالی نیست! این صفحه شخصی شماست و شما حق دارید که نظرات مختلف را منتشر بکنی یا نکنی.
    دوما اینکه گفته ای” آنروزهایی که شما بورسیه دولت ایران بودید، بنده تابستان‌های گرم را در آشپزخانه رستورانهای جنوب فرانسه برای امثال شما ظرف شویی کرده‌ام، شب ها بعد از دانشگاه زمین شویی کرده‌ام تا بتوانم مخارج تحصیلم را در بیاورم…” عرص کنم که جنابعالی هیچگاه برای من ظرفشویی نکرده ای و لذا بنده از این بابت به شما بدهکار نیستم! بنده هیچگاه در رستوران دانشگاه غذا نخورده ام که برای شما زحمتی ایجاد کرده باشم. وانگهی مگر شما فکر می کنید دانشجویان در ایران چنین زحماتی نمی کشند؟! خدا را شکر کنید که حداقل این موقعیت کاری برایتان فراهم بوده و می توانستید کار کنید و مخارجتان را در بیاورید. در ایران بسیاری از دانشجویان(از جمله خود بنده) آرزویشان این بوده که چنین موقعیت های کاری برایشان باشد که بتوانند مخارجشان را تامین کنند! ضمن اینکه بنده منظورم این نبوده که تحصیل در ایران سخت تر یا ساده تر از فرانسه بوده است اما شما در آنجا حداقل با دوپینگی های ایثارگر سرو کاری نداشته اید! و نیز برای یک ساعت کار با کامپیوتر مجبور نبوده اید از مدتها قبل وقت قبلی بگیرید و یا برای یک مقاله مجبور نبوده اید که سفارش دهید و بیش از یک ماه منتظر رسیدن مقاله باشید و… تصور می کنم که منظور بنده را به خوبی فهمیده باشید!
    سوما گفته ای”پس می‌بینید که اگر می‌نویسم بورسیه به خودی‌ها تعلق می‌گیرد قبول کنید که شواهد و دلایل کافی برای این ادعا دارم.” ولی یکی از آن شواهد و دلایلت را نگفته ای! همینجا به عرضتان برسانم که در ایران هر چندسال یک بار آزمونی برای اعزام برگزار می گردید وافراد معدودی برای اعزام در این آزمون انتخاب می شدند و هر چند که این افراد بایستی هفت خوان رستم را تا مرحله اعزام طی می کردند اما به هر حال عده ای هم به قول شما “نخودی” از این مراحل می گذشتند!
    چهارما گفته ای “…شاگردان بورسیه‌ای هم در طول تحصیل زیاد دیده‌ام،…” اتفاقا بحث من با شما روی همین نکته است که شما چگونه ویژگی های افراد معدود بورسیه ای را که دیده اید به همه بورسیه ای ها تعمیم می دهید؟! آیا این روش صحیحی است؟ بله همه می دانند که شاید بیش از نیمی از بورسیه های اعزامی کسانی باشند که امتیازات ویژه ای شامل بسیجی بودن و سابقه کار اجرایی و … در کارنامه شان دارند اما این دلیل نمی شود که آن را به همه تعمیم دهید. بنده همانگونه که خدمتتان عرض کرده ام اگر بیش از شما با نظام جمهوری اسلامی مبارزه نکرده باشم، قطعا کمتر از شما هم نبوده است. بنده در بسیاری از تجمعات و اعتراضات دانشجویی شرکت کرده ام و حتی بازداشتگاههای جمهوری اسلامی را تجربه کرده ام.
    در نهایت یک بار دیگر این جمله خودت را که نوشته ای”ایشان با بورسیه دولت ایران برای ادامه تحصیل به بلژیک رفته‌اند در نتیجه یقینا ایشان باید یک جانور مذهبی متعصب باشند…” مرور کن. آیا هنوز معتقدی که هر کس که با بورسیه دولت ایران برای ادامه تحصیل به بلژیک رفته باشد یقینا باید یک جانور مذهبی متعصب باشند؟!!! و آیا هنوز فکر می کنی که این استنتاجی که کرده ای با هیچکدام از اصول اولیه منطق جور در می آید؟!!!

  9. ملا حسنی مى گویند:

    نانای عزیز و دوست داشتنی
    اولا خودت میدونی که دوستت دارم و هیچگاه قصد اذیت کردن تو را نداشته‌ام. با این حال اگر برداشت توهین از حرفهای من کردی عذر میخواهم.
    ثانیا چه چیزی عاید من میشود که تو را ناامید کنم؟
    قصد من ناامید کردن تو نیست بلکه بعنوان یک دوست میخواهم دستت را بگیرم و نگذارم توی عالم خیالات و توهمات آنقدر غرق بشی که دیگران (یعنی آنهایی که کنار نشسته‌اند و نظاره‌گر ما هستند) به ما بخندند و بگویند: هی اپوزیسیون ما را ببین! با یک وبلاگ زفرتی میخواهند نظام تا دندان مسلح ما را سرنگون کنند.
    ثالثا با یک وبلاگ چس مثقالی مثل وبلاگ من و شما که نمیشود یک انقلاب راه انداخت !!! اصلا این مقوله فرماندهی از کجا وارد مبارزات آزادیخواهی شده؟ طبق چه فرمولی؟ طبق چه توافقی؟ بیشتر به طنز شبیه است بجان خودم. شاید بقیه دوستانت این چیزها را عمدا به تو نمیگویند ولی من هیچ شیله پیله‌ای ندارم. حرفم را میزنم ولو تلخ باشد.
    دوست عزیزم
    میدانم که دلت برای آزادی ایران پرپر میزند٬ میدانم که هدفی جز سعادت برای مردم نداری ولی واقعیات همیشه مطابق میل و سلیقه ما پیش نمیروند.
    تو حرفهای خوب زیادی نوشته‌ای و هنوز در چنته باز هم داری که بزنی.
    وبلاگ مقر فرماندهی نیست. وبلاگ در حد یک روزنامه دیواری است. ما برای آزاد کردن میهن از چنگال استبداد راهی بس طولانی در پیش داریم و توشه سنگین.
    وبلاگ در کوله بار تنها یک وسیله کوچکی است. ما نیاز به خیلی چیزهای دیگری داریم. باید واقع اندیش بود.

  10. خُسن آقا مى گویند:

    آقای رحمانی شما هم یک بار دیگر مطلب مرا بخوانید اول از همه اشاره من به ایشان بود و نه همه و آن ادعاهایی که فرموده بودند. دوم اینکه به خوبی روند حقوقی کشورهای اروپایی را برای اینکه یک پدر را از خانواده دور نگاه دارند آشنایی دارم و وقتی می بینم یک حزب اللهی می آید و می خواهد تحریف کند مجبورم جوابش را بدهم. همه این استدلال‌ها را گذاشتم کنار دست اینکه ایشان بورسیه دولتی هم بوده‌اند و نتیجه گرفتم که مذهبی ریشو بوده‌اند. حالا شما کجای این استدلال را غلط می‌دانید.
    در مورد اینکه مدعی شدم دانشجوهای بورسیه‌ای زیاد دیده‌ام هم قربانت گردم یکی از مشکلات ما دانشجویان غیر بورسیه (مخالف حکومت ایران) این بود که بایستی مواظب مامورین حکومت آخوندی هم در اروپا می بودیم. بچه‌های دانشجوی زیادی بودند که بوسیله همین دانشجویان بورسیه‌ای مورد حمله قرار می‌گرفتند. بودند دانشجویان و مخالفین رژیم که بوسیله همین به قول شما دانشجویان بورسیه‌ای ترور شدند.
    دوست عزیز در یک شهر جنوبی فرانسه که بنده اقامت داشتم تعداد کل دانشجویان غیر بورسیه‌ای 25 نفر بود و هر از چند گاهی رژیم دو تا سه مامور در لباس دانشجوی بورسیه‌ای می فرستاد آنجا تا مراقب آن جماعت 25 نفره باشند.
    آقایان بجز چریدن و تفریح کار دیگری هم نمی‌کردند چون اکثرا حتی سواد دیپلم هم نداشتند، چه برسد به تحصیلات دانشگاهی.
    آقای عزیز اگر شما یک استثنا بوده‌اید من حرف از اکثریتی می‌زند که در این 28 سال همه دنیا می‌توانستی رد پایشان را پیدا کنی.
    در خاتمه باید از شما بپرسم که چرا به شما برخورد!؟ آقای عزیز آن آقا همه مشخصات یک فرد حزب اللهی را دار بود، آیا شما هم آن مشخصات را دارا بودید که به دل گرفتید!؟

  11. Rahmani مى گویند:

    سلام دوباره
    نه آقای عزیز! به من برنخورد. من هم استثنا نبوده ام و موارد شبیه من زیادند. من فقط از نحوه استدلال شما تعجب کردم که با یک یا چند موردی که مشاهده کرده اید سریعا نتیجه گرفته اید و آن هم یک نتیجه عمومی!من یک بار دیگر آن سوال را از شما میپرسم (که جواب بله یا خیر دارد)و دیگر هم بحث را ادامه نمی دهم.
    نوشته بودی”ایشان با بورسیه دولت ایران برای ادامه تحصیل به بلژیک رفته‌اند در نتیجه یقینا ایشان باید یک جانور مذهبی متعصب باشند…” آیا هنوز معتقدی که هر کس که با بورسیه دولت ایران برای ادامه تحصیل به بلژیک رفته باشد یقینا باید یک جانور مذهبی متعصب باشند؟!!! آیا هنوز فکر می کنی که این استنتاجی که کرده ای با هیچکدام از اصول اولیه منطق جور در می آید؟!!! موفق باشی.

  12. gholi مى گویند:

    hahahahahahahahaha!

  13. Ramez مى گویند:

    در جواب کامنت بالا يعني يکي بلاتر از بلايي بگم من تا اين لحضه خواننده کامنتها بودم و داشتم پيش خودم آنها رو تجزيه و تحليل ميکردم با اين گيري که آقا داده حالا ديگه شکي ندارم که ايشون هم از گروه نامبرده هستند من اين قماش رو بو ميکنم لازم نيست چيزي بنويسند!

  14. mar mar مى گویند:

    آقای رحمانی اتفاقا صحبت وداوری حسن آقا درمورد وابستگی آن آقا به رژيم کاملا درست هست . اگرشمابورسيه وزارت علوم و يا بهداشت ايران هستيدبايدبدانبد فرستادن بورسيه برای مقطع کارشناسی ارشدچندين وچند سال هست که ممنوع شده تازه درمقطه دکترابسيارسخت هست وبرای يک فرد عادی بدون وابستگی به رژيم هزار دنگ وفنگ دارد چه برسد به مقطع کارشناسی ارشد. اين که کسی درسال ۱۳۸۳ برای تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد دربلژيک بورس شده صددرصد نشان دهنده وابستگی نامبرده به رژيم ايران هست .اگر ايشان بورس دکترابودند می شدگفت که درامتحان اعزام شرکت کرده و هفت خوان اعزام را گذرانده ولی برای ارشد نه.شماببينيد درآخرصحبتش ادعاکرده که مجاهدين باوی تماس گرفته و خواستارحمايت وی ازاکبرگنجی وشرکت وی دراعتراض به نفع گنجی شده اند حال آن که مجاهدين اصل با اکبر گنجی خوب نيستند واوراپاسدارسابق خطاب می کنند و هيچ وقت هم از وی حمايت نکرده اند آن وقت شما معتقدید چنین شخصی بااین بهره هوشی هفت خوان اعزام را گذرانده و به طور اختصاصی وویژه برای گرفتن فوق ليسانس به بلژيک فرستاده شده؟

  15. رحماني مى گویند:

    آقا يا خانم مرمر
    بنده اصلا در مورد شخص خاصي كه در اين پست راجع به وي نوشته شده است حرفي نداشته و ندارم! و هيچ جا هم نگفته ام و به قول شما معتقد نبوده ام كه وي هفت خوان رستم را گذرانده اند و …و اتفاقا به نظر بنده هم شخص مزبور مشكوك مي باشد اما همه حرف من راجع به آن جمله بود كه نويسنده نوشته است “ایشان با بورسیه دولت ایران برای ادامه تحصیل به بلژیک رفته‌اند در نتیجه یقینا ایشان باید یک جانور مذهبی متعصب باشند…” خواهش مي كنم كه به جمله داخل گيومه و خصوصا قيد«يقينا» دقت كنيد و سپس قضاوت كنيد! قصد نوشتن نداشتم اما در جواب كامنت شما كه از ادبيات مناسبي برخوردار بود اين را نوشتم. وگرنه كامنت هايي مانند”…چرا به شما برخورد!؟ آقای عزیز آن آقا همه مشخصات یک فرد حزب اللهی را دار بود، آیا شما هم آن مشخصات را دارا بودید که به دل گرفتید!؟” نياز به پاسخ دادن ندارند و پاسخشان در خودشان نهفته است!

  16. mar mar مى گویند:

    آقای رحمانی گرچه که ۹۰درصد دانشجويان اعزامی وابستگان به رژیم هستند که برای دو هدف جاسوسی و بعد آموزش دیدن و تربیت شدن برای خدمت به رژیم به خارج اعزام می شوند و امثال من آواره شده وفراری به این سردنیا در دانشگاه یک کشور آزاد هم از شرآنها درعذابیم ولی هستند تک وتوک افرادی که فقط به پشتوانه سواد و پشتکار خودشان ازهفت خوان تبعیض و تقلب سیستم آخوندی گذشته و توانسته اند به نحوی به آنچه مستحقش بو ده اند برسند . اگرشماهم مانندمن وامثال من مخالف رژیم آخوندی ایران هستید وحاضربه خدمت به آن نیستید پس فرقی بین ما نیست .این که به خاطر گناه اکثریتی وابسته شما هم مورد خشم واقع می شوید متاسفم ولی خودتان بهتراز من میدانید که اکثریت اعزام شدگان یعنی همانهایی که باتقلب و سهمیه واجحاف به جای شایستگان واقعی برگزیده می شونداز چه دسته و قماشند.

  17. الف ب مى گویند:

    آقای رحمانی عزیز جوابی که شما از صاحب این وبلاگ بصورت یک جوابی خواسته اید را اجازه بدهید من از طرف ایشان (البته با اجازه ایشان که نمی شناسمشان) با صراحتی که خواسته بودید بدهم: بعله

  18. الف ب مى گویند:

    نانای عزیز.. با تمام جوابهایی که در سایت خودت به دوستمان ملا دادی کاملا موافق هستم هر چند که فکر نمیکنم ایشان منظور بی ادبی و یا توهیی داشته بوده. به امید اینکه این جمله شما رو بخاطر بسپره “فکری برای واید انگل دیدن بکن تا دیر نشده”..

  19. ملا حسنی مى گویند:

    دوست عزیز کامنت قبلی:
    من امروز کاملا از نانا قطع امید کردم. خواستم پاسخ چرندیاتش را بدهم ولی با خود فکر کردم که آخرش چی؟ این که حرف توی کله‌اش فرو نمیرود بیخود خون خودم را کثیف میکنم. بگذار اینقدر جفنگ بگوید تا خسته شود. اصلا بمن چه؟
    کلاس خودم را نباید پایین بیاورم و با این آدم که مثل هخا اوهامات بر او مستولی شده دهن به دهن شوم.
    در مورد توصیه شما هم سعی میکنم « واید انگل» (ترجمه: دید وسیع) به مسائل داشته باشم. از توصیه شما هم ممنون و سپاسگزارم.

  20. salam مى گویند:

    وای چه خبره؟! اینا دارند سعدی رو هم مبرند زیر سوال! برای خودنمایی فرناز سیفی یک لینک با عنوان خیلی موافقم با این نوشته !داده که در ان ایرانی قدیم همجنسگرا و سعدی بچه باز بوده!…میدانم ربطی به پست شما ندارد ولی شما اهل قلمید تو را به خدا نگذارید با همین خودنماییهای بیمارگونه همینطور الکی!ایران را بدنام کنند به خدا اینها همدستان بدنام کندگان ایرانند…نتوانستم تحمل کنم توهین به سعدی را…نوقت برای فیلم ۳۰۰ بمباران گوگلی درست کنید!…میدانید من به مبحث این لینک کاری ندارم ولی توجه کنید:۱-دراین لینک دروغهای ابلهانهو اطلاعات نادرسی داده شده۲-این لینک را خانم سیفی همان که چندی خیلی مطرح شده اند داده یعنی یک وبلاگ مطرح…
    این هم لینک:http://drjack.blogfa.com/post-24.aspx

  21. Anonymous مى گویند:

    دوست من بیخود جون نکن . نظام ما خیلی باعظمت تر و با صلابت تر از این حرفاست که با کسشعر های تو کوچکترین خللی بهش وارد بشه

  22. nana مى گویند:

    میگما یارو ناشناس
    اگه نظامتون این همه با صلابت است پس چرا
    تو اسم نداری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا کیل بیل فرمانده

  23. اسپنتمان مى گویند:

    خسن آقا تو مطلب را کمی هم ادیت کردی من در هلند بسیار خانواده های ایرانی را میشناسم که همین که پای زن به اروپا رسیده شوهرش را رها کرده حالا این رهایی بر میگرده به ایران ستم هایی که زنان در ایران میکشند از طرفی در ایران قانون هم مدافع حقوق زنان نیست حالا اگر هم زنی در ایران بتواند طلاق بگیرد بعد باید چه کند چگونه باید شکم خود را پر کند؟ حالا بچه هایش را نمیگیم؟در نظام آقا امام زمان این زن یا باید تن فروشی کند یا خود را از زندگی راحت کندپس ببین زن ایرانی با سختی ها مبارزه کرده و در اولین فرصت خشتک مرد زن ستیز را از پایش میکشد پایین مثل همسر آقای الصفی این که هم میگوید بلژیک به ایشان درخواست پناهندگی داده یک رویایی بوده که ایشان در ذهن پرورانده

  24. اسپنتمان مى گویند:

    چون حب الوطن ز ایمان است
    تو یقیننا ز اهل ایمانی
    ایرج میرزا
    خسن آقا باز بخاطر ایران دوستی از شما سپاسگزارم

  25. payman مى گویند:

    سلام.کار این رژیم از همان اولی که روی کار امد تحریف واقعیات بوده و هست.دروغ را با راست جابجا می کنه.به همین راحتی و به کسی هم جواب پس نمی دهند.پس ما نباید از چرندیات این اقازاده ها و به اصطلاح خودی ها ناراحت و یا شگفت زده شویم.با تشکر وارزوی موفقیت برای شما خسن اقا.پیمان از اهواز

  26. mammad مى گویند:

    baba in yaroo khali bande. khaste eghamat e beljik ro begire, dide ozae be ham mirize age bekhad mostaghim eghdam kone. ba zanesh hamahang karde, in alam shange ro rah endakhtan. hala zan o dokhtaresh eghamat ro migiran, khod e korre kharesh ham miad az tarigh e zanesh eghamat migire. yaroo tiz o boz tashrif dare. kheily ba naghshash hal kardam. m.

  27. مونا مى گویند:

    براي اون پستت: هر كسي رو برق مي گيره مارو فاطي كماندو
    نمي دونم اين فاطي كماندو ها با اين شغل مهم و حياتي كه در كشور دارن و روزانه وقت 100 ها دختر رو مي گيرن و شخصيتشون رو جلوي ملت و خودشون خورد مي كنن چه جوري شب سرشون رو به آسودگي روي بالش مي زارن و مي خوابن وقتي كه اين همه خشم و نفرت و نفرين و لعنت پشت سرشوننه…
    منمچند روز پيش قرباني نگاه هاي كاذب يكي از اينها شدم و (دستگير) و سپس (آزاد)… آنهم به جرم نيم سانت كوتاه بودن مانتو.
    شرح حال را به زودي در وبلاگم مي نويسم…

  28. مونا مى گویند:

    براي اون پستت: هر كسي رو برق مي گيره مارو فاطي كماندو
    نمي دونم اين فاطي كماندو ها با اين شغل مهم و حياتي كه در كشور دارن و روزانه وقت 100 ها دختر رو مي گيرن و شخصيتشون رو جلوي ملت و خودشون خورد مي كنن چه جوري شب سرشون رو به آسودگي روي بالش مي زارن و مي خوابن وقتي كه اين همه خشم و نفرت و نفرين و لعنت پشت سرشوننه…
    منمچند روز پيش قرباني نگاه هاي كاذب يكي از اينها شدم و (دستگير) و سپس (آزاد)… آنهم به جرم نيم سانت كوتاه بودن مانتو.
    شرح حال را به زودي در وبلاگم مي نويسم…

  29. BHUG مى گویند:

    salam doste aziz matlabe shoma ro dar mored persianblog dar saleh 2002 khandam , chand nokte kotah dar an mogheh persianblog be onvane ye kareh team ie ba hazineyeh besyar kam , tavasote se daneshjoo ijad shode , hadaf ye kareh gorohi va elmi bod va tamameh hazineha tavastoeh in afraad tamin mishod ke dar ebtedayeh hazihayeh zeadi ham nabod . albateh shayad shoma be onvaneh yek adam mofrah mani kar team , va tolid yek project ro nadonin bad az gostaresh pb va hemayat nashodane maliesh pb be m abouturabi forokhte shod va dar hale hazer tamaeh an se javan tashkil dahaneh az pb joda shode and va saham khod ra forokhte and . royeh hava barayeh khodetan ghesse nabafied eddayeh pishgoie nakonid ;) persoanl computing shoma ra dar hadde yek n user negah dashte ast :) ) new user

  30. بهزاد الصفی مى گویند:

    با سلام
    اینجانب بهزاد الصفی ؛ نویسنده مطلب ” دانشجوی ایرانی از همکاری دولت بلژیک با منافقین پرده بر داشت” و بعنوان پدر یک دختر 9 ساله ایرانی که دربند و اسیر دولت بلژیک و منافقین می باشد مطالبی را ارایه مینمایم:
    1- اینجانب نه بعنوان یک جانور مذهبی تند روی و …. بلکه بواسطه داشتن مدرک IELTS زبان انگلیسی جهت ادامه تحصیل در یک رشته تخصصصی حمل ونقل دریایی به بلژیک اعزام شدم.
    2- در انجا توانستم در مقطع دکتری نیز پذیرش گرفته و حتی مدتی نیز در آنجا درس خواندم و این تنها بواسطه شایستگی و سعی خودم بود و نه بخاطر مسایلی دیگر.
    3- الان به مدت 3 سال است که از خترکوچکم که پاره قلبم می باشد و به شدت به او وابسطه هستم جدا بوده و دولت بلژیک حتی اجازه نمی دهد که من کوچکترین خبری از او داشته باشم و حتی نمیگذارد بدانم که آیا او زنده است یا نه و دولت بلژیک تمام تلاشهای بی وقفه مرا ناکام گذاشته و در کمال بی شرمی نیز کتباً این موضوع را اعلام داشته و این در حال است که کوچکترین جرم و یا خطایی که به آنها بهانه بدهد نداشته ام و این دقیقاً بر خلاف انسانیت است که بین پدر و دختری توسط یک دولت بیگانه هر گونه ارتباط حتی تلفنی نیز ممنوع شود.
    4- مسوولین بلژیکی و مقامات مدرسه ای که دخترم در آنجا درس میخواند چندین نوبت از ما خواستند که برای همیشه آنجا بمانیم و منافقین نیز همسرم را گول زدند که اگر درخواست پناهندگی بدهد دولت بلژیک به او ماهیانه 1500 یرو+ خانه +شغل +تحصیل به او میدهد و میتواند تا آخر عمرش به راحتی در اروپا زندگی کند دریغ از آنکه با چشمهای خودم دیدم که به زور به آنها نان معمولی نیز می دادند و لی همسر سابقم گول حرفهای پوچ آنها را خورد و این وسط دخترم پا سوز و بیچاره شد.با دقت در ساختار جامعه بلژیک و کمی مطالعه این موضوع مبرهن میگردد که نیمی از مردم بلژیک را از سای کشورها تشکیل میدهد و آنها وابسطه به جمعیت سایر کشوره هستند و بسیار مهاجر پذیر
    5- هیچ گاه حتی فکر ماندن در اروپا به ذهنم خطور نکرد و به میهنم – کشور وفادار . حتی اگر ایران جهنم و اروپا بهشت باشد می خواهم در کشور خودم باشم
    6 – هدف از نوشتن مطلب در روزنامه ها ؛ ارتباط با دخترم بود ( زیرا تمام راهها را قبلاً طی نموده بودم) و هیچ گونه جو سازی و … هدفم نبود و انتظار داشتم که هم میهنانم در این خصوص کمک و یا حداقل شنونده درد و زجر من باشند.
    7- در پایان ایمیل خود را نوشته و پاسخ گوی همگان جهت رفع ابهامات هستم.
    alsafibehzad@yahoo.com
    با احترام
    بهزاد الصفی
    5- به هیچ

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر