Jan 19 2006

تيغ برهنه در کف زنگی مست

نوشته:     :::       18 پیام

پ.ن. دوم:
دلم نیامد این یکی را هم از شما دریغ کنم فقط پاراگراف اول نمونه ای است سخنان یک انسان درد کشیده که عمق قلب صحبت می کن.:
آقاي موسوي خوئيني‌ها مقصر شماييد نه دانشجويان
سه‌شنبه، 27 دی 1384
دکتر محمد ملکی
قصد نداشتم از خاطرات و اطلاعاتم در مورد افرادي كه در اين 27 سال ستونهاي اصلي نظام بوده‌اند ـ جز به ضرورت ـ سخني بگويم، چه بايد اين مهم به عهدة مردمِ ايران باشد تا با ملاحظة اعمال و رفتار اين جماعت و مقايسة آنچه پيش و پس از انقلاب ادعا مي‌كردند و مي‌كنند پي به صداقت يا خباثت آنها برده بر همگان روشن گردد اينها در كسوت روحانيت و خود را رابط خدا و خلق دانستن با بندگان خدا چه‌ها كردند و مي‌كنند و چگونه از خدا و پيامبر و كتاب و امامان براي حفظ قدرتِ خود «ابزار» مي‌سازند و همين آگاهي موجب گردد مردم راهِ آيندة خود را با شناخت بيشتر برگزينند. اما موضع‌گيري‌هاي اخير آقاي سيد محمد موسوي خوئيني‌ها و حملات شديد او به دانشجويان و برخورد تند و خشمگينانة ايشان با دگرانديشان و شكنجه‌ديده‌ها و زندان‌رفته‌ها و به فراموشي سپردن خانوادة اعدام‌شدگان دهة 60 به‌ويژه قتل‌عام سالِ 67 و اتهام طرفداري دانشجويان از شاه و بوش و دفاعشان از اعمالِ گذشتة رژيم و حملة مغرضانه به مخالفين و منتقدين نظام ولايي و عدم آشنايي كامل دانشجويان و نسل جوان با گذشتة آقاي خوئيني‌ها و ديگر قدرت‌به‌دستان بر آنم داشت تا برخلاف رويه‌اي كه تاكنون در پيش گرفته بودم براي دفاع از دانشجويان كه بيشتر مورد خطاب ايشان هستند، در اين نوشته فعلاً قسمتِ كوچكي از حقايقي را كه به فعاليتهاي سياسي اين روحاني، به‌خصوص پس از پيروزي انقلاب مربوط مي‌شود بازگو نمايم تا اخطاري باشد براي ديگر سردمداران نظام ولايي.
برای مطالعه باقی متن اینجا را کلیک کنید.
پ.ن.: دلم نیامد این لینک را از شما دریغ کنم، باور کنید حرامزادگان در دنیای ما فقط مصباح و خامنه‌ای و شرکا نیستند. این مدلش را من هنوز ندیده بودم:
The Leaders are the sun of the nation and mankind
همان گونه که عده‌ای حدس زده بودند حکومت گران ایران در حال سوء استفاده از مساله اتمی به نفع خود هستند، از این رو وظیفه همه ماست تا با افشاگری و بحث پیرامون این مساله سعی در خنثی ساختن این حیله شویم.
خمینی زمانی که جنگ ایران و عراق درگرفت آنرا یک نعمت خواند، همه می‌دانیم که این ادعا بسیار دقیق بود و همان گونه که سران حکومت آخوندی حدس زده بودند جنگ نعمتی شد برای تحکیم پایه‌های رژیمی که همه گمان می‌کردند در عرض چند سال سقوط خواهد کرد.
همچنین با شروع تهدیدهای آمریکا بحث این موضوع که یک جنگ دیگر می‌تواند مجددا باعث مستحکم شدن پایه‌های لرزان رژیم شود هم استدلال درستی است.
نکته‌ای که در این گونه استدلال‌ها باید به آن توجه شود هم ساختار حکومت آخوندی است. ساختار این رژیم تنها و تنها بر پایه بحران پی ریزی شده و بدون بحران مخصوصا از آن نوع که بتواند دوباره عامه مردم را تهییج کند برپا شده.
مساله اتمی ایران هم از همین نوع است. ملاها با اعمال سانسور و فشار بر کسانی که ممکن است بر علیه این برنامه اتخاذ موضع کنند و هم زمان تبلیغ وسیع و دامن زدن به مساله ناسیونالیسم و میهن پرستی کور و این استدلال که “چرا ایران نباید مثل همه ملل دنیا دسترسی به این تکنولوژی داشته باشد” می‌خواهند مجددا عامه مردم را برای مقابله با آمریکا و در نتیجه بسیج ملت به نفع خود دوباره به میدان بکشند و رژیم خود را بیمه کند. فراموش نکنیم که مساله ناسیونالیسم نزد ملاها تا امروز هیچ جایگاهی نداشته و همیشه در همه این 27 سال رژیم بر طبل اسلام کوبیده و ایران را برای اسلام می‌خواسته و با هر پدیده ایرانی با جدیت و شدت برخورد کرده. باور کنید اگر رژیم توانسته بود در این 27 سال حتی زبان ما را هم به عربی تغییر داده بود، پس بیایید دوباره فریب حیله ملاها را نخوریم.
استدلال بسیار ساده است، باید از خود پرسید که ملت ایران و نه رژیم این تکنولوژی را برای چه می‌خواهد. آیا ملت ایران نیاز به انرژی اتمی دارد؟ پاسخ به این سوال بسیار آسان است با نگاهی به حجم ذخایر انرژی ایران پاسخ این سوال منفی است، حداقل در کوتاه مدت ملت ایران نیازی به انرژی اتمی ندارد.
سوال دوم این است که آیا ملت ایران نیازی به سلاح اتمی دارد؟ پاسخ به این سوال هم ساده است. نه تنها ملت ایران در این اوضاع و احوال نیازی به سلاح اتمی ندارد که برعکس چنین ابزاری در شرایط امروز ایران درست مثل پاشیدن نمک بر زخم خواهد بود. دسترسی رژیم به چنین سلاحی سرنگون کردن رژیم ملاها را تقریبا غیر ممکن خواهد کرد. تنها فکر این موضوع که رژیم به سلاح اتمی دسترسی پیدا کند پشت هر انسان آگاهی را به لرزه در خواهد آورد.
فکرش را بکنید امروز شاید با فشار کشورهای دموکراتیک بتوان یا رژیم را به کلی سرنگون کرد یا حداقل با زیر فشار گذاشتن آن، حکومت را مجبور به عقب نشینی کرد. حال برعکس اگر رژیم به سلاح اتمی دست پیدا کند دیگر باید از فشار کشورهای دیگر بر آن فاکتور گرفت چون دیگر هیچ فشاری بر چنین رژیمی موثر نخواهد بود.
نگاهی به این مصاحبه بیندازید و بعد تصویر آن روزی را که رژیم به سلاح اتمی دسترسی پیدا کرده را ترسیم کنید و خود استدلال کنید که در چنین شرایطی چه به روز دنیا خواهد آمد. فکرش را بکنید رژیم با درست کردن بمب‌های کوچک اتمی و بستن آن به کمر انسان‌های روانی از این نوع چه آتشی می‌تواند نه تنها در ایران و خاورمیانه بلکه در جهان به راه بیندازد.
در این معرکه اتمی که برپا شده دل سوزان ایران و ایرانی تنها یک گزینه را پیش رو دارند و آن هم هم صدا شدن با جامعه بین‌الملل برای افزایش فشار بر ملاها تا شاید در این زور آزمایی بتوان رژیم را یا سرنگون کرد یا حداقل از مواضع امروزی‌اش به عقب راند و امتیازی گرفت.
بیایید دست به دست هم بدهیم و اجازه ندهیم تا مشکل اتمی هم مثل جنگ ایران و عراق برای رژیم تبدیل به یک نعمت شود و در عوض با همراهی با جامعه بین‌المللی این چالش را به کابوسی برای رژیم تبدیل کنیم و زمینه سرنگونی آن را هر چه زودتر فراهم کنیم

نوشته: در ساعت: 7:51 pm در بخش: ملای حیله گر

18 پیام  |           

18 پیام به “تيغ برهنه در کف زنگی مست”

  1. حُسن آقای گل گلاب.
    شعار کهنه ” اسلام خون میخواهد ” هنوز در مغز علیل این حیوانات کارآیی دارد و شعاری نان و آب دار برای ماندن چند روزی بیشتر بر اریکه قدرت این سردمداران بی وطن است. امروزه شعارهای بی معنی از آن شکل سابق خارج شده و سعی بر آنست که با رنگ و بوی ملی گرایی آغشته و مزین و سپس تبدیل به تهدیدهای جهانی شود. سران رژیم با انتصاب آقای ا.ن. دوره ای را آغاز کرده اند که حداقل نابودی و جراحت دایمی میلیونها ایرانی را در پی و نهایت این حماقت ها غیر از نابودی ایران و ایرانی چیز دیگری در بر ندارد. اگر امروز جهان آزاد پوزه بند بر این حیوانات ما قبل تاریخ نبندد ، آینده بشریت را باید تیره و سیاه دید.

  2. والد بمانعلی says:

    خسن آقا جان
    کاشکی زنگی مست بودند. این ها لای و لجن های جامعه ایرانند که حاضرند جهانخوران جلوی چشمشان با محارمشان وصلت کنند و این لقمه چرب را از دهان آنان نگیرند. برای همین است که پشت و پسله دارند با خفت و خواری به همه اونهائی که عر وتیز میکنند هرچه میخواهند می دهند. همین علی خوشگله شان (در مقیاس اسلامی البته!)که سکاندار امنیت مملکت شده ندیدی در بی بی سی چه خایه ای میمالید که داشت خون میافتاد. اینها که ما می بینیم همه اش به خیال مخلص جنگ زرگریه. مادام که دولتی ملی و مردمگرا این زباله های عفن رو نروبه در به همین پاشنه می چرخه.

  3. atash says:

    کاملا با تو موافق هستم حسن آقا
    نباید این مسئله دست آویزی شود برای رسیدن به اهداف این ملایان

  4. Saeed says:

    Hasan Gol
    I do understand and fully agree to what you are saying.
    The last thing these murderers wants is the national interest of Iran.
    Ba Drood
    Saeed

  5. آرمان says:

    جناب حسن آقا خان جان,
    اینکه رژیم ملایان با بحران زنده هستند تحلیل کاملا درستی است. بعد از آنکه آقای اَ.ن. (احمقی نژاد) خود را زیر فشار منتقدان داخلی بر سر اداره اوضاع (مخصوصا مافیای نفتی) دید, بلافاصله روش خمینی را تقلید کرده و شروع به پارس کردن به اسرائیل کرد تا مردم از ترس حمله خارجی, مشکلات داخلی را فراموش کنند و خفه خون بگیرند.
    خود شما اعتراف میکنید که آخوندان از ساده لوحی مردم ایران استفاده کرده و آمریکا (نماینده غرب متمدن) را لولویی جلوه میدهند که قصد “تصرف خاک ایران عزیز و محروم کردن مردم از حقشان !” را دارد تا به این وسیله مردم را مثل گوسفند وادار به اطاعت از نظام کنند. مثل همان حیله ای که باعث شد 35 میلیون گوسفند به نظام رای دهند.
    شما بالاخره جام زهر را نوشیده و به این نتیجه رسیدید که میبایست با “جامعه بین الملل” (به رهبری حضرت اشرف بوش) هماهنگ و هم صدا شده تا جلوی جبهه متحجرین ایستادگی کرد. خوب پدر من ! این رو که ما صد سال پیش گفتیم و شما بر اثر القائیات تفکر شکست خورده کمونیست به دام ملایان غلتیده و بوق آنان مبتنی بر “آمریکای لولو” را تکرار کرده و قلب امام امت هم شاد !
    به هر حال جلوی ضرر را هر وقت بگیریم سود است. خوشحال هستم که به جبهه آدم حسابی ها (جهان متمدن) پیوستید.

  6. آرمان خان باز اومدی و نسازی‌ها! این چرند و پرندها چی هست که به هم می‌بافی. در این پیشنهادی که من دادم هماهنگی کردن با فشارهای خارجی است نه اینکه دست بسته مملکت را بدهیم تحویل عمو بوش! باز اومدی از آب گل آلود ماهی بگیری؟
    قربان ملتی هشیار است که از موقعیت‌های بوجود آمد برای بدست آوردن منافع خود سعی کند نه اینکه یک مرتبه لخت بشه بره تو بقل عمو بوش!

  7. آرمان says:

    حسن آقا خان جان,
    شتر سواری دولا دولا نمیشه !
    “هماهنگی کردن با فشارهای خارجی” یعنی “مزدوری بوش” البته در فرهنگ آخوندان. در فرهنگ آدم حسابی ها یعنی “انتخاب صحیح”.
    تصمیم خودتو بگیر و هی از این شاخه به اون شاخه نپر !
    راستی مدینه فاضله شما چه جور جاییه ؟! جائیکه نه عقب افتادگی باشه و نه آمریکا سلطه داشته باشه ؟ میشه یک مثال واقعی بزنی ؟

  8. اول از همه آرمان خان اونجایی که من زندگی میکنم شتر پیدا نمی شه که من بخوام شتر سوار بشم چه برسه به دولا دولا
    مزدوری بوش هم انتخاب نیست، سرسپردگی است. در فرهنگ ما سرسپردگی معنایش انتخاب نیست.
    در باره مدینه فاضله هم در دنیا زیاد پیدا می‌شود اگر شما برای پیدا کردنشان مشکل دارید بنده ندارم.

  9. آرمان says:

    خان جان,
    «مزدوی بوش», «سرسپردگی», «غرب زدگی», «نوکری آمریکا» و… همه در فرهنگ و ادبیات آخوندان به یک معنی است. همه آنها در حقیقت کلاهی از سوی متحجرین بر سر عوام است که آنان را از غرب متمدن دور نگاه دارند تا به تسلط خود ادامه دهند.
    ما آزاد اندیشان صد سال است که در گوش شما داد میزنیم که باید با جهان متمدن غرب هماهنگ و همصدا شد ولی شما تازه دوزاریتان افتاده است. البته شما میتوانی وجدان پشیمانت را قانع کنی که “هم صدایی به معنی سرسپردگی نیست”. اصلاً نمیدونم کدوم بی پدر مادری گفت که ما باید سرسپرده غرب باشیم و مملکت را دو دستی تحویل آنها داد ؟! اگه لطف کنی و اسمش و نظرش به من نشان بدهی خیلی ممنون میشوم. منو یاد اون ترکه میاندازی که وقتی ازش پرسیدند: “ترکی ؟” گفت: “بار داری ؟” حالا وقتی که من با شما میگم باید با غرب متمدن به رهبری بوش هماهنگ شد شما میگی: “ما سرسپرده نمیشیم !” مگه به خودت شک داری ؟!
    همین که مدل آرمانی شما (ضد غربیون سابق !) وجود خارجی ندارد و از ذکر یک مثالش در مانده اید و اینکه جبهه ضد غربی خود را ترک کرده اید و کمی واقع بین تر شدید اید نشان از شکست شعارگرایی «سوسیالیست های توبه کرده» میدهد که خودش یک نوع پیشرفت است.

  10. حضرت آرمان زبان من در پاسخ به شما مثل چوب شد.
    آخه برادر یا بهرت است بگویم brother غرب برابر نیست با تفکر بوش و شرکا. غربی که شما از صبح تا شام برایش سینه می‌زنی، فرق دارد با غربی که ما می‌شناسیم که از یونان شروع می‌شود و می‌رود تا می‌رسد در خانه بوش فلک زده .
    آخه عزیز دل برادر فرق بوش و شرکای مذهبی اش با مصباح یزدی در چیست؟ این دو استوره گه هر دو از یک آخور نشخوار می‌کنند، تنها یونجه ای که می‌خورند فرق دارد.
    عزیز دل برادر اگر خواستی مدینه فاضله ببینی بیا پیش خودم تا نشانت بدهم. اگر از دیدن آن عاجزی مشکل خودت هست.
    در لابلای نوشته ها آدرس زیاد داده‌ام.
    اینجا باید مثل مولوی بگویم:
    بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست . . . بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
    ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر . . . کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
    ولله که شهر بی تو مرا حبس می شود . . . آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
    زین همرهان سست عناصر دلم گرفت . . . شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر . . . کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    گفتند یافت می نشود جسته ایم ما . . . گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست

  11. آرمان says:

    برادر حسن جان,
    آخوندان هم میگویند: “ما فقط چیز های خوب غرب را قبول داریم ! موبایل, ماشین بنز, سوزن, تکنولوژی, کشاورزِی, علم, شیر مرغ, جون آدمیزاد و … ولی حکومت آنها را قبول نداریم ! کاباره آنها را قبول نداریم ! زنهای بیحجاب آنها را قبول نداریم ! رادیو تلویزیون آنها را قبول نداریم ! و ….”
    نتیجه اش همان آشی میشود که میبنی ! کُ.. شعر هایی مثل “ژاپن اسلامی” ! “دمکراسی دینی” ! و …
    در حقیقت “آش با جاش !”
    شما از یک طرف میگویی “با غرب باید متحد شد تا به رژیم فشار آورد” از طرف دیگر میپرسی: “چه فرقی میان مصباح و بوش است !!”
    آخه من نمیدونم چی جوری جواب این سوال را بدم ؟! مثل یک نفر که بپرسد: “فرق بنز و دوچرخه چیه ؟! هر دو تاشون برای سوار شدنه و هر دو تا بعضی موقع پنچر میشن !”
    حسن جان ! حسابی من و خوانندگانت را با این سوال بچگانه ناامید کردی !
    خوب برادر جان. تفاوت بنز و دوچرخه اینه:
    دوچرخه سرعتش 10 کیلومتر در ساعت است و بنز 200 کیلومتر در ساعت. و …..
    اگر واقعاً برای شما فرقی بین بوش و مصباح نیست, همین الان بگو تا من ازت کاملاً قطع امید کنم.
    اگه فرقی بین بوش و مصباح نیست پس با کی میخواهی علیه کی متحد بشی ؟! نکنه مستی ؟!
    اگر مدینه فاضله شما نروژ است دلیل اثبات حرف های من است. من هم میگویم ما باید مدل غربی را دنبال کنیم. البته از نظر متحجرین (نه من خوب دقت کن !) نروژ سرسپرده آمریکا است.
    اهالی همان مدینه فاضله شما خودشان را جر میدهند که به آمریکا مهاجرت کنند. خودت که بهتر میدانی. اکثر ثروتمندان و نخبگان کشور های اروپایی و حتی کانادا راه آمریکا را پیش میگیرند.
    حداقل سعی کن به همان اندازه که اکثریت نروژیان (البته آدم حسابی هایشان) به بوش به عنوان رئیس جمهور آمریکا احترام قائل هستند و مصباح را سمبل عقب افتادگی فکری میدانند, شما هم همان جوری باش. خوبه ؟
    آخرین پاسخ:
    خدا خیرت بدهد!! برو یک نگاهی به پیشینه و زندگی بوش و خانواده بکن،و این همه جفنگ به هم نباف
    آقای عزیز این اراذل (بوش و شرکا) اگر بدتر از مصباح نباشند دست کمی هم از او ندارند.
    خدا روزیت را جای دیگری حواله کند
    خُسن آقا

  12. xyz says:

    عجب بحث جالبی
    ولی ما بالاخره نفهميديم که از ديد امثال خسن آقا آيا بوش به غرب تعلق داره يا نه!
    اگه بوش با مصباح فرقی نداره که فبها نتيجه ميگيريم از حوزه فيضيه اومده ولی اگر بوش را به عنوان يکی از نمايندگان غرب قبول داشته باشيم يس ديگه چرا بدون اون به حکومت فشار بديم!!!

  13. آرمان says:

    آخرین پاسخت خیلی “منطقی” بود ! یاد سخنرانی های موسوی اردبیلی در نماز جمعه 18 سال پیش افتادم که میگفت: “مردم ! از این بوش نترسید ! بوش به زبان ترکی یعنی تو خالی !”
    تو هم که با این “من تق” قوی بوش رو سوسک کردی ! کمی رحم کن !
    خلاصه تکلیف این امت را مشخص نکردی ؟ باید با جبهه “غرب” علیه نظام همراه شد یا نه ؟ و یا میگی: “غرب بدون بوش !” مفهومی که وجود خارجی نداره و اگر داشته باشه آشی در سطح همان “ژاپن اسلامیه” !
    موفق باشی ممنون از بحث

  14. درود بر خسن آقای گرامی.نوشتار بسیار سودمند و درستی بود.وبلاگ اشه هم بروز شد.پاینده باشی

  15. xyz says:

    البته بايد از خسن آقا تشکر کرد که اين امکان اظهار نظر را برای ما فراهم ميکند که حتی بعضی ها بهش فحاشی هم ميکنند ولی نظر خود خسن آقا در بعضی موارد اشکال داره و بايد اونارو اصلاح کرد
    مثلا نظراتش در باره بوش خيلی عقب افتاده هستند
    خسن آقا يک فکری به حال خودت بکن

  16. xyz says:

    در ضمن دوستان عزيز قدر اين خسن آقا را بدونيد که هيچ ييغامی را سانسور نميکنه
    اين کم امتيازی نيست
    يه مقايسه ای با بقيه بلاگر ها بکنيد ةا حرف منو بفهميد

  17. جاویدان says:

    من با نظر هیچ کدمتون موافق نیستم اگر ما ایرانیان دارای پشتوانه فرهنگی وتمدن اریایی نبودیم این مزدوران و نوکران(اخوند) امریکا و انگلیس چوبی از این کلفت تر بر کون ملت میکردند بازم میگم اینم یک نوع استعمار هست اسسسسستتتتتتتعععععمممار

  18. Ali says:

    خلاصه تکلیف این امت را مشخص نکردی ؟ باید با جبهه “غرب” علیه نظام همراه شد یا نه ؟ نه بلکه غرب باید به سخن مخالفان رژیم بدقت گوش کند وباجبهه مخالفان رژیم خود را هموار سازد عمل نماید وخود شاهد خواهد بود این رژیم سرنگون خواهد شد شود.

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر