Aug 25 2005

قتل یک عضو حزب دموکرات کردستان در سوئد

نوشته:     :::       8 پیام

از قرار معلوم آقای محسنی اژه‌ای هنوز بر کرسی خلافت ننشسته کشتار را شروع کرده‌اند. آقایان هنوز رای اعتماد نگرفته می‌خواهند بگیر رو ببندها را راه بیندازند. ملت هم که انگاری اگر دنیا را آب ببرد ایشان را خواب خواهد برد.
سانسور را چند برابر کرده‌اند خفقان را همه گیر، حالا همین کم مانده که قتل های دهیه 60 و هفتاد را هم شروع کنند.
پیک ایران : بنابه گزارش حزب دموکرات کردستان ایران، آقای کاوه زارعی 25 ساله روز دوشنبه 22 اوت برابر با 31 مرداد ساعت شب بوقت اروپای مرکزی، توسط سه فرد ناشناس در شهر Lindsberg در سوئد بقتل رسید.
هنوز از اهداف و انگیزه های قاتلین زارعی اطلاعی در دست نیست.

نوشته: در ساعت: 2:31 am در بخش: سیاسی

8 پیام  |           

8 پیام به “قتل یک عضو حزب دموکرات کردستان در سوئد”

  1. صادق says:

    اولا : ا لله اکبر چيزم تو رهبر!
    دوما : من يک چيزی بگم فحش نمی شنوم؟
    ببينم مگر فارس و لر و ترک و بلوچ در ايران حق و حقوقی دارد که آقايان کرد دارند خودشان را پاره می کنند؟ بسياری از اينها دارند با شورت جلال طالبانی می روند توی حجله! اينها بوی کثيف تجزيه می دهند!من ترجيح مي دهم ايران تا صد سال ديگر زير لنگ و پاچه آخوند بماند ولي يك ذره هم از اين خاك كم نشود. كدام حق و حقوق قوميتي؟ مگر بقيه در اين رژيم انيران حق و حقوق دارند مگر لر حق و حقوقي اش رعايت مي شود؟ مگر تهراني كليه نمي فروشد ؟ مگر دختر مشهدي ۱۴ ساله تنش را نمي فروشد؟
    كردستان از دير باز مانند استانهاي ديگر جزئي از خاك ايران بوده اگر جدا بوده و ايران آنرا اشغال كرده شما هم مثل عربها خجالت نكشيد بگوييد!!تحت تاثير يك عده خائن به كشور و ملت قرار داريد؟ اگر هر قومي از ايراني بودن خود نا راضي است چاره اش مهاجرت است نه اين كه تكيه از ايران را هم بدزدد و با خود ببرد
    اين را هم ميدانيم اكثر كردها كه خيلي از آنها درنواحي مختلف پراكنده اند اصلا بهايي براي اين طور مسائل قائل نسيستند و خود را يك ايراني مي دانند نه يك تجزيه طلب.
    عده بسيار اندكي هستند كه از بي اطلاعي عوام در كردستان سوئ استفاده مي كنيد و به انها بهشت را در جدا شدن از ايران تلقين مي كنيد. به گوش باشید خطر تجزیه بیخ گوشمان می باشد.

  2. آرمان says:

    منهم با تجزيه شديداْ مخالفم. بايد حواسمان جمع باشد که هدف مبارزه اکراد چيست ؟ اگر مبارزه آنها با رژيم برای سرنگونی است بايد حمايت کرد ولی اگر برای جدايی است بايد مخالفت کرد.

  3. faranak says:

    البته اينکه دوباره جو اجتماعی و سياسی ايران به شرايط دهه ۶۰ برگردد از محالات است ولی در عين حال بايد هرگونه فرصت گستاخی را از آقايان گرفت.

  4. faranak says:

    در ضمن هر کس خودش را ايرانی نميدونه هری گورش را گم کنه و از ايران بره گم شه ولی رويای اينکه حتی يک وجب از خاک ايران را با خودش ببره را از کله يوکش بيرون کنه.

  5. villej says:

    حسن اقا جان
    اينها ترور شخصيتی اپوزسيون را از چند ماه قبل
    شروع کرده اند. نمونه اش هم عملکرد یکی از
    مامورانشان بنام حسین کیهان-درخشان در این مدت
    است.

  6. neo says:

    تماميت ارضی بی معنی است …. اگر عده ای سعادتشان را در جدايی از ايران می بينند بايد اين حق را داشته باشند تا در يک رفراندوم جدا شوند …. خاک ارزشی ندارد …. مهم دمکراسی است … اگر انها صاحب ان تکه خاک نيستند شما هم نيستيد…. حرفهايی که می زنيد عين نژاد پرستی است …. خاک ايران يعنی چی بابا… جمع کنيد اين مزخرفات را .. با اين طرز فکر انهايی که يک بار با مذهب سر شما را شيره ماليدند .. بار ديگر ممکن است از این حس ناسيوناليسم کور بهره بگيرند .. حالا ببين کی گفتم

  7. faranak says:

    هجب استدلالی!
    ۱. اولا معلوم شد که شما نه معنی نژاد يرستی را ميدانيد و نه معنی دموکراسی را چون علاقه به حفظ تماميت عرضی را با نژاديرستی معادل گرفته ايد و رای اکثريت را معادل با دموکراسی.
    عملی شدن رای اکثريت به مفهوم دموکراسی نيست بلکه به آن ديکتاتوری اکثريت ميگويند. دموکراسی معادل عملی شدن خواست اکثريت با حفظ حقوق اقليت است. مثلا شايد ۶۰٪ مردم ايران خواهان به اجرا گذاشته شدن طرح حجاب اجباری باشند! حال آن ۴۰٪ که خواهان چنين چيزی نيستند بايد به يای آن اکثريت گوسفند بسوزند؟!
    مساله کردستان هم همين است. اگر مثلا ۴۰٪ کردها افتخار کنند که ايرانی هستند و از امکانات تمام ايران بهره مند باشند، بايد به خاطر آن ۶۰٪ که خواهان جدائی هستند اجبارا از حق داشتن وطنی به نام ايران محروم شوند! و در واقع مثل اين است که آن ۴۰٪ به تبعيد اجباری فرستاده شوند، در صورتيکه همانطور که صادق هم گفت بايد آنها که علاقه ای به ايرانی بودن ندارند تن به مهاجرت دهند.
    ۲. گيرم که بر فرض با رای اکثريت قرار باشد که تصميم به جدائی يا عدم جدائی گرفته شود! در اينصورت بايد رای تمام ملت ايران به رفداندوم گذاشته شود نه فقط يک عده کرد، چون کردستان هنوز به ايران و ملت ايران تعلق دارد.
    ۳. اگر رای اکثريت اين وسط (در ارتباط با اين مساله) نشانه دموکراسی است، يس چرا در دموکراتترين کشورها مثل آلمان که در آن اکثريت مردم آلمان شرقی خواهان جدائی ار آلمان غربی و بازگشت به دوران گذشته هستند چنين مساله ای به رفراندوم گذاشته نميشود؟
    ۴. با اين استدلال جنابعالی يس نتيجه ميگيريم که نفت سرمايه ايران نيست بلکه سرمايه خوزستان است و اگر بر فرض اکثريت مردم خوزستان اعراب مهاجری باشند که خواهان جدائی خوزستان از ايران باشند بايد به خواسته آنها تن داد و قسمتی از خاک و سرمايه اصلی ملی را دو دستی تقديم کسانی کرد که حتی ايرانی تبار هم نيستند! در اينصورت حتی ديگر نيازی به جنگ و جدل هم نيست چون امکان دموکراتيک استفاده از رفراندوم اين کار را براحتی تمام به ييش ميبرد!!!
    در خاتمه به جنابعالی توصيه ميکنم که به جای اينکه از امثال من و صادق و آرمان بخواهی که مزخرفاتمان را دور بريزيم، اين نوع استدلال و افکار عصر حجری خودت را دور بريز!

  8. صادق says:

    با سربلندی با قدی افراشته به دنيا اعلام می کنم که ايرانم و يکپارچگی ارضی اش برای من از آزادی و دموکراسی بالاتر است وهميشه خواهد بود.

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر