Jun 29 2002

سایه روشن فکر پیش گفتار:

نوشته:     :::       Comments Off on سایه روشن فکر پیش گفتار:

سایه روشن فکر
پیش گفتار:
حُسن آقا امروز که از خواب بیدار شد چون شب خوب خوابیده بود و تعطيلات هم شروع شده و حُسن آقا یک کمی بیشتر وقت اینکارا رو پیدا کرده با خودش گفت که امروز یک کمی مثل “روشن فکرها” مطلب بنویسه. بخاطر همین هم یک تیتر قلمبه سلمبه انتخاب کرد و حالاهم در خدمتتون هست.
سایه روشنفکر کیست؟
من معمولآ چون سواد درست و حسابی ندارم بری ایکه چیزا رو تئوریزه بکنم همیشه باید یک مقدار صغرا کبرا بچینم تا بتونم برم سر اصل مطلب، پس اول صغراش رو داشته باشید تا کبراش رو هم بعد بدم خدمتتون.
خدمت شما که عرض کنم ما یک رفیقی داشیتم چندسال پیش که یک کمی “سایه روشن فکر” بود حالو عرض میکنم چرا.
این دوست عزیز یک روز نه زیر گذاشت نه رو و بما گفت “حُسن آقا تو هم داری یواش یواش کاپیتالیست میشی ها ” .
سوال کردم قربانت گردم از چه لحاظ!؟ فرمودند: آخه ماشالله ماشالله شما خونه که داری ماشین آخرین مدل هم که داری پس دیگه کاپیتالیست هستی دیگه. مارو میگی سرخ شدیم سبز شدیم موندیم به آقا چی بگیم. خلاصه بعد از اینکه شوک اولیه رفع شد با صدایی خاموش و نا مطمئن گفتیم: دوست عزیز این چیزارو که ما مجانی که بدست نیاوردیم همه رو هم از عرق جبین و زور مغز در آوردیم، کسی هم که به ما یک شاهی نداده حالا ما چطوری کاپیتالیست شدیم؟ درضمن اگه خمس و ذکات هم نمیدیم ماشالله الله اکبر مالیات رو ولي خيلي خوب هم میدیم . فرمودند نه خیر قربان این پول رو کاپیتالیستها به شما میدن که دیگران را استسمار کنید و بخاطر همین هم به شما خوب میرسند.
بحث داشت واقعآ “داغ” میشد که یکی از دوستان که اونهم مثل من یک کمی بفهمی نفهمی کاپیتالیست بود پرید وسط حرف و خلاصه بحث رو از جاده ی “سایه روشنفکری” خارج کرد و ما را برای عمري مدیون خود کرد.
پس از رفتن از آن مجلس کذایی من و دوست نوچه کاپیتالست در راه بحث جدیدی را شروع کردیم که البته من آن را شروع کردم خلاصه مطلب رو مینویسم چون اون بحث هم خیلی طولانی شد. من میگفتم که دوست عزیز آیا نظر سران قبیله کومونیسم و مارکسیسم مگر نه این بود که جامعه در یک رفاه نسبی باشد و هرکسی هم نانی برای خوردن داشته باشد. خوب شما بفرمایید مگر این جامعه نروژ بجز این است. چرا راه دوری را برويم همین دوست “سایه روشن فکرمان” را مثال میزنم. مگر نه این است که این دوست نه سر کاری میرود و ماهیانه پول خوبی راهم از قبال کمکهای اجتماعی و چمیدانم “sosial kontor” میگیرد دیگر چه مرضش هست مگر نه اینکه ما بقول ایشان “کاپیتالیستها” ماهیانه مالیاتی میدهیم تا دوست گرامی خمس و ذکاتش را بگیرد و صبح بجای ساعت 6 ساعت 10 یا یازده از خواب بیدار بشود و روز را هم با اراجیف “سایه روشنفکری” سپری کند و بعداز ظهر هم یک سری به یک کافه همانجا که پاتوق روشنفکران است برود و با سفاش دادن یک کاپوچینو با دیگر دوستان “سایه روشنفکر” گپ روشن فکری بزند و جهت انقلاب بعدی اسراتژی و تئوری سر همبندی کند. خوب قربانت گردم این چه سوسیالیستی هست که از ناف جوجه کاپیتالیستهای همچون من وتو ارتزاع میکند. در ضمن در جامعه اقتصاد باز هر چقدر كه پول بديد به همون اندازه هم آش ميخوريد. ما هم به جاي پول نيروي كارمون را ميديم حالا به صورت كار بدني يا كار فكري هر چه كه باشه فرقي نميكنه و توقع هم داريم كه در مقابلش بازده مناسبي دريافت كنيم. آقاي رفسنجاني، آقاي خامنه اي، آقاي خاتمي، وزرا و وكلاي عزيز به در گفتيم كه ديوار هم گوش كنه ها.
چون قول داده بودم اول بحث که بعد از توضیخ دادن صغرا به کبرا هم خواهم پرداخت این هم کبرای بحث:
دوستان عزیز ممکن است که حُسن آقا روشن فکر به شيوه اينچنين نباشد ولی حاضر هم نیست زیر رواق “سایه روشن فکرها” سینه زنی کند. وترجیح میدهد که همان تاریک فکر باقی بماند. اسلام هم با اين طرز فكر و عمل حسن آقا هيچگونه مخالفتي نداره. دروغ هم نگيد كه از گناهان كبيره است.
حُسن آقا چاکریم

نوشته: در ساعت: 2:41 am در بخش: بدون دسته بندی

Comments Off on سایه روشن فکر پیش گفتار:  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر