Oct 24 2003

به به ، بنازم به

نوشته:     :::       Comments Off on به به ، بنازم به

به به ، بنازم به اين ميگن سياست درست و حسابي و برنامه ريزي شده. گور پدر ناپلئون، اصلاْ امير كبير ديگه خر كيه؟ مصدق ديگه سگ كي باشه؟
حتماْ ميپرسيد كه چي شده؟ ميگم مگر شماها روزنامه نميخونيد؟ مگر تلويزيون نگاه نميكنيد؟ بيخود نيست كه هي پشت سر هم بچه پس ميندازيد و نفهمهائي مثل خودتون رو تحويل دنياي فردا ميديد. اينهمه منورالانوار و بحرالعلوم و مدبرالادبار و مطهرالاطهار و مبصرالبصار و مشرب الابشار توي اين مملكت ريخته و شماها هنوز دارين توي تاريكي دور خودتون سردرگم ميچرخيد.
زمان جنگ با عراق همون وقتيكه ايران در جبهه ها در موقعيت بسيار مناسب نظامي قرار داشت، اگه يادتون باشه كويت و عربستان به ايران پيشنهاد دادند كه جنگ را خاتمه بده و اون موقع حدود صد ميليارد دلار هم خسارت بگيره و برسه به كار و زندگيش. دولت وقت گفت نه. اي بابات خوب ننت خوب نه؟ چرا نه؟ اينهمه سرباز و پاسدار دارن توي اين جبهه ها كشته ميشن، اينهمه ذخاير مالي و معنوي دارن از بين ميرن اينهمه برنامه ناتموم و حتي هنوز شروع نكرده داريم كه دارن كپك ميزنن و يك موقعيتي پيدا شده كه با حفظ حيثيت ملي و معنوي، آبرومندانه جنگ را با سربلندي ايران بپايان برسونيم و شما ميگيد نه؟ البته خود منم از اين حرفها ميزدم مثل بقيه خلق الله ولي امت همينه ديگه. امت حاليش نيست و از هيچي هم خبر نداره اگه حاليش ميبود و خبر ميداشت از اين حرفها اصلاْ نميزد. ولي نورالعالمين ما آقايون علما قبول نكردن و الآن ميفهميم كه شكر خدا كه قبول نكردن. اگه اون موقع با سر دادن شعارهاي جنگ جنگ تا پيروزي چندين و چند سال ديگه اين بركت الهي (منظورم همون جنگه) را ادامه نداده بودن، الآن بيچاره شده بوديم. ما اون موقع نميفهميديم كه منظورشون چي بوده (بخاطر همين هم امت دنيا امديم و امت هم از دنيا ميريم) ولي حالا كه روزنامه ها رو ميخونيم ميبينيم كه ايران جزو معدود كشورهائي است كه در اسپانيا متعهد ميشه كه دوش بدوش آمريكاي جهانخوار در امر بازسازي عراق فعاليت جدي داشته باشه و خرجش هم با ما امت هميشه در صحنه.
امروز دوزاريم افتاد كه موضوع از چه قرار بوده. اون موقع يعني همون زمان جنگ جنگ تا پيروزي ما ايرانيها ميدونسيتم (در واقع ما نه بلكه طاهرين ما ميدونستند، ما فقط نق ميزديم) كه عراق براي بازسازي به پول احتياج داره و كويت و عربستان هم عوض اينكه به بازسازي عراق كمك كنند به ما پيشنهاد ميدادند كه پول بگيريم و كنار بريم. انگاري كه ما رشوه خوريم و دفتر تو نروژ داريم. ما كه نميخوايم سر برادران عراقيمون كلاه بذاريم كه. ما ميخوايم كه عراق چنان بازسازي بشه كه بشه ژاپن دوم آسيا تا از صدقه سرش ما هم به يكجائي برسيم. بخاطر همينهم با وجود تمام بدبختيهاي داخلي خودمون و اينكه خودمون از بانك جهاني قرض ميگيريم، ميخوايم كه به عراقيها پول بلاعوض بديم كه اونا دستشون جلوي هر كس و ناكسي دراز نشه. تو هم كه اون گوشه نشستي هي يواشكي نگو كه توي بده و بستانهاي هميشگي افتاديم و چنون سر جريانهاي اتمي كه البته حقمون هست، بهمون فشار آوردن كه به اينوسيله ميخوايم راضيشون كنيم. من همش رو شنيدم. راست ميگي بيا جلو.
فقط اين ميون از دست فرانسه و آلمان حسابي دلخورم كه چرا بهانه وضع اقتصادي نامطلوب خودشون رو ميارن و از زير بازسازي عراق شونه خالي ميكنند. حتي شنيدم كه ميگن ما اگه بازسازي كنيم رژيم بعديش مياد و خراب ميكنه. هرچي هم كه آمريكا به اين زبون نفهما ميگه نخير اصلاْ هم خراب نميكنه. من اينجا ميمونم تا كسي هوس اين غلطها به سرش نزنه، به خرجشون نميره كه نميره مثل اينكه مغز خر خوردن. نامردها دريغ از يك دلار ناقابل.
شكر خدا كه ماها همسايه هاي خوبي براي تمامي كشورهاي دور و برمون از افغانستان و پاكستان گرفته تا ارمنستان و تاجيكستان و ازبكستان و رفسنجانستان و طبسستان ووووو هستيم.
اينها رو همه از بركت سر رهبر و فسفر موجود در پسته رفسنجان كه گويا براي باز شدن افكار خيلي مفيده و صد البته از ابهت شخص شخيص رئيس جمهورمون داريم. حسود هم هرگز نياسود.
والسلام نامه تمام.

نوشته: در ساعت: 1:21 am در بخش: بدون دسته بندی

Comments Off on به به ، بنازم به  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر