Nov 13 2006

نشانه‌هایی از مذاکره آمریکا با ایران

نوشته:     :::       9 پیام

بر اساس خبری که روزنامه نروژی VG از قول خبرگزاری نروژی NTB منتشر کرده، آقای بوش و بلر خواستار کمک از ایران و سوریه برای حل بحران عراق شده‌اند.
این از این
از طرف دیگر قلدر منشی رژیم روز به روز در حال افزایش است و یقینا با این وضعی که در عراق پیش آمده آمریکا و متحدانش بیش از پیش برای خروج از بن‌بست عراق به حکومت ملاها نیاز خواهند داشت، در نتیجه تحولات منطقه مجبور خواهند شد از شدت فشارهای خود به رژیم بکاهند و حتی با ملاها وارد مذاکره شوند و چنین مذاکره‌ای تبدیل شود به اهرمی در دست رژیم برای تثبیت خود.
این هم از این
گروه های مخالف رژیم را اگر بر دو دسته عمده تقسیم، گروه اول همیشه بر این اصل پافشاری کرده‌اند که رژیم را باید خود مردم ایران سرنگون کنند و نباید به دولت‌های بیگانه اجازه دخالت در امور داخلی ایران را داد.
گروه دوم تا امروز تنها دل به این بسته بودند که حکومت ایران را نیروهای خارجی (آمریکا و احیانا متحدانش) سرنگون کنند و بعد از اینکه ملاها را سرنگون کردند کلید را بدهند دست آنها.
دسته اول از اینکه آمریکا دیگر توان دخالت در امور داخلی ایران را ندارد یقینا خوشحالند، تنها نکته مهمی که در این میان باقی می‌ماند و حتی تشدید می‌شود مساله نیاز آمریکا به ملا ها برای حل بحران عراق است که این نیاز خود می‌تواند نگرانی‌هایی را برای این گروه بوجود بیاورد به این معنی که ممکن است آمریکا برای خلاصی از باتلاق عراق مجبور شود به ملاها باج بدهد و در نتیجه به تثبیت حکومت کمک کند. این مساله نیز دخالت در امور داخلی ایران محسوب می‌شود و وضع را به حالت قبل بر می‌گرداند که دخالت نیروهای بیگانه در ایران باعث تداوم حکومت‌های دیکتاتوری شود.
پس چه باید کرد؟
نکته قابل تامل در این معادله این است که رژیم‌هایی که مشروعیت ندارند و همچنین از محبوبیت داخلی برخوردار نیستند به مرور زمان حتی اگر قدرتی فوق العاده داشته باشند سقوط خواهند کرد.
تاریخ معاصر این را بارها و بارها به نمایش گذاشته. از انقلاب ایران بگیر تا سرنگونی رژیم های کمونیستی اروپای شرقی. همه این حکومت‌ها هنگام سرنگونی به خیال رهبرانشان کنترل کامل بر اوضاع داشته‌اند تا اینکه یک روز یک مرتبه همه چیز دگرگون شده.
آیا کسی باور می‌کرد که حکومت کمونیستی شوروی سابق یک مرتبه سرنگون شود و آن همه سلاح‌های اتمی و مخرب و آن همه قدرت کاگ‌ب (KGB) و آن همه نیروهای خود فروخته یک شنبه به زیر کشیده شوند!؟
گره کور ملت ایران تنها با دستان خود ملت باز خواهد شد و اگر کسی برخلاف این ادعا کرد یقین بدانید که این راه نیز درست مثل انقلاب 57 به بن‌بست منتهی خواهد شد.
چاره کار ما مبارزه، افشاگری و باز مبارزه و افشاگری است روزی که طبقه پایین و زیر ستم جامعه چشمانش را بر روی مشکلات باز کرد و مسببین این فلاکت را شناخت، یقین بدانید آن روز جرقه‌ای کافی است تا کاخ ظلم حکومت آخوندی را به کوخی مبدل سازد. آن روز دیگر نه کمک آمریکا مشکلی از رژیم حل خواهد کرد و نه نیروهای چماقدارش و نه دولت‌های کوچک و بزرگی که رژیم در این سالها با باج دهی با خود همراه کرده. مگر حکومت شاه بوسیله کارتر جزیره ثبات نامیده نشد!؟ پس چه عاملی باعث شد که آن جزیره ثبات یک شبه به جزیره بی ثبات تبدیل شود!؟
دست روی دست گذاشتن و منتظر منجی نشستن دردی را از کسی دوا نمی‌کند، همه گروهای خواهان سرنگونی رژیم باید دست به دست هم بدهند و در این راه هم آهنگ عمل کنند در چنین حالتی و زمانی که اکثریت 70 میلیونی جمعیت ایران از خواب بیدار شد، حکومت آخوندی یک شبه پودر خواهد شد.

نوشته: در ساعت: 12:41 pm در بخش: بحران اتمی، جنگ

9 پیام  |           

9 پیام به “نشانه‌هایی از مذاکره آمریکا با ایران”

  1. چه فرقی داره says:

    حسن آقا جان! حرف شما فبول این هم از این ولی یک سوال: چه کسانی باید دست بدست هم بدهند که رژیم را سرنگون کنند؟ همانهایی که هیچکدام دیگری را قبول ندارد و خود را یگانه منجی میداند؟ تا اینجا که هیچ گروهی در دل مستضعف پا برهنه برای خودش جایی باز نکرده تا کورسویی از امید به آینده داشته باشد. تا بوجود آمدن اجماع بین این گروههای فرصت طلبی که من میبینم فاصله طولانی در پیش است! فاصله ای به اندازه تجربه دیگران را آزمودن!
    آخوند جماعت موقعی که بودجه دولتی نداشت و از صدقات و نفقات زندگی میگذراند چنان انقلاب را مصادره کرد که انقلابیون نتوانستند دم بر آورند حالا که دارای منسجم ترین تشکیلات و دارای بودجه های میلیاردی دولتی بوده و تشکیلات اپوزیسیون به کسری از یک درصد آنها هم نمیرسد چه تضمینی وجود دارد که انقلاب دوباره مصادره نشود؟
    من در استان خراسان جنوبی زندگی میکنم (یعنی میکردم و پدر و مادرم ساکن آنجا هستند) فکر میکنی مردمی که قبلا رای دادند چرا اول به خاتمی و بعد به احمدی نژاد رای دادند؟ (فراموش نکن که آنها بیش از 95 درصد به احمدی نژاد رای دادند!!) چون خاتمی سید بود و نورانی و احمدی نژاد هم سید بود و مثل آنها خاکی!! میدانی که چرا به معین رای ندادند چون تبلیغ شده بود که او واقعا سید نیست و بفکر جیب خودش است!!
    ببین اگر این عقبه این آخوند جماعت در هم کوبیده نشود ولو با یک شکست در مرحله بعد همه جا را میگیرند. دقیقا بعد از دومین انتخاب خاتمی را نگاه کن. از هر وسیله ممکن هم استفاده میکنند.
    برات مدتی پیش کامنتی گذاشته بودم در مورد رفتار سیستمهای متفاوت و حالا هم میگویم سیستهمای اجتماعی دارای پاسخهای معکوسی هستند که اگر جنبش عقبه درستی برای آماده سازی توده ها نداشته باشد جنبش کاملا از بین خواهد رفت مثل اتفاقی که برای جنبش اصلاحات در ایران افتاد. این جنبش عقبه درستی جهت آگاه کردن مردم از اتفاقات بعدی نداشت و کاملا شکست خورد. البته از دید من به عنوان کسی که کنترل سیستها خوانده و درس داده ام این مصداق همان مثل معروف است که میگوید:
    چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد!
    کشور اوکراین و نیکاراگوا مصداق عینی همین سیستم بصورت دمکراتیک است. ببین چگونه در اوکراین نیروی انقلابی دوباره از صحنه دارد حذف میشود و در نیکاراگوا هم نیروی انقلانی حذف شده به قدرت باز میگردد. عراق و افغانستان هم مصداق های دیگری از سیستمهایی هستند که توسط نیروی خارجی حکومت عوض شده ولی عقبه حاکم قبلی چطور کشور را به حالت قبل برمیگرداند!
    ببخشید حرف بسیار است و مجال کم. ولی تا موقعی که بابای من در یکی از روستاهای جنوب خراسان عقاید شما را نشناسد من وقوع انقلابی دیگر را مردود میدانم. از ما گفتن!!
    ———–
    پاسخ:
    در مورد اینکه آخوند می تواند مجددا پس از سرنگونی قدرت را بدست بگیرد، گمان نمی‌کنم! گرچه ممکن است همین شارلاتانها در لباسی دیگر این کار را بکنند ولی اینکه با همین لباس انجام دهند گمان نمی‌کنم. بهمین خاطر است که تاکید من بر افشاگری افشاگری و باز هم افشاگری است. حالا ممکن است شما بگویید آن طبقه عامی مثل من و شما به رسانه‌ها دسترسی ندراد و در نتیجه افشاگری و آگاهی دادن به او نخواهد رسید، قربانت گردم این وظیفه طبقه روشنفکر است حالا این روشنفکر چه یک دانشجوی سال اول باشد چه دکترای حقوق بین الملل داشته باشد و چه یک سیاستمدار نخبه یا بقال سر کوچه. باید آگاه کرد ملت رو
    یک نکته خارج از موضوع: دوست عزیز در مورد نام شما که نوشته اید چه فرقی می کند بسیار فرق می کند دوست عزیز من خودم با نام مستعار می‌نویسم از دیگران هم توقع بیشتر از نام مستعار ندارم، فقط به جهت اینکه بتوانیم عقاید همدیگر را پی‌گیری کنیم انتخاب یک نام مساله بسیار مهمی می‌شود.
    اینکه هر کسی هر جایی مطلبی از خُسن آقا بخواند به مرور زمان تصویری از عقاید او برای خودش جمع آوری می‌کند و جمع این عقاید می شود شخصیت خُسن آقا. البته اگر کسی از نام خُسن آقا سوء استفاده نکند و بجای من پیام بگذارد.

  2. atash says:

    لزومی ندارد که گروه های سیاسی هم دیگر را قبول داشته باشند . شرط لازم نیست دوست من . می توان اختلافات نظری و عینی در همه زمینه های سیاسی داشت اما در یک مقطعی همانطور که خودت گفتی حسن اقا جان در یک جبهه مشترک با هم بود این لزوما به معنای یکی بودن نیست . نباید هم باشد زیرا از میان اختلافات چه در زمنیه استراتژیکی و ایدئولوژیکی بهترین ها در بالای سطحی از واقعیت های ملموس خود را نشان می دهد .البته ما با این پدیده کاملا معمولی غریب هستیم و وقتی می گوییم یکی شویم یعنی یک گروه دهان خود را به نفع آن گروه دیگر ببند و گرنه از گردونه خارج انداخته می شود.

  3. حسن آقای عزيز
    از طرح چنين بحثهايی معمولا خوشم ميايد چون مرتبط با سرنوشت کشور است. کاش بقيه وبلاگچی ها هم بر اساس ديدگاههای مختلف در مورد اين مسئله چيزی بنويسند.
    بنظر من شما نبايد از مذاکره امريکا با حکومت ايران نگران باشيد چرا؟ چون منافع مشترک دو طرف استراتژيک نيست بلکه بر اساس تاکتيکها و هدفهای کوتاه مدت است و لذا مذاکره و حتی باج دهی از طرف امريکا به ايران نميتواند مشکلات عميق اجتماعی و ساختاری نظام را حل کند.

  4. دوست عزیز یقینا اگر خیال ملاها از دست آمریکا راحت بشود (پشت پرده قول و قرارهایی به هم بدهند) آنگاه ملاها با مشت آهنی به جان ملت ایران خواهند افتاد.
    من با اینکه از یک حمله آمریکا به هیچ عنوان حمایت نمی کنم ولی از تهدید چنین حمله ای بسیار خشنود بودم چون این تهدید رژیم را زیر فشار شدیدی قرار داده بود و همین فشار هم باعث می شد که ملاها اشتباه بیشتری را مرتکب شوند. درضمن کمی هم بترسند. خیال نکن که هارت و پورت آقایان از روی نترشی بود، در پشت پرده این عربده کشی‌ها داشتن توی تنبانشان می‌شایدند

  5. کیانوش says:

    مـشکل ما آمریکا نیـست.
    ایراد از خـود مـردم است !! اکـثر ِاین مـردم از پائینترین تا بالاترین قــشر هـنوز هـم تـفکر مـذهـبی دارنـد! حـتی اگر به ظاهر خلافـش رو ادعا کـنند
    تا وقـتی که مـردم مـذهـب زده هسـتند این رژیم رو با هـیچ جـنگی هم نـمیشه تـکون داد.
    تـنها زمانی این امید وجـود داره که تـفکر مـردم (مـخصوصـن تـحصیلکـرده ها)از طـریق کار فـرهـنگی تـغییر کـنه که ایـنهم زمان میبـره. . . اما وقـتی اون روز رسـید دیگه هـیچ نـیروئی نه از ته چـاه و نـه از قاره آمریکا نـمیتونه این رژیم رو نـجات بـده

  6. فرهاد says:

    منهم موافقم
    یعنی در حکومت مبتنی بر دموکراسی دلیلی برای همسویی محض و مطلق وجود ندارد
    کافی ست یاد بگیریم میتوان با دیگرانی که مثل ما فکر نمیکنند کنار بیاییم و به نظرات مورد تائید اکثریت عمل کنیم

  7. چخ چخ says:

    به نظر من همه بايد كون بدهيم
    چون در اين صورت است كه ملت هم كه همگي كوني هستند از ما تبعيت كرده و كون خواهند داد
    ملت دزد و عقب افتاده و ساك زن آخوند رو چه به دموكراسي و كيروكراسي ؟
    اين ملت محكوم است تا ابد در حال كون دادن به حاكمان خود باشد
    اصولا خر براي خر سواري خلق شده است
    من به شما قول ميدم تا 300 سال ديگه هم وضع همين خواهد بود
    حتي اگر اين حكومت توس آمريكا يا اسرائيل سرنگون بشه
    باز مردم چون خود خوي دزدي و از زير كار در روي دارن آخوند رو با لباسي ديگر سر كار ميارن و دوباره شوراي مصلحت و شوراي نگهبان و شوراي كير خر رو علم مي كنن
    تا هميشه بهانه اي براي كون دادن و نق زدن داشته باشند
    كير تو دهن ملت ايران

  8. فاطمه رحیمی says:

    حسن آقا جون! تحلیل شما خیلی جالب و فبول ولی یک سوال دارم: کی به نظر شما بیشتر متهم است امریکا یا آخوندها ایران؟ من فکر میکنم که سگ زرد برادر شغال است. نه؟
    ————–
    فاطمه خانم یقینا سگ زرد برادر شغال هست و یقینا آمریکایی‌ها پی‌گیر منافع خودشان هستند، اگر غیر این باشد غیر عادی است نه بر عکس.
    چیزی که این وسط باید ما در نظر داشته باشیم این است که سیاست مداران آمریکا برای منافع آمریکا فعالیت می‌کنند و یقینا باید هم پیگیر منافع آمریکایی‌ها باشند درصورتی که آخوند حرامزاده که به قول شما شغال هست ناسلامتی سیاست مدار ایرانی است و در نتیجه باید منافع ملت ایران را در نظر بگیرد درصورتی که اینها تنها منافع خودشان در درجه اول و در مرحله دوم منافع اعراب را در نظر می‌گیرند و این میان منافع ملت ایران را به فلانشان هم حساب نمی‌کنند
    درضمن می‌بخشید که پیام شد دیر منترش شد، متاسفانه پیام شما رفته بود قاطی پیام‌های اسپم.

  9. Ali says:

    سلام خسن آقو. فرمایشات شمو کاملا درسته. آقوی لایق یک گروه تاتری هم داشت که خود من هم اون اواخر داشتم باهاش همکاری میکردم ولی دست روزگار نذاشت و باید از شهر و دیارم میرفتم..کی میدونه شاید هم با این رفیقت یک نون و نمکی خورده باشیم…آره کاکو ادم وقتی به اون روزا فکر میکنه همش خاطره هست و افسوس..یادش بخیر..یاد همشون بخیر.

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر