Dec 13 2005

نشست علمی پژوهشی جاده ولایت

نوشته: خُسن آقا    :::       7 پیام

هر دم از این باغ بری می‌رسد / تازه تر از تازه تری می‌رسد
دانشگاه و دیگر محیط های علمی معمولا مکانی است برای پیش رفت و پیدا کردن راه‌های نو برای رسیدن به آینده‌ای بهتر. در جمهوری اسلامی دانشگاه هم مثل مکان‌های دیگر تبدیل شده به ابزاری برای عقب بردن ملت و ترویج خرافه پرستی.
پس از پخش فیلم احمدی نژاد که با جوادی آملی درباره نورانی شدن کله مبارک در سازمان ملل و پس از اینکه ملت از بزرگ و کوچک، مذهبی و بی دین کوتاه و بلند پیر و جوان آقای رئیس جمهور را دست انداختند گمان کردیم که دیگر از این چرندیات بلغور نخواهند کرد. هنوز چند هفته‌ای از آن موضوع نگذشته بود آقا در عربستان فرمودند که اسرائیل را می‌خواهند با همه محتویاتش به اروپا نقل مکان (بدهند)! این سخنان ایشان هم دست کمی از اولی نداشت و باز مردم همگی به ریش آقا و رهبر چلاق برای انتخاب چنین الاغی به عنوان رئیس جمهور خندیدند. این خنداندن ملت گویا پایانی ندارد و آقای احمقی نژاد تصمیم دارند آنهایی را که رژیم نتوانست با زجر بکشد ایشان می‌خواهند با خنداندن زیاد از حد به لقا الله پرتاب کنند.
از همه خنده دارتر اینکه وزیر وزرای این احمقی نژاد هم کم تر از خود ایشان دلقک تشریف ندارند.
آقای وزیر علوم هم در جمع اعضای بسیج دانشجویی به نقل از رییس جمهور فرموده‌اند:
اینها آمده‌اند پیش من و گفتند که خدا خیرت بدهد، تو آبروی ما مسلمان‌ها را خریدی، تو هویت دادی به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدی، حتی آنها که بر حسب ظاهر با امریکا رابطه دارند. از چند تا کشورها اسم بردند که وقتی همراهان آن کشورها وقتی رهبر آن کشور حرف می‌زدند، خودشان هم کفی نمی‌زدند، می‌گفت وقتی که ما صحبت کردیم، همه مشت‌ها گره کرده، حالت هم مرگ بر امریکا و هم درود بر شما. می‌گفت با این حالت از ما استقبال کردند و خدا می‌داند ایشان در صحبت‌هایش این بود که اصلا محوریت کنفرانس رفت به سمت این که جمهوری اسلامی چه می‌گوید… منبع
باز هم می‌خواهید بخندید؟ یک نگاهی هم بیندازید به این سخن پراکنی استادان و محققان حکومت آخوندی دست کمی از سخنان خود آقای رئیس جمهور ندارد. انگاری همگی این اراذل به یک درد لاعلاج مشترک گرفتار شده‌اند و صبح تا شب جفنگ به خورد مردم می‌هند.
در نشست علمی پژوهشی جاده ولایت اعلام شد؛ سخنان امام رضا(ع) باید به صورت نماد در قدمگاه‌ها نصب شود
باور بفرمایید این اوضاع ایران حداقل کار طنز نویسان را حداقل بسیار ساده کرده طنز نویس‌ها کافی است سخنان گه هر بار این آقایان را بدون تغییر منتقل کنند و از بابت آن نان بخورند.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 12:34 am در بخش: طنز

7 پیام  |           

7 پیام به “نشست علمی پژوهشی جاده ولایت”

  1. آرمان مى گویند:

    اگر اینها خودشان را با این حرف ها خر نکنند که باید سرشان را بگذارند و بمیرند ! اینها نمیگن که تمام دنیا (حتی مسلمانان) حرف های این احمقی نژاد را محکوم کرد فقط با این “خود خر کردن ها” میخواهند روزی سر کنند.

  2. ملا حسنی مى گویند:

    حسن آقا تو خودت میدونی که طنز نوشتن ما برای کاسبی نیست.
    ما طنز مینویسیم از فرط درد وطن
    طنز را بتلافی اشک چشمان مادران زندانیان مینویسیم
    ذره ای کسب شهرت و نان درآوردن در مخیله ما یکی نبوده و نیست
    منظورم اشاره ای به جمله آخر نوشته ات هست

  3. landlady مى گویند:

    واقعا هم خنده دار افتادن سرنوشت یک ملت به دست یک احمق. هم خنده داره و هم مایه افسوس. هم میشه خندید و هم میشه اشک ریخت. ما که فعلا نشستیم ببینیم آخرش چه خواهد شد.

  4. کیانوش مى گویند:

    حـالا یکـی هـم پیـدا شـده مـارو میـخنـدونـه شـما نـمیذاری ؟

  5. خُسن آقا مى گویند:

    ملاجان در مثل مناقشه نیست اینی که گفتم یک تعنه بود و خود ریشخندی به سران رژیم.
    طنز واقعی همانطور که گفتی از روی ذوق و علاقه بوجود می آید و قابل خرید و فروش نیست.

  6. چه و چه و چه مى گویند:

    حضرت استادی
    باور بفرمایید گه حسب الدسنور تان “سخنان” این آقایان ( و خواهران و مادرشان) به طور اتومانیکمان و بدون تغییر منتقل مبشود به چه و چه و چه، تا از بابت آن نان بخوریم.
    اما سردار سازندگی و خاتمی حونی و برادر ابطحی حونی… حق الزحمات ما را کماکان میقرستند برای ا.ن اقا و حاح اقا بهنود جونی دیگر .

  7. چه و چه و چه مى گویند:

    حضرت استادی
    لطفا حق الانتقال اتومانیکمان و بدون تغییر
    قرمابشها ی حضرتتان را فی الفور کارسازی فرمایید،
    و گرنه به سردار سازندگی “روز” ی ان لاین ان ترنتی شکایتی می کنم، شکایتستان!

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر