Aug 26 2005

اقوام ایرانی و ناسیونالیسم/شوینیسم ایرانی

نوشته:     :::       20 پیام

یک مساله‌ای هست که همیشه منو عصبانی می‌کنه اون هم اینه که عده‌ای با ادعاهاشون گوش خلق رو کر می‌کنند با ادعاهایی که از دموکرات بودنشون دارند و الخ ولی همین که وارد یک مقوله عملی می‌شوند در گل گیر می‌کنند و عقب افتاده ترین و فاشیست ترین عقاید رو از خودشون نشون می‌دن.
در مطلب قبلی من که هیچ ربطی همه به مساله اقلیت‌ها نداشت (از این واژه اقیلت‌ها خوشم نمی‌یاد) آقای صادق خان و فرانک خانم مطالبی رو نوشته‌اند که نتونستم از کنارشون بگذرم. اول نظر آنها را بخوانید تا بعد از آن پاسخ این گونه تفکر را بدهم.
قسمتی از پیام صادق:
كردستان از دير باز مانند استانهاي ديگر جزئي از خاك ايران بوده اگر جدا بوده و ايران آنرا اشغال كرده شما هم مثل عربها خجالت نكشيد بگوييد!!تحت تاثير يك عده خائن به كشور و ملت قرار داريد؟ اگر هر قومي از ايراني بودن خود نا راضي است چاره اش مهاجرت است نه اين كه تكيه از ايران را هم بدزدد و با خود ببرد
اين را هم ميدانيم اكثر كردها كه خيلي از آنها درنواحي مختلف پراكنده اند اصلا بهايي براي اين طور مسائل قائل نسيستند و خود را يك ايراني مي دانند نه يك تجزيه طلب.
عده بسيار اندكي هستند كه از بي اطلاعي عوام در كردستان سوئ استفاده مي كنيد و به انها بهشت را در جدا شدن از ايران تلقين مي كنيد. به گوش باشید خطر تجزیه بیخ گوشمان می باشد.

پیام فرانک:
در ضمن هر کس خودش را ايرانی نميدونه هری گورش را گم کنه و از ايران بره گم شه ولی رويای اينکه حتی يک وجب از خاک ايران را با خودش ببره را از کله يوکش بيرون کنه
این ابراز عقیده ای که این دوستان کرده اند متاسفانه با افکار هیتلر و خمینی تفاوت چندانی ندارد. تنها فرقش در این است که این دوستان قدرت اجرایی برای عملی کردن تهدیدهای خود ندارند درصورتی که هیتلر و خمینی این امکان را داشتند.
فقط یک بار دیگر متن نوشته خودتان را بخوانید و برای یک بار هم که شده خودتان را بگذارید به جای یک کرد یا یک عرب یا یک ترک ایرانی.
بنا به عقاید شما حتی اگر 100 درصد کردهای ایران هم رای به جدایی بدهند شما می‌خواهید آنها را از ایران یا بهتر بگویم کردستان که سرزمین آنهاست بیرون بیندازید. مخصوصا نظر فرانک خانم مرا یاد سخنان گهربار شاهنشاه آری از مهر انداخت که پس از پروژه حزب رستاخیز فرمودند هرکس نمی‌خواهد عضو حزب شود بیاید پاسپورت بگیرد و از ایران برود. دیدید که عاقبت او چه شد؟ عاقبت خودش مجبور شد بدون گرفتن پاسپورت گریان از ایران برود.
مگر خمینی را به خاطر ندارید!؟ وقتی که با یک فتوا دستور داد هر آن کس را که به اسلام او گردن ننهد باید کشت! این نسخه‌هایی که شما می‌پیچید مگر فرقی هم با نسخه های خمینی و شاه و دیگر خونخواران تاریخ دارد؟
راستی اگر کردها به شما بگویند که اگر نمی‌خواهید عقاید ما را بپذیرید، گورتان را گم کنید و از این دیار بروید چه پاسخی خواهید داد؟
یک سوال دیگر، اگر صد درصد کردهای ایران تقاضای جدایی از ایران را کردند شما چه خواهید کرد؟ مثل خمینی به کردستان لشکر خواهید کشید؟؟
دزدی های رژیم
حتما شنیده‌اید که آقای زواره‌ای زهوارش در رفته و به لقاالله پیوسته. امروز متن نامه‌ای که بنظر می‌آید خودش قبل از شرفیاب شدن به دفتر لقاالله نوشته منتشر شده. در این نامه حضرت که تازه به لقاالله پیوسته نکاتی را مطرح کرده که نشان می‌دهد آقا مثل دیگران مقداری لفت و لیس کرده و حالا گندش در آمده. البته این به آن معنا نیست که ما نمی‌دانستیم که اینها لفت و لیس می‌کنند بلکه اینکه خودشان بصورت شفاف می‌نویسند و مطرح می کنند جالب است.
برای نمونه‌ای از این گونه دزدی‌ها یک نگاه بیندازید به این مطلب “دو سند نمونه از غارت ثروت های ملی توسط نزديکان خامنه‎ای

نوشته: در ساعت: 11:06 pm در بخش: حقوق بشر

20 پیام  |           

20 پیام به “اقوام ایرانی و ناسیونالیسم/شوینیسم ایرانی”

  1. آخر خط says:

    خسن آقا جان لطف می کنی اگه به اين اخرین مطلب من يه لينک بدی.

  2. faranak says:

    خسن آقای گرامی!
    ۱. اتفاقا بنده هم ميخواستم بگويم که یک مساله‌ای هست که همیشه منو عصبانی می‌کنه اون هم اینه که عده‌ای با ادعاهاشون گوش خلق رو کر می‌کنند با ادعاهایی که از دموکرات بودنشون دارند …………
    ۲. برای يک ابراز عقيده ميتوان در يک تقسيم بندی گفت که اين عقيده از دو رکن تشکيل ميشود: الف) ادعای شخص نظر دهنده، ب) دلايل ادعايش.
    ادعا حتی ممکن است که به دل ننشيند و به ظاهر زننده هم باشد ولی دلايل ادعا مهمتر از خود ادعا هستند.
    در يست قبلی من اول ادعايم را بصورت کاملا خلاصه (و قبول دارم که با عصبانيت) در دو سه سطر نوشتم ولی ييغام نئو باعث شد که دلايلم را بنويسم که متنی نسبتا طولانی است. ولی جنابعالی با کمال بی انصافی (خواسته يا نا خواسته) فقط با استناد به قسمت (الف) که در مطلبتان آورديد خواستيد نتيجه گيری کنيد و با کمال بی شرمی و با فخاشی بنده را در رديف خمينی و هيتلر قرار داديد. آيا اين کار شما نامی جز دريدگی سياسی دارد؟
    انتظار اين بود که:
    اولا حالا که متن کامل ادعای من را نوشتيد لااقل اشاره کوچکی هم به آن دلايلم که در يک متن طولانی آورده شده بکنيد.
    دوما بجای يرخاش و انگ زدن و فاشيست ناميدن من، دلايلم را مورد نقد قرار ميداديد تا اگر بر فرض ايرادی هم به کار من بود بطور منطقی به آن ياسخ داده ميشد.
    ۲. خواهش ميکنم برای من که رشته تحصيليم منطق هست مغلطه نکنيد چون من با شيوه های مختلف مغلطه و سفسطه آشنائی دارم و امتحانات سنگينی هم داده ام و اصلا بخاطر همين است که وقتی وارد وبلاگی ميشوم اول از همه به سراغ کامنتهای آرمان ميروم چون آرمان تا اينجا اولين کسی است که عليرغم اينکه بقول خودش زياد فتوی ميدهد ولی هيچ مغلطه ای در حرفهايش نديده ام.
    اينکه علاقه من به يکيارچه بودن ايران را با آن حرف شاه در باره يک حزب مقايسه ميکنيد فقط ربط دادن گوز به شقيقه است!
    ۳. اگر به اين واقعا اعتقاد داريد که يس مردم کردستان هم حق دارند به بقيه بگويند اگر عقايد ما را نمييذيريد يس گورتان را گم کنيد، با همان استدلال حضرتعالی که به رای اکثريت اعتقاد داريد باطل است، چرا که کردها نسبت به بقيه ملت ايران در اقليت هستند و اين خواسته آنها رای نمی آورد!
    ۴. با چه اطمينانی و از روی چه تحقيقی مطمئن شديد که من خودم آذری، بلوچ، لر، کرد يا… نيستم؟ حتما بايد جد در جد تهرانی باشم که اين عقايد را داشته باشم؟
    ۵. برايم ثابت شد که شما اصلا معنی فاشيسم را نميدانيد. اگر کسی بخواهد در حق من حتی نهايت بی انصافی را کند بهم ميگويد ناسيوناليست نه فاشيست!
    ۶. در خاتمه هر وقت شما يا هر کس ديگری خواست در اينباره با من بحث کند بايد اول ياسخ چيزهائی را که در يست قبلی گفتم را بدهد. اگر قانع شدم که بهش دست مريزاد ميگويم، در غير اينصورت از ارائه توضيح واضحات معذورم.

  3. صادق says:

    من با سربلندی و با قدی برافراشته به دنيا اعلام می کنم که يکپارچگی ارضی ايرانم برای من بسيار بسيار بالاتر آزادی و دموکراسی می باشد.حالا شما من را فاشيست و عقب مانده و خر در گل مانده بناميد برايم اصلا اهميتی ندارد.بله هموطن مخترم من بيش از يک دهه است از ايران بيرونم.۱۷ ساله بودم که آمدم بيرون ولی هنوز هم ازآفتابه عوض دستمال توالت استفاده می کنم.سگ و گربه هم در آپارتمان نگه نمی دارم. عکس قاب کرده پدر تاجدارم محمدرضا شاه را در خانه دارم.اسمم را هم خارجی نکرده ام.من عقب افتاده ام.خوشحال به حال شما لیبرال دموکراتها!! مواظب باشید از آن طرف پشت بام پرت نشوید.
    به همه هم می گويم من ايرانی هستم نه Persian
    قوميت ديگر چه صيغه ای است؟ عرب و ترکه و لر و کرد و فارس کی می باشند؟ فقط ايران و ايرانی .من ترجيح می دهم ايران تا صدسال ديگر زير لنگ و پاچه آخوند بماند ولی يک وجب هم از اين خاک جدا نشود. برای من خاک از دموکراسی بسيار مهم تر است.در تظاهرات کردها در واشنگتن و برلين و ژنو از پرچم ايران خبری نيست يک پرچم کذايی را به اسم پرچم کردستان بلند کردند!!! ننگ و نفرين برهر کسی که وطن فروش می باشد!کدام دموکراسی خُسن آقا؟! همينطوری دست روی دست بگذاريم که هرنامردی پرچم برای يک استان جدا کند و بوق جدايی بزند؟! کردستان مستقل! آذربايجان بزرگ! خوزستان نه عربستان! کدام حق و حقوق؟ کی در ايران حق و حقوق دارد که اکراد هر از گاهی خودشان را جر می دهند؟مگر پيرزن لری که از توی آشغال ها برنج جمع می کند( این را با چشم خودم دیده ام) حق و حقوقش را رعايت می کنند؟ مگر دختر ۱۴ ساله مشهدی که می رود بغل افغانی که خرج ترياک پدره را درآورد حق و حقوق دارد! مگر شيرازی ها حق وحقوق دارند در حکومت اسلامی؟
    بگذار خيالت را راحت کنم من با دست خودم حاضر سرجدايی طلب ها را مثل کله خيار ببرم! من بمب به خودم می بندم می روم درميان تجزيه طلبان! حالا از هر قوميتی می خواهند باشند.این دموکراسی من میباشد! حالا شما فرنگی بازی در بیاورید و بياييد من را خفه کنيد!!!
    واقعا که بعضی ها ازجلوی دماغشان جلوتر هم را نمی توانند ببینند! شاه اسماعیل و نادر شاه و رضاشاه با سوزن شمشیر ایران تیکه پاره را بهم دوختند! در حالی که شرایطی می تواند فراهم شود که تاجیکستان و افغانستان و بقیه هم به آغوش مام وطن برگردند صحبتهای عجیب و غریب می کنند!
    از سرکوبی نظامی جدایی طلبان کبک در کانادا می خواهید برایتان بگویم؟ می دانید که در فرانسه تبلیغات نازیسمی ممنوع می باشد؟!باید دهان تجزیه طلبان در ا یران را با سوزن دوخت!
    بهر حال فرمانده و سردارم شاهزاده رضا پهلوی که به زودی به تخت سلطنت می نشانيمش و تاج را بر سرش می گذاريم همانند کوروش کبير يکبار ديگر تمام ا ين قوميت های گوناگون ایرانزمین را زيرچادر مليت بزرگ ايران گردآوری خواهی کرد.

  4. فرانک خانم اگر شما ساعت پست شدن مطلب مرا ببینید و آنرا مقایسه کنید به زمان پست شدن پیام شما خواهید دید که متنی که من نوشتم قبل از پیام آخر شما بوده. با همه این حرف ها فرقی در اصل مطلب نمی کند شما با استدلاهای بعدیتان هم مشکلی را حل نمی کنید.
    یک مساله را که اکثر ناسیونالیستها در نظر نمی گیرند این است که خاک ایران را با ارزش تر از جان میلیونها انسان می شمارند.
    درصورتی که برای من آزادی انتخاب مهم تر از خاک ایران است.
    راستی اگر شما این همه به خاک ایران علاقه دارید چرا آنرا ترک کرده اید؟
    برای من اگر بنا باشد ملت ایران در جنگ و فلاکت و بدختی زندگی کنند فقط برای اینکه ما بتوانیم تمامیت ارضی ایران را حفظ کنیم ترجیح می دهم که اصلا ایران نابود شود. برای من ایران به معنی ایرانی است نه یک تیکه خاک.
    در مورد اینکه چه کسی باید در ایران تصمیم بگیرد ( شما یا کردهای احیانا جدایی طلب) واقعا نمی دانم شما به چه حقی می خواهید تصیم خود را مهم تر و محق تر از آنها بدانید. مگر نه اینکه آنها هزاران سال در آن سرزمین زندگی کرده اند اگر حق مالکیت را هم بخواهیم در نظر بگیریم آنها محق تر هستند تا شما.
    حالا گیرم که شما هم مثلا کرد باشید که در آنصورت مشکل شما دو چندان خواهد شد.

  5. آرمان says:

    بیایید این بابا درخشان را نقد کنیم:
    کارنامه فنی:
    – از حق نباید گذشت. هرچند که او اولین کسی نبود که بلاگ فارسی را راه اندخت ولی یکی از هزاران نفری بود در احیای بلاگ آباد زحمت کشید (حتی یکی از ده نفر اولی بود). بنابراین اگر کسی به سبب حق حساب (کمک فنی در راه اندازی بلاگش) ایشان را “پدر خوانده بلاگها” مینامد اوج حماقت و خودخواهی است. پیشنهاد میکنم ایشان را “پدر خوانده” خودش و ستون پنجم بنامد.
    (خوب برای آنکه مشکل بالا پیش نیاید او را “عمه بلاگ آباد” مینامیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب)
    – بعد از “اختراع” ! بلاگ فارسی و بعد از حدود سه چهار سال, 95.4 درصد بلاگها از حسین درخشان متنفر شدند (به دلیل جبهه گیری سیاسی و مرامی ایشان). 4.4 درصد بقیه هم بخاطر آنکه سواد لازم برای برپایی بلاگ را نداشتند و نامبرده (عمه خانم) به آنان کمک کرده است حقوق (مزد) او را محفوظ نگاه میدارند و در بدترین شرایطی که آبروی او رفته از او حمایت میکنند (بدیها را نادیده میگیرند).
    (لازم به ذکر است نحوه راه اندازی بلاگ در هزاران سایت نوشته شده و در عرض 1 ساعت قابل اجرا است)
    کارنامه سیاسی:
    – در کره زمین انسانی وجود ندارد (به غیر از خودش) که از تحلیل سیاسی و عقیده عمه خانم حمایت کند. علتش *کیفیت* تحلیل سیاسی ایشان است.
    – در داخل نظام آخوندی باقی نمانده که عمه خانم از ایشان مساعدت و دلجویی به عمل نیاورده باشد (آخرینشان احمدی نژاد است).
    کارنامه اعتقادی-مذهبی:
    – به مانند بقیه اعضای ستون پنجم بلاگها مرامش مشخص نمیباشد. از همه انتقاد میکند و در همان حال هم پشتیبانی ! هم میخواهد از توبره بخورد و هم از آخور. یک مسلمان, دمکرات, کمونیست, آخوند, طالبان, غربزده است ! در یک دستش قران و در دست دیگرش مشروب کانادایی است. از مسجد تورنتو بیرون میرود و به کاباره آنور خیابان وارد میشود ! واکمنش یک گوشیش آهنگران نوحه میخوند گوشی دیگرش مایکل جکسن.
    – نماز نمیخواند, مشروب میخورد و یک روز از ماه رمضان را روزه میگیرد.
    خوب خودتان قسمت پر و خالی لیوان را با هم مقایسه کنید و نمره به عمه خانم بدهید. نمره من 2 از 20 میباشد. (2 نمره بخاطر آنکه در راه اندازی بلاگهای بهنود, نبوی و سخن کمک کرده است).

  6. صادق جان یک سوال خیلی ساده از تو دارم.
    این اعلاحضرت رضا شاه دوم شما کجا هستند و در کدام مبارزه شرکت کرده اند که می خواهند به تخت حلوس کنند؟
    دیشب داشتم فکر می کردم این اپوزیسیون مفتکی زنده ایران اگر یک کم غیرت و شرافت داشت می توانست مثل آب خوردن سانسور رژیم را در هم بشکند ولی افسوس که همگی فقط نشسته اند منتظر تا ملت ایران آخوندها را بیرون کند تا آقایان و خانم ها با هواپیما تشریف بیاورند و غنائم را تقسیم کنند.
    آقای رضا شاه دوم شما با پولهایی که پدر بزرگوارشان دزدیدند می تواند دیوار چین را خراب کند سانسور ملاها که در مقابل آن هیچ است وای افسوس که فقط می خواهند کشور دودستی تقدیمشان شود.

  7. زیتون says:

    سلام. با اينکه از ته دل دوست ندارم تکه‌ای از خاک ايران ازش جدا بشه. ولی هميشه برام سوال بوده چطور شوروی بعد از اين همه سال که سعی کردن تموم کشور پهناورش رو حفظ کنه به راحتی(در زمان گوباچف) بهشون استقلال داد. خوب صادق جان ممکنه خود کشورها راضی بودن.
    وقتی دولتی نتونه همه‌ی خلق‌ها رو راضی کنه و به فرهنگ و زبان و دين و مذهبشون احترام نذاره اين طبيعيه که نخوان تحت امر اون حکومت باشن.
    اين کامنت من هيچ دليلی بر تمايل من به تکه‌تکه شدن ايران نيست و راستش از فکرش هم دلم می‌لرزه. من مردم ترک و بلوچ و لر و عرب و… خیلی دوست دارم. اما خود اون مردم چی؟

  8. صادق says:

    خُسن آقا گرامی: شاهزاده بارها اعلام کرده است که حاضر می باشد رهبری يک اتحاد اپوزيسيون را به عهده بگيرد ولی شوربختانه دشمنی های کورکورانه و قضاوت های از قبيل قضاوت خود شما که ايشان را به جرم پسر محمدرضاشاه بودن می خواهيد محاکمه کنيد مانع از اينکار شده ا ست. به تنهايی ايشان نمی تواند کاری بکند دوست گرامی.اگر هم بخواهد قدمی به تک روی بردارد که سريعا انگ «استبداد و مستبد» بهشان می زنند.آيا شما دوست گرامی حاضريد تحت رهبريت موقت رضا پهلوی با رژيم مبارزه کنيد؟ شما سخنان و نوشته های ايشان را خوانده ايد؟ تا چه اندازه ای با ايده های ايشان آشنا می باشيد؟ به ايرانم سوگند که اين مرد روشنفکرترين و دموکراترين اپوزيسيون می باشد.يک گوهر است در ميان منجلاب اپوزيسيون خارج.شما می دانید یک اتخاد بین سلطنت طلبان و مجاهدین چه نیروی عظیمی را در برابررژبم ضحاک بسیج می کند؟ می دانید حتی در اطلاعات رژیم هم هواداران سلطنت وجود دارد؟ می دانستیدکه در زمان سعید امامی عکاس سابق دربار را دزدیدند و بعد از شکنجه و شستشوی مغزی به امریکا برای ترور شاهزاده فرستادند ولی فداییان ایشان در سازمان اطللاعات خبر را به گوش شاهزاده رساندند.
    من در پاريس به حضور حضرتش شرفياب شدم می خواستم به پاهايش بيافتم که نگذاشت. از مبارزه مسلحانه گفتم ولی ايشان به راههای بدون خون معتقد است.زمانی به ارزش شاهزاده پی خواهيم برد.به شما قول می دهم که اين واپسين کوروش ما را از بند بيرون خواهد کشاند اگر کوته بينی ها را بتوانيم کنار بگذاريم. شما در مورد شکستن سانسور اينترنتی پيشنهاد بدهيد من به شما قول می دهم به دست شاهزاده برسانم.
    در مورد سرمايه گذاری های شاه فقيد در خارج که شما آن را پول دزدی خطاب می کنيد بدنيست بدانيد که زمانی که شاه در زمان مصدق به رم رانده شد و به دستور فاطمی وزير خارجه سفارت ايران در ايتاليا حتی يک پاپاسی هم در اختيارش قرار نداد و سفير ايران «شب به خیر آقای پهلوی» در سفارت را به رويش بست ايشان فهميد که بايد به فکر روز مبادا باشد.
    پرسش من از شما : اگر شما يک ملک بزرگ اجدادی داشته باشيد و عده ای از زمان های گذشته در گوشه ای از ملک به اجاره نشينی زندگی کرده اند.شما می گذاريد اين عده سيم خارداردور گوشه خودشان بکشند و بعد بخواهند آن قسمت از ملک را بفروشند؟
    و سخن واپسين درباره ترک خاک وطن و متلک شما:
    سعديا حب وطن گرچه حديثی است شريف ـ نتوان مرد به ذلت که من اينجا زادم

  9. faranak says:

    خسن آقای عزيز!
    ۱. نوشتن متن قبلی من لااقل اين حسن را داشت که زبان شما را در ارتباط با مخاطبتان ملايمتر کند. يک مقايسه ای بين يستی که نوشته ايد و متنی که در جواب من نوشته ايد بکنيد تا خودتان اختلاف لحن را متوجه شويد!
    ۲. باز هم که به جای ياسخ به حرفهای من و نقد آنها به جمله های خبری بسنده کرديد. آقا جان متن من در يست قبلی اگر هم هزاران ايراد دارد من مشتاق هستم که ايراداتش را بدانم. اين را به چه زبانی بايد بگويم. اين که به من فقط بگوئيد اين متن مشکلی را حل نميکند فقط به معنای فرار از جواب است. ايرادش کجاست؟
    ۳. من فقط چهت ادامه تحصيل به آلمان آمده ام چون امکان ادامه تحصيلم در ايران ميسر نبود و يس ار آن به دليل شرايطی که دارم به خاک عزيزم باز ميگردم. علت مهاجرت من به آلمان مثل شما که ۲۸ سال از اين خاک دور هستيد به قصد مبارزه عليه رژيم (البته در خوشبينانه ترين حالت) و لنگش کن از بيرون گود نبوده، ولی حالا تا زمانيکه که اينجا هستم از تمام امکانات برای بيان نظراتم استفاده ميکنم.
    ۴. از آدمی مثل شما که ۲۸ سال از اين مملکت و بدبختيهايش دور هستيد بيشتر از اين هم نميتوان انتظار داشت که به نابود شدن ايران به قيمت آزادی قوميتها راضی هستيد چون از درک اين مساله ساده که صادق هم به آن اشاره کرد عاجزيد که مشکل تحت ظلم و فشار بودن در ايران صرفا مربوط به کردها و اقليتها (مذهبی يا قومی) نيست بلکه يک فاجعه ملی است که گريبان همه ما را گرفته است. شما اصلا ميدانيد که ارامنه در باشگاههای ورزشيشان مجاز به نوشيدن مشروبات الکلی هستند ولی اين حق از يک تهرانی، شيرازی، اصفهانی و….. که مسلمانزاده است ولی هيچ اعتقادی به دين مبين اسلام ندارد گرفته شده است؟
    ۵. شما به اين استناد ميکنيد که کردها هزاران سال در اين مملکت زندگی کرده اند. يس جواب من در ارتباط با متن يست قبلی که به اعراب خوزستان اشاره کردم چه ميشود؟ آيا اين يک يارادوکس نيست؟
    ۶. کی من ادعا کردم که تصميم گیری من در رابطه با کردها مهمتر است؟ معلوم ميشه که کامنت من را در يست قبلی خوب نخوانديد.
    ۷. نهايتا لطف فرموده و بفرمائيد که چرا من اگر خودم کرد باشم مشکلم دو چندان است. نکنه به اين دليل که از مرام گوسفندی اجدادم ييروی نميکنم؟!
    در ضمن خواهش ميکنم که به جمله های خبری بسنده نکنيد و عقايدتان را با استدلال بيان کنيد

  10. آرمان says:

    بسمه تعالی
    فتوی آرمان درباره بحث مليت:
    ۱- شستن ماتحت با آفتابه نه تنها اسمش ميهن پرستی نيست بلکه پیروی ارثی از سنت احمقانه مسلمانان و دستور محمد است. سوماْ‌ از لحاظ علمی و بهداشتی در یک فرهنگ مدرن مردود است.
    ۲- اگر ۱۰۰ درصد مردم کردستان رای به جدايی بدهند همان طور که فرانک گفت بايد به منافع کلی ايران و رای مردم سایر نقاط هم توجه کرد. برای مثال اگر مثل خوزستان تمام چاههای نفت در کردستان باشد جدايی عادلانه نيست مگر آنکه منافع ساير نقاط هم در نظر گرفته شود.
    در کانادا به علت آنکه استان کبک استان نسبتاْ فقيرتری از بقيه است (از لحاظ منابع طبيعی) جداشدنش را به رای خود آن مردم گذاشتند.
    ۳- در هر صورت تا زمانی که آمار دقيقی از خواست اکثريت مردم کرد نسبت به جدايی وجود ندارد نميتوان فرض را بر اکثريت گذاشت. بنابراين بايد با هرگونه تجزيه طلبی مبارزه کرد والی با مدل غربی رفتار کردن ايران به ۶۰ پاره تبديل خواهد شد و نوگان ما حسن آقا را خائن به تمامیت ايران خواهند شناخت.
    ۴- احترام به خاک،‌ پرچم،‌مليت اگر چه تا حدودی تبعيض نژادی محسوب ميشود ولی از نوع حلالش (برای اطلاع بیشتر به توضيح المسائل آرمان رجوع شود) بوده و تمامی کشور ها *بدون استثناء* آنرا رعايت کرده و محترم ميشمارند.
    ۵- حضرت رضا پهلوی سلام الله عليه (صلوات) صادقترين،‌ شايسته ترين، معتبرترين، پرطرفدارترين رهبر اپوزسيسون ميباشد (علارغم هزار و يک عيب). سياه نمايی حسن آقا را در قبال ايشان را خواندم و خنديدم:‌ “با پولش دیوار چین را میتواند خراب کند !” (کاشکی به این سادگی بود).
    مسئله آخر:
    اگر فرض گیریم که 100 درصد مردم کردستان خواهان جدایی هستند (که اینطور هم نیست) و رضایت مردم سایر نقاط کشور را هم فراهم شده (شرایط آرمانی), این امر باید از طریق یک پروسه دمکراتیک (رفراندم) صورت گیرد و نه از طریق مبارزه و سربریدن سربازان ارتش که افرادی مثل من و شما هستند. درنتیجه صد در صد با هرگونه تجزیه مخالفم مخصوصا در این شرایط بحرانی.
    والسلام و علیکم
    زنده باد وجب به وجب خاک پاک ایران

  11. صادق says:

    آقای آرمان آفتابه استفاده کردن مطمئن باش بهداشتی تر و علمی تر از دستمال توالت می باشد.آفتابه هم نباشد من از شیشه آبجو استفاده می کنم.
    خانم زيتون بیش ترجمهوريهای شوروی اشغال شده بوده بودند مانند تکه هايی که از ايران جدا کردند يا کشورهای سه گانه بالتيک! تازه بعد از اينکه هم که جدا شدند هم به غلت کردن افتادند استبداد و فقر و فحشا و مواد مخدر در بيشترشان غوغا می کند. قوميت های ايرانی ريشه چندين هزار ساله در ايران دارند و ايراني می باشند. (البته من به اين گمانم که بايد زبان ترکی را به بيرون انداخت که اين زبان آغوژي ريشه ايرانی ندارد)
    تازه اين دعواها بيهوده است من ايمان دارم با سرنگونی اين رژيم اهريمنی و بهره مندی تمام شهروندان ايرانی از جق و حقوق خود اين غوغای تجزيه هم خاموش می شود.مگر قوم ها را با بيل به سرشان زده اند که بخواهند جدا شوند؟ زمان شاه پاکستان و عمان هم می خواستند به ايران بپيوندند. بايد شرايطمان را درست کنيم که حداقل تاجيکستان را به ايران بازگردانيم.
    ايران پادشاهی 4EVER!!!

  12. faranak says:

    آرمان جان
    اين چيزهائی که خسن آقا در وصف من نوشت و من را فاشيست و همرديف خمينی و هيتلر قرار داد را اگر شخصی مثل داريوش سجادی مينوشت حتی نگاه هم به نوشته اش نميکردم. برا ی همين است که تا فيها خالدونم سوخت.

  13. neo says:

    برای روشن تر شدن بجث فرض کنيد عرب های جنوب ايران بحواهند از ايران جدا شوند در اين صورت اگر اين حکم را به معرض رای عموم مردم جنوب بگذاريم احتمالا رای مياورد و از سال بعد ملت ايران بجای پول باد اورده نفت بايد بروند با خايه هايشان بازی کنند …. اين مسئله را پيچيده می کند .. نه؟ حالا به نظر شما راه حل چيست؟؟ نکته اینجاست که منابع نفتی خفته در خاکهای جنوب نه تنها به من و شما تعلق ندارد که به ان عرب خوزستانی هم تعلق ندارد … این منابع همانقدر که مال من و شماست مال ان بچه افریقایی هم هست ….پس به نظر من تماميت ارضی هيچ معنايی ندارد … خاک ايران و اين حرفها چيزی مشابه خرافات مذهبی هستند و ادمهايی که برای اين چيزها حاظر باشند خون کسی را بريزند يا مبارزه کنند را بايد تحت درمان قرار داد…. در مورد کردها و ترک اها موضوع به همین سادگی است و نکته ای وجود ندارد… در مورد خوزستان اما خاک متعلق به انهاست اما استفداه از منابع نفتی و تا حدودی موقعیت استراتژیک خلیج فارس فعلا تا اطلاع ثانوی متعلق به همه ملت ایران است جدايی کرد ها و ترک ها از ايران اصولا ضربه ای به بقیه مردم ايران نمی زند و بايد به رای عموم ساکنین بومی این مناطق گذاشته شود … در نهایت طی چند دهه اینده مرزهای فیزیکی در دنیا از بین میرود (چیزی شبیه اروپا در حال حاظر) و وابستگی ملل اصولا مفهوم کشور را کم رنگ می کند و به تبع ان مفاهیمی چون وطن دوستی و این مزخرفات رنگ می بازد …
    به نظرم راه حل نجات ايران هم در اينده در گرو غلطیدن در دامان جهان مدرن است …. با شعارهای وطن دوستانه به چايی نمی رسيم… مثلا امروزه وقتی از اصلاح طلبها در باب کار کرد های دولت خاتمی سوال کنيد به شما از ازادی نسبی بیان … مهار اختناق موجود در جامعه و … سخن خواهند کفت … حال انکه اينها اصلا کار کرد دولت خاتممی نيست …بلکه علت ان تغيير شرايط جهانی است …. مثل وجود و گسترش اينترنت و…
    راه نجات ما در گرو تغییرات جهانی است … این تغییرات گاه حاد است : مثل حمله امریکا به ایران و گاه تدریجی مثل روند جهانی شدن ….
    عقب مانده هایی مثل اصلاح طلبها و یا سلطنت طلبها (نه خود رضا پهلوی که به نظرم ادمی تحصیل کرده و حتی مناسب برای ریاست جمهوری است) بیشتر خود سد این راهند تا کمکی در راه تسریع این تغییر…

  14. من خودم یک وطن پرست هستم و برای متقاعد کرده اقوام ایرانی برای ماندن در مرزهای ایران از هیچ تلاشی کوتاهی نخواهم کرد ولی برای اینکار حاضر به خونریزی و لشکر کشی نیستم.
    پاسخ به صادق(2032):
    “شاهزاده بارها اعلام کرده است که حاضر می باشد رهبری يک اتحاد اپوزيسيون را به عهده بگيرد”
    صادق خان کسی رهبر نمی خواهد رهبر به اندازه کافی داریم. مشکل اساسی آن مملکت همین است که همه می خواهند رهبر باشند و هیچ کس حاضر نیست آستین بالا بزند و دست به آبادانی بزند و بعد ملت او را انتخاب کند. همه اول می خواهند رهبر بشوند و بعد کار بکنند.
    “شما که ايشان را به جرم پسر محمدرضاشاه بودن می خواهيد محاکمه کنيد”
    خیر بنده ایشان را به جرم پسر آن پدر بودن نمی خواهم محاکمه کنم. ولی از ایشان می خواهم که برای نشان دادن حسن نیت هم که شده پولهای به غارت برده شده به وسیله اجدادشان را در راه مبارزه با رژیم خرج کنند تا حسن نیت ایشان ثابت شود
    “یک اتخاد بین سلطنت طلبان و مجاهدین چه نیروی عظیمی را در برابررژبم ضحاک بسیج می کند؟”
    چنین اتحادی عاقبت اش چیزی به جز حکومت سرکوبگر دیگری به ارمغان نخواهد آورد همان بهتر شکل نگیرد
    “من در پاريس به حضور حضرتش شرفياب شدم می خواستم به پاهايش بيافتم که نگذاشت”
    همین رفتار به پا افتادن و دست بوسیدن است که دیکتاتور می سازد پس به شما پیشنهاد می کنم اول خودتان را اصلاح کنید بعد کشور را.
    فرانک خانم:
    شما دلخورید که بنده شما را با هیتلر و خمینی مقایسه کرده ام. در اشتباهید من افکار شما را که درست مثل افکار هیتلر و خمینی است نقد کردم نه شما را.
    و از شما و دیگران یک سوال خیلی اساسی کردم که شما از پاسخ دادن طفره رفتید. سئوالم را دوباره تکرار می کنم:
    آیا اگر مثلا در کردستان ملت کرد با اکثریت مطلق تصمیم به جدایی بگیرند شما بعنوان فرمانده کل قوا چه خواهید کرد. آیا برای یک پارچه نگاه داشتن ایران به کردستان لشکر کشی خواهید کرد؟ این سوال ساده را اگر پاسخ گفتید آنوقت می توانیم در موارد دیگر بحث کنیم.

  15. شبح says:

    خسن‌آقاي عزيز!
    بوي گند ناسيونال شوونيسم و اين “چو ايران نباشد تن من مبادها” ديگر مدت‌هاست درآمده است. هر چند متاسفانه هنوز اين‌جا و آن‌جا مي‌شنويم که بعضي‌ها فکر مي‌کنن کون آسمان سوراخ شده است و قوم شريف آريايي از آسمان به زمين افتاده است.
    آمده بودم اينجا يه چيز ديگه بگم و اونم اين که خدا بگم چه‌کارت کنه اينقدر گفتي “اسهال‌طلب” که اسهال تمام مملکت رو برداشته!

  16. neo says:

    شاه بحرين را داد به عربها !

  17. آرمان says:

    با همين جور صحبتها و طرز فکر “ضد ایرانی” باعث ميشويد که مردم بگویند همین آخوندها بهتر هستند که لااقل کشوری به نام ایران داریم. اگر سرنوشت ایران به دست گوشکوبانی مثل شبح که چیزی از دمکراسی و مهین دوستی نمیداند و فقط عمله سوسیالیست است, بود الان از ایران اثری باقی نبود.
    گوشکوب میگوید که “بوي گند ناسيونال شوونيسم و اين “چو ايران نباشد تن من مبادها” ديگر مدت‌هاست درآمده است” ؟!
    احمق ! چند درصد ایرانیان با این مزخرف تو موافق هستند ؟! حتی اون گروه فشار هم شرافتشان از تو بیشتر است که کشوری دارند و هویتی. کدوم قوم آفریقایی عقب افتاده است که منکر کشور و ملیت خودش بشود ؟ تو کدوم طویله بزرگ شدی که میلت ندارد ؟ اگر مثل دزدها پناهنده بی گذرنامه و ملیت نبودی, الان از این گها نمیخوردی.
    یکم اگر شعور داشتی میدونستی که با این طرز تفکر “ضد ایرانی” تیشه به ریشه خودت میزنی. هرچه بیتشر از “ایران” بدی بگویی باعث نفرت “ایرانیان” از خودت میشوی.
    تو عمرم فقط یک کثافتی مثل تو رو دیده بودم. یک بسیجی که به زور زن آمریکایش در آمریکا زندگی میکرد و قادر نبود به ایران بیاید و میگفت: “ما برای ایران ارزش قائل نستیم برای ما دین اسلام مهم است !” ارزش تو به همون اندازه است. حتی خرهای قبرس هم هویت و ملیت دارند. تو چی ؟
    گوشکوب ! توقع داری با شعار “ایران پشم است” مردم را دوره خودت جمع کنی ؟! از امروز به بعد با این اعترافت همه شناختنت. قبلاً نشون دادی که تحمل حرف برتر را نداری ولی خودت را نگه داشتی که “وطن فروش” بودنت را لو ندی. امروز دیگه سر و تهت افشاء شد.
    از فرانک و صادق تشکر میکنم که باعث افشاء ماهیت این “وطن فروش” شدند. وظیفه ما آزاده اندیشان دقیقاً همین است.

  18. صادق says:

    ايرانيان! با امضاء اين بيانه به نابودي پاسارگاد و ساير محوطه هاي باستاني اعتراض كنيد.آثار باستاني هر كشوري ، شناسنامه و هويت آن ملت است!از هويت خويش دفاع كنيد!
    http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=12814f60-21c2-4c60-b4de-e7eb0910f1ce

  19. از قرار معلوم این آرمان خان خیلی تنها تنها جلو خودش دولا و سلا می شود.
    یک سوال بسیار ساده را قادر نیستید پاسخ بدهید حالا می خواهید مملکت را از دست آخوند نجات بدهید؟

  20. افشین زند! says:

    اين نوشته وبلاگ نقطه ته خط که زير فشار گويا مجبور به حذفش شد. اما گمان نکنم حسن اقا رو کسی بتونه تهديد و وادار به حذفش کنه. هان؟ بخوانید و بدانید:
    «تو نيم‌وجب بچه واسه ما آدم شدي؟ تو هنوز تا سر كوچه تنها نمي‌توني بري. تا خارج بخواي بري پاسپورت مي‌خواي و اجازه پدرت… من شماها رو معروف كردم دعوتتون كردم بياين تو خبرچين(!). همين مصاحبه اسد با شماها رو از من داريد. من شماها رو بهش معرفي كردم».
    متن فوق نه اظهارات يك فرد عامي است و نه ديالوگ يک فيلم آبگوشتي. متن فوق آخرين گفتگوي مجيد زهري با يكي از خانم‌هاي بلاگر در مسنجر است كه ديشب به خاطر انتقاد در مورد خبرچين بر او تاخته است. متاسفانه مجيد برخلاف آن‌چه در جمع مي‌نماياند به سبك افراد بيماري نظير سعيديارمحمدي كه گويا پدرخواندگي او را به عهده گرفته و گاهي قلاده‌اش را عليه اين و آن باز مي‌كند، داراي گره‌هاي خاص خود است. من هيچ دشمني با ايشان ندارم و حتي از وي با دوستي و نيكي ياد كرده‌ام اما فضايي كه اين تيم دو نفره در مدت‌هاي اخير به وجود آورده‌اند نشان از دوچهره بودن آدم‌ها نمي‌دهد؟ تخريب من و ديگران و دروغ‌پردازي و دستكاري كلمات به هر قيمت به خاطر چيزي موهوم و مجازي به نام وبلاگ چه حاصلي برايشان داشته است؟
    متاسفانه اين يكي از مشكلات اساسي وبلاگستان ايراني است. آدم‌ها خودشان را خوب نشان مي‌دهند ولي عين دنياي واقعي كه جنگ پول و قدرت و گيس‌کشي سر ماديات است اينجا هم سر يك اعتبار مجازي حاضرند دوستان خودشان را هم تخريب كنند. متاسفم. بيشتر ما از روي صداقت با اين افراد دوستي مي‌كنيم اما ظاهراً دست ما نمك ندارد. كاش همه مي‌دانستند كه ما فقط مي‌نويسيم و ارزش هر كس در اخلاق ارتباطي او با ديگران است. ضمناً متن دومين بخش گفتگوي وي با اسد را هم بخوانيد .
    ***
    از اسد عزيز ضمن تشكر از زحمات و صداقتش در اين مورد، مي‌خواهم چون در داخل ايران هستيم و به دليل برخي مسائل امنيتي كه به خاطر آن مصاحبه‌ها براي ما پيش آمده و به خاطرش آش نخورده و دهان سوخته كلي سوال جواب پس داديم، و ارتباط آن با نامه موسوم به نامه بلاگرها كه مخالف آن بوده‌ايم و مخالفت خود را هم علناً اعلام كرده‌ايم، آن مصاحبه‌ها (من و خانم ياد شده) را بردارد تا حداقل از زير منت آقاي زهري كه باعث معروف شدن ما شده خلاص شويم! ببخشيد که تا الان هم سعه‌ي صدر داشتيم و نگفتيم که حتي برخلاف شما به خاطر آن مصاحبه هم تاوان و هزينه داده‌ايم.

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر