Oct 22 2005

اعلام آمادگی کروبی برای جماع با اسهال طلب ها در خصوص انتخابات مجلس، و چه و چه و چه، ایسنا

نوشته: خُسن آقا    :::       8 پیام

قصد دعوا و اهانت نداریم، بهتر است مسائل را شفاف به مردم بگوییم
خُسن آقا: توضیح گفته می شود کروبی علاقه زیادی به نزدیکی با اسهال طلب ها را دارد گویا این چند سال به ایشان بسیار خوش گذشته. در هرصورت نیاز به توضیح بیشتری نیست کافی است متن خبر را خودتان بخوانید. منبع خبر ایسنا است.
دبیرکل حزب اعتماد ملی تصریح کرد: «قصد دعوا و اهانت نداریم، بهتر است مسائل را شفاف به مردم بگوییم تا خودشان قضاوت کنند.»
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حجت‌الاسلام‌والمسحلین مهدی کروبی در حاشیه مراسم افطاری حزب مردم‌سالاری در خصوص جماع اسهال‌طلبان با طرح این پرسش که “آیا جماعی بوده و من آن را برهم زده‌ام یا اصلا جماعی وجود نداشته است؟” به خبرنگاران گفت: «جماع برای انجام کارهای مشترک بین اعضای یک گروه است. مثلا ایرانیان در رابطه با مسائل هسته‌ای یک موضع را اتخاذ و به جماع کرده. مهمترین مواقع لزوم جماع، برهه‌های حساس است. آیا ما در انتخابات ریاست جمهوری به جماع رسیده‌ بودیم که چهار کاندیدا معرفی کردیم؟ یا در سال‌های 76 و 80 جماع داشتیم؟ آیا در سال 80 با سمت ریاست مجلس نمی‌توانستم کاندیدای ریاست جمهوری شوم؟»
وی افزود: «با کمی دقت می‌بینید که اصلا جماعی وجود نداشته است!! اگر جماع وجود داشت قصل واجب می شد. در انتخابات مجلس گروهی انتخابات را تحریم و گروهی دیگر آن را واجب نمی‌کردند.»
رییس سابق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه حوادثی موجب از دست رفتن جماع اسهال‌طلبان شد، گفت: «چرا از من می‌رنجند؟ هر کسی رنجشی دارد باید از خودش باشد. من بیش از همه برای دستیابی به جماع تلاش کردم. اصلا من قلبم برای جماع می طبد.»
از کروبی در مورد سخنان محسن آرمین درباره جماع اسهال‌طلبان سوال شد که وی پاسخ داد: «در حالی که جماعی وجود نداشته، چطور به دنبال آن برویم؟ تحصن نمایندگان مجلس ششم، مهمترین نقش برای وقوع حوادث پس از آن را داشت و ترکیب مجلس هفتم و نتیجه‌ انتخابات ریاست جمهوری معلول تحصن است.»
وی ادامه داد: «ممکن است کسی بگوید این نظر شخصی شماست و حقیقت نیست. برای روشن شدن این مساله حاضرم در محیط دوستانه‌ای در این باره مناظره کنم و تمام آنچه که بوده را برای مردم بیان کنیم.»
کروبی افزود: «مردم بهترین هیات منصفه هستند. بهتر است به صورت شفاف تمام مسائل را بگوییم تا مردم آگاه شوند و قضاوت کنند. دوست ندارم تنها به قاضی بروم، بلکه می‌خواهم با یکی از این عزیزان به مناظره بپردازم.»
کروبی گفت: «البته تحصن یکی از این موارد است. در مورد مسائلی مانند قانون مطبوعات و حکم حکومتی نیز باید بحث کنیم و بررسی کنیم که تئوری خروج از حکومت را چه کسانی بیان کردند و چرا عملی نشد؟ باید روبرو شویم و مسائل را مطرح کنیم که بسیار مفید است.»
وی تاکید کرد: «قصد دعوا و اهانت نداریم. می‌خواهیم درباره تک تک مسائل بحث کرده و به نتیجه برسیم.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره آینده‌ی چینش‌های سیاسی اسهال‌طلبان گفت: «آینده‌ این چینش‌ها را بسیار روشن می‌بینم. اگرچه در آرایش‌های جدید اختلافاتی ایجاد شده، اما گروه‌ها در کنار هم قرار دارند. به همین جهت ممکن است دو یا سه جبهه در کنار هم کار کنند و به پیمان نانوشته‌ای متحد شوند و حریم یکدیگر را نگه دارند. مثلا هیچ کس دیگری را تخریب نکند و همه از حقوق هم دفاع کنند.»
به گزارش ایسنا کروبی تصریح کرد: «اسهالات همیشه وجود دارد و مردم خواهان اسهالات هستند، اسهالات به هیچ وجه به اشخاص و گروه‌ها متکی نیست. با اختلافات جدید، فقط آرایش‌های جدید به وجود می‌آید.»
بنابراین گزارش، در افطاری حزب مردم‌سالاری، افرادی همچون مهدی کروبی، هادی خامنه‌ای، اصغرزاده، یوسف‌پور، صالح‌آبادی، ابراهیم امینی، حاجی، طلایی‌نیک، دهقان، محمدجواد حق‌شناس، اعلمی، حاضری، راه‌چمنی و بسیاری دیگر از نمایندگان مجلس و احزاب اسهال‌طلب حضور داشتند.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 12:51 am در بخش: طنز

8 پیام  |           

8 پیام به “اعلام آمادگی کروبی برای جماع با اسهال طلب ها در خصوص انتخابات مجلس، و چه و چه و چه، ایسنا”

  1. omid مى گویند:

    به حمايت شما احتياج دارم .
    به دفاع از حق پناهندگی امید امیدی برخیزید!
    شب ۱۸ اکتبر ۲۰۰۵ امید امیدی٬ پناهنده ایرانی مقیم مالمو٬ با خوردن مقادیرقابل توجه ای قرص خواب آور در صدد برآمد که به حیات خود پایان دهد. امید زمانی دست به انجام این کار زد که از انتظار طولانی مدت برای رسیدگی به درخواست پناهندگی اش به ستوه آمده بود و در همانحال خبر جانگداز مرگ مادرش را از ایران گرفته بود. رنج و عذاب دوری از خانواده٬ همسر و سه فرزندش٬ بعلاوه برخورد غیرعادلانه نهادهای پناهندگی سوئد به درخواست پناهندگی وی٬ در کنار مرگ غم انگیز مادرش باعث شد که پیمانه صبر و تحمل امید پر شود و تصمیم به عمل نادرست خودکشی بگیرد. خوشبختانه امید با همکاری دوستان و نزدیکان بسرعت به بیمارستان منتقل شد و کادر پزشکی بیمارستان شهر مالمو موفق به نجات وی گردید. رویداد ناگوار شب ۱۸ اکتبر ما را برآن داشت که یکبار دیگر بر حق پناهندگی امید امیدی تاکید کنیم و از نهادهای ذیربط سوئدی اکیدا بخواهیم که این حق را برسمیت بشناسند. همچنین ما از همه سازمانهای بشر دوست و مدافع حقوق انسان می خواهیم که از حق پناهندگی امید به دفاع برخیزند.
    امید امیدی ( متولد۱۹۶۱-۰۳-۲۶ و با شماره پرونده UN 04/8226 ) در تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۰۲ از سوئد درخواست پناهندگی کرد. وی بدلیل انجام فعالیت سیاسی و تعقیب پلیسی رژیم سرکوبگر ایران مجبور شد که همسر و سه فرزند خود را ترک کند و به کشور سوئد پناهنده شود. در کشور سوئد نیز فعالیت سیاسی امید علیه جمهوری اسلامی با شدت ادامه یافت. با اینحال در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۰۴ اداره مهاجرت سوئد به درخواست پناهندگی وی جواب منفی داد. در واکنش به این جواب٬ امید و وکیلش به اداره اتباع خارجیان سوئد شکایت کردند. اکنون بعد از گذشت حدود ۱۸ ماه و ارائه مدارک و اسناد فراوان از سوی امید٬ ایشان هنوز جوابی دریافت نکرده است. این در حالی است که دوری از خانواده اش فشار مضاعفی را چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ روانی به امید تحمیل کرده است.
    امید امیدی در کشور سوئد به کار مطبوعاتی نسبتا گسترده ای بر علیه رژیم ایران مشغول بوده است. او از طریق نوشتن مقالات متعدد در نشریات مختلف احزاب اپوزیسیون رژیم ایران٬ به افشاگری علیه جمهوری اسلامی پرداخته است. بعلاوه امید امیدی یک وبلاگ نویس فعال است که صاحب چند وبلاگ به زبان فارسی و سوئدی است. او عضو کانون وبلاگ نویسان ایران است. وبلاگ نویسها در ایران بدلیل نوشتن مطالب انتقادی علیه رژیم ایران بدفعات مورد پیگرد قرار داشته و تعدادی از آنها به این دلیل مجازات گردیده و در زندان بسر می برند. امید از طریق وبلاگ های خود نیز به مبارزه سیاسی علیه رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی ادامه داده است. او بدلیل انتشار چندین مقاله انتقادی شدید علیه اسلام و جمهوری اسلامی از سوی چندین مهاجم در تاریخ ۳ دسامبر ۲۰۰۴ مورد ضرب و شتم قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. بعلاوه وی ازطریق نامه٬ تلفن و ارسال ای میل چندین بار از سوی عوامل رژیم ایران مورد تهدید قرار گرفته است که همه این موارد به پلیس گزارش شده است.
    امید امیدی با روزنامه های کثیرالانتشار سوئد – سونسکا داگ بلادت و مترو و همچنین رادیوی فارسی زبان پژواک و شمار دیگری روزنامه و رادیوی محلی مصاحبه داشته که ضمن آنها بی پرده از رژیم ایران به انتقاد پرداخته است. وی در مصاحبه با روزنامه مترو به تاریخ ۲۳ مارس ۲۰۰۵ نحوه اقدامات تروریستی و جاسوسی جمهوری اسلامی ایران در خارج کشور را مورد اشاره قرار داد که با واکنش یک دیپلمات ایرانی در سوئد روبرو گردید. وی در بیشتر تظاهراتهای ایرانیان مقیم سوئد بر علیه جمهوری اسلامی فعالانه شرکت داشته است. بدون شک امید امیدی یک چهره شناخته شده مخالف حکومت ایران است و این امر از سوی جمهوری اسلامی نیز پوشیده نیست. ضرب و شتم امید امیدی و تهدیدات پی درپی وی از سوی عوامل رژیم گواه محکمی بر این ادعاست. از سوی دیگر گواهی تایید آمیز اپوزیسیون های معتبر جمهوری اسلامی بر فعالیت متشکل و دامنه دار امید امیدی بر علیه جمهوری اسلامی صحه می گذارد.
    بر این اساس ما معتقدیم که امید امیدی طبق کنوانسیون ژنو در زمینه پناهندگی باید از حق پناهندگی برخوردار باشد چرا که هرگونه برگشت وی به ایران خطر جانی و مجازات سنگین- زندان و اعدام- را برای او بهمراه خواهد داشت. موضوع قابل توجه در ارتباط با پرونده پناهندگی امید امیدی وضعیت روحی بشدت تحت فشار وی است. دختر ۱۷ ساله وی بدلیل برخی مشکلات در نزد مادر امید زندگی می کرده است. اکنون با مرگ مادر امید و خلا عاطفی ایجاد شده او بشدت به پدرش نیازمند است. دو فرزند دیگر امید نیز بشدت سراغ پدرشان را می گیرند و این همه برای پدری که زندگی خود را فدای خوشبختی فرزندانش کرده است بسیار سنگین و نگران کننده است.
    از همین رو ما یکبار دیگر و اکیدا از مقامات اتباع خارجیان سوئد می خواهیم که ضمن تسریع در رسیدگی به شکایت امید امیدی٬ حق پناهندگی وی را برسمیت بشناسند و یک خانواده را از فروپاشی نجات دهند. دعوت ما از همه نهادها و سازمانهای بشر دوست و مدافع پناهندگان و همچنین رسانه ها و مطبوعات سوئد این است که سرنوشت امید و خانواده اش را در مرکز توجه خود قرار دهند. ما از شما می خواهیم که با ارسال نامه به اداره اتباع خارجیان خواهان برسمیت شناختن حق پناهندگی امید شوید.
    در زیر آدرس اینترنتی وبلاگ های امید امیدی٬ برخی از بریده ای روزنامه های سوئد و همچنین آدرس پستی و پست الکترونیکی اداره اتباع خارجیان سوئد برای ارسال نامه های اعتراض ضمیه می شود.
    همبستگی- فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی- سوئد
    ۱۹ اکتبر ۲۰۰۵
    Utlänningsnämnden
    Box 45102
    104 30 STOCKHOLM
    e-mail:un@un.se
    http://omidi2.blogfa.com/
    http://www.omidiazadi.blogfa.com/
    http://www.omidazadi.mihanblog.com/

  2. گاو مقدس مى گویند:

    سلام اوسا حسن.
    در زبان فقهی لغت اجماع زمانی بکار ميرود که گوينده منظورش داشتن نوعی محيط اظهار نظر و بحث و گفتگو در مورد امر مهمی فقهی که نياز به تفحص و تفکر و سياق فکری دارد.
    در زبان ام القرای چپاولی این لغت معنای خود را چنین میرساند که بابا چطور است که همه دارید میچاپید و میبرید و سر من کلاه مانده و از قافله دورم. بزبانی ساده تر دست مرا هم بگیرید وگرنه هر آنچه اوفتد و دانی.
    نمونه آن قهر اکبر کوسه و استعفای ابدی خاتمی بود و چون بودن اینان در گندزار خلافت امیرالمومنین ایران و جهان و اسطوره تازی خوان نمازهای جمعه تهران و توابع ؛ مانع از بالا آمدن بوی نکبت بار گندزار است . پس از رایزنی فراوان هر دو بسلامتی و میمنت آشتی نموده و بازگشتند و امیر المومنین امت القرا مطمئن است که آب از آب تکان نخورده و بوی این گندزار تا چند صباحی دیگر همان بوی بهشتی سابق را در مشام مردم خواهد داشت.
    حالا نوبت کروبان سیاه و فرشتگان نکبتی کوچولوی ديگر است که سهم خود را از اين خوان بیدریغ و گسترده نعمت فرا گرفته و بار ديگر با اميرالمومنين دارالخلافه رهبری تجدید بيعت نموده و همه با هم در راه چپاول و کلاه برادی وسیاه را سپید وانمود کردن کوشش نموده و خدمتگزار دراالخلافه ام القرا باشند. بزبان دیگر این فرمایشات جماعی این معنی را میدهد که: تو رو خدا من هم بازی … و الی فلا…

  3. SHIVA مى گویند:

    آفتاب: ستاد برگزاری نمازجمعه تهران درخواست سخنرانی دکتر احمدی نژاد را نپذیرفت.
    یک منبع نزدیک به ریاست جمهوری گفت: سالهاست تریبون نمازجمعه از استفاده از دیدگاههای ریاست جمهوری محروم مانده و حتی در حد دیگران برای سخنرانی پیش از خطبه ها به رییس جمهور بها داده نمی شود.
    وی افزود: علی رغم رابطه صمیمی احمدی نژاد با ستاد نمازجمعه تهران پیش از انتخابات ظاهرا هنوز علاقه ای به دعوت از رییس جمهور مردمی دیده نمی شود.
    وی همچنین خاطر نشان کرد: حتی از دفتر دکتر احمدی نژاد برای درخواست وقت برای سخنرانی پیش از خطبه های نمازجمعه روز قدس تقاضا شد اما پاسخ دادند دیر تماس گرفته اید و سخنران از قبل دعوت گردیده است.
    لازم به ذکر است سخنرانی ناطق نوری در پیش از خطبه ها و امامت جمعه هاشمی رفسنجانی در روز قدس سالهاست به یک عادت تبدیل گردیده است.

  4. SHIVA مى گویند:

    آفتاب: مهدي خزعلي با انتقاد از احمدی نژاد گفت: دست به سينه ايستادن رييس‌‏جمهوري در مقابل دبيركل سازمان ملل به هنگام دست دادن با وي، مفهوم دست به سينه بودن ملت ايران در مقابل كوفي عنان را به ذهن متبادر مي‌‏كند.
    مهدي خزعلي که در جلسه هفتگي حزب آزادي سخن می گفت با بيان اينكه پايه‌‏گذار فضاي باز سياسي و اقتصادي در ايران هاشمي است، گفت: جالب اينكه به او القابي نظير هزاردستان مي‌‏دادند، در حالي كه فضا در زمان او به قدري عليه او بود كه در زمان رياست جمهوريش فرزند وي توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود.
    وي افزود: در آخرين شب تبليغات مرحله دوم انتخابات اخير رياست‌‏جمهوري در حالي كه دو فرزند من هنوز مايل به راي دادن به آقاي احمدي‌‏نژاد بودند، به ميدان ولي‌‏عصر رفته بوديم، ميدان را بسته بودند
    و موتورسوارهايي با پوششي شبيه بسيجي‌‏ها صحنه‌‏هايي نظير صحنه‌‏هاي جنگ را تداعي مي‌‏كردند و مشخص بود كه كاملا هدايت شده بودند، اين وضعيت به حدي بود كه تقريبا احساس ناامني مي‌‏كرديم، فرزندان من پس از برخورد با اين صحنه حاضر بودند ده راي به هاشمي بدهند تا احمدي‌‏نژاد پيروز نشود، من هم به آنها گفتم امروز كه آنها راي شما را مي‌‏خواهند اين گونه برخورد مي‌‏كنند، وقتي به راي شما احتياج نداشته باشند، چه خواهند كرد؟!
    خزعلي تصريح كرد: آقاي احمدي‌‏نژاد در زمان تصدي شهرداري، كارهايي بدون مصوبه، كارهايي نظير كمك به هيات‌‏ها و مساجد انجام داد اين در حالي بود كه شهرداري 400 ميليارد تومان به پيمانكاران آسفالت‌‏كار بدهكار بود.
    وي با مقايسه انتخابات دوم خرداد 76 و 27 خرداد 84، گفت: آقاي خاتمي در مرحله اول حدود 66 درصد آرا را به دست آورد، در حالي كه آقاي احمدي‌‏نژاد تنها 12 درصد و در مرحله دوم تنها 35 درصد آرا را به دست آورده بود اما پس از انتخاب او سرودهايي براي او ساختند كه حتي براي خاتمي نساخته بودند.
    وي در پايان گفت: برخورد برخي از آقايان به شكلي است كه گويي سيستم را از رژيم شاه گرفته‌‏اند، در حالي كه اين طور هم نيست، به عبارتي ديگر آنها باور كرده‌‏اند كه اوضاع خيلي خراب است اما من معتقدم آقايان پذيرفته‌‏اند كه اين كاره نيستند. به همين دليل هم دست به دامن آقاي هاشمي شدند و مي‌‏خواهند او را درگير مسايل بكنند تا بعدا حرفي باقي نماند، روي هم رفته هزينه‌‏ها سنگين است و شرايط و روزهاي سختي در پيش داريم.

  5. فرهاد مى گویند:

    خسن آقا جان کجایی … هر دم از این باغ بری میرسد .. تازه ترین سوتی جناب رئیس جمهور ارسال پیام تبریک به خانم مرکل برای تصدی صدراعظمی آلمان است در حالیکه این خانم هنوز در حال رایزنی است و مجلس نیز به ایشان رای نداده و القصه مرکل بانو هنوز صدراعظم نشده . به نظر حضرتعالی که سر از کار امدادهای غیبی در میآوری آیا این هم از همان کرامات است یا جادویی دیگر.

  6. Scarlet مى گویند:

    سلام و خسته نباشيد. من يه سوال دارم و يه خواهش !
    سوالم اينه که بالاخره نفهميدم شما (حسن آقا به فتح ح ) هستيد يا (حسن آقا به ضم ح )؟
    و اما خواهشم اينه که من براتون يه ايميل فرستادم و خواهش کردم به اشکال من در مورد بلاگ اسپات پاسخ بدين. ممنون ميشم اگه اين کارو بکنيد کمک بزرگی کردين .
    بازم مرسی و موفق باشين.

  7. مهشید مى گویند:

    من وقتي از ايران اومدم فقط ۱۶ سالم بود و اونموقع توي ايران خيلي عشق بود و اين بند و بساطها و دودره بازيها نبود. هر دختري اگر دوست پسرش مثل لوله آفتابه براش خرج نكنه (موبايل و ماشين و كادو و لباس و…) خداحافظ!!! و وقتي هم كه يك Baby پيدا ميشه كه آدم باشه و اهل Romance باشه حسابي تا خرخره پياده ميشه. خلاصه چي ميشه؟ پسره پيش خودش ميگه: “عشق چيه؟ كشك چيه؟ ميرم ۱۰ هزار تومن خانوم ميكنم نه ناز داره نه خرج بيخودي”. اينجاست كه ما دختر خانومها ميفهميم كه كلاه سر خودمون رفته و ميفهميم كه چرا پسرها حوصله دوست دختر و عشق رو ندارن. وقتي هم كه پسرها حوصله عشق رو نداشته باشن ديگه جايي براي ما وجود نداره چون اگه كسي به ما عشق نورزه و عشق رو از ما خانومها بگيرن سراسر كينه و نفرت ميشيم. مگه نه؟
    پارسال بعد از ۱۳ سال اومدم ايران (خوب ديگه سنم رو هم گفتم كه ۲۸ سالمه) به هر حال، وقتي اومدم ايران ديدم ايران خيلي عوض شده اون موقعها كه من ايران بودم جنگ بود و خرابي زياد بود. ولي الان چهره شهر بهتر شده ولي از يك چيزي دلم گرفت. مثلا من هيج وقت فاحشه ايراني نديده بودم. اونم خيلي سن پايين. ولي الان فراوون شده. كنار خيابون پر بود از اين خانومهاي كوچولو كه در انتظار آقايون پير و جوان منتظرند. براي چقدر؟ (۱۰ تا ۲۰ دلار و شايد هم كمتر و بيشتر) واقعا اين ديگه خيلي دردناكه. تازه خنده دار تر از همه اينه كه اين خانومها خيليهاشون از جلو نميدن بلكه بدليل نجابت و… فقط از در عقب ميدن. Wow اين نجابتشون من رو كشته.
    حالا ماجراي من: خلاصه من بدبخت هم كه از اين برنامه ها خبري نداشتم يك روز كه ماشين خواهرم خراب بود آژانس گرفتم كه برم جردن خريد. خريدم كه تموم شد با ۲ تا كيسه پر اومدم سر خيابون كه يك تاكسي بگيريم و برم خونه.از شانس بد من تاكسي نبود ولي تا دلتون بخواد ماشينهاي ديگه جلوي پام سبز ميشدن. منم تعجب كرده بودم كه داستان از چه قراره. آخه يك توضيح بدم كه اينجا توي امريكا از اُتوزدن و اين چيزها خبري نيست. و اگه يك نفر بخواد جلوي ماشين رو بگيره فكر ميكنن طرف خُله و گاز ميدن و ميرن. ولي من اون روز ته دلم گفتم قربون اين ايرانيها برم كه چقدر مردم دوستن و چون ديدن كه يك دختر با ۲ تا كيسه سنگين كنار خيابون ايستاده و تاكسي گيرش نمياد جلوي پاش ترمز ميكنن كه كمكش كنن. (جون ننشون). خلاصه داشتم توي دلم آمريكاييها رو حسابي فحش ميدادم كه يه ذره معرفت ايراني ندارن و بايد بيان از اينجا ياد بگيرن. خلاصه بي اقرار يك صف ماشينهاي مدل بالا جلوي من درست شده بود من هم رفتم جلو همينكه خواستم سوار يك ماشين پژو بشم… آقاهه دراومد به من گفت: “جووووووووووون.. هيكلت رو بخورم… چند؟” يكدفعه مخم سوت كشيد. در رو كه نيمه باز بود محكم بستم و گفتم: “خفه شو پيري پدرسگ تو هم سن باباي مني…” در همين حال بود كه بالاخره يك تاكسي از راه رسيد و ايستاد و من سوار شدم. گفتم: “آقا هرچي پول ميخواي بهت ميدم من رو دربست برسون به خونم كه توي…. است” راننده تاكسي بدبخت ترسيد و گفت: “خانم اتفاقي افتاده؟” و من هم همه رو توضيح دادم. يك دفعه خندش گرفت و گفت: “خانوم شما مثل اينكه اينجا زندگي نميكنيد”. منم يه ذره بهم برخورد و گفتم: “چطور مگه؟” گفت: “اي بابا… اونجا رو نگاه كن… ببينيد چند تا دختر جوان ايستادن و توي دلشون قنج ميره كه يكي بلندشون كنه.” منم به آقاهه گفتم تو رو خدا يك ذره برو جلوشون ببينيم سوار تاكسي ميشن يا نه… آقاهه راست ميگفت چون هيچكدومشون با نزديك شدن تاكسي خوشحال نشدن. راننده تاكسي هم كه جنس خرابي داشت مخصوصا جلوي پاشون ترمز ميكرد. جلوي پاي ۲ تا دختر جوون كه يكيشون به خدا شايد ۱۴ سالش بود و به زور آرايش بزرگتر نشون ميداد ترمز كرد و اونها سعي كردن كه به روي خودشون نيارن و تا تاكسي رو ديدن روشون رو كردن يك طرف ديگه.
    خلاصه بعد از اون جريان كم كم گوشي اومد دستم. ايندفعه هر بار ميخواستم برم بيرون سعي ميكردم خوش تيپ نباشم. و تيپ معمولي بزنم كه خدايي نكرده آقايون عزيز اشتباه نگيرن منو. ولي نميدونم اين چيزها تقصير كيه. نميشه همه چيز رو گردن حكومت انداخت. من موافق حكومت نيستم ولي مجموعا نميشه همه بدبختيها رو انداخت سر حكومت، درسته كه كار نيست و همه جوونها بيكارن و همين بيكاري باعث ۱۰۰۰ تا فساد اخلاقي و بي بندباري ميشه ولي همش هم تقصير اونها نيست. من فكر كنم يك ذره هم كرم از خود درخته.

  8. mohammad مى گویند:

    re cent me

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر