Jul 24 2007

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

نوشته:     :::       11 پیام

در حیطه کاری‌ام سالیانه یک کار آموز سهم من می‌شود. معمولا این کارآموزان جوانانی هستند که پس از خاتمه تحصیل برای اینکه با محیط کاری آشنا شوند، خصوصا اینکه کار ما فنی است، این افراد را می‌فرستند پیش ما تا راه و چاه را نشانشان بدهیم.
معمولا در انتخاب سعی می‌کنم جهت عدالت را رعایت کنم. امروز با اینکه وسط تعطیلاتم هست و هنوز تعطیلاتم خاتمه پیدا نکرده رفتم دفتر کارم برای مصاحبه با دوتا از این کارآموزان تا طرف بعد از تعطیلات شروع به کار کند.
اولین کسی که آمد یک خارجی بود، از اسم و ریخت وشکلش هم معلوم بود که مسلمان زاده است. همان گونه که گفتم سعی می‌کنم در انتخاب عادل باشم، ولی وقتی طرف را با یک کیلو ریش مثل حزب اللهی‌ها دیدم، یک مرتبه یکه خوردم و نزدیک بود دستم را هم برای دست دادن و خوش آمد گویی به طرف او دراز نکنم. حتما ناخودآگاه به فکر دست دادن خاتمی با آن خانم ایتالیایی افتادم، بدون اینکه متوجه باشم که طرف نامحرم نیست. خلاصه بعد از نیم ساعتی صحبت و سوال و جواب به او گفتم تا آخر همین ماه باهاش تماس خواهم گرفت. در بین سوال و جواب‌ها به طرف به شکلی حالی کردم که من شدیدا با اسلام مشکل دارم، تا گوشی دستش باشد با چه آدم بی دینی باید کار کند. نفر دوم خوشبختانه یک انسان پاک و پاکیزه بود در ضمن مونث هم بود و بسیار زیبا روی، خلاصه این ماجرا انتخاب را تا حدودی ساده کرد.
نظر شما در این باره چیست!؟ شما کدامیک را پیشنهاد می‌کنید!؟ آیا به نظر شما اگر بخواهم عادلانه عمل کنم کدامیک را باید انتخاب کنم؟
جهت اطلاع: نمره‌های خانم زیبا روی کمی ضعیف‌تر از آقای ریشوی مسلمان بود.
این شوی تله‌ویزیونی فرزاد حسنی را شما هم حتما دیده‌اید!؟ اگر ندیده‌اید، بخشی از آن را می‌توانید در این آدرس ببینید.
برای آنهایی که سن شان کمتر از سن انقلاب است و دوران شاه را به یاد نمی‌آورند باید در این باره توضیح داده شود که دوران شاه هم در اواخر یکی دو سال قبل از اَن‌قلاب همین شامورتی بازی‌ها را رژیم قبلی شروع کرده بود و مثلا داشتند تمرین دموقراسی می‌کردند و سعی داشتند بوی تعفن دیکتاتوری را کمی از فضای داخل دفع کنند. این شعبده بازی‌ها کنترل شده است و تنها به عنوان سوپاپ اطمینان جاسازی شده تا یک مرتبه مثل روزها جیره بندی بنزین ملت شیرازه رژیم را به هم نریزند.
خلاصه گفتم به جوانها گوشزد کرده باشم که یک مرتبه جو یر نوشند و فریب این حقه‌های آخوندی را نخورند. این حقه ها دیگر کهنه شده.
این مساله مبارزه با بدحجابی و فشارهای جدید اجتماعی، همه برای این طراحی شده تا ملت را مثل گله گوسفند کوچ بدهند به پای صندوق‌های رای. با این روش رای دهندگان را به سوی اسهال طلب‌ها خواهند فرستاد. این روش را رژیم یک سیستم مفید ارزیابی کرده و با این حقه هر از چند سالی با ترسانده رای دهندگان از یک جناح و رماندن گله رای دهندگان به سمت جناح دیگر رژیم را به صورتی بیمه می‌کند. یقین بدانید در انتخابات بعدی یک سرخر دیگری را علم خواهند کرد که قول‌هایی مثل خاتمی بدهد و با این روش باعث شود درصد زیادی به پای صندوق‌ها بروند تا به دنیا نشان بدهند که ملت خواهان حکومت آخوندی هستند. یک چیزی مثل بیمه ابوالفضل!

نوشته: در ساعت: 12:05 am در بخش: سیاسی

11 پیام  |           

11 پیام به “مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد”

  1. در مورد قسمت اول:
    بنظر من هرچیزی در جایگاه خودش باید ارزیابی شود. یک زمانی آدم میخواهد با کسی کار کند٬ یک زمانی هم میخواهد با کسی تفریح کند.
    نباید اینها را با هم قاطی کرد. موقع کار باید نگاه کنیم به قابلیت‌های فنی افراد و تجربیات و میزان مفید بودن فعالیتشان.
    موقع تفریح کردن هم باید دنبال کاراکترهایی باشیم که با سلیقه ما سازگارند.
    بنابر این شما باید ببینید هرکدام از آن دو نفر را برای چه کاری میخواهی.
    در مورد آن شوی تلویزیونی باید تاسف بخوریم که چقدر این مملکت عقب مانده که رک گویی با یک رپیس پلیس چلغوز باعث ذوق زدگی مردم میشود. درحالیکه در جوامع آزاد بالا و پایین دولتمردان را جر میدهند و کسی تعجب نمیکند.
    در مورد قسمت آخری هم کاملا درست است. ولی یک نکته را در نظر داشته باش که گاهی افزایش فشارهای بیش از حد به مردم٬ کنترل همه چیز را از دستشان خارج خواهد کرد. پیش بینی من این است که اینها کنترل کارها را از دست داده‌اند.

  2. Medi says:

    Chera inghadr be in khaliband(shima) roo midi? haal e adamo be ham mizaneh khaliband e aks dozd

  3. با سلام ….
    مطالبتان فوق العاده است موفق باشید
    شما به { پترات / حرف مفت } لینک شدید …

  4. bita says:

    khosen agha to ham ke shody gooshzad

  5. SHIVA says:

    سلام … یکی رو جا انداختی : انتخابات و حکومت نظامی و کنترل مردم !!! منو 4 دفعه گرفتن هیچ کاری هم نمیکنن الکی ازت امضا میگیرن و تعهد و بعد ولت میکنن بری . نه جا دارن نگهت دارن نه اینه اجازه قانونی دارن دلیلش هم اینه که جرم بد حجابی در قانون ذکر نشده و از طرفی قوه قضاییه و هیچ دادگاهی هم تو رو بعنوان مجرم قبول نمیکنه . اون عده ای از زنها رو هم که میفرستن دادسرا تن فروش و معتاد تابلو هستن و برای اون فرستاده میشن نه برای بدحجابی ! اونم تازه ولشون میکنن . فکر میکنی اگه میخواستن همه رو دستگیر کنن چی میشد ؟ نصف تهران رو باید زندان میزدن 🙂 اینا همه فیلمه حالا جریانش رو چون اشاره کردی می نویسم .
    در مورد این بچه قرطی هم باهات موافقم . میدونی چرا بهش میدون میدن ؟ یا اینکه چرا ماها رو دستگیر نمیکنن ؟ چون همه ما سوپاپ خطر اینا هستیم . مردم میشنون و میخونن و کمی آروم میشن . به نفع اینا کار میکنیم . اینا تنها وقتی براشون زنگ خطر به صدا در میاد که تشکل تشکیل بدی و وارد جامعه بشی و شروع به مبارزه علنی کنی . چیزی که نمیتونن تحمل کنن همینه . مثل جریان دانشجوها . کارگران معلمان و .. ! اینا از این میترسن وگرنه میدونن با وبلاگ نویسی و … آزاری به کسی نمیرسه که هیچ , مردم هم کمی کاسه صبرشون خالی میشه و میگن : دیدی ؟ این چطور مینویسه ! این تو تلویزیون چی گفت ! دمش گرم ! حقش بود ! همین باعث میشه دلشون گرم بشه و باز الکی امیدوار بشن . دانشجو ها رو چرا میگیرن ؟ چون گروه بندی میکنن و جریان مخالف ایجاد میکنن بطور علنی و مبارزه آشکار دارن اونم در یکی از نهادهای قوی ! در کل این شمارش معکوس کلید خورده . اشتباهات تاریخی رو داری میبینی دیگه . آخر هر دیکتاتوری همینه .

  6. من هم هر سال تابستان یکی از این کارآموزها نصیبم می‌شود
    خب البته تفاوت کاراموزی در اینجا با آنجا از زمین تا زیر زمین است
    اینجا کاراموزی یک واحد درسی است(مثل مرحوم طرح کاد در دوره ما)
    کارآموز محترم از خدایش است که سر کار نیاید و مزاحم شما نشود!
    شما فقط باید لطف کنید و برگه‌هایش را امضا کنید و در پایان دوره کاراموزی امتیاز خوبی به او بدهید، همین!
    یک با اینجا کاراموزی چادری داشتم که فقط دماغش مشخص بود،ولی بیشتر وقتها حضور داشت،
    فکر کنم مغزم منفجر شد و زبانم مو در اورد تا شاید بتوانم به او بفهمان که IPTables چی هست،
    آخر هم نفهمید!
    البته فکر کنم اشکال کار جای دیگری بود،به احتمال زیاد هر روز آدم دیگری در پناه چادر پیش من می‌امد و من فقط با یک دماغ طرف بودم
    حالا یک چکی بکنید و ببینید این خانمی که پیش شما امده چیزی از IPtables بلد هست و می‌تواند Squid را کانفیگور کند؟
    اگر بعله،به احتمال زیاد یکی از ان دماغ‌هایی است که پیش من می‌امده!
    سلام برسانید 😀

  7. اسپنتمان says:

    درود بر شما خسن آقا این را بدان که مسلمین یک عده مردمی هستند فریب خورده که حتی از تاریخ اسلام هم خبر ندارند و مثل بز دنبال نفر جلوی خود میروند در هر حال من هم از اسلام متنفرم ولی انسان دوستم و اگر بجای شما بودم آن زیبا رو را انتخاب میکردم مهر افزون

  8. sdfsdfd says:

    اون ریشو را استخدام کن زودتر حلواتو بخوریم.
    خودم برات مجلس ختم می گیرم.

  9. سرهنگ صادق حمايت says:

    مهندس ُخسن آقا. با تبعيض مخالفم. يادت می آيد روزهای اول در غربت را ؟ دل و غرور انسان می شکند وقتی به خاطر تفاوت های ظاهری کاری که لايقش است نگيرد. کيرم توی دهان تمام مسلمان ها ولی يادت باشد که اگر يارو ريشو می تواند عقيده های کيری اسلامی اش را برای خارج محيط کار نگه دارد و لياقت های فنی لازم را دارد چرا که نه؟ جامعه آزاد يعنی همين ديگه.

  10. ف says:

    آن خانم بدون تردید ارجحه. چرا نباید آن مسلمان کثیف تاوان عقایدش را جایی بدهد، همان گونه که بسیاری از ما به دلایل عقیدتی یا ظاهری از امکانات شغلی محروم شدیم؟ استدلال دوستان دیگر را قبول ندارم. جمع بزرگی از تروریست ها و مخالفان ازادی از این طرز فکر استفاده کرده با سواستفاده از آزادیهای جوامع دموکراسی با دموکراسی مبارزه می کنند. پدرسگ مسلمون را بفرست بره القاعده کارآگوزی کنه!

  11. هادی says:

    من شديدا با سرهنگ صادق مخالف و با شديدا هم “ف” موافقم…ببخشيد استاد اگه حرف بی تربيتی ميزنم، ولی بقول ما شيرازی ها، مگه خر کون آدم گذاشته که بياد يه دختر خوشکل و تميز و مرتب (که همين تميز و مرتب بودن نشان از درون خوب هم ميتونه باشه) بزاره کنار و يه مسلمون پفيوز ريشو( اَه..که نوشتن اسم اينها هم حالم رو بهم ميزنه) رو که استخدام کنه که هر روز صبح اون قيافه عن اش هی بخوره توچشمش و تمام روزشو خراب کنه؟ بزن تو کونش، خارکسته رو بندازش بيرون…حالا گيرم که بقراط هم باشه….اين ديگه سوال کردن داره؟ من خودم تو شغلم چنان خواهر و مادر اينها رو ترتيب دادم که از دو مايلی من رد نميشن و کار و کاسبی هم توپ توپه و روبه جلو ميتازم……چرا؟ چون از نصيحتهای الکی امثال اين سرهنگ دوری کردم…اينها با همه دنيا فرق ميکنن…قدم شون نکبت و نحوست و عق و استفراغ مياره تو بيزينس آدم…حالا من گفته باشم بعد که حتی ممکنه کار خودت رو هم از دست بدی بخاطر نحوست اين عنعليخان، نگی بهت نگفتم…

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر